آگاه: بر همین مبنا، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا چندی پیش در آکروپولیس آتن، گفت ایرانیها به پادشاهی خشایارشا ۲۵۰۰ سال پیش به آتن حمله کردند و کشتار و وحشیگری کردند. در واقع روبیو در حال ترویج این گزاره بود که اگر ما آمریکاییها اکنون در حال جنگ با ایران هستیم، هدفمان ستاندن انتقام اجداد مستکبرمان یعنی یونانیان از ایرانیان است.
در این میان، آنچه در حقیقت مایه تاسف است، آن است که جماعتی که خود را باستانگرا و سلطنتطلب مینامد، زبان به کام گرفته و لال شده است. جماعتی که از بام تا شام، شعار میدادند «ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم»، اکنون در مقابل درشتگویی و اهانتهای وزیر خارجه آمریکا به قوم آریایی و ملت متمدن ایرانی، ساکت شدهاند و در مقابل، برای کشته شدن مزدوران عربستان سعودی در یمن، عزاداری میکنند؟ این تناقض حقیقتا شگفتآور است.
مگر جماعت سلطنتطلب شیفته و مجنون کوروش نیست؟ مگر قبله آمال و بت سلطنتطلبان، کوروش نیست؟ پس چرا وقتی روبیوی آمریکایی، نوه کوروش یعنی خشایارشا را سرکرده متجاوزان و قاتلان میخواند، کک سلطنتطلبان و باستانگراهای به اصطلاح ایرانی نمیگزد؟
ذهن کلونیال
پاسخ به این پرسشها را باید در ذهنیت استعماری و اصطلاحا کلونیال جماعت سلطنتطلب و باستانگرا جستجو کرد. ذهن استعمارزده با این جماعت نگونبخت کاری کرده که آنها حتی از بمباران کشورشان و قتلعام کودکان کشورشان نیز توسط متجاوز آمریکایی خوشحال و مسرور شوند!
این سکوت مرگبار و خفتبار باستانگرایان در برابر اهانت آشکار مقام آمریکایی به هویت و تاریخ باستانی این مرز و بوم، پرده از این حقیقت تلخ برمیدارد که ادعای وطنپرستی و کوروشستایی در قاموس این جریان، سرابی بیش نبوده و تعلق خاطر آنان به این تمدن، صرفاً ابزاری است برای ترویج خودباختگی فرهنگی و تطهیر چهره کریه استکبار. وقتی مدعیان دروغین باستانگرایی در برابر توهین وقیحانه سردمداران کاخ سفید به شکوه تاریخی ایران زمین، لالمانی گرفته و زبان در کام میکشند، به روشنی آشکار میشود که این جماعت، نه دل در گرو تاریخ و تمدن این ملت، که سرسپرده حلقه غلامی واشنگتن و تلآویو هستند؛ پیوندی ننگین که در آن، عزت ملی، فدای حقارت در برابر ارباب غربی شده است.
تمجید از متجاوز!
تناقض شگفتآور این جریان خودفروخته در آنجاست که از یکسو با شعارهای نژادپرستانه، دم از عظمت ایران باستان میزنند و از سوی دیگر، هرگاه تروریستهای آمریکایی و صهیونیست، پیکر این سرزمین را هدف کینهتوزی قرار میدهند، با چشمپوشی از این جنایات هولناک، در صف ستایشگران متجاوزان میایستند؛ تناقضی که گواهی میدهد ذهنیت استعمارزده، توان درک و هضم واژه مقدس وطن را ندارد.
مارک روبیو، وزیر امور خارجه رژیم آمریکا، در سخنرانی اخیر خود در آتن یونان بر تپه تاریخی پنیکس، با اشاره به سابقه جنگهای امپراتوری باستانی ایران با یونان و رم، مدعی شد که همان خصومت و دشمنی در حال حاضر هم بین محور غرب و ایران وجود دارد و ایرانیها به لحاظ ذاتی و تاریخی، مهاجم و مخرب هستند.
به عبارت دیگر، وزیر امور خارجه رژیم آمریکا، این بار تمامقد در قامت یک ایدئولوگ ظاهر شده است که به جنگ غرب به فرماندهی آمریکا علیه محور شرقی یعنی ایران، چین، روسیه، محور مقاومت، ورای دلایل و انگیزههای اقتصادی و سیاسی و امنیتی، ماهیتی وجودی ببخشد. در واقع، روبیو که قبلا درباره اعتقادات آخرالزمانی شیعیان ۱۲ امامی و لزوم مقابله با آن از طریق ارزشهای مسیحی سخنانی گفته بود، این بار هم به نوعی به الهیات سیاسی متوسل شده، تا دشمن یعنی ایران را یک خصم اهریمنی به مفهوم الهیاتی-تمدنی آن ترسیم کند که در صورت عدم سرکوب و نابودی به هر قیمتی، هستی تمدن یونانی - مسیحی را تهدید خواهد کرد.
خوانش صهیونیستی از تاریخ
این روایت ایدئولوژیک از نزاع با ایران به صورت خاص و شرق به صورت عام، یک روایت مکمل هم دارد که صورت عریان آن از زبان مایک هاکابی، مسیحی اوانجلیستِ سوپرصهیونیست و سفیر کنونی رژیم آمریکا در سرزمینهای اشغالی، بارها به زبان آورده شده است که دفاع از اسراییل، دفاع از تمدن غربی است و تمدن نوین غربی اصولا بر پایه ارزشهای یهودی بنا شده است.
اما روبیو به طور خاص، تاریخ و عقبه نزاع کنونی با ایران را به ۲۵۰۰ سال قبل و مقطع جنگ ترموپیل میان خشایارشای هخامنشی و مجموعه دولتشهرهای یونانی بازمیگرداند تا به زعم خود، اثبات کند که ایران فینفسه یک خصم تاریخی برای غرب است. طنز تلخ ماجرا اینجاست که ۲۵۰۰ سال عقبگردی که روبیو برای تعیین مبدا دشمنی غرب با ایران میکند، معادل همان ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی است که در تبلیغات رسمی دهه ۵۰، میراث سلطنت پهلوی خوانده میشد!
این خط روایی، امروز هم توسط طرفداران رضا پهلوی پی گرفته میشود که به خیال خود، در تقابل با اسلام، خود را هخامنشی، پیامبر خود را کوروش و قبله خود را پارسه یا همان پاسارگاد میخوانند، بدون این که کوچکترین آگاهی از واقعیت تاریخ ایران و حتی همین مفاهیم شعاری مورد استفاده داشته باشند.
از آنجا که این جماعت، که هیچ نسبتی با معرفت و دانش و مطالعه ندارند و دستگاه ادراکی آنها، از نظر سیاسی با شبکههایی چون اینترنشنال و بیبیسی فارسی و از نظر فرهنگی توسط شبکههایی چون منوتو شکل گرفته، اصولا در واکنش به اعتقادات دینی ملت ایران، هویت و کنش خود را تعریف میکنند و در باب ایران باستان هم شدیدا گزینشی عمل میکنند. به بیان دیگر، به طرز شگفتی، شاخکهای احساسی آنها با فرکانسهای موساد هماهنگ است و مقدسات ناسیونالیزم شاهنشاهی- باستانی آنان با سیگنالهای تلآویو جرح و تعدیل و به روزرسانی میشود.
کوروشپرستان زیر پرچم پهلوی، شرمگین شدند
سخن کوتاه این که، با این اظهارات وزیر خارجه رژیم آمریکا، آب پاکی بر دستان هخامنشگرایان نوین و کوروشپرستان زیر پرچم پهلوی ریخته شد؛ جماعتی که از شروع جنگ ۱۲ روزه تا همین امروز، ذیل گزاره دروغین و خونشورانه «حساب مردم ایران از حکومت جداست» و «آنها بیدلیل جایی را نمیزنند»، خبیثانهترین و ننگینترین دشمنستایی تمام تاریخ را مرتکب شدهاند. از آن فرد مغزشوییشده آشوبگر کف خیابان ۱۸ و ۱۹ دی که تمام جهانبینی او در این خلاصه میشد که «اینها برن، همهچی درست میشه» تا مثلاً استاد دانشگاهی که جنایت عظیم میناب را با این جمله خائنانه که «آمریکا که بیخود نمیآید به جایی موشک بزند» توجیه کرد، تا آن مثلاً سیاستمدار اصلاحطلبی که با بلاهتی غیرقابلباور مدعی شد «اگر به ترامپ دو میلیارد دلار منفعت میرساندیم، از جنگ جلوگیری میشد» و تا آن مقام اسبق سادهلوح که هولهولکی فیلم پر کرد و گفت «بعضیها که میگویند باید برویم کاخ سفید را بگیریم، تفاهمنامه عالی با ترامپ را به هم زدند» و... همه با این تعیینتکلیف واضح و صریح وزیر امور خارجه قاچاقچی و کوباییالاصل آمریکا، از حیّز انتفاع خارج و ساقط شدهاند.
خلاصه آنکه این رودربایستی ساختگی و مضحک میان مدعیان باستانگرایی و سردمداران واشنگتن، با این لجنپراکنی آشکار مقامات آمریکایی علیه تمدن ایرانی یکسره باطل شد تا همگان ببینند چگونه آن طیف از ورشکستگان سیاسی که از فرط حقارت، چشم بر روی جنایتهای عریان ماشین جنگی استکبار بسته بودند، اکنون در برابر آینه تمامنمای رسوایی خویش، لال و بیدفاع ماندهاند.
نظر شما