آگاه: علت نامگذاری روز ملی خلیج فارس در روز ۱۰ اردیبهشت، تلفیقی از یک رویداد شکوهمند تاریخی و یک واکنش مقتدرانه مدنی در دوران معاصر است. از منظر تاریخی، این روز مصادف است با سالروز فتح هرمز و اخراج نهایی ناوگان استعمارگر امپراتوری پرتغال از تنگه هرمز در دوره صفویه، که به بازگشت حاکمیت کامل و بلامنازع ایران بر پهنه آبهای خلیج فارس انجامید.
اما روند رسمی ثبت این روز در تقویم ملی، به یک بیداری عمومی و موج عظیم اعتراضات مردمی در اوایل دهه ۸۰ بازمیگردد. ماجرا از آنجا نقطه عطف خود را تجربه کرد که در آبان سال ۱۳۸۳، موسسه نامآشنای «نشنال جئوگرافیک» در اقدامی بیسابقه و در تضاد با رویه یک قرن گذشته خود، در اطلس جغرافیایی جدیدش نامی جعلی را در کنار نام تاریخی خلیج فارس درج کرد. این اقدام جرقهای بود بر انبار باروت غیرت ملی ایرانیان در سراسر جهان.
موج واکنشها بینظیر بود. در دورانی که اینترنت به تازگی در حال گسترش عمومی بود، ایرانیان با ارسال دهها هزار ایمیل اعتراضی، نامهنگاریهای گسترده و ایجاد یک طومار الکترونیکی با بیش از ۱۲۰ هزار امضا، مدیران این موسسه آمریکایی را در تنگنای شدیدی قرار دادند. شدت این همبستگی به حدی بود که رسانههای جهانی نیز به آن پرداختند و نهایتا نشنال جئوگرافیک وادار به عذرخواهی رسمی و اصلاح نقشه خود شد.
در پی این پیروزی بزرگ مدنی، لزوم ثبت یک روز ملی برای پاسداشت این نام بیش از پیش احساس شد. در سال ۱۳۸۳ پیشنهادات مختلفی روی میز بود؛ از جمله ۹ آذر (سالروز بازگشت سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی به حاکمیت ایران) و ۲۹ اسفند (روز ملی شدن صنعت نفت). اما در نهایت، با توجه به اهمیت رهایی از استعمار بیگانگان، شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه ۵۶۵ مورخ ۲۱ تیر ۱۳۸۴، پیشنهاد نامگذاری روز ۱۰ اردیبهشت را به عنوان «روز ملی خلیج فارس» به تصویب نهایی رساند.
اسناد و فکتهای تاریخی
نام خلیج فارس، برخلاف بسیاری از نامهای جغرافیایی که دستخوش تغییرات سیاسی شدهاند، ریشهای به قدمت تمدنهای اولیه دارد. کهنترین اشاره ثبتشده به این پهنه آبی، در کتیبههای امپراتوری آشور یافت شده است که از آن با عنوان «نارمرتو» (رود تلخ یا دریای تلخ) یاد کردهاند. اما صریحترین و قدیمیترین سند باستانی که نام پارس را بر این دریا نهاده، سنگنبشته داریوش بزرگ هخامنشی است. در این کتیبه باستانی، با صراحت از عبارت «دریایی که از پارس میرود» استفاده شده است که نشاندهنده سیطره و پیوند عمیق تمدن ایران با این آبراه است.
دانشمندان، جغرافیدانان و تاریخنگاران تمدنهای یونان و روم باستان نیز همگی بر این نام صحه گذاشتهاند. گزنفون، استرابون (جغرافیدان شهیر یونانی) و فلاویوس آریانوس در آثار خود همواره از نام دریای پارس یاد کردهاند. کلودیوس بطلمیوس، جغرافیدان بزرگ سده دوم میلادی، در نقشههای خود این دریا را با واژه لاتین Persicus Sinus ثبت کرده است که ترجمه دقیق خلیج فارس است. کوین توس کورسیوس روفوس، تاریخنگار رومی نیز از عبارت Aquarem Persico (آبگیر پارس) بهره برده است. این اسناد نشان میدهند که نام خلیج فارس یک قرارداد جهانی در میان تمام تمدنهای باستانی بوده است.
راویان صادق «بحر الفارسی»
یکی از محکمترین اسناد در اثبات حقانیت نام خلیج فارس، متون و منابع دست اول جغرافیایی و تاریخی متعلق به دوران شکوفایی تمدن اسلامی و به زبان عربی است. برخلاف تحریفات سیاسی دوران معاصر، دانشمندان و سیاحان مسلمان همواره از نام «بحر الفارسی» یا «الخلیج الفارس» استفاده کردهاند.
ابن خردادبه در کتاب ارزشمند «الاعلاق النفیسه»، سهراب (جغرافیدان برجسته) در کتاب «عجایب الاقالیم» و ناخدا شهریار رامهرمزی در اثر مشهور «عجایب هند»، بارها این نام را به کار بردهاند. تا پیش از نیمه دوم قرن بیستم، کاربرد مستمر نام خلیج فارس در هیچ فرهنگ و زبانی، از جمله زبان عربی، به چالش کشیده نشده بود. روند تحریف نام این دریا، ریشه در تحولات سیاسی دهه ۱۹۵۰ میلادی دارد. تا پیش از سال ۱۹۵۸، در تمامی اسناد رسمی کشورهای عربی نام خلیج فارس ذکر میشد. اما با اوجگیری احساسات پانعربیسم و قومگرایی و به ویژه پس از سخنرانیهای پرشور جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۶ (که مدعی شد از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس وطن عربی است)، تلاشهای سیاسی برای تغییر این نام شدت گرفت. این جریان تا آنجا پیش رفت که اتحادیه عرب در بخشنامهای در سال ۱۹۶۴، استفاده از نام خلیج فارس را برای تمامی کشورهای عربزبان و مکاتبات رسمی آنها ممنوع اعلام کرد.
پروازی بر فراز تاریخ
با ورود به عصر مدرن و اختراع دوربین، اسناد تصویری به کمک متون تاریخی آمدند. نخستین تصاویر هوایی و مستند ثبتشده از خلیج فارس، متعلق به فیلمی صامت با عنوان «پرواز من به ایران»(Mein Persienflug) است. این مستند تاریخی در سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۵ میلادی توسط والتر میتلهولتزر، هوانورد و مستندساز سوئیسی ساخته شد.
میتلهولتزر که با یک فروند هواپیمای یونکرس از زوریخ پرواز کرده بود، با عبور از آسمان ایران و ثبت تصاویری بینظیر از معماری، جغرافیا و آداب و رسوم شهرهای مختلف ایران در دهه ۱۹۲۰ میلادی، سرانجام به بوشهر رسید و توانست اولین تصاویر هوایی متحرک از کرانهها و آبهای خلیج فارس را روی نوار سلولوئید ثبت کند. این فیلم امروز به عنوان یکی از مهمترین اسناد بصری در تاریخ هوانوردی و جغرافیای ایران شناخته میشود.
اثری ماندگار از ارد عطارپور
در دهههای اخیر، مستندسازان ایرانی نیز با درک اهمیت این موضوع، دست به خلق آثاری پژوهشی زدند. شاخصترین اثر در این زمینه، مستند تحسینشده «خلیج فارس» به کارگردانی و تهیهکنندگی ارد عطارپور است که در سال ۱۳۹۰ از شبکههای تلویزیونی پخش شد. این فیلم به عنوان یک اثر کاملا آکادمیک و مبتنی بر پژوهشهای عمیق تاریخی، موفق شد در پنجمین جشنواره بینالمللی سینما حقیقت، جایزه بهترین فیلم مستند و پژوهش را از آن خود کند.
نقطه قوت مستند عطارپور، بهرهگیری از مشاوران و کارشناسان برجستهای همچون دکتر پیروز مجتهدزاده و دکتر محمد عجم و همچنین استفاده هوشمندانه از اسناد مکتوب، صوتی و تصویری متعلق به خود کشورهای عربی است. فیلم با پخش سخنرانی تاریخی جمال عبدالناصر آغاز میشود و در طول آن، از صداهای آرشیوی و اصلی افرادی چون صدام حسین که در گذشته به وضوح نام «خلیج فارس» را بر زبان میآوردند، استفاده شده است.
یکی از تاثیرگذارترین سکانسهای این مستند، نمایش محلهای در شهر قاهره است؛ جایی که دوربین نشان میدهد بر سردر یک خیابان، تابلوی قدیمی زنگزدهای با عنوان «خلیج فارس» همچنان باقی مانده است، در حالی که دقیقا در بالای آن، تابلوی جدیدی با نام جعلی نصب شده است. این تصویر مستند، به رساترین شکل ممکن روند تحریف تاریخ را به نمایش میگذارد.
رنسانس فرهنگی و رسانهای در دفاع از هویت ملی
بررسی سیر تاریخی دفاع از نام خلیج فارس نشان میدهد که تا پیش از سال ۱۳۸۱، نوعی سکوت نسبی در رسانههای گروهی و نهادهای رسمی ایران در این خصوص حاکم بود و پژوهشها تنها به محافل محدود دانشگاهی خلاصه میشد. اما با ظهور فضای مجازی، وبلاگها و وبسایتهای ایرانی از سال ۱۳۸۱ به بعد، موجی از آگاهیبخشی و پژوهشهای مستقل مردمی شکل گرفت که در نهایت نهادهای رسمی را نیز به تحرک واداشت.
در سال ۱۳۸۱، مکاتبات بسیار مهمی میان نهادهای کلان کشور از جمله وزارتخانهها، نهاد ریاست جمهوری، نمایندگی ایران در سازمان ملل (نیویورک)، «سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران» و «شورای مدیران سازمان خلیج فارس» برای اتخاذ یک رویه واحد و قدرتمند در پاسداری از این نام صورت گرفت. انتشار کتابهای مرجع و پژوهشی نیز نقش بسزایی در این رنسانس فرهنگی داشتند. آثاری جامع نظیر «اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان» و سایر کتب منتشر شده با محوریت «خلیج فارس نامی کهنتر از تاریخ و میراث فرهنگی»، توانستند پشتوانه علمی و آکادمیک مدافعان این نام تاریخی را در مجامع بینالمللی تقویت کنند.
خلیج فارس در امتداد تاریخ
خلیج فارس تنها مجموعهای از آبهای شور و پهنهای ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه شناسنامه هویتی، نماد همبستگی و میراثی فرهنگی است که در روح و جان یک ملت ریشه دارد. بررسی جامع اسناد، از کتیبههای سنگی آشور و پارس، نقشههای غبارگرفته یونانی و رومی، دستنوشتههای اصیل جغرافیدانان مسلمان، تا مستندهای پیشگامانه هوایی و آثار پژوهشی معاصر، همگی یک حقیقت واحد را فریاد میزنند. روز ملی خلیج فارس، نه تنها فرصتی برای یادآوری شکست استعمارگران در قرون گذشته است، بلکه یادآوری این رسالت خطیر است که پاسداری از نامها و هویتهای تاریخی، نیازمند هوشیاری مستمر، تولیدات فرهنگی غنی و همبستگی ملی است تا این میراث جاودان، بیگزند از طوفان تحریفها، به نسلهای آینده سپرده شود.
نظر شما