آگاه: تهدیدات مقامات آمریکایی، بهویژه در دوران ترامپ یا تحت حمایت دولتهای همسو با او، همواره میان دو قطب فشار حداکثری و جنگ محدود در نوسان است. ادبیاتی که از تهاجم به تأسیسات هستهای یا ضربات هدفمند سخن میگوید، در واقع تلاشی است برای بازگرداندن آمریکا به جایگاه پلیس منطقه و ایجاد ترس در بدنه تصمیمگیران ایران. اما این تهدیدات با یک تضاد بنیادین روبروست؛ آمریکا و حتی متحدان نزدیکش، از ورود به جنگ منطقهای که منجر به جهش قیمت انرژی و بیثباتی اقتصادی جهانی شود، هراس دارند. برای ترامپ که خود را معاملهگر میبیند، جنگ تنها زمانی پذیرفتنی است که هزینهای نزدیک به صفر و سودی سریع و ملموس داشته باشد در حالی که رویارویی با ایران، هرگز چنین معادله سادهای نداشته و هیچگاه برای او نخواهد داشت.
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در وضعیتی قرار دارد که میتوان آن را سقوط در اثر انفعال نامید. ناکامیهای صهیونیستها در عملیات ۷ اکتبر، لرزه بر اندام اعتبار او انداخت و پروندههای فساد مالی و اخلاقی، وی را در محاصره قضایی و مردمی قرار داده است. نتانیاهو به خوبی میداند در شرایط عادی، شانس او برای بقا در قدرت کم است. لذا، با سناریوی «جنگ با ایران» میخواهد با ایجاد فضای اضطراری و بحرانی، جامعه صهیونی را دور خود جمع کرده و از پاسخگویی به شکستهای داخلی بگریزد. اما استراتژی فرار رو به جلو، قماری است که در آن نتانیاهو تمام داراییهای سیاسی خود را روی میز گذاشته است چرا که هرگونه خطا در عملیات نظامی یا هرگونه پاسخ سخت و متقابل از سوی ایران، نه تنها او را نجات نمیدهد، بلکه میتواند منجر به فروپاشی سریعتر کابینه و حتی شورشهای داخلی در سرزمینهای اشغالی شود.
بازدارندگیهای ایران
آنچه این قمار را برای ترامپ و نتانیاهو خطرناک میکند، این است که ایران از حالت دفاعی صرف خارج شده و به آرایشی از توانمندیهای موشکی، پهپادی و نفوذ منطقهای دست یافته است. پس هرگونه تهاجم، نه تنها با پاسخ مستقیم، بلکه با فعال شدن محورهای حمایتی در منطقه روبرو خواهد شد. این یعنی هزینههای جنگ برای آمریکا و اسرائیل، دیگر در حد چند ضربه نظامی نیست، میتواند به معنای از دست رفتن نفوذ آمریکا در منطقه و نابودی زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی باشد. در همین رابطه نظر یک کارشناس مسائل سیاست خارجی را جویا شدیم.
جعفر قنادباشی با بیان اینکه اسرائیل اکنون با شرایطی پیچیده و نوعی بنبست راهبردی مواجه است که آثار آن در تصمیمگیریهای نظامی و تحولات انتخاباتی این رژیم بهوضوح دیده میشود، به خبرنگار روزنامه «آگاه» گفت: تصمیمگیران اسرائیلی درباره پیامدهای آغاز جنگ جدید با تردیدهای جدی روبهرو هستند. نتانیاهو از یک سو نگران است که ورود به درگیری نظامی و اصابت حتی یک موشک به تلآویو، افکار عمومی را علیه او بسیج کند و رأیدهندگان، وی را مسئول ناامنی و آغاز جنگ بدانند، موضوعی که میتواند به شکست انتخاباتی او منجر شود.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر، خودداری از اقدام نظامی نیز نگرانیهای امنیتی اسرائیل را برطرف نمیکند زیرا پروندههای مهم منطقهای همچنان باز مانده و تحولات غزه، لبنان و ایران بر محاسبات سیاسی و امنیتی تلآویو سایه انداخته است. کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به ادامه نگرانیهای امنیتی رژیم صهیونیستی در نوار غزه، افزود: با وجود حملات گسترده و تخریبهای صورتگرفته در این منطقه، اسرائیل نتوانسته شرایطی را که برای حذف کامل تهدیدهای امنیتی در نظر داشت، محقق کند. بخش قابلتوجهی از تونلهای غزه همچنان باقی مانده و نگرانی از احتمال حملات موشکی به شهرکها یا تلآویو، حتی در آستانه یا روز برگزاری انتخابات، ادامه دارد. قنادباشی گفت: وضعیت جمعیت غزه و ناتوانی اسرائیل در ارائه راهحلی برای مسائل این منطقه نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده است بهگونهای که ادامه عملیات نظامی و تلاش برای تغییر وضعیت جمعیتی غزه نتوانسته نگرانیهای امنیتی تلآویو را پایان دهد. وی با اشاره به تداوم تحولات جبهه لبنان، تصریح کرد: پرونده لبنان نیز برای اسرائیل بسته نشده و با وجود بمبارانهای گسترده و تلفات انسانی ناشی از آن، همچنان نگرانی از تحولات این جبهه وجود دارد.
کارشناس مسائل غرب آسیا، ایران را یکی دیگر از عوامل موثر بر محاسبات امنیتی و انتخاباتی رژیم صهیونیستی دانست و گفت: نگرانی اسرائیلیها از ایران به اندازهای است که حتی یک تحرک نظامی یا عبور پهپاد در شرایط حساس انتخاباتی میتواند فضای سیاسی را تحت تاثیر قرار دهد و محاسبات مسئولان این رژیم را بر هم بزند. قنادباشی به تلاش برای واردکردن کشورهای عربی به تقابل با ایران اشاره کرد و افزود: با وجود تمایل برخی طرفها به گسترش دامنه مشارکت منطقهای در چنین تقابلی، کشورهای عربی به دلیل نگرانی از پیامدهای جنگ و تجربه هزینههای پیشین، تمایل چندانی به ورود مستقیم به درگیری ندارند. آمریکاییها پس از تجربه شکستها و هزینههای گذشته، تلاش میکنند آغازکننده جنگ جدید نباشند زیرا میدانند منافع آنها در منطقه در معرض آسیب قرار میگیرد و ورود به درگیری میتواند تبعات گستردهای داشته باشد. وی درخصوص وعدههای آمریکا و اسرائیل به برخی کشورهای عربی هم گفت: این کشورها با وعده تغییر موازنه قدرت در منطقه و کسب موقعیت برتر وارد برخی معادلات شدند، اما تحققنیافتن وعدهها و بروز مشکلات اقتصادی، نگاه آنها را نسبت به مشارکت در تنشهای جدید محتاطانهتر کرده است.
تقویت بدنه دفاعی و پیام انتخاب وزیر جدید دفاع
در حالی که دشمنان با زبان تهدید و قمار سیاسی پیش میروند، جمهوری اسلامی ایران استراتژی خود را بر پایه سرمایهگذاری روی توانمندیهای بومی بنا کرده است. در همین راستا، معرفی و رای اعتماد به مهرداد اخلاقی به عنوان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، حرکت تکمیلی در این مسیر ارزیابی میشود. برای درک اهمیت این موضوع، باید به سوابق اجرایی وی در سازمان صنایع هوافضا و گروه صنایع شهید باکری نگریست. در برههای که تهدیدات آمریکا بر محوریت برتری هوایی و استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته است، انتخاب مدیری که تخصصش در قلب صنایع دفاع بهویژه هوافضا و موشکی است، پیامی صریح به طرف مقابل منتقل میکند. برنامه وزیر پیشنهادی دفاع برای پشتیبانی حداکثری از نیروهای مسلح، به معنای آن است که هر پیشرفتی در آزمایشگاههای دفاعی، باید سریع به تجهیزات میدانی تبدیل شود تا چرخه بازدارندگی با شتاب بیشتر پیش رود. همچنین با توجه به احتمال تشدید فشارها از سوی ترامپ، تخصص وزیر پیشنهادی دفاع در مدیریت زنجیره تامین صنایع دفاعی دشمن را در میدان نبرد با سختی رو به رو میکند.
نتانیاهو و ترامپ سعی دارند با تهدید و ایجاد رعب، معادلات را به نفع خود تغییر دهند، اما این تهدیدات به دلیل ریسکهای بسیار بالا، بیشتر شبیه به تلاشی برای پنهان کردن نقاط ضعف است. در مقابل، ایران با تقویت ساختارهای دفاعی و حضوری فردی در وزارت دفاع با سوابق تخصصی در صنایع دفاعی، در حال تبدیل کردن بازدارندگی خود به واقعیت ملموس است. رای اعتماد به وزیر پیشنهادی دفاع، در واقع مُهر تأییدی بر این استراتژی است که میگوید: «پاسخ به تهدیدات، نه در شعار، بلکه در تولید پیشرفته و پشتیبانی بیوقفه از نیروهای مسلح است.»
استمرار تقویت توان دفاعی ایران

اسماعیل کوثری ـ عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
بازسازی مراکز آسیبدیده و ارتقای سطح آمادگی دفاعی، اقدامی طبیعی و ضروری برای هر کشوری است و ایران نیز در چارچوب قوانین، این روند را با جدیت دنبال میکند. برهمین اساس، نمیتوان انتظار داشت پس از آسیب دیدن مراکز و تاسیسات هستهای، فعالیتها متوقف شود و اقدامی برای جبران خسارتها صورت نگیرد. بخشهایی از این مراکز که دچار آسیب شدهاند، باید بازسازی و ترمیم شوند و حتی از نظر ساختاری و امنیتی در وضعیتی بهتر و مستحکمتر از گذشته قرار گیرند. اقدامات ایران در این زمینه ماهیتی منطقی و دفاعی دارد، علاوه بر بازسازی زیرساختها، نیروهای مسلح باید برای شرایطی که دشمن بار دیگر قصد انجام اقدامات نظامی داشته باشد، از بالاترین سطح آمادگی برخوردار باشند. حفاظت از سرزمین و حریم کشور، مسئولیتی اساسی است و نمیتوان در برابر تهدیدهای احتمالی بدون آمادگی باقی ماند.
ایران این اقدامات را در گذشته انجام داده و اکنون نیز با قدرت بیشتری ادامه میدهد. آمادگیهای لازم نسبت به گذشته تقویت شده و توانمندیهای کشور در زمان ضرورت و در میدان عمل آشکار خواهد شد. این نکته را هم باید در نظر داشت، دوران تعیین تکلیف آمریکا برای دیگر کشورها بهویژه جمهوری اسلامی ایران به پایان رسیده است. ایران برای دفاع از منافع و امنیت خود ایستادگی میکند و در صورت ضرورت، پاسخ به تهدیدها را به اقدامات صرفا دفاعی محدود نخواهد کرد. ضمن آنکه آمریکا نمیخواهد کشورهای مستقل به توانمندیهای علمی و فناوری دست پیدا کنند و در جایگاهی قرار گیرند که بتوانند بدون وابستگی، از حقوق و ظرفیتهای خود بهرهمند شوند. حقیقتا نمیتوان پذیرفت که برخی کشورها خود را فراتر از قانون بدانند و در مقابل، دیگر ملتها را برای استفاده از حقوق و ظرفیتهای قانونی خود محدود کنند. آنچه مسلم است، ملت ایران طی دهههای گذشته در برابر سیاستهای سلطهطلبانه ایستادگی کرده و در آینده نیز از استقلال، امنیت و حقوق خود عقبنشینی نخواهد کرد. بنابراین تقویت توان دفاعی و حفظ آمادگی نیروهای مسلح نیز در همین چارچوب ادامه خواهد یافت.
نظر شما