۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۵
کد مطلب: ۲۶٬۳۱۷

آبراهه‌ها و تنگه‌ها، امپراتوری‌کش هستند. این گزاره‌ای است که تاریخ، صحت و درستی آن را تایید می‌کند. ۷۰ سال پیش، در چنین روزهایی، امپراتوری بریتانیا، با همراهی فرانسه و رژیم صهیونیستی به جنگ با مصر و جمال عبدالناصر رفتند. آنها می‌خواستند جلوی مدیریت و حاکمیت مصر بر کانل سوئز را بگیرند؛ اما سرآخر چیزی جز شکست و هزیمت نصیب‌شان نشد. شکست انگلیس در جنگ بر سر کانل سوئز، نقطه پایانی بر امپراتوری بریتانیا بود؛ از سال ۱۹۵۶ به بعد، به واسطه شکست در جنگ سوئز، امپراتوری بریتانیا به بریتانیای خالی، تغییر نام و هویت داد.

تنگه‌ها، امپراتوری‌کش هستند

آگاه: در سال ۱۹۵۶ میلادی، جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور ملی‌گرا و ناسیونالیست مصر، کانال سوئز را ملی اعلام کرد. کانال سوئز در آن مقطع، تحت سیطره و تسلط انگلیسی‌ها بود و یکی از مهم‌ترین آبراهه‌ها و مسیرهای ترانزیتی و اقتصادی دنیا به شمار می‌رفت. با ملی شدن کانال سوئز توسط دولت مصر، امپراتوری بریتانیا که منافع خود را در خطر می‌دید، برآشفت و یک بلوک نظامی و سیاسی را برای حمله به مصر و تنبیه قاهره تشکیل داد. فرانسه و رژیم صهیونیستی به این بلوک پیوستند اما آمریکا از الحاق به آن سر باز زد. علت امتناع آمریکا از پیوستن به انگلیس برای تجاوز به مصر در آن مقطع زمانی، آن بود که آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت آمریکا تصور داشت با مشارکت در تجاوز به مصر، قاهره را به آغوش کمونیست‌های مستقر در شوروی هل می‌دهد و این در فضای دوقطبی جنگ سرد برای هیات حاکمه آمریکا قابل پذیرش نبود. سرانجام در درگیری‌های سال ۱۹۵۶ بر سر کانل سوئز، انگلیسی‌ها شکست خوردند و نتیجه آن شد که شوکت و جلال امپراتوری بریتانیا نیز به‌واسطه این شکست و به‌واسطه از دست دادن تسلط بر کانال سوئز از بین رفت و اکنون ۷۰ سال است که کسی انگلیس را با لفظ امپراتوری نمی‌شناسد.

تنگه هرمز؛ بلای جان هژمونی آمریکا
اکنون هژمون یا سرکرده یا امپراتور دنیا، آمریکا است؛ کشوری که هشت ماه است با ایران اسلامی در جنگ است و تقلای بی‌شمار دارد تا تنگه هرمز را باز کند؛ تنگه‌ای که به مراتب مهم‌تر از کانال سوئز است و شریان اقتصاد جهانی محسوب می‌شود؛ در این هشت ماه عایدی آمریکا چیزی جز شکست نبوده و تنگه هرمز همچنان مسدود است و اثرات این انسداد بر اقتصاد آمریکا و قیمت سوخت در آمریکا، فزاینده و کمرشکن شده است. حالا بسیاری از تحلیلگران معتقدند که تنگه هرمز، همان بلایی که کانال سوئز بر سر امپراتوری بریتانیا آورد را بر سر هژمونی آمریکا می‌آورد.
ماجرای سوئز به دنیا آموخت که آبراهه‌ها سند مرگ یک هژمونی را امضا می‌کنند؛ هر امپراتوری که بر گلوگاه اقتصاد جهانی دست بگذارد، سرانجام دستش از آن گلوگاه کوتاه می‌شود. آنچه کانال سوئز ۷۰ سال پیش بر سر تاج امپراتوری بریتانیا آورد، اکنون تنگه هرمز بر سر ستاره پرچم آمریکا می‌آورد. انگلیس در سوئز آموخت که دریاها تسلیم یونیفرم نمی‌شوند و آمریکا در هرمز در حال فراگیری همین درس است، اما با بهای قیمت فزاینده سوختی که بر سفره مردمش کمر می‌شکند.
تلاش هشت‌ماهه برای گشودن هرمز، نه فقط ناکام مانده که ستاره اقتدار واشنگتن را هم از آسمان سیاست جهانی پایین کشیده است. همانطور که سوئز، پایان امپراتوری در پسوند نام بریتانیا بود، هرمز هم می‌تواند پایان هژمونی در عنوان آمریکا باشد. آنچه واضح است آن است که تنگه هرمز اکنون تحت حاکمیت و اشراف کامل جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و این حاکمیت و اشراف، بلای جان هژمونی رو به زوال آمریکا شده است.

افزایش تدابیر انسدادی ایران در تنگه
طی چند روز اخیر نیز شلیک به شناورهای متخلف در مسیر جنوبی تنگه هرمز افزایش یافته است؛ دیگر فقط نفتکش‌ها هدف نیستند؛ شناورهای کوچک، VLCCها، تانکرها و کانتینربرهای بزرگ هم هدف قرار می‌گیرند. هرمز عملا به روی همه بسته است و استثنا ندارد. دیگر فقط در تنگه شلیک نمی‌کنیم؛ در خلیج فارس و دریای عمان هم شلیک می‌کنیم. تا جنگ به‌طور معتبر تمام و هفت شرط ایران محقق نشود، هرمز باز نخواهد شد. اگر باز شود، مثل قبل از جنگ نخواهد بود؛ بلکه با ترتیبات کریدوری، اقتصادی و امنیتی باز می‌شود. رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو معتقد است: اگر این وضعیت تثبیت شود و ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کند، پیامدهای آن مانند مجموعه‌ای از دایره‌های متحدالمرکز گسترش خواهد یافت، تا جایی که ایران به چهارمین مرکز قدرت در جهان تبدیل شود. این یک تحول شگفت‌انگیز است. اختلال در تنگه هرمز به شیوه‌ای بر زندگی آمریکایی‌ها تاثیر گذاشته که هیچ‌یک از جنگ‌های طولانی از سال ۱۹۹۱ تاکنون چنین تاثیری نداشته‌اند.

فاجعه‌ای ژئوپلتیکی و اقتصادی در مقیاس جهانی
جان آساف، سناتور مطرح آمریکایی می‌گوید: تورم قیمت‌های عمده‌فروشی در آمریکا به‌شدت سر به فلک کشیده است. تمام این تحولات زمینه‌ساز تورمی حتی بدتر در آینده است. در حال حاضر، بخش‌هایی از جهان با مشکلات جدی در انجام فعالیت‌های اساسی کشاورزی مواجه‌اند؛ مشکلاتی که ناشی از کمبود کودهای شیمیایی در پی بسته ‌شدن تنگه هرمز است. قیمت‌های بالای گازوئیل نیز در تمام بخش‌های اقتصاد آمریکا به مصرف‌کنندگان منتقل می‌شود؛ چراکه هزینه‌های لجستیک، حمل‌ونقل دریایی و جابه‌جایی بار همگی به‌مراتب افزایش یافته‌اند. دولت آمریکا با بی‌کفایتی فاحش خود، اینجا فاجعه‌ای ژئوپلتیکی و اقتصادی در مقیاس جهانی به بار آورده است و آنچه در پیش است، حتی از بحرانی که همین حالا با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، بدتر خواهد بود.
جو کنت، مقام ارشد سابق دولت ترامپ نیز در مصاحبه‌ای گفت: واقعیت این است که ما ابتکار عمل را در دست نداریم. کاری که ایرانی‌ها انجام می‌دهند، هوشمندانه است. آنها به‌تدریج حملات و فشار بر تنگه هرمز را افزایش می‌دهند و همچنان به ما آسیب می‌زنند. آنها می‌دانند که این اقدامات واقعا در پمپ بنزین به ما فشار وارد می‌کند. به‌دلیل این جنگ نیابتی و جنگی که خودمان انتخاب کرده‌ایم، در وضعیت بسیار دشواری قرار داریم. برای ایران، این وضعیت تقریبا یک بازی دو سر برد است.
به هر ترتیب، آمریکا با تجاوز به ایران، بحرانی را شعله‌ور کرد که دامنه‌اش از میدان نبرد فراتر رفت و به اقتصاد و زندگی روزمره آمریکایی‌ها رسید؛ گویی با دست خود، گور راهبردش را کند. تاریخ بار دیگر هشدار می‌دهد: تنگه‌ها فقط گذرگاه کشتی‌ها نیستند؛ گاه گلوگاه امپراتوری‌ها می‌شوند. همان‌گونه که بحران سوئز افول امپراتوری بریتانیا را آشکار کرد، بحران هرمز نیز می‌تواند شکاف‌های هژمونی آمریکا را عیان کند و فرسایش آن را شتاب بخشد. تنگه‌ها امپراتوری‌کش‌اند و قدرتی که در محاسبه آنها خطا کند، ممکن است بهایش را در سراسر جهان بپردازد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.