آگاه: ایجاد انشعاب و اختلاف در جامعه، یکی از قدیمیترین استراتژیهایی است که دشمن برای رسیدن به اهداف خود از آن استفاده میکند. این اقدام صرفا یک واکنش هیجانی نیست، بلکه یک «مهندسی اجتماعی» برای تضعیف بنیانهای یک جامعه محسوب میشود. ابعاد و اهداف این حرکت چیست و برای خنثی کردن آن باید چه کرد؟ برای پاسخ به پرسش مطرح شده باید به تبیین پنج عامل پرداخت:
۱- تضعیف قدرت از درون (استراتژی فرسایش): بزرگترین قدرت هر جامعه، «انسجام» و «اعتماد عمومی» است. وقتی بدخواهان موفق میشوند بین گروههای مختلف آن هم بر اساس مذهب، قومیت، طبقه اجتماعی یا دیدگاه سیاسی دیوار بکشند، در واقع دارند سیستم دفاعی جامعه را از درون تخریب میکنند. جامعهای که درگیر جنگ داخلی کلامی و فکری است، توانایی مقابله با تهدیدات خارجی یا حل مشکلات ساختاری مانند اقتصاد را از دست میدهد.
۲- از بین بردن «اجماع» و «اعتماد» برای پیشرفت: یک جامعه نیاز به حداقلهایی از توافق دارد. بدخواهان با دامن زدن به اختلافات، فضای «اعتماد» را با فضای «سوءظن» جایگزین میکنند. در چنین فضایی، دیگر کسی به دیگری اعتماد نمیکند؛ حتی برادران و هموطنان. وقتی اعتماد از بین برود، همکاری جمعی غیرممکن میشود و جامعه به مجموعهای از جزایر منزوی تبدیل میشود که هر کدام در جهت مخالف دیگری حرکت میکنند.
۳- مدیریت افکار عمومی از طریق «تشتت»: وقتی جامعه دچار انشعاب باشد، انرژی ذهنی و توجه مردم به جای تمرکز بر مسائل اصلی و ریشهای ـ مثل فساد، بیعدالتی یا توسعه ـ صرف بحثهای حاشیهای و تنشهای میانگروهی میشود. این «تشتت توجه» به بدخواهان اجازه میدهد تا بدون جلب توجه، نقشههای خود را پیش ببرند، چرا که مردم درگیر دعوای میان خودشان هستند، نه بازخواست از عاملان اصلی مشکلات.
۴- ایجاد فضای «صفر مجموع» (Zero-Sum Game): هدف دشمنان این است که تفاوتها را به «تضاد» تبدیل کنند. آنها سعی میکنند به افراد القا کنند که «اگر گروه شما برنده شود، حتما گروه من شکست میخورد.» این نگاه که هر دستاوردی برای یک گروه، ضرری برای گروه دیگر است، باعث میشود که هرگونه سازش یا میانهروی، به عنوان «خیانت» تلقی شود. در این حالت، فضای گفتوگو بسته شده و تنها زبان قدرت و تقابل باقی میماند.
۵- ایجاد فرصت برای مداخله و کنترل: یک جامعه منقسم، جامعهای است که «تشنه قدرت» یا «تشنه نجات» است. بدخواهان از این آشفتگی استفاده میکنند تا خودشان را به عنوان منجی- با وعدههای دروغین- یا به عنوان عامل نظمدهنده معرفی کنند. انشعاب، فضا را برای مداخلات بیرونی و تحمیل ارادههای بیگانه فراهم میکند، زیرا جامعه در آن حالت، بیش از آنکه به دنبال وحدت باشد، به دنبال برتری گروه خود بر گروه رقیب است.
شکست دشمن در جنگ ۴۰ روزه و استفاده از استراتژی «اختلاف بینداز و حکومت کن»
از آنجا که دشمن متجاوز پس از حمله مجدد به خاک کشورمان در ۹ اسفند سال گذشته و به شهادت رساندن حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای و تعدادی از فرماندهان بلندپایه نیروهای مسلح نتوانست تمامی برنامهها و اهداف از پیش تعیین شده خود را محقق کند؛ به استراتژی «اختلاف بینداز ـ حکومت کن» روی آورد تا از این طریق انشعاب و دو دستگی بین سه ضلع تاثیرگذار «خیابان»، «میدان» و «دیپلماسی» ایجاد کند. رئیسجمهور تروریست آمریکا در طول جنگ ۴۰ روزه و در دوره آتشبس موقت، سیاست تفرقه میان مسئولان نظام را بهطور روزمره دنبال میکرد و همچنان در همین ریل حرکت میکند؛ او در یک پیامی در فضای مجازی با ادعای اینکه جمهوری اسلامی خواستار برقراری آتشبس شد، گفته بود: آمریکا این درخواست را زمانی بررسی خواهد کرد که تنگه هرمز «باز، آزاد و امن» باشد. تا آن زمان، آمریکا به حملات خود علیه جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد.
اما در مقابل استراتژی نخنما و تکراری کاخ سفید، پیام وحدت و یکپارچگی مسئولان و دولتمردان ایرانی با عنوان «یک خدا، یک ملت، یک رهبر و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان» که حوالی ساعت ۲۰:۲۰ شامگاه پنجشنبه در شبکههای اجتماعی منتشر شد، این پیام را به متجاوزان آمریکایی و صهیونی منتقل کرد که ایران امروز از هر گونه دوقطبیسازیهای ساختگی بدخواهان فاصله دارد و واژگان دشمنان تحت عنوان «تندرو» و «میانهرو» در قاموس ایرانی محلی از اعراب ندارد!
پنجشنبه سوم اردیبهشت مسعود پزشکیان رئیسجمهور، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیات مذاکرهکننده ایران در مذاکرات اسلامآباد و غلامحسین محسنیاژهای رئیس دستگاه قضا، با انتشار پیامی واحد همزمان با استفاده از هشتگ #ایران_ما، خاطرنشان کردند که «در ایران ما تندرو و میانهرو وجود ندارد؛ همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب، متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان.»
همدلی ایران در میدان، خیابان و دیپلماسی
البته جمعی از وزرا، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، معاونان رئیسجمهور و مسئولان نظام نیز همچون محسن رضایی مشاور رهبر انقلاب، محمدرضا عارف معاون اول رئیسجمهور، الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، غلامرضا نوریقزلجه وزیر جهاد کشاورزی، علاالدین رفیعزاده رئیس سازمان اداری استخدامی، اسماعیل سقاباصفهانی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی و... نیز با بازنشر این پیام، تلاش کردند که صدای یکپارچهای از ایران به گوش جهان برسانند که ایرانیان در «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» همدل و همراه هستند.
رسانه رهبر انقلاب اسلامی هم ساعتی پس از انتشار این پیامها، با یادآوری بخشی از پیام نوروزی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، خاطرنشان کرد: «در اثر وحدت عجیب ایجادشده بین هموطنان، در دشمن شکستگی بهوجود آمده. با شکر عملی این نعمت، انسجام بیشتر و پولادینتر شده و دشمنان خوار و خفیفتر خواهند شد. عملیات رسانهای دشمن با نشانهگیری ذهن و روان مردم، قصد خدشه در وحدت و امنیت ملی دارد؛ مبادا با سهلانگاری ما این قصد شوم محقق شود.»
هرچند رهبر شهید و عزیزمان دیگر در بین ما حضور ندارد اما رهنمودهایشان همچنان آویزه گوشمان است. ایشان همواره به توطئهها و خدعههای دشمن در قبال مردم و مسئولان با ایجاد اختلاف و دو دستگی بین آنها اشاره میکردند. حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (ره) ۱۹ بهمن سال ۱۴۰۱ در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش فرموده بودند: «نقشه دشمن برای ما روشن است. یک هدف وجود دارد، یک راهبرد وجود دارد و تاکتیکها. هدف دشمن به زانو درآوردن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است. راهبرد [دشمن] چیست؟ ایجاد اختلاف، ایجاد بیاعتمادی؛ بیاعتمادی دستجات سیاسی نسبت به همدیگر، گروههای مردمی نسبت به همدیگر، بیاعتمادی مردم به حکومت، بیاعتمادی حکومت به مردم، بیاعتمادی این به آن، این سازمان به آن سازمان که به هم بیاعتماد باشند، به هم بدبین باشند. وقتی بیاعتمادی به وجود آمد، امید به آینده هم از بین خواهد رفت. خب قهرا یک اختلافاتی وجود دارد؛ این اختلافات را نباید تبدیل کرد به گسل. یک وقت [بحث] «زن» را مطرح میکنند، یک وقت بحث «شیعه و سنی» را مطرح میکنند، یک وقت «اختلاف نسلی» را مطرح میکنند، یک وقت مسائل گوناگون دیگر را، برای اینکه اختلاف ایجاد کنند؛ راهبرد دشمن ایجاد اختلاف است. البته تاکتیکها مختلف است؛ هر زمانی با یک تاکتیک؛ عمده تاکتیک هم دروغپردازی و شایعهسازی است؛ این کارها را میکنند برای آنکه بتوانند اختلاف ایجاد کنند.»
بهره سخن...
ایجاد اختلاف در واقع تلاش برای تبدیل کردن «تنوع» که یک نقطه قوت به حساب میآید به «تفرقه» که نقطه ضعف محسوب میشود، است. در حالی که تنوع باعث غنای جامعه میشود و تفرقه باعث فروپاشی آن. بدخواهان میدانند که شکست دادن یک جامعه متحد از بیرون بسیار دشوار است، اما فروپاشی یک جامعه از درون، بسیار ارزانتر و آسانتر است. اما با این حال، دشمنان ایران نمیدانند که ایران نه سرزمین شکافها، که کوه استوار یکپارچگی است. تکثر سیاسی نشانه پویایی مردمسالاری در ایران ماست، در روز بحران نیز تمامی سلایق تحت یک پرچم، «ید واحده» خواهند بود. «ایران ما» فراتر از دستهبندیهای سیاسی، یک جان و یک ملت است و در دفاع از کیان حاکمیت و منافع ملی، تمامی جریانات سیاسی در سنگر «جناح مقتدر ایران» ایستادهاند.
نظر شما