آگاه: در تاریخ جهان، حمله به مراکز علمی، کتابخانهها، دانشگاهها و دانشمندان، الگویی تکراری بوده است. این حملات اغلب با اهداف نظامی (برای فلج کردن توان فنی دشمن)، ایدئولوژیک (حذف دانشی که با باورهای مهاجمان سازگار نبود) یا فرهنگی-سیاسی (نابودی هویت و تاریخ یک ملت) انجام میشدند. گاهی این اقدامات عمدی و سیستماتیک بودند و گاهی آسیب جانبی در جریان جنگهای شهری. نتیجه مشترک همه این موارد، از دست رفتن دانش غیرقابل جبران، رکود علمی در مناطق آسیبدیده، مهاجرت متخصصان و تضعیف بلندمدت جوامع بوده است. در ادامه، از دوران باستان تا آوریل ۲۰۲۶، به ترتیب زمانی و با جزئیات کامل بررسی میکنیم. موارد بیشتری از جنگهای مختلف اضافه شده تا تصویر جامعتری ارائه شود.
دوران باستان و قرون وسطی؛ نابودی نمادهای فرهنگی به عنوان ابزار تسخیر
یکی از قدیمیترین نمونهها، کتابخانه اسکندریه در مصر است. این مرکز عظیم علمی و ترجمه در سال ۴۸ پیش از میلاد، طی محاصره اسکندریه توسط ژولیوس سزار در جنگ داخلی روم و مصر، آسیب جدی دید. آتش از کشتیهای دشمن به انبارهای کتابخانه سرایت کرد و بخش بزرگی از صدها هزار نوشته (شامل آثار فلسفی، علمی و ادبی یونانی-رومی) نابود شد. حملات بعدی در قرنهای سوم و چهارم میلادی نیز آسیب بیشتری وارد کرد. دلایل عمدتا نظامی و آسیب جانبی بودند، اما بعدها جنبه ایدئولوژیک (حذف باورهای قدیمی) نیز پیدا کرد. نتیجه: از دست رفتن بخش عظیمی از دانش باستانی که برای همیشه جبران نشد و نمادی از تاریکترین لحظات تاریخ علم شد.
نمونه دیگر، دانشگاه نالاندا در هند (قرن پنجم تا دوازدهم میلادی) است. این مرکز بودایی بزرگ با کتابخانه چندطبقه شامل صدها هزار نسخه خطی در زمینههای فلسفه، پزشکی، نجوم، ریاضیات و بودیسم، در سال ۱۱۹۳ میلادی توسط بختیار خلیلجی (ژنرال ترک-افغان سلطاننشین دهلی) کاملا ویران شد. مهاجمان ماهها آنجا ماندند، کتابها را آتش زدند (آتش ماهها ادامه داشت) و هزاران راهب و دانشمند را کشتند. تسخیر نظامی همراه با انگیزه ایدئولوژیک برای حذف مراکز غیراسلامی به عنوان نماد مقاومت فرهنگی از جمله دلایل این حملات بود و در نتیجه به پایان عصر طلایی بودایی در شرق هند، از بین رفتن دانش عظیم و عقبماندگی علمی منطقه برای مدت طولانی منجر شد.
بزرگترین ضربه در این دوره، اما سقوط بغداد در سال ۱۲۵۸ میلادی توسط مغولها به فرماندهی هولاکو خان بود. بیتالحکمه (خانه حکمت) – مرکز ترجمه، نجوم، پزشکی، ریاضیات و فلسفه اسلامی – همراه با صدها کتابخانه دیگر نابود شد. کتابها را در رود دجله ریختند تا آب رود از جوهر سیاه شود. صدها هزار نفر، از جمله بسیاری از دانشمندان، کشته شدند. تسخیر کامل برای پایان خلافت عباسی و نابودی نماد قدرت فرهنگی رقیب دلیل اصلی این حمله بود و منجر به پایان عصر طلایی اسلامی در عراق و رکود علمی خاورمیانه برای قرنها (هرچند مغولها بعدا بخشی از دانش را جذب کردند) شد. این یکی از فجیعترین فجایع علمی تاریخ بشریت است. نابودی کتابهای خطی مایاها توسط اسپانیاییها در قرن شانزدهم برای حذف باورهای بومی (فقط چهار کتاب باقی ماند) و غارت کتابخانههای آزتک از دیگر موارد مشابه در این باره است.
جنگهای جهانی و قرن بیستم؛ ایدئولوژی و نابودی سیستماتیک
در جنگ جهانی اول، ارتش آلمان در سال ۱۹۱۴ دانشگاه لوون در بلژیک را هدف قرار داد. کتابخانه این دانشگاه را (با بیش از ۳۰۰ هزار کتاب و هزاران نسخه خطی ارزشمند) را با نفت آتش زدند. هدف از این حمله انتقام از مقاومت محلی و نماد وحشت فرهنگی.
در آلمان نازی (از ۱۹۳۳ به بعد)، دانشجویان نازی در ۱۰ مه ۱۹۳۳ هزاران کتاب «نامطلوب» (آثار دانشمندان یهودی، مخالفان و نویسندگان چپ) را در دانشگاهها و میدانها سوزاندند و در پی این اتفاقات، دانشگاهها پاکسازی شدند، استادان یهودی اخراج شدند و علم «آریایی» ترویج شد. ایدئولوژی نژادی و آمادهسازی برای جنگ اصلیترین دلیل این حملات بود و متاسفانه در نتیجه این حملات صدها دانشمند به آمریکا و انگلیس مهاجرت و به پیشرفت پروژه بمب اتمی متفقین کمک کردند و علم آلمان موقتا عقب افتاد. همچنین کتابخانههای یهودی در اروپای شرقی غارت شد.
در جنگ جهانی دوم، نابودی گسترده کتابخانهها رخ داد؛ کتابخانه دانشگاه ناپل توسط آلمانیها سوزانده شد، کتابخانههای لوون دوباره آسیب دیدند، ۷۰ درصد کتابخانههای لهستان غارت یا نابود شدند، بیش از ۴۰۰۰ کتابخانه در چین طی اشغال ژاپن آسیب دید و بمباران لندن صدها هزار کتاب را از بین برد. در نتیجه این حملات میلیونها جلد کتاب از بین رفتند و به مرور زمان، برخی از آنها با کمک بینالمللی بازسازی شدند.
در جنگهای یوگسلاوی (۱۹۹۲)، نیروهای صرب ساختمان کتابخانه ملی و دانشگاهی سارایوو (با ۵/۱ تا ۲ میلیون کتاب و نسخههای خطی ارزشمند عثمانی، یهودی و چندفرهنگی) را با گلولههای آتشزا هدف قرار دادند. آتش سه روز ادامه داشت و ۹۰ درصد مجموعه نابود شد. دلیل اصلی این حملات عمدی، حذف هویت چندفرهنگی بوسنی بود.
قرن بیستویکم؛ از غارت تا نابودی هدفمند آموزش (scholasticide)
در عراق (۲۰۰۳ و پس از آن)، پس از حمله آمریکا، کتابخانه ملی بغداد و آرشیوها غارت و آتش زده شد. (صدها هزار کتاب و نسخه خطی عثمانی از بین رفت) دانشگاههای موصل و بصره نیز آسیب دیدند. بعدا داعش در ۲۰۱۵ کتابخانه موصل را با هدف آشوب پس از اشغال و ایدئولوژی افراطی سوزاند. در نتیجه این آتشسوزی میراث فرهنگی مورد خطر و در آستانه نابودی قرار گرفت.
در غزه (از ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۶-۲۰۲۵)، در عملیاتهای متعدد اسرائیل، دانشگاهها و کتابخانهها هدف قرار گرفتند. گزارشها از «نابودی سیستماتیک آموزش» سخن میگویند: بیش از ۸۰ درصد مدارس آسیب دید یا نابود شد، همه دانشگاهها (حدود ۱۲ تا ۱۹ نهاد) آسیب جدی دیدند، صدها هزار کتاب از بین رفت، صدها استاد و معلم کشته شدند و صدها هزار دانشآموز دسترسی به آموزش را از دست دادند.
رژیم صهیونیستی در توجیه رفتار خود مطرح کرد که بسیاری از این مراکز به عنوان زیرساخت نظامی استفاده میشدند. نتیجه این جنایت منجر به از دست رفتن دسترسی دهها هزار دانشجو به آموزش عالی، آسیب به حافظه فرهنگی فلسطینی و نگرانی کارشناسان سازمان ملل از نابودی نسل آینده شد.
در اوکراین (از ۲۰۲۲ به بعد)، روسیه بیش از ۵۷۰ تا ۸۵۰ کتابخانه و صدها دانشگاه را بمباران یا آسیب زد (تا ۲۰۲۶ بیش از یک سوم دانشگاهها آسیب دیده و دهها مورد کاملا نابود شدند). در نتیجه این حملات حدود ۲۰ درصد متخصصان از اوکراین مهاجرت کردند، تولید علمی کاهش یافت، اما دانشگاهها با آموزش آنلاین و جابهجایی به کار خود ادامه دادند. بیش از ۲۶۰۰ حمله تاییدشده به مدارس و دانشگاهها ثبت شده است. همچنین در جنگهای سوریه، مالی (تیمبوکتو) و بالکان، کتابخانهها و نسخههای خطی اسلامی هدف ایدئولوژیک قرار گرفتند.
ایران؛ از ترور هدفمند تا جنگ مستقیم (تا آوریل ۲۰۲۶)
از دهه ۲۰۱۰، اسرائیل (با حمایت اطلاعاتی آمریکا) دانشمندان مرتبط با برنامه هستهای ایران را ترور کرد (مانند محسن فخریزاده در ۲۰۲۰). با آغاز جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، این الگو به سطح دانشگاهها رسید.
به وضوح دیده میشود که این حملات با هدف تلاش برای عقبماندگی کشور صورت میگیرد اما دشمن غافل از این موضوع است که تمدن چندهزار ساله با این حملات از بین نمیرود با این حال اما در طی این حملات بخشی از دانش غیرقابل جبران مثل کتابها، متخصصان و میراث فرهنگی از بین میرود و تا مدتی دچار رکود علمی میشویم و بازسازی و احیای این مراکز هم همراه با هزینه سنگین و زمان طولانی است. تاریخ نشان میدهد که این حملات معمولا به ضرر همه تمام میشود و نه فقط کشور حاضر در جنگ، زیرا دانش بشری به هم پیوسته است و نابودی آن پیشرفت جهانی را کند میکند و به همین جهت مشارکت دوستداران جهانی علم در محکومیت این جنایتها ضروری است؛ حتی اگر به آنها توجهی نشود.

نظر شما