آگاه: در چنین فضایی، اظهارات اخیر سردار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح، پاسخی به تحولات اخیر در واشنگتن بود. او دیروز در گفتوگویی درباره تحولات سیاسی و انتخاباتی آمریکا گفت: تحولات سیاسی و انتخاباتی ایالات متحده آمریکا و شکستهای پی در پی دولت ترامپ و همحزبیهای او در عرصههای مختلف، بیش از آنکه معلول نوسانات سطحی سیاست داخلی این کشور باشد، بازتابی از یک واقعیت بزرگتر و غیرقابل انکار است؛ یعنی شکست در برابر اراده ایران مقتدر. وی با بیان اینکه شکست دکترین تجاوز، ترور و فشار حداکثری و راهبردهای بیخاصیت نظامی واشنگتن در برابر اقتدار بازدارنده، شکننده و اراده آهنین رهبری، ملت و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که امروز بر هیچ تحلیلگر منصفی پوشیده نیست، تاکید کرد: سیاستهای خصمانه سران آمریکا علیه ایران، ناکامیهای پیدرپی در جهان و به ویژه در منطقه غرب آسیا، فروریختن هیمنه پوشالی ناوگان و تجهیزات نظامی آمریکای متجاوز و به بنبست رسیدن تهدیدات آن کشور، پایههای قدرت توخالی کاخ سفید را به لرزه درآورده است.
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح تاکید کرد: «ترامپ و همفکران بیخرد، تندرو و تروریست او برای نابودی ایران سربلند و متمدن وارد میدان شده بودند، اما در چرخشی معکوس، خود قربانی فرسایش راهبردی، بحرانهای عمیق داخلی و شکستهای تحمیل شده از سوی نیروهای مسلح سرافراز ایران و محور مقاومت شدند. این شکست راهبردی سند زندهای بر این حقیقت است که معادلات قدرت جهان هرگز به سود سلطهگران رقم نمیخورد.»
ضرورت مطرح شدن این مواضع در مقطع فعلی، از آنجا نشأت میگیرد که جهان شاهد تقابل شدید داخلی در ایالات متحده است. تلاطمهای سیاسی در آمریکا و چرخشی که در کنگره این کشور رخ داد باعث شده، تحلیلگران به دنبال معنای شکست جمهوریخواهان باشند. سردار شکارچی با انتخاب این زمان، میخواهد به مخاطب جهانی و داخلی پیامی منتقل کند، مبنی بر اینکه شکست دکترین فشار حداکثری، اتفاق گذرا نیست، نتیجه برخورد با واقعیت غیرقابل انکار است؛ «اقتدار بازدارنده جمهوری اسلامی ایران.»
سخنان سردار شکارچی بر واقعیت عمیق تاکید دارد: شکست دولتهای متجاوز، برخاسته از نوسانات سطحی نیست. او با دقت، شکاف میان توان نظامی کاغذی و واقعیت میدانی را ترسیم میکند. دکترینهای قدیمی واشنگتن که بر پایه ترور، فشار حداکثری و تجاوز نظامی بنا شده بودند، در برابر ایستادگی ملت ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به بنبست رسیده و در حال فروپاشی هستند. این فرسایش، تنها محدود به عرصههای نظامی نیست، سیاستهای خصمانه سران آمریکا، در واقع منجر به خودتخریبی قدرت آنها شده است. ناکامیهای مستمر در منطقه غرب آسیا و بیاثر بودن ناوگان و تجهیزات نظامی متجاوز، نشان میدهد قدرت واقعی، در برخورداری از سلاحهای پیشرفته نهفته نیست، در بسیج همگانی ملت است. ترامپ و همفکران تندرو و تروریست او، با این تصور واهی وارد میدان شدند که میتوانند ایران را به زانو درآورند، اما در چرخشی معکوس، خود آنها قربانی بحرانهای عمیق داخلی و شکستهای تحمیلشده از سوی محور مقاومت شدند. این شکست حکایت از آن دارد، معادلات قدرت دیگر به سود سلطهگران یا بهتر است بگوییم استکبار (دموکرات و جمهوریخواه) رقم نمیخورد.
نکته تکمیلی و تاکیدکننده بر سخنان سردار شکارچی، اعتراف تحلیلگران وابسته به غرب است. میدلایستمانیتور در مطلبی با اشاره به ادعای برخی رسانهها درباره آمادهسازی احتمالی واشنگتن و تلآویو برای از سرگیری کارزار نظامی علیه ایران با امید واهی به دستیابی به اهدافی که در دو جنگ گذشته به آنها دست نیافتهاند، نوشت: «ایران اکنون آمادهتر است و بانک اهداف گستردهتری را مهیا کرده و در نتیجه، جنگ جدید با تهران، نهتنها بیحاصل خواهد بود بلکه منافع آمریکا، متحدانش و اقتصاد جهانی را در معرض خطری جدی قرار خواهد داد. تهران در دو جنگ قبلی تجربه مستقیمی از توانمندیهای نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل، متدهای حمله آنها و ضعفهای موجود در سامانه دفاعی خود ایران به دست آورده و از آن زمان فرصت داشته است تا بخشی از این ضعفها را برطرف و قابلیتهای نظامی خود را تقویت کند.»
در این مطلب آمده است: افزون بر این، باید کاهش چشمگیر احتمال غافلگیری را مد نظر قرار داد. به ادعای میدلایستمانیتور، در جنگهای قبلی، حملات اولیه بخشهایی از ساختارهای نظامی و امنیتی ایران را غافلگیر کرد. اما این بار ایران فرصت داشته است تا تدابیر امنیتی پیرامون مقامات ارشد سیاسی و نظامی خود را تقویت کند. اکنون به احتمال زیاد، حفاظت از فرماندهان و مقامات کلیدی ایران بسیار قویتر از دوره درگیریهای قبلی است.
این رسانه غربی در تحلیل خود آورده است: ایران همچنین از تجربه نظامی و امنیتی کلی در دو جنگ گذشته درس آموخته است. اکنون تهران درک بهتری از نقاط آسیبپذیر آمریکا دارد و بیش از پیش میداند که چگونه میتواند از توانمندیهای نظامی و فنی خود برای وارد کردن خسارت بیشتر به آمریکا استفاده کند. این تجربه میتواند در یک درگیری جدید، پاسخ ایران را موثرتر سازد. تهران این فرصت را داشته است تا عملیاتهای قبلی خود را بازبینی، نقاط قوت و ضعف این عملیاتها را شناسایی کند و گزینههای واقعبینانهتری برای واکنش مهیا کند. این تغییرات بدان معناست که جنگ جدید، در شرایطی مشابه دو جنگ قبلی آغاز نخواهد شد. ایران آمادهتر است، آسیبپذیریاش در برابر غافلگیری کمتر شده و شناخت بیشتری از نحوه واکنش به عملیات نظامی واشنگتن و تلآویو دارد.
به هر حال آنچه مشخص است، جهان امروز با ظهور ایران مقتدر روبهروست؛ کشوری که توانست با تکیه بر شعار «ما میتوانیم»، تعریف قدرت را در منطقه و جهان تغییر دهد. سخنان سردار شکارچی و تحلیلهای رسانههای خارجی، هر دو به نقطه مشترک ختم میشوند؛ دوران اعمال فشار بیمحابا و تهدیدات توخالی به پایان رسیده است. ایران با تکیه بر اراده مردم و توانمندی پیشرو در نیروهای مسلح، توانسته است معادلات قدرت را از سلطه یکجانبه به حالت توازن مقتدرانه و بازدارنده تغییر دهد. این تغییر پارادایم به این معناست که دیگر هیچ قدرتی نمیتواند با اتکا به ابزارهای نظامی یا فشارهای اقتصادی، استقلال و حاکمیت ملی ایران را به چالش بکشاند.
امروز، این اقتدار، تنها ضمانت صیانت از حاکمیت ملی و تنها مانع واقعی در برابر توطئههای جهانی و نقشههای تفرقهافکن است. اما باید توجه داشت، حفظ این جایگاه، مستلزم تداوم همین مسیر است؛ مسیر آمادگی دائمی، هوشیاری مستمر و بهروزرسانی توانمندیها. تنها با تکیه بر همین اراده جمعی است که میتوان این پیروزیهای راهبردی را تثبیت و هرگونه جسارت احتمالی در آینده را در نطفه خفه کرد تا صلح و ثبات منطقه، بر پایه عدالت و اقتدار ملتهای منطقه استوار شود.
۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۴
کد مطلب: ۲۶٬۸۷۰
در سپهر سیاست بینالملل، معادلات قدرت همواره در حال تغییر و تحول هستند. آنچه روزگاری به عنوان سلطه مطلق یا یکجانبهگرایی نظامی شناخته میشد، امروز در برابر ارادههای مستقلی که از دل مقاومت برآمدهاند، به شدت در حال فرسایش است. در حالی که جهان شاهد گذار از نظم تکقطبی به سوی نظمهای چندجانبه است، ایالات متحده آمریکا در میانه بحرانهای عمیق داخلی و ناکامیهای خود در منطقه، با چالشی بنیادین روبهرو شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در انتخابات اخیر شکست سنگین خورد و جمهوریخواهان را حسابی در کما برد و آنها باید برای شکستهای آتی هم آماده شوند. بنا به اظهار نظر تعدادی از کارشناسان بینالملل، هر حزبی در آمریکا در انتخابات کنگره شکست بخورد، نمیتواند از سد انتخابات ریاست جمهوری عبور کند.
نظر شما