آگاه: آمریکا از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای هراس داشت. اسرائیل نیز علاوه بر این هراس، از بابت نیروهای منطقهای از جمله حزبالله لبنان که به ادعای آن تحت حمایت تهران است، نگران بود. از نگاه آمریکا، نگرانی درباره آنچه نیروهای نیابتی ایران خوانده میشوند، در بهترین حالت، در درجه دوم اهمیت قرار داشت، اما تهدید هستهای -که به هیچ عنوان ادعایی قابل اتکا نبود- میتوانست موجودیت آمریکا را تهدید کند. آمریکا حدود یک سال پیش تاسیسات هستهای ایران را هدف قرار داد و به برنامه هستهای آسیب زد، اما آن را نابود نکرد. در مذاکرات بعدی، ایران خواسته آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن به برنامه هستهای خود را نپذیرفت و در نتیجه، جنگ در ۲۸ فوریه آغاز شد. نکته حائز اهمیت این است که ظاهرا ترامپ باور داشت که قدرت هوایی، با کمترین خطر برای جان آمریکاییها، میتواند ایران را وادار به تسلیم کند. این فرضیه اشتباه از آب درآمد و به وضعیت فعلی انجامید. ناکامی حملات هوایی گسترده در تحقق هدف مورد نظر یعنی نابودی برنامه هستهای ایران و (احتمالا) تغییر رژیم، در کنار ایجاد اختلال در تنگه هرمز به دست ایران و حملات (تلافیجویانه) تهران به (داراییهای آمریکا در) منطقه و همچنین حملاتی که (با منشاء نامشخص) به برخی تاسیسات نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفت، باعث شد تا قیمت نفت در سراسر جهان از جمله آمریکا به شدت افزایش یابد. این شرایط به بروز یک مشکل سیاسی بزرگ در آمریکا منجر شده؛ هم به دلیل تاثیر اقتصادی و هم به واسطه این واقعیت که اقدام (نظامی) در ایران یادآور جنگهایی است که آمریکا در آنها موفق به تحقق اهداف خود نشد که از جمله آنها میتوان به جنگ ویتنام، عراق و افغانستان به عنوان طولانیترین و پرهزینهترین آنها اشاره کرد. هیچ کدام از این جنگها با پیروزی آمریکا به پایان نرسید و همگی اعتبار رؤسای جمهور وقت را تضعیف و خدشهدار کردند.
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۹
کد مطلب: ۲۱٬۸۲۰
جورج فریدمن، تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیکی و موسس تارنمای تحلیلی «Geopolitical Futures» در مطلبی آورده است: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تا حدود زیادی قابل پیشبینی بود.
نظر شما