۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۰۷
کد مطلب: ۲۱٬۷۵۱

جنگ ادراکی

مجتبی مشهدی محمد _ دبیر گروه فرهنگ

در شرایط جنگ تحمیلی سوم، پیگیری مستمر اخبار از طریق رسانه‌های سنتی و شبکه‌های اجتماعی به یکی از عوامل اصلی تاثیرگذار بر روحیه عمومی تبدیل شده است.

آگاه: این پدیده، که بخشی از «جنگ ادراکی» محسوب می‌شود، نه تنها اطلاعات را منتقل می‌کند، بلکه روایت‌ها را شکل می‌دهد، اضطراب را دامن می‌زند و بر انسجام اجتماعی اثر می‌گذارد. گزارش‌های میدانی و خطوط حمایتی نشان می‌دهد که تماس‌ها برای اضطراب و اختلالات روانی به طور قابل توجهی افزایش یافته و میلیون‌ها شهروند ایرانی با خستگی روانی، اختلال خواب و حس ناامنی مداوم دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پیگیری بی‌وقفه اخبار جنگ، بر اساس مطالعات روان‌شناسی درگیری‌های معاصر، سطح هورمون‌های استرس را بالا می‌برد و می‌تواند به اضطراب مزمن، افسردگی و حتی علائم اختلال استرس پس از سانحه منجر شود. در ایران، این اثر با شایعات فراوان و رقابت روایت‌ها میان رسانه‌های داخلی و خارجی تشدید شده است. رسانه‌های خارجی اغلب بر نقاط ضعف، مشکلات درون کشور و انزوای احتمالی تمرکز کرده و حس بی‌قدرتی یا ناامیدی را تقویت می‌کنند، در حالی که رسانه‌های داخلی با تاکید بر مقاومت و پیروزی‌های عملیاتی، تلاش دارند روحیه را حفظ کنند. اما در این میان، گاهی بزرگ‌نمایی یا سکوت نسبت به واقعیت‌های میدانی، اعتماد عمومی را کاهش داده است. اما چرا این پدیده تا این حد اثرگذار است؟ نخست، جنگ مدرن، جنگ توجه است و رسانه‌ها نه تنها خبر می‌دهند، بلکه تعیین می‌کنند جامعه درباره چه چیزی بیندیشد. دوم، کمبود اطلاعات معتبر و رقابت پروپاگاندا، کم‌توجهی و بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد. سوم، سابقه تاریخی ایرانیان از جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و بحران‌ها، جامعه را نسبت به تهدیدهای خارجی حساس کرده است. در نتیجه، دوقطبی شدن روحیه‌ای پدید آورده است که دستاورد آن چنین است: گروهی که مقاومت نشان می‌دهد و گروهی که خواهان پایان سریع درگیری است. مواجهه با این وضعیت نیازمند رویکردی واقع‌بینانه و چندسطحی است. در سطح فردی، شهروندان باید مصرف رسانه را هوشمندانه مدیریت کنند. محدود کردن پیگیری اخبار به دو نوبت مشخص در روز، انتخاب منابع معتبر، اجتناب از شایعات و تمرین‌هایی مانند ورزش، ذهن‌آگاهی یا گفت‌وگوهای خانوادگی برای کاهش استرس. تجربه بسیاری نشان می‌دهد که حتی قطع موقت شبکه‌های اجتماعی، آرامش روانی قابل توجهی به همراه دارد. در سطح اجتماعی، تقویت شبکه‌های حمایتی محلی و آموزش سواد رسانه‌ای- به ویژه برای جوانان- ضروری است تا افراد بتوانند پروپاگاندا را از واقعیت تشخیص دهند. گفت‌وگوهای صادقانه در خانواده و محله می‌تواند حس انزوا را بشکند و تاب‌آوری جمعی را افزایش دهد. در سطح ملی، حاکمیت باید بر شفافیت بیشتر، ارائه روایت واقع‌بینانه و سرمایه‌گذاری در سلامت روان عمومی تمرکز کند. بزرگ‌نمایی پیروزی‌ها بدون طرح چالش‌ها، اعتماد را فرسایش می‌دهد. مدیریت اقتصادی بحران، توزیع عادلانه منابع و گسترش خطوط حمایتی روان‌شناختی می‌تواند حس کنترل را به جامعه بازگرداند. مقابله با جنگ روانی خارجی نیز نیازمند دیپلماسی عمومی هوشمند است، نه صرفا انکار یا تکرار روایت‌های مشابه. استفاده از روایت‌ها و راویان با دیدگاه‌های مختلف، می‌تواند در این زمینه بسیار کمک‌کننده باشد. تاب‌آوری ملت ایران در تاریخ بحران‌ها بارها آزموده شده است. از جنگ تحمیلی هشت‌ساله تا فشارهای اقتصادی، مردم این سرزمین با تکیه بر انسجام فرهنگی و هویت ملی از چالش‌ها عبور کرده‌اند. امروز نیز آزمون اصلی، حفظ تعادل میان آگاهی ضروری و حفاظت از سلامت روانی است. اگر پیگیری رسانه‌ای هوشمندانه مدیریت شود، نه تنها روحیه ملی تضعیف نخواهد شد، بلکه می‌تواند به تقویت اراده جمعی و آمادگی برای آینده منجر شود. در غیر این صورت، هزینه‌های بلندمدت این جنگ ادراکی بر نسل‌های آینده سنگین خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.