آگاه: مردم ایران در دهههای پس از انقلاب، نه از تهدید نظامی هراسیدند و نه با تحریمها و مشکلات داخلی فلج شدند؛ بلکه با ایمان راسخ و شجاعت مثالزدنی، مصداق آیه شریفه «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکم فَاخشَوهُم فَزادَهُم إیمانًا وَقالُوا حَسبُنَا اللَّهُ وَنِعمَ الوَکیلُ» (آل عمران/۱۷۳) گشتند. در دوران دفاع مقدس نیز، مردم مقاوم ایران پایدار ماندند؛ آنان دریافتند که انقلاب با خون حفظ میشود و عزت با مقاومت دوام مییابد. این ایستادگی، چهره تازهای از عقلانیت انقلابی را نمایان ساخت؛ عقلانیتی که فراتر از مصلحتجویی روزمره، ریشه در ایمان داشت و بر فهم تاریخی امت تکیه میکرد.
امام خمینی (ره) با درک ژرف از روح زمان و فطرت مردم، نخستین کسی بود که نقش مردم را فهمید، قدر آنان را دانست و تواناییشان را کشف کرد؛ در زمانی که بسیاری از بزرگان، حتی با تعبیرات تحقیرآمیز، باور نداشتند که با همین مردم میتوان تاریخ را دگرگون ساخت. امام با صداقت درونی، سخن از دل پاک خویش بیرون آورد و اثر گذاشت؛ مردم از همه اقشار به میدان آمدند؛ دانشجو، روحانیت، استاد دانشگاه، پیشهور و مردم کوچه و بازار؛ در تشکیل کمیتهها، در روزهای جنگ، در میدان سازندگی و بستر قریب به ۵۰ ساله نظام اسلامی، همگی به ندای امامین انقلاب اسلامی لبیک گفتند و نسل به نسل، این حرکت را پیش بردند.
در دهههای متمادی انقلاب اسلامی، نقش زنان نیز در زمره عناصر استثنایی نهضت قرار گرفته است. امام خمینی (ره) نخستین کسی بود که حضور و تاثیر آنان را درک کرد، در حالی که برخی از علما با شرکت زنان در تظاهرات مخالف بودند. ایستادگی امام در برابر آن نگرش محدود، نه تنها حصاری برای دفاع از کرامت زن بود، بلکه نیروی تازهای به بدنه انقلاب بخشید؛ زن، همسنگر مرد در جبهه ایمان و فداکاری شد. رحمت خدا تا ابد بر امامین انقلاب اسلامی باد که عمق حضور زن و مرد را در پیوندی واحد دیدند و همواره انقلاب را از حصار نگاههای سنتی بیرون آوردند.
در نگاه امامین انقلاب اسلامی، مردم صحنه انقلاب را نه چون نظارهگر، بلکه چون صاحب انقلاب معنا میکردند. این نقشآفرینی، در رخدادهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تجلیای بینظیر یافت. امامین انقلاب اسلامی با باور به ملت، میدانستند که انقلاب بدون تداوم حضور مردم، در خطر انقطاع از روح خود خواهد بود. از همین رو، ۵۰ روز پس از پیروزی انقلاب، نظام جمهوری اسلامی نه به دست نخبگان، بلکه به تصمیم مستقیم مردم تعیین شد. رفراندوم فروردین ۱۳۵۸، تجلی اراده یک ملت بود که با رأیی تاریخی به جهانیان اعلام کرد: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیش نه یک کلمه کمتر». در هیچیک از انقلابهای بزرگ دو قرن اخیر، چنین فاصله کوتاهی میان سقوط نظام سابق و تعیین نظام جدید به دست مردم دیده نشده است؛ این ویژگی، شاخص تمایز انقلاب اسلامی با همه انقلابهای جهان شد.
امام خمینی (ره)، بلافاصله پس از تثبیت نظام نو، مطالبهای اساسی را طرح کرد: تدوین قانون اساسی توسط نمایندگان منتخب ملت. ایشان چنان شتاب و جدیتی در پیگیری این خواسته خود داشت که حتی در ماههای آغازین سال ۱۳۵۸ با لحنی جدی به مسئولان یادآوری کرد که نباید لحظهای در تاسیس ارکان مردمسالاری تاخیر کنند. انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی برگزار شد و مردم نمایندگان خویش را برگزیدند. آنان قانونی را نوشتند که روحش ایمان ملت و حضور مردمی بود، اما امام باز فرمود: باید رأی مردم بر آن مهر تایید زند و چنین شد؛ قانون اساسی در رفراندومی دیگر به تصویب مردم رسید.
بدین سان، نقش ملت به روز پیروزی محدود نماند و انقلاب، صحنه دائمی حضور مردم شد. نخستین رئیسجمهور با رأی مردم برگزیده شد، مجلس شورای اسلامی شکل گرفت و از آن پس تا امروز، این مردمند که رهبر، رئیسجمهور، نمایندگان مجلس و شوراها را انتخاب میکنند. چرخ اراده عمومی پیوسته در گردش بوده است و همین تداوم، هاضمه سیاسی نظام اسلامی را در برابر جریانهای گوناگون تابآور کرده است. دولتها با ذائقههای مختلف آمدند و رفتند، گاه حتی با بخشی از اصول نظام زاویه داشتند؛ اما ظرفیت انقلاب، به برکت حضور مردم، همه این دگرگونیها را جذب و هضم کرد. ریشه این پایداری، همان ایمان و پایبندی مردمی است که خود را «صاحب کشور» میدانند. در گذشته، «صاحب کشور» شاه بود، اما امروز ملت است که مقاومت را بر سیاست در کالبد ایران اسلامی حاکم کرده و با حمایت خود، استقلال جمهوری اسلامی را به معنای حقیقی کلمه تا کنون تضمین کرده است. تکرار سالانه روز بیستودوم بهمن که با تحسین امام شهیدمان در بیستودوم بهمن ۱۴۰۴ شمسی همراه بود، خود نشانه استمرار همین ایمان و حضور است. زیرا عید انقلاب در ایران، عید حضور مردم است، نه جشن قدرت. در هیچ کشوری، مردم با چنین شور و گستردگی، سالگرد انقلاب را به صحنه نمیآورند. در انقلابهای دیگر، مراسم رسمی با رژه محدود برگزار میشود، اما در ایران، مردم در زمستان، زیر باران و برف، در میدانها حاضر میشوند تا بار دیگر با حضور و اراده خود، انقلاب را بازآفرینی کنند. نیمی از شرکتکنندگان در راهپیماییهای امروزی، بهویژه تجمعات خودجوش اخیر پس از جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی علیه تمامیت ارضی ایران عزیز، کسانی هستند که روز بیستودوم بهمن ۵۷ را ندیدهاند، اما ایمان و غیرت پدران خویش را در دل دارند و همانطور که رهبر شهیدشان در آخرین سخنرانی خود تاکید کرده بودند: ملت ایران درسهای تاریخی و عاشورایی خود را به خوبی آموخته است. این مردم مبعوث شده ایران عزیز بودند که شبانه در میادین تجمع کردند، ایستگاههای فرهنگی راهاندازی و جهاد تبیین را آغاز کردند و به مسئولین و نیروهای نظامی قوت بخشیدند تا در کنار سوگواری برای از دست دادن عزیزان و رهبر شهیدشان، این مصیبت را با حماسه درآمیزند و این روحیه و اقدامشان، در اولین پیام رهبر سوم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله)، مورد تحسین واقع شد که این ملت و مردم بودند که پس از این جنگ ناجوانمردانه، انقلاب را تجدید کرده و مسیر را به نفع نظام اسلامی تغییر دادند.
سرانجام، میتوان گفت روح انقلاب اسلامی در سه محور بنیادین استوار است:
۱. ایمان مردم: که سرچشمه قیام و محور استمرار شد.
۲. عقلانیت رهبری: که این ایمان را از شور به شعور و از حرکت موقت به نهضت پایدار رساند.
۳. حضور جسمی و روحی ملت: که انقلاب را از یک رویداد تاریخی به زیست اجتماعی بدل کرد.
این سهگانه، جوهره تمایز انقلاب اسلامی از تمام انقلابهای بشری است. هرگاه ایمان مردم زنده بماند و عقلانیت رهبری برقرار باشد، این حضور، همچنان مسیر انقلاب را در جان تاریخ ایران تازه خواهد کرد.
نظر شما