آگاه: اثر رژ لب نخستین بار در بحرانهای بزرگ اقتصادی غرب مشاهده شد، زمانی که فروش محصولات آرایشی در اوج رکود افزایش یافت، زیرا مصرفکنندگان به جای کالاهای گرانقیمت، به سراغ اقلام کوچکتر و ارزانتری رفتند که احساس رضایت و کنترل را برایشان زنده نگه میداشت. در ایران امروز، این منطق در قالبهای متنوعتری ظاهر میشود. از رونق کافهها و خرید قهوه، تا اقبال به گوشیهای پرچمدار به جای خودرو و حتی خرید عروسکهای نسبتا گرانقیمت که در ماههای اخیر فروش قابل توجهی داشتهاند. آنچه در ظاهر «مصرف» دیده میشود، در بسیاری از موارد محصول محرومیت است، نه فراوانی.
آنچه این رفتار را در بستر ایران امروز معنادارتر میکند، شدت نااطمینانی است. خانوادهای که قصد خرید خانه دارد، دست نگه میدارد، صاحب کسبوکاری توسعه کارش را متوقف میکند و سرمایهگذار به جای ورود به تولید، به حفظ ارزش پول میاندیشد. در چنین فضایی، خریدهای کوچک و لذتهای فوری نه یک انتخاب تجملی، بلکه مکانیسمی برای ادامه دادن است، راهی برای اینکه فرد احساس نکند همه چیز از دست رفته است. پژوهشهای دانشگاهی نیز نشان میدهند که در دوران رکود، کاهش هزینه در برخی سرفصلها با افزایش سهم مخارج اقلام کوچکتر همراه میشود، حتی اگر قیمت نسبی آن اقلام افزایش یافته باشد.
اکنون پرسش کلیدی این است: اگر سیاستگذار به جای کاهش نااطمینانی، به افزایش یارانه یا «کلام درمانی» روی آورد، چه اتفاقی میافتد؟ پاسخ کوتاه این است که هر دو مسیر، مسئله را به تعویق میاندازند اما آن را حل نمیکنند، با این تفاوت که یکی فشار مالی ایجاد میکند و دیگری شکاف اعتماد را عمیقتر میسازد.
افزایش یارانه، در کوتاهمدت قدرت خرید را کمی بالا میبرد و میتواند رونق موقتی در مصرف اقلام کوچک ایجاد کند. اما اگر نااطمینانی درباره تورم، نرخ ارز، اشتغال و آینده داراییها ادامه یابد، این پول اضافی به جای آنکه به برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری تبدیل شود، به مصرف فوری و خریدهای نمادین سرازیر میشود. همان الگویی که اثر رژ لب آن را توصیف میکند. نتیجه، تشدید انتظارات تورمی و افزایش فشار بر بودجه است، بدون آنکه بنیانهای تصمیمگیری بلندمدت خانوار ترمیم شود. یارانه بدون شفافیت و بدون قاعده پایدار، خود به منبع جدیدی از نااطمینانی تبدیل میشود، مردم نمیدانند این پرداخت تا کی ادامه دارد و آیا سال بعد هم هست یا نه.
«کلام درمانی» نیز مسیر مشابهی را طی میکند. وعدههای امیدبخش، پیامهای اطمینانآور و تاکید بر ثبات، اگر با تصمیمهای قابل پیشبینی و عملکرد نهادها همراه نباشد، در بهترین حالت اثر روانی کوتاهمدت دارد و در بدترین حالت به بیاعتمادی مزمن میانجامد. مصرفکنندهای که چند بار وعده ثبات شنیده و بعد با جهش قیمت یا تغییر ناگهانی قاعده مواجه شده، به تدریج به گفتار سیاستگذار بیاعتنا میشود. در چنین وضعیتی، حتی خبرهای خوب هم اثر خود را از دست میدهند و بازار به محرکهای کلامی واکنش نشان نمیدهد. این همان نقطهای است که اثر رژ لب از یک رفتار موقت به یک الگوی پایدار تبدیل میشود. مصرف کوچک نه به عنوان انتخاب، بلکه به عنوان تنها راه حفظ احساس کنترل باقی میماند.
بنابراین، نه یارانه و نه کلام درمانی به تنهایی، نمیتوانند نااطمینانی را کاهش دهند. آنچه اثر رژ لب را مهار میکند، بازگرداندن قابلیت پیشبینی است. قاعده روشن و باثبات در سیاستهای پولی و مالی، شفافیت در تصمیمها و نشان دادن اینکه برنامه اقتصادی دولت برای سال بعد و سالهای بعد تغییر نمیکند. یارانه اگر بخشی از یک نظام حمایتی شفاف و هدفمند باشد، میتواند درد را کم کند، اما اگر جایگزین اصلاحات ساختاری شود، فقط مصرف فوری را تحریک میکند. کلام نیز اگر پشتوانه عملی داشته باشد، میتواند انتظارات را مدیریت کند، در غیر این صورت، خود به بخشی از مسئله تبدیل میشود.
اثر رژ لب در ایران امروز، پیش از آنکه یک پدیده مصرفی باشد، آینهای است که نااطمینانی را بازمیتاباند. سیاستگذاری که این آینه را جدی بگیرد، به جای پرداختهای مقطعی یا وعدههای زبانی، بر کاهش عدم قطعیت و بازسازی اعتماد به آینده تمرکز میکند، زیرا تا زمانی که مردم نتوانند برای فردا برنامه بریزند، حتی کوچکترین خریدها نیز بیش از آنکه نشانه انتخاب باشند، بازتاب ناچاری خواهند بود.
۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
کد مطلب: ۲۶٬۵۴۴
در شرایطی که نااطمینانی بر بازارها سایه انداخته و تصمیمهای بزرگ اقتصادی به تعویق میافتند، رفتار مصرفکننده ایرانی الگویی را بازتولید میکند که اقتصاددانان آن را «اثر رژلب» مینامند، پدیدهای که در آن خریدهای کلان متوقف میشود اما مصرف لذتهای کوچک و در دسترس ادامه مییابد. این رفتار نه نشانه رفاه، بلکه بازتاب تلاش برای حفظ تعادل روانی در برابر فشار اقتصادی است.
نظر شما