آگاه: این خبر را عصر دیروز جمعه، ارگان رسمی دولت منتشر و اعلام کرد: هدف از این سفر رایزنیهای دوجانبه، بحث و گفتوگو درباره تحولات جاری در منطقه و همچنین آخرین وضعیت جنگ تحمیلی ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران است.
آمریکا در حالی در باتلاق جنگ علیه ایران گرفتار شده است که گمان میبرد، با هدف گرفتن شخص اول کشور میتواند به تمامی برنامههایش دست پیدا کند. این نکته را هم باید در نظر گرفت، ایالات متحده بزرگترین قدرت نظامی جهان را در اختیار دارد اما در برابر ایران نتوانست این قدرت را به یک پیروزی قاطع تبدیل کند. این تفاوت در واقع نشانهای از محدودیت یا کاهش کارایی قدرت است. دلیل اصلی این مسئله آن بود که آمریکا گزینه نظامی عملی و موثری در اختیار نداشت. حمله زمینی بسیار پرهزینه و خطرناک بود؛ قدرت هوایی و دریایی نیز قادر نبود تواناییهای گسترده و انعطافپذیر ایران را بهطور کامل از میان ببرد. تشدید بیشتر جنگ نیز میتوانست به یک بحران منطقهای یا حتی جهانی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، یک قدرت بزرگ ممکن است منابع عظیم داشته باشد، اما ابزار موثر برای اعمال آن محدود میشود. این همان واقعیت این درگیری بود. ایران این واقعیت را بهخوبی درک و راهبرد خود را بر همان اساس تنظیم کرد. هدف ایران شکست دادن آمریکا نبود، بلکه جلوگیری از موفقیت آن بود.
ایران اهمیت جغرافیایی خود، بهویژه تنگه هرمز را به یک ابزار راهبردی تبدیل و از طریق متحدان منطقهای خود فشار را حفظ کرد و مهمتر از همه از عامل زمان به سود خود استفاده کرد. هرچه جنگ طولانیتر میشد، هزینه آن برای آمریکا بیشتر میشد؛ بنابراین طولانی شدن درگیری برای ایران به یک مزیت تبدیل شد.
از سوی دیگر، «دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به دنبال راهی برای خروج از جنگ است اما ایران ممکن است با او همراهی نکند.» خبرگزاری فرانسه در گزارشی کوتاه با این مقدمه نوشت: ترامپ بر لزوم حفظ محاصره دریایی اصرار دارد، در حالی که ایران تاکید میکند این محاصره باید پیش از آنکه هرگونه توافقی برای پایان جنگ روی میز قرار گیرد، لغو شود؛ جنگی که در ۲۸ فوریه توسط رژیم اسرائیل و ایالات متحده آغاز شد.
ترامپ همواره به مهارت خود در عقد قراردادهای بزرگ و سریع با کمک تیم دوستان تاجرش میبالد اما مذاکره با جمهوری اسلامی ایران برای او تضاد مطلقی ایجاد میکند؛ او باید رودررو با دیپلماتهایی شود که با برنامهریزی دقیق و بدون کوتاه آمدن از مواضع، برای یک نبرد طولانیمدت در برابر آنچه آن را دشمنی فریبکار میدانند، آمادهاند. ترامپ با اعزام جیدی ونس، معاون خود به پاکستان، امیدواریها به پیشرفت در دور دوم مذاکرات را افزایش داده بود اما ایران به دلیل مواضع متناقض آمریکا و عدم تعهد کامل واشنگتن به آتشبس از تایید حضور خود در این مذاکرات خودداری کرد و در نتیجه ونس در واشنگتن ماند.
براساس مواضع و اظهار نظر تحلیلگران غربی، ترامپ روزهای سخت و دشواری را در کاخ سفید میگذراند. دنی سیترینوویچ، کارشناس سابق اطلاعات اسرائیل در امور ایران که اکنون در «موسسه مطالعات امنیت ملی دانشگاه تلآویو» و «شورای آتلانتیک» در واشنگتن فعالیت میکند، با بیان اینکه با وجود تحمل خسارات، حاکمیت سیاسی ایران در آستانه فروپاشی نیست و تسلیم نخواهد شد، میگوید: «ترامپ نمیخواهد تنشها بالا بگیرد. نمیگویم که بالا رفتن تنش محال است اما او واقعا تلاش میکند تا پیش از هر چیز، تمام گزینههای سیاسی را بررسی کند. به نظر من ترامپ از این جنگ خسته شده و از همه مهمتر، با وجود حرفهایی که میزند، عمیقا درک کرده که هزینهها فقط در حال افزایش هستند و قرار نیست کاهش یابند.»
حال باید منتظر ماند و دید سفر سکاندار دستگاه دیپلماسی کشورمان به اسلامآباد چه نتایجی را به همراه خواهد داشت؛ آنچه میتوان طبق گزارشهای رسانههای غربی و کنشگران آنها تحلیل کرد این است که آمریکا در حرف از نمایش قدرت سخن میگوید اما با ضرباتی که موشکهای سپاه به پایگاههایش در منطقه وارد کرد به دنبال عقبنشینی است و به راحتی هم نمیپذیرد این عقبگرد را اعلام کند. غرور بیش از حد با نظام سلطه چه خواهد کرد!؟
نظر شما