مرثیه‌ای برای «تمدن شهوت و خون»

آگاه: می‌گویند تمدن غرب پیشرفته است و ارزش انسان را پاس می‌دارد. اما وقتی پرده‌های مخملی ثروت و قدرت کنار می‌رود و به پرونده سیاه «جزیره اپستین» نگاه می‌کنیم، بوی تعفن «جاهلیت مدرن» مشام را می‌آزارد. پشت دیوارهای بلند ویلاهای کارائیب، همان بربریت کهن با کراوات و ادکلن‌های گران‌قیمت زندگی می‌کند.


پرده اول: فریاد خاموش یک دختربچه
بیایید از آمار و ارقام بگذریم و به یک قاب وحشتناک خیره شویم. در روایات و مستندات این پرونده، تصویری هست که قلب هر مادری را تکه‌تکه می‌کند:
دختری خردسال (شاید سه یا چهار ساله) در اتاقی مجلل اما تاریک، تنهاست. او از درد و ترس به خود می‌پیچد و با زبان کودکانه‌اش «مادرش» را صدا می‌زند. فریاد می‌زند، گریه می‌کند، اما... هیچ پاسخی نمی‌شنود. هیچ آغوش گرمی برای پناه دادن به او نیست. تنها کسانی که در آنجا حضور دارند، گرگ‌هایی در لباس سیاستمداران و سلبریتی‌ها هستند که برای دریدن معصومیت او صف کشیده‌اند.
این «تنهایی مطلق» و آن «فریاد بی‌پاسخ»، خلاصه تمدن غرب است. تمدنی که در آن، دختران نابالغ نه به عنوان «انسان»، بلکه به عنوان «ابزار لذت» و «کالای یک‌بارمصرف» خرید و فروش می‌شوند.

پرده دوم: از «زنده به گور کردن» تا «خون‌آشامی مدرن»
تاریخ بشر صفحاتی دارد که حتی شیطان هم از مرور آنها شرم می‌کند. زنده به گور کردن دختران در حجاز باستان یا قربانی کردن کودکان برای خدایان سنگی اینکاها جنایت بود؛ اما جنایت امروز غرب، چیزی فراتر از وحشی‌گری است.
آنجا دختران را می‌کشتند تا از شرم یا خشم خدایان رها شوند؛ اما اینجا، در قرن بیست و یکم، میلیاردرهای غربی کودکان را «سلاخی روح» می‌کنند تا از «رنج و خون» آنها اکسیر جوانی بسازند!
ترکیب هولناک «تجاوز جنسی به کودکان» با نظریات شیطانی استفاده از «خون سرشار از آدرنالین» (برای جوان ماندن پوست پیرمردان کاخ‌نشین)، ثابت می‌کند که ما با انسان طرف نیستیم؛ با موجوداتی طرفیم که قرآن کریم درباره‌شان فرمود: «اُولئکَ کَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلّ» (آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراه‌تر).

پرده سوم: تقابل دو نوع «مرگ» و دو نوع «زندگی»
حالا این تصویر لجن‌مال و متعفن جزیره اپستین را بگذارید کنار قاب‌های سرخ و پاک سرزمین خودمان.
بله، ما هم داغداریم. قلب ما هم برای کودکانمان سوخته است. اما تفاوت از زمین تا آسمان است.
به یاد بیاورید «دختر کاپشن صورتی با گوشواره‌های قلبی» (ریحانه سلطانی‌نژاد) را در کرمان.
به یاد بیاورید «ملینا» و کودکان تکه‌تکه‌شده در غزه.
نظام سلطه، وقتی به «ریحانه»های ما می‌رسد، جسم‌شان را با بمب تکه‌تکه می‌کند. چرا؟ چون دشمن می‌داند که نمی‌تواند به «حریم عفت» و «روح بزرگ» این دختران دست‌درازی کند. ریحانه در کرمان، تا لحظه آخر در آغوش امن خانواده بود. ترکش‌های دشمن جسمش را شکافت، اما «شرافتش» دست‌نخورده ماند. او با «عزت» رفت. گوشواره‌های قلبی‌اش خونی شد، اما دامن پاکش لکه‌دار نشد. اما در آن‌سوی دنیا، در جزیره اپستین، خبری از بمب نیست. آنجا همه چیز شیک است. اما دخترک نابالغ، بارها و بارها «روحش ترور می‌شود.» او زنده می‌ماند، اما دیگر «زنده» نیست؛ مرده‌ای متحرک است که بدنش ویترین هوس نخبگان لیبرال شده است.
شهادت با عزت دختران ما کجا و زندگی سراسر تحقیر و تجاوز دختران غرب کجا؟

حکم نهایی: پایان ضیافت خون‌آشام‌ها
پرونده اپستین هشداری است برای همه ما؛ که هر جا «خانواده» تضعیف و «خدا» فراموش شود، نتیجه‌اش «توحش مدرن» است. اما بگذارید به این خون‌آشام‌های کراوات‌زده پیامی صریح بدهیم.
صدای استخوان‌های خردشده کودکان غزه و ضجه‌های بی‌پاسخ دختران جزیره اپستین، به هم گره خورده و توفانی به پا کرده است که کاخ‌های شیشه‌ای شما را ویران خواهد کرد.
ما منتظر کسی هستیم که فقط «حرف» نمی‌زند؛ می‌آید تا بساط این ظلم مرکب را درهم بپیچد. کسی که تیغ عدالتش، رگ‌های حیات متجاوزان به نوامیس بشریت را قطع خواهد کرد. به فرموده مولایمان امیرالمؤمنین (ع) درباره پایان کار این ظالمانِ فریبکار: «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً»
(سوگند به خدا که چنان درهم آمیخته و زیر و رو شوید و چنان غربال گردید [که پست و بلندتان و ظالم و مظلومتان از هم جدا شود]). و این فریاد بغض‌آلود تمام مادران دنیاست خطاب به «منتقم نهایی»؛ فریادی برای ویران‌ کردن لانه‌های فساد:
«أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدِینَ؟» (کجاست درهم‌شکننده شوکت و قدرت متجاوزان؟)
«أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ؟» (کجاست ویران‌کننده بناهای شرک و نفاق [و کاخ‌های ظلم]؟)
«أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ؟» (کجاست نابودکننده سرکشان و متمردان؟)
باشید و ببینید که به زودی برق شمشیر عدالت، بساط تجاوز و خون‌خواری‌تان را جمع خواهد کرد و مصداق این آیه خواهید شد که: «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» (و آنان که ظلم کردند، به‌زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی و چه سرنوشت شومی بازمی‌گردند).

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.