۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۵
کد مطلب: ۲۶٬۳۹۸

در سپهر اقتصادی امروز جهان، گذار از اقتصادهای مبتنی بر منابع خام به اقتصادهای دانش‌بنیان، دیگر یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه تنها مسیر بقا و توسعه پایدار است. اقتصاد ایران که دهه‌ها با بیماری مزمن وابستگی به درآمدهای نفتی، تحریم‌های تحمیلی و نوسانات ارزی دست‌وپنجه نرم کرده است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند یافتن موتورهای محرک جدیدی برای خلق ثروت و عبور از بحران‌هاست. در این میان، دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی به عنوان کانون‌های انباشت نخبگی و تولید علم، ظرفیتی بی‌بدیل اما مغفول‌مانده برای جراحی و احیای اقتصاد کشور به شمار می‌روند.

دانشگاه ثروت‌آفرین؛ پیشران پیشرفت اقتصادی

آگاه: تغییر پارادایم از «دانشگاه آموزش‌محور» (نسل اول) و «پژوهش‌محور» (نسل دوم) به «دانشگاه کارآفرین و ثروت‌آفرین» (نسل سوم و چهارم)، ضرورتی است که می‌تواند نهاد علم را از جزیره‌ای منزوی به قلب تپنده اقتصاد ایران تبدیل کند. امام شهید، نقش دانشگاه را در پیشرفت اقتصادی کشور، نقشی کلیدی می‌دانستند و در منظومه فکری ایشان، شرکت‌های دانش‌بنیان در واقع پل میان دانشگاه و صنعت بودند. در این یادداشت ضمن واکاوی ابعاد مختلف نقش‌آفرینی دانشگاه‌های ایران در اقتصاد و ظرفیت‌های بالقوه آنها برای حل چالش‌های کلان اقتصادی، نگاهی به اندیشه‌های امام شهید در این زمینه نیز انداخته‌ایم.

نگاه امام شهید به نسبت دانشگاه و اقتصاد
امام شهید (قدس سره) دانشگاه را نه نهادی در حاشیه تصمیم‌گیری و تولید، بلکه بنیادی‌ترین زیرساخت پیشرفت کشور می‌دانستند. ایشان در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت (۲۴/۰۹/۱۳۸۷) فرمودند: «یقینا با این نگاه، دانشگاه مهم‌ترین زیرساخت پیشرفت و توسعه کشور است؛ یعنی هیچ‌یک از زیرساخت‌های گوناگون کشور اهمیت و نقش دانشگاه را ندارد؛ چون دانشگاه نیروی انسانی را تربیت می‌کند که مهم‌ترین سرمایه کشور نیروی انسانی است.» ایشان همچنین در دیدار اساتید دانشگاه‌ها (۱۴/۰۶/۱۳۸۹) با تعبیر کوتاه‌تری بر همین موضوع تاکید کردند و فرمودند: «دانشگاه، موتور پیشرفت کشور است؛ در این هیچ تردیدی نیست. اگر یک ملتی عزت می‌خواهد، اگر استقلال می‌خواهد، اگر اقتدار می‌خواهد، اگر ثروت می‌خواهد، باید دانشگاه خود را تقویت کند.» پیشتر نیز در دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر (۰۹/۱۲/۱۳۷۹) گفته بودند: «من ارزش دانشگاه را برای کشور با همه وجود حس می‌کنم. دانشگاه نقطه اوج خدماتی را که می‌تواند به یک کشور ارائه شود، تامین می‌کند. دانشگاه برای کشور، بسیار مهم است.» در این نگاه، «ثروت» ملت در همان زنجیره‌ای تعریف می‌شود که از تقویت دانشگاه می‌گذرد و سرمایه اصلی کشور نه مالیات و معدن، بلکه نیروی انسانی تربیت‌شده در دانشگاه است.

حلقه مفقوده ارتباط صنعت و دانشگاه: از تئوری تا عمل
یکی از دیرینه‌ترین چالش‌های ساختاری در ایران، دیوار بلند بی‌اعتمادی و عدم درک متقابل میان «صنعت» و «دانشگاه» است. صنایع ایران غالبا به دلیل ساختار سنتی، دولتی بودن و انحصار در بازار، احساس نیازی به تحقیق و توسعه (R&D) مستمر نمی‌کنند. از سوی دیگر، تحقیقات دانشگاهی نیز بیشتر به سمت تولید مقالات ISI و ارتقای رتبه آکادمیک سوق یافته‌اند تا حل مسائل واقعی کف کارخانه.
اتصال ارگانیک این دو نهاد می‌تواند بازی برد-برد شگرفی در اقتصاد ایجاد کند. صنعت ما در حوزه‌هایی نظیر خودروسازی، انرژی، کشاورزی و پتروشیمی با بهره‌وری پایین، هدررفت منابع و تکنولوژی‌های فرسوده مواجه است. دانشگاه می‌تواند با ورود به عارضه‌یابی صنعتی، هزینه‌های تولید را کاهش داده و کیفیت محصولات را برای رقابت در بازارهای جهانی ارتقا دهد. برای تحقق این امر، نیازمند تغییر ریل‌گذاری سیاست‌ها هستیم. دولت می‌تواند با اعمال معافیت‌های مالیاتی هدفمند برای صنایعی که پروژه‌های تحقیق و توسعه خود را به دانشگاه‌های داخلی برون‌سپاری می‌کنند، انگیزه اقتصادی لازم را ایجاد کند. همچنین، تعریف «پایان‌نامه‌های تقاضامحور» (سامانه‌هایی نظیر پارسا و نان) باید از یک توصیه به یک الزام در تحصیلات تکمیلی تبدیل شود. اساتید دانشگاه نیز باید به جای گذراندن فرصت‌های مطالعاتی صرفا در کتابخانه‌ها، ملزم به حضور دوره‌ای در صنایع باشند تا با دردها و نیازهای واقعی تولید از نزدیک آشنا شوند.

دیپلماسی علمی و ارزآوری از طریق جذب دانشجوی بین‌المللی
یکی از جذاب‌ترین و پربازده‌ترین محورهای اقتصادی دانشگاه‌ها در جهان امروز، تجارت آموزش عالی است. کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا، استرالیا و حتی کشورهای همسایه نظیر ترکیه و امارات، سالانه میلیاردها دلار از طریق جذب دانشجوی خارجی درآمد ارزی کسب می‌کنند. دانشگاه‌های ایران با توجه به کیفیت بالای علمی در سطح منطقه، زیرساخت‌های فیزیکی گسترده و از همه مهم‌تر، هزینه پایین تحصیل و زندگی (به دلیل ارزش برابری ریال در برابر ارزهای خارجی)، پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای تبدیل شدن به قطب جذب دانشجو در خاورمیانه و آسیای میانه دارند.
جذب دانشجوی خارجی تنها به معنای دریافت شهریه ارزی نیست؛ این فرآیند یک زنجیره ارزش افزوده اقتصادی به همراه دارد. هر دانشجوی بین‌المللی در طول دوران تحصیل خود نیازمند مسکن، خوراک، حمل‌ونقل، پوشاک و خدمات بهداشتی است که مستقیما به اقتصاد محلی شهرهای دانشگاهی تزریق می‌شود. علاوه بر این، خانواده‌های این دانشجویان نیز در قالب توریسم به ایران سفر می‌کنند که خود محرک صنعت گردشگری است.
بازارهای هدف ایران شامل کشورهای همسایه (عراق، افغانستان، پاکستان)، کشورهای حاشیه خلیج فارس، آسیای میانه و حتی کشورهای آفریقایی است. با رفع موانع کنسولی، تسهیل صدور ویزای تحصیلی، ارائه آموزش‌ها به زبان‌های انگلیسی و عربی و بهبود خدمات رفاهی خوابگاه‌ها، ایران می‌تواند سالانه صدها میلیون دلار ارزآوری پایدار و غیرقابل تحریم داشته باشد. فراتر از اقتصاد، این دانشجویان پس از بازگشت به کشورهای‌شان، به عنوان سفیران فرهنگی و اقتصادی ایران عمل کرده و زمینه‌ساز پیمان‌های تجاری و صادرات کالاهای ایرانی در آینده خواهند بود.

زایش اقتصاد دانش‌بنیان و تجاری‌سازی پژوهش‌ها
اقتصاد آینده، اقتصاد ایده‌هاست. در حالی که فروش یک بشکه نفت خام درآمدی محدود و نوسانی دارد، تولید یک نرم‌افزار، یک داروی نوترکیب یا یک قطعه نانوکامپوزیت می‌تواند صدها برابر ارزش افزوده ایجاد کند. دانشگاه‌ها باید زایشگاه شرکت‌های دانش‌بنیان، استارتاپ‌ها و اسپین‌آف‌ها (Spin-offs) باشند.
پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد مستقر در دانشگاه‌ها، حلقه‌های واسطی هستند که ایده خام یک دانشجو را به یک محصول تجاری تبدیل می‌کنند. با این حال، ظرفیت فعلی بسیار کمتر از توان واقعی نخبگان ایرانی است. دانشگاه‌ها باید قوانین مالکیت فکری (Intellectual Property) را شفاف و به نفع پژوهشگران اصلاح کنند تا دانشجویان و اساتید با اطمینان خاطر از حفظ حقوق مادی و معنوی خود، وارد عرصه تجاری‌سازی شوند. صندوق‌های پژوهش و فناوری و نهادهای سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) باید حضور فیزیکی و مستمری در دانشگاه‌ها داشته باشند تا ایده‌های مستعد را پیش از خروج از کشور شکار کرده و تامین مالی کنند. هر شرکت دانش‌بنیانی که در دل دانشگاه شکل می‌گیرد، نه تنها از خروج ارز برای واردات کالاهای مشابه جلوگیری می‌کند، بلکه با ایجاد اشتغال برای فارغ‌التحصیلان، نرخ بیکاری پنهان و آشکار قشر تحصیل‌کرده را کاهش می‌دهد.

دانشگاه به مثابه اتاق فکر حل بحران‌های ملی
اقتصاد ایران امروز با ابرچالش‌هایی نظیر ناترازی انرژی (برق و گاز)، بحران آب، تورم ساختاری، کسری بودجه و ناکارآمدی صندوق‌های بازنشستگی روبه‌رو است. حل این بحران‌های درهم‌تنیده از توان بروکراسی سنتی دستگاه‌های اجرایی خارج است. دانشگاه‌ها، با در اختیار داشتن دانش روز و دوری از سوگیری‌های سیاسی کوتاه‌مدت، بهترین اتاق فکرهای ملی برای ارائه راهکارهای سیاستی هستند.
دولت و مجلس باید در تدوین برنامه‌های توسعه، بودجه‌های سنواتی و سیاست‌گذاری‌های کلان، نهاد دانشگاه را به عنوان مشاور امین و الزام‌آور در کنار خود ببینند. دانشکده‌های اقتصاد، مدیریت، جامعه‌شناسی و مهندسی باید به صورت بین‌رشته‌ای روی مسائل ملی متمرکز شوند. به عنوان مثال، حل بحران آب صرفا یک مسئله مهندسی سدسازی نیست؛ بلکه نیازمند اقتصاد آب، جامعه‌شناسی مصرف و حقوق محیط زیست است. دانشگاه تنها نهادی است که می‌تواند این تخصص‌های متنوع را برای حل یک مسئله واحد گرد هم آورد. خرید خدمات مشاوره‌ای و پژوهشی توسط حاکمیت از دانشگاه‌ها، هم به تصمیم‌سازی علمی در کشور کمک می‌کند و هم منابع مالی جدیدی برای دانشگاه فراهم می‌آورد.

مهار فرار سرمایه انسانی با خلق امید اقتصادی
یکی از سهمگین‌ترین ضربات به اقتصاد ایران، خروج نخبگان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است. فرار مغزها به معنای صادرات رایگان و بی‌بازگشت گرانبهاترین سرمایه کشور به اقتصادهای توسعه‌یافته است. هزینه‌ای که از بودجه عمومی صرف آموزش از دوران ابتدایی تا تحصیلات تکمیلی یک فرد می‌شود، در نهایت به شکل نیروی کار ماهر و آماده بهره‌برداری، تقدیم کشورهای دیگر می‌گردد.
دانشگاهی که با اقتصاد ملی پیوند خورده باشد، می‌تواند این روند فاجعه‌بار را کند یا معکوس کند. وقتی دانشجو در دوران تحصیل خود از طریق پروژه‌های صنعتی درآمد کسب کند، وقتی مسیر راه‌اندازی استارتاپ در مرکز رشد دانشگاه هموار باشد و وقتی مهارت‌های آموزش داده شده در دانشگاه دقیقا منطبق بر نیاز بازار کار باشد، امید به آینده و امکان خلق ثروت در داخل کشور تقویت می‌شود. دانشگاه ثروت‌آفرین، فارغ‌التحصیل کارآفرین تربیت می‌کند؛ کسی که منتظر استخدام در ساختار فربه دولت نمی‌ماند، بلکه خود به یک کارفرما و خالق ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود.

معماری نوین برای آموزش عالی کارآمد
برای آنکه دانشگاه‌های ایران بتوانند این نقش‌های حیاتی را در اقتصاد ایفا کنند، نیازمند یک پوست‌اندازی جدی در ساختار و مدیریت خود هستند. استقلال مالی و مدیریتی دانشگاه‌ها نخستین گام است. دانشگاهی که برای پرداخت حقوق اساتید خود چشم‌انتظار بودجه دولتی است، هرگز نمی‌تواند به یک بنگاه نوآور و ثروت‌آفرین تبدیل شود. باید به دانشگاه‌ها اجازه داد تا با ایجاد هلدینگ‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری در بورس، موقوفات علمی و فروش خدمات فناوری، به استقلال مالی برسند.
علاوه بر این، سرفصل‌های دروس در بسیاری از رشته‌ها فرسوده و بیگانه با تحولات تکنولوژیک جهان (نظیر هوش مصنوعی، بلاک‌چین، اینترنت اشیا و اقتصاد دیجیتال) هستند. بازنگری مستمر برنامه‌های درسی با مشارکت نمایندگان اتاق‌های بازرگانی و صنایع، امری حیاتی است. دانشگاه‌های ایران در شرایط کنونی، یک معدن طلای کشف‌نشده در اقتصاد کشور هستند. در دورانی که تحریم‌ها درهای اقتصاد جهانی را به روی صادرات سنتی ایران بسته است، دیپلماسی علمی، جذب دانشجوی خارجی، صدور خدمات فنی-مهندسی و تولید محصولات دانش‌بنیان، شاهراه‌هایی برای تنفس و رشد اقتصادی محسوب می‌شوند. اتصال ارگانیک دانشگاه و بازار، نیازمند اراده‌ای ملی، تغییر نگاه سیاست‌گذاران و شجاعت مدیران آکادمیک برای خروج از برج عاج تئوری‌هاست. اگر این پیوند محقق شود، دانشگاه نه تنها باری بر دوش بودجه عمومی نخواهد بود، بلکه به اصلی‌ترین موتور محرک ایران برای رسیدن به شکوفایی اقتصادی و اقتدار منطقه‌ای تبدیل خواهد شد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.