۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۸
کد خبر: ۱۹٬۸۲۱

تحلیل وقایع سیاسی، به ویژه کنش‌های اجتماعی-امنیتی نظیر آنچه در دی‌ ۱۴۰۴ رخ داد، مستلزم عبور از سطح‌نگری و اتخاذ رویکردی چندبعدی است.

آگاه: این پدیده‌ها، که غالبا دربر گیرنده کنش‌های کنشگران متعدد با منافع متعارض هستند، صرفا محصول یک عامل واحد نیستند. همان‌گونه که رهبر انقلاب تاکید کردند، شناسایی دقیق لایه‌های مختلف فتنه یک ضرورت تحلیلی و راهبردی است تا بتوان ماهی مقصود دشمن را از آب گل‌آلود ایران استخراج کرد. این فتنه، یک عملیات پیچیده بود که هدف نهایی آن، برآورده ساختن اهداف کلان استراتژیک نظام سلطه امپریالیستی علیه جمهوری اسلامی ایران تعریف شده بود.

کالبدشکافی لایه‌های ساختاری فتنه دی ۱۴۰۴
فتنه مورد بحث، دارای یک ساختار هرمی با چند لایه همپوشان بود که هر لایه کارکرد مشخصی در پیشبرد پروژه کلی دشمن داشت:

لایه اول: بستر نارضایتی و سوژه‌گذاری اولیه
در ابتدایی‌ترین سطح، این وقایع بر بستر نارضایتی‌های اقتصادی-معیشتی بخشی از جامعه شکل گرفت. اعتراض به تورم، نوسانات ارزی و مشکلات معیشتی - اقتصادی، یک سوژه مشروع و طبیعی برای بیان عمومی بود. این لایه، به دلیل مشروعیت نسبی مطالبات، نقش پوشش انسانی و فراهم‌سازی بستر اولیه نفوذ را ایفا می‌کرد. حضور مردمی که صرفا خواهان بهبود شرایط بودند، فضا را برای ورود لایه‌های بعدی تسهیل نمود. از منظر تئوری‌های جنگ‌های نوین، این لایه نقش تامین نیروی انسانی، برای فازهای عملیاتی را بر عهده داشت.

لایه دوم: عملیات تخریب و تبدیل به اغتشاش
با ورود هسته‌های سازمان‌یافته، فاز دوم آغاز شد: تبدیل اعتراض به اغتشاش و شورش. این لایه شامل اقدامات مشخصی بود که هدفش فراتر از بیان مطالبات بود:
خشونت هدفمند؛ شامل کشتن‌های هدفمند (کشته‌سازی)، ایجاد رعب و وحشت و همچنین حمله مستقیم به نیروهای حافظ نظم و امنیت که خط قرمز هر نظام سیاسی است.
تخریب نمادین و زیرساختی: حمله به اماکن مقدس (مساجد، قرآن) و سوزاندن دارایی‌های عمومی (مانند تجهیزات شهری و حمل و نقل)، نشان‌دهنده تلاش برای تخریب سرمایه اجتماعی و القای حس زوال حکومتی بود. این اقدامات، نه از سوی معترضین صرف، بلکه توسط سربازان دشمن اجرا شد که منتظر فرمان یا فرصت برای عملیاتی‌سازی طرح‌های از پیش آماده شده بودند. این هسته‌ها، فاز اغتشاش آفرینی فعال را مدیریت می‌کردند.

لایه سوم: فرماندهی و دخالت آشکار دشمن
برجسته شدن لایه سوم، زمانی بود که صف مردم معترض (لایه اول) از عناصر تخریب‌گر (لایه دوم) فاصله گرفت. این لایه نمایانگر حضور مستقیم و حمایت آشکار دشمنان اصلی ایران و هر ایرانی (ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و نهادهای اطلاعاتی غرب) بود.
وظیفه این لایه، تزریق منابع، اطلاعات و فرمان عملیاتی به هسته‌های میدانی بود. حمایت بی‌پرده و صریح از طریق ابزارهای رسانه‌ای، مالی و سایبری و بسیج حداکثری عملیات روانی از سوی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور (از سلطنت‌طلبان تا گروه‌های تجزیه‌طلب)، گواه این سطح از طراحی است. سلبریتی‌ها و مهره‌های داخلی نیز در این فاز، نقش ابزارهای تبلیغاتی و زمینه‌ساز را ایفا کردند تا عملیات را در قالب یک جنبش خودجوش جلوه دهند. اما دشمن به دنبال چه بود؟ تحقق اهداف دشمن در این فتنه در دو حوزه راهبردی دنبال شد:

الف) محور داخلی (تضعیف پایه‌های قدرت ملی):
شکستن امنیت پایدار: هدف، از بین بردن این باور عمومی بود که ایران قادر به حفظ نظم داخلی خود است؛ ایجاد شکاف امنیتی عمیق در برابر هرگونه فشار خارجی.
فروپاشی انسجام ملی: ایجاد تقابل غیرقابل‌ترمیم میان بخش‌های مختلف جامعه (حامیان، منتقدین و مخالفین مسلح) برای سلب توانایی کشور در تمرکز بر تهدیدات خارجی، درست هنگامی که بعد از جنگ ۱۲ روزه این انسجام در اوج خود قرار داشت.
زمینه‌سازی برای مداخله: ایجاد یک بحران امنیتی داخلی با شدت کافی برای توجیه فشار بین‌المللی، تحریم‌های گسترده‌تر و در نهایت، ایجاد دستاویز برای اقدام نظامی غیرمستقیم یا مستقیم (سوریه سازی) دقیقا همان طرحی که آمریکا بعد جنگ جهانی دوم در بسیاری از کشورها اجرایی کرده است، آخرین آن سوریه است.
فرسایش سرمایه اجتماعی: هدف قرار دادن اعتماد مردم نسبت به نهادهای حاکمیتی و ایدئولوژیک به عنوان یک دارایی راهبردی که نتیجه آن فرسایش سرمایه اجتماعی نظام و از بین رفتن اعتماد ملی مردم به مسئولین و نهاد و نظام است.

ب) محور بین‌المللی (تغییر توازن قوا):
بی‌اعتبارسازی سیستماتیک نظام: تبدیل تصویر بین‌المللی ایران از یک قدرت منطقه‌ای باثبات، به یک دولت در آستانه فروپاشی داخلی، برای تضعیف نفوذ دیپلماتیک آن.
تایید روایت انزوای بین‌المللی: همگام‌سازی فضای رسانه‌ای جهانی برای القای این مفهوم که جمهوری اسلامی منزوی است و جهان غرب باید در برابر آن موضع سخت بگیرد.
ایجاد ائتلاف ضد ایرانی: استفاده از آشوب برای متقاعدسازی متحدین منطقه‌ای و بین‌المللی به ضرورت تشدید فشارها و همراهی با سیاست‌های محدودسازانه علیه تهران.

جمع‌بندی و راهکارهای مقابله
در کل، فتنه دی ۱۴۰۴، به خوبی نشان داد که دشمنان ایران از تاکتیک‌های متنوع و پیچیده برای تضعیف کشور استفاده می‌کنند. مقابله با این تهدیدات نیازمند یک رویکرد جامع و چندوجهی است که شامل موارد زیر می‌شود:
تقویت امنیت داخلی: تقویت نیروهای امنیتی و انتظامی، بهبود زیرساخت‌های امنیتی و افزایش آمادگی برای مقابله با اقدامات خرابکارانه و تروریستی.
تقویت انسجام ملی: ترویج گفتمان وحدت و همبستگی، تقویت ارتباط با اقشار مختلف جامعه و مقابله با پروژه‌های دامن‌زننده به اختلاف و شکاف.
تقویت اقتصاد مقاومتی: کاهش وابستگی به اقتصاد سیاسی، حمایت از تولید داخلی و توسعه بازارهای داخلی و منطقه‌ای.
تقویت ارتباط با مردم: ایجاد کانال‌های ارتباطی مستمر با مردم، پاسخگویی به مطالبات آنها و شفاف‌سازی عملکرد دولت و نهادهای حکومتی که رضایت بخشی در عرصه عمومی را دنبال دارد.
جنگ ترکیبی هوشمند: تمرکز بر پیش‌بینی، خنثی‌سازی و مقابله با تهدیدات سایبری، اطلاعاتی، اقتصادی، رسانه‌ای و دیپلماتیک دشمن.
مقابله با تهدیدات دشمن نیازمند یک رویکرد تحلیلی عمیق، برنامه‌ریزی دقیق و اجرای قاطع است. با اتخاذ راهکارهای جامع و چندوجهی، می‌توان از بروز فتنه‌های مشابه در آینده جلوگیری کرد و امنیت و ثبات کشور را حفظ کرد. همچنین باید توجه داشت که این یک مبارزه مستمر است و نیازمند هوشیاری دائمی و آمادگی برای مقابله با هرگونه تهدید جدید است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.