۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۶
کد مطلب: ۲۶٬۷۷۰

رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، پیرامون مسئله تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان سال گذشته تصریح کردند: «همه سفارت‌ها مرکز اطلاعات دارند و اطلاعات کشور را ــ آن کشوری که این سفارت در آنجا متوقف است ــ جمع می‌کنند، به کشور خودشان می‌فرستد؛ این اشکالی ندارد. مسئله سفارت آمریکا این نبود؛ مسئله سفارت آمریکا این بود که اتاق توطئه علیه انقلاب بود: افراد را ببینند، افراد را تحریک کنند، تشکیلات به وجود بیاورند، از ناراضی‌های بازمانده از رژیم قبل استفاده کنند و ارتش را اگر بتوانند، دور هم جمع و علیه انقلاب اقدام کنند.» ۱۲/۰۸/۱۴۰۴

مناطق محروم تاریخ‌نگاری

آگاه: مسئله تاکید و تصریح رهبر شهید انقلاب بر توجه به اسناد لانه جاسوسی در حدی بود که ایشان چندین بار از مسئولین نظام آموزشی کشور درخواست کردند که این اوراق مهم تاریخی وارد کتاب‌های درسی هم بشود. شاید به دلیل همین حساسیت و اصرار آن فقید شهید بود که پس از اینکه کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» منتشر شد، ایشان اینگونه بر کتاب مذکور تقریظ نوشتند:
بسمه‌تعالی
ـ این، گزارشی متقن و پرفایده از یک حادثه مهم در تاریخ انقلاب یعنی تسخیر لانه جاسوسی در سال ۵۸ است. این کتاب پرکننده یکی از خلأهای رسانه‌ای و تبلیغاتی ما است. ما به جنگ روایت‌ها در پیکارهای جهانی توجه لازم را نکرده‌ایم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسیاری از حوادث را وارونه نشان داده‌اند. باید از نویسنده این کتاب و تلاش ارزشمندش قدردانی شود به خاطر اقدام هوشیارانه‌اش در این عرصه مهم. نثر کتاب روان و رسا و تحقیق و تحلیل‌های آن منطقی و صادقانه و قانع‌کننده است.

مناطق محروم تاریخ‌نگاری
ـ نام انتخاب شده برای کتاب عالی است.
مهر ۱۴۰۳
و اینگونه بود که محمد محبوبی نویسنده این کتاب این مدال افتخار را از رهبر شهید دریافت کرد.

داستان شکل گیری «ایستگاه روزولت»
«موضوع تسخیر سفارت آمریکا در تهران در سال ۵۸ یکی از مسائلی است که منابع فارسی مربوط به آن بسیار محدود است. چه منابع دست اول و چه منابع دست دوم که درواقع فرآوری منابع دست اول و تحلیل آنها را شامل می‌شود. منابع دست اول معمولا شامل اسناد مراکز، خاطرات اشخاص دخیل در واقعه، مانند خاطرات گروگان‌ها، مقامات آمریکایی و مقامات کشورهای دیگر است که در این ماجرا درگیر بودند. همچنین یادداشت‌های روزانه افراد که منتشر شده‌اند نیز به عنوان منابع دست اول محسوب می‌شوند.
بیش از ۹۵ درصد این منابع، آمریکایی هستند و ما در تولید منابع دست اول بسیار ضعیف‌تر هستیم. برای مثال، از ۶۶ گروگان، بیش از ۳۰ نفر کتاب خاطرات خود را از زمان آزادی (سال ۵۹ به بعد) منتشر کرده‌اند. اما از حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ دانشجوی پیرو خط امامی که طرف دیگر واقعه بودند، تا کنون بیش از سه کتاب خاطرات منتشر نشده است. این نشان‌دهنده یک عدم توازن و معادله نابرابری در تولید منابع است.
در مورد اسناد آزاد شده نیز، آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و کشورهای غربی معمولا اسناد خود را در زمان‌های مختلف آزاد می‌کنند، در حالی که در ایران این وضعیت وجود ندارد و اسناد آزاد شده ما عمدتا شامل اسناد آمریکایی (مانند اسناد لانه جاسوسی) است که در چندین جلد منتشر شده‌اند. در کتاب‌های تحلیلی که از اوایل دهه ۶۰ انتشارشان شروع شد، بیشتر از زاویه دید آمریکایی‌ها به موضوع نگریسته شده است. این ضعف باعث شده که تسخیر سفارت آمریکا در سال ۵۸ به عنوان یک موضوع متمایز و نیازمند بررسی بیشتر مطرح شود. به عبارت دیگر، این واقعه یکی از مناطق محروم تاریخ‌نگاری ایران به شمار می‌آید که به آن پرداخته نشده است.
علاوه بر این، رهبر انقلاب در سخنرانی‌های متعدد به این موضوع اشاره کرده‌اند و لحن عتاب‌آمیز ایشان نشان‌دهنده ضرورت درک این مسئله توسط مراکز اسنادی و پژوهشی کشور است. با این حال، شاهد تغییر خاصی در این زمینه نیستیم. این دو عامل در کنار هم موجب شده که این موضوع به نظر من یک موضوع ضروری و قابل پژوهش باشد و نیاز به نگارش یک کتاب مستند و پژوهشی که «زاویه دید ایرانی»، جامعه ایران و حتی دولت موقت و شورای انقلاب را به تصویر بکشد، احساس شود.»
اینها بخشی از نکاتی است که محمد محبوبی در چرایی و چگونگی آغاز پروژه این کتاب مطرح می‌کند. او در پاسخ به اینکه مهم‌ترین ضعف مراکز سندپژوهی و تاریخ‌نگاری ما چیست متذکر می‌شود: «یکی از آسیب‌های این‌گونه مراکز، یعنی مراکز اسنادی، آرشیوی، سندپژوهی و تاریخ‌نگاری، بی‌مسئلگی است. در واقع، این مراکز بیشتر به حالت اقتضائی فعالیت می‌کنند و بدون اینکه مسئله‌ای داشته باشند یا مرزهایی که باید در آنها فعالیت کنند را شناسایی کرده باشند، تلاش ویژه‌ای نمی‌کنند. فعالیت‌هایشان به صورت کاملا اقتضائی است؛ به این معنا که فرضا اگر الان یک مناسبت خاص وجود دارد یا مسئله‌ای جاری است، به آن مناسبت همایشی برگزار می‌کنند یا مجموعه مقالاتی جمع‌آوری می‌کنند.
اما مسئله‌دار بودن به این معناست که شما باید به تعبیر من «مناطق محروم تاریخ‌نگاری» را شناسایی کنید یا مثلا آن خلأهایی که در حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل وجود دارد را شناسایی کرده و به عنوان مسئله تعریف کنید و درصدد حل آن باشید. یعنی باید این را به عنوان یک گره بدانید که باید برطرف شود. اهالی تخصصی این حوزه یا حتی عموم مردم در این موضوع نیاز به توضیح بیشتر دارند و به حل این گره و مسئله نیازمندند. این یکی از ماموریت‌های این مراکز است. اما عموما این مراکز در این فعالیت‌ها اهتمام چندانی ندارند و اصولا کارها به صورت اداری و بروکراتیک ادامه پیدا می‌کند.»
یکی از نقاط قوت این کتاب برجسته عنوان آن است: ایستگاه خیابان روزولت. موضوعی که مورد توجه و تمجید رهبر شهید هم واقع شده بود. محبوبی فلسفه این نام را اینگونه بیان می‌کند:
«ایستگاه خیابان روزولت» در واقع یک ایهام به کار رفته در آن است. وجه اول این ایهام این است که ایستگاه خیابان روزولت، که منظور ما از آن سفارت آمریکاست. مستحضر هستید که پیش از پیروزی انقلاب، خیابان مفتح فعلی که ضلع شرقی سفارت آمریکا می‌شود، خیابان روزولت بوده. ایستگاه خیابان روزولت در واقع یکی از کارکردهای این ساختمان، یعنی عمارت مرکزی سفارت آمریکا، به عنوان یک ایستگاه اطلاعاتی بوده که اسناد به خوبی این را به تصویر می‌کشد.
وجه دوم این است که مسئله روابط ایران و آمریکا یک موضوع منجمد شده در تاریخ نیست. این یک مسئله‌ای نیست که ما از آن عبور کرده‌ایم و تمام شده باشد. بلکه یک مسئله جاری است. همین الان هم روابط ایران و آمریکا به نوعی به تسخیر سفارت آمریکا برمی‌گردد. در اینجا، وجه دوم ایهام این است که مسئله تسخیر سفارت آمریکا موضوعی است که رجال سیاسی یا فعالان حوزه سیاسی و پژوهشگران این حوزه نمی‌توانند بی‌تفاوت از کنارش عبور کنند. باید حتما تعیین تکلیف کرده و موضع خودشان را مشخص کنند. در واقع، در سفارت آمریکا باید یک توقفی داشته باشند و موضع خود را روشن کنند، چرا که این یک مسئله دنباله‌دار است که مسائل جاری ما را هم درگیر خودش کرده است.
در گفت‌وگوهایی که با نویسنده این کتاب صورت گرفته یک سوال اساسی مطرح می‌شود و آن هم اینکه درباره مداخله و توطئه سفارت آمریکا سندی هست که در کتاب هم آمده باشد و بشود به آن اشاره کرد؟ محمد محبوبی اینگونه پاسخ داده است:
«یکی از اسنادی که این مسئله یا این عملیات در حوزه ماموریت سفارت آمریکا را به خوبی توضیح می‌دهد، سندی است که به نظر من شاید یکی از مهم‌ترین اسنادی باشد که دانشجوها منتشر کردند. این سند به تاریخ هفت آبان ۵۸، یعنی تقریبا یک هفته قبل از تسخیر سفارت آمریکا، نوشته شده است. رئیس ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران، آقای تام آهرن، گزارشی می‌نویسد که گزارش عملکرد سه‌ماهه مجموعه خودش به رئیس سازمان سی‌آی‌ای، آقای استنسفیلد ترنر، است. این گزارش خیلی مهم است و ابعاد مختلف فعالیت‌های عملیاتی ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران را توضیح می‌دهد. یعنی فعالیت‌های مختلف، از جمله فعالیت‌هایی که روی گروه‌های سیاسی و ائتلاف‌سازی انجام می‌دادند برای روی کار آوردن یک دولت همسو و تزریق پول برای این کار. یعنی سرمایه‌های کلانی برای این کار مصرف می‌کردند. در کنار آن، فعالیت‌هایی که در کردستان انجام می‌دادند و زمینه‌سازی برای سازماندهی و آرایش دادن به نظامیان برای یک عملیاتی که در آن مقطع زمانی، سند نگاشته شده، هنوز آمادگی وجود نداشت و به یکی دو ماه آینده موکول می‌شود.»
ما تعبیر کودتا داریم؛ یعنی فهم ما از این عملیات، عملیات کودتاست. همه اینها یک مجموعه اتفاقاتی است که خارج از ماموریت رسمی نمایندگی‌های سیاسی در دول خارجی انجام می‌شود.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.