آگاه: در جریان جنگ ۴۰ روزه، آمریکاییها متوجه شدند که بسته اطلاعاتی اسرائیل نتوانسته برآورد درستی از قدرت مانور تهران ارائه کند. فارغ از هیاهوی آغشته به باروت در اتمسفر جنگ، رونمایی از سلاح ژئوپلیتیکی ایران یک اتفاق ویژه با پیامدهای گوناگون است.شورای آتلانتیک صراحتا مینویسد؛ جنگ ایران به خلق یک واقعیت ژئوپلیتیک جدید منجر شده است. تهران توانسته نظام امنیتی جدیدی در خلیج فارس حاکم کند که عملا آمریکا را در چند جبهه درگیر کرد. متحدین آمریکا در قامت اهداف متخاصم نه تنها اعمال قانون شدند که دیگر با وضعیت جدید منع تردد مواجه شدهاند. در لایه دوم، اگرچه پیامدهای افزایش هزینههای نفت به شدت مورد توجه است اما در حوزه فسفات و گوگرد اتفاقات سختی در حوزه کشاورزی رقم زده است. در عین حال امتناع سخت اعضای ناتو از حضور در خلیج فارس یک اتفاق در لایه سوم است که منجر به خشم ترامپ از اروپا شده است. در قلب همه آنچه ترسیم شد؛ برنده نهایی جنگ با تابآوری در حوزه تنگه هرمز تعیین میشود. آمریکاییها با اعمال محاصره دنبال تضعیف رویکرد ایران در تنگه هرمز بودهاند اما در نهایت ساختار «محاصره در محاصره» هم نتوانسته به خواسته واشنگتن منجر شود.
محک برخورد
دونالد ترامپ با پروژه آزادی ضمن روتوش حضور مداخلهگرایانه آمریکا در خاورمیانه دنبال ایجاد وضعیتی شبیه «سوسیس برش خورده» است که ضمن اعمال فشار، آستانه از سرگیری جنگ را بالا ببرد. بازی سینوسی درباره اسکورت یا عدم حمایت از کشتیهای عبوری از خط آتش ایران، رویکردی است که آرام آرام دنبال آزمایش توان ایران است. در این معادله کشتیها و نفتکشها در معرض فشار آمریکا هستند تا نقض پروتکل ایران را به جان بخرند. در این میان ناگفته نماند که تجربه خلیج تونکین در سال ۱۹۶۴ و نقشه جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا در ذهن مرد دیوانه زیرنویس میشود. ترامپ در قلب واشنگتن به دلیل نقض قانون «محدود اختیارات جنگی» مصوبه سال ۱۹۷۳ در دوره ریچارد نیکسون قرار گرفته است. داستان زمانی پیچیدهتر میشود که ترامپ دنبال اختیارات جنگی گسترده همانند ماجرای ویتنام شمالی و «بهانهسازی» جنگ است.
باید دقت داشت؛ آنچه ما مشاهده میکنیم قطعهای از پازل «دیپلماسی قایق توپدار» است که ترامپ مبتنی بر آن تلاش میکند با رویکرد قرن هجدهمی آمریکا در مذاکره با ایران کسب امتیاز کند. واشنگتن در شرایطی که مدعی توجه به دیپلماسی است؛ با اعمال فشار توسط ناوگان جنگی و توپهای آماده شلیک به دنبال کسب امتیاز است. ایران در کل فرآیند تنگه هرمز، ناوگان جنگی آمریکا را عملا غافلگیر کرده است و همین برگ برنده تهران برای «جنگ و صلح» است. به شکل ویژه اگرچه بازگشت به جنگ محتملترین سناریو محسوب میشود اما هزینههای آتش به وسعت غرب آسیا و سناریوی «خاورمیانه سوخته» یک چالش ویژه است. این وضعیت میتواند منجر به خلق نفت ۲۰۰ دلاری و رکورد افسارگسیخته در اقتصاد جهانی شود که بیش از همه گریبان جمهوریخواهان را در انتخابات نوامبر خواهد گرفت. در واشنگتن برخی معتقدند که وضعیت محاصره در محاصره و اعمال نه جنگ، نه صلح میتواند فشار آمریکا را حفظ کند اما بزرگترین کابوس ترامپ احساس شکست در مقابل ایران است که اتفاقا با صورتحساب گران هرمز به یک چالش ذهنی بزرگ برای مرد دیوانه تبدیل شده است. پس ترامپ باید تاکجا پیش برود؟
نظریه جوجه
مرد دیوانه را تصور کنید که سوار بر قایق توپدار به سمت تنگه هرمز حرکت میکند. ترامپ میخواهد شرایطی را القا کند که در نهایت ایران فرمان رویارویی را کج کند. در این شرایط، رانندهای که از مسیرش منحرف نشده پیروز بازی خواهد بود و فردی که از مسیرش منحرف شده، بازنده است.
بازی جوجه (Game of Chicken) که در نظریه بازی مفهومی بسیار جاافتاده است، از سوی توماس شلینگ، اقتصاددان برنده نوبل علم اقتصاد در سال ۲۰۰۵ مطرح شد. تحلیلگران با استفاده از بازی جوجه ترسو، آینده روابط میان تهران و واشنگتن را پیشبینی میکنند؛ اینکه آیا جنگ نظامی میان ایران و آمریکا درخواهد گرفت یا خیر.باید دو مفهوم دیگر که شلینگ آنها را در کتاب «سلاحها و تاثیرات آنها» مطرح میکند توضیح دهیم. یکی از این مفاهیم نظریه مرد دیوانه (madman theory) و دیگری دکترین «تخریب حتی متقابل» (mutual assured destruction) است. مرد دیوانه، همان رفتاری است که ترامپ سعی کرده در رابطه با ایران از خود نشان دهد. اینکه قابل پیشبینی نیست و هر کاری از او برمیآید. حالا همین الگوریتم که در جنگ ۴۰ روزه مشاهده کردیم را در تنگه هرمز پیادهسازی کنیم. ایران و آمریکا با قایقهای توپدار در تنگه هرمز در آستانه رویارویی مستقیم قرار دارند تا وزنکشی ویژه انجام شود. مرد دیوانه دنبال القای این است که سکان کشتی جنگی را به دریا انداخته است اما تهران هم نشان داده که خاورمیانه سوخته تنها نتیجه برخورد سخت خواهد بود. البته آمریکا فعلا در حال تست است و ایران مبتنی بر دکترین بالانس، انگشت روی ماشه گذاشته است. همزمان کانالهای دیپلماتیک و میانجیگران با سکوت رادیویی مشغول چانهزنی هستند. اگرچه پارادایم سنتی تقابل برای بازدارندگی ترک برداشته است اما در نهایت طرفین دنبال حفظ موازنه وحشت هستند.
نظر شما