آگاه: کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی به تازگی درباره قدرت موشکی و پهپادی ایران و شکست سامانههای پدافندی مختلف رژیم اسرائیل در مقابله با آن، مستندی تولید کرده است. در این مستند به نقل از مقامات نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی آمده که ما در برابر زرادخانه عظیم موشکی ایران کاملا غافلگیر شدیم؛ اسرائیل در مسئله سامانههای پدافندی و ذخایر تسلیحاتی مربوط به آن با مشکل و بحران جدی مواجه است؛ این یک شکست است! بین جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی، ایرانیها موفق شدند دستکم ۱۰ برابر بیشتر از ما موشک تولید کنند. شاید شنیدن این مطلب خوشایند نباشد، اما باید واقعیتنگر بود؛ حتی اگر تصمیم برای افزایش موجودی موشکها گرفته شده باشد، تا زمانی که این موشکها تحویل داده شوند، دو سال طول میکشد.
بازیابی تسلیحاتی ایران
ایران در روزهای بعد از آتشبس توانسته ذخایر موشکی و پهپادی خود را به تعداد زمان قبل از جنگ برگرداند. رصد ماهوارهای و پهپادی تحرکات آمریکا در منطقه به خصوص در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و دریای عرب به صورت لحظهای در حال انجام است و رصدها بیانگر آن است که توازن قوا به نفع ایران اسلامی است. بنا به گزارشها کاخ سفید در حال بررسی درخواست مجوز رسمی جنگ از کنگره برای درگیری با ایران است. برد کوپر، فرمانده سنتکام، ترامپ را در مورد استراتژی بالقوه ضربه نهایی که داراییها، رهبری و زیرساختهای نظامی ایران را هدف قرار میدهد، توجیه کرده است؛ با این وجود، به باور اکثر کارشناسان، آمریکا بیش از آنچه در دور قبلی حملات انجام داد، نمیتواند انجام دهد و در جنگ پیشرو نیز شکست خواهد خورد.
زرادخانه خالی آمریکا
اندیشکده راهبردی مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی یا CSIS در گزارشی تکاندهنده هشدار داده که مصرف مهمات و تسلیحات کلیدی آمریکا در جنگ با ایران چنان شدید بوده که ذخایر کنونی برای یک درگیری احتمالی با چین حادتر از همیشه، ناکافی است و بازسازی توان موشکی واشنگتن چهار تا ۶ سال زمان خواهد برد. مارک کانسیان، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی و از مشاوران ارشد CSIS به همراه کریس پارک، پژوهشگر این اندیشکده، در گزارشی مفصل با عنوان «آخرین گلولهها؟ وضعیت مهمات کلیدی در زمان آتشبس جنگ ایران»، موجودی هفت مهمات راهبردی آمریکا را پس از ۳۹ روز حمله هوایی و موشکی به ایران بررسی کردهاند. بنا به گزارش این اندیشکده آمریکایی، نیروهای آمریکایی در ۳۹ روز پیش از برقراری آتشبس، بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران هدف قرار دادند.
نویسندگان گزارش تاکید میکنند که برای چهار نوع از هفت مهمات کلیدی بررسیشده، ایالات متحده ممکن است بیش از نیمی از موجودی پیش از جنگ خود را مصرف کرده باشد. بازسازی این هفت مهمات تا سطح ذخایر پیش از جنگ، با توجه به تحویل موشکهای در دست تولید، بین یک تا چهار سال زمان خواهد برد. طبق تحلیل این اندیشکده، این موشکها برای یک درگیری احتمالی در غرب اقیانوس آرام نیز حیاتی خواهند بود. حتی پیش از جنگ ایران نیز، ذخایر برای رویارویی با یک رقیب همسطح ناکافی تلقی میشد. اکنون این کمبود حادتر شده و ساخت ذخایری در حد کافی برای یک جنگ با چین، به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت. کاهش موجودیها همچنین بر عرضه سامانههای پاتریوت، تاد و موشکهای ضربتی دقیق PrSM به اوکراین و سایر متحدان و شرکایی که از آنها استفاده میکنند، تاثیر خواهد گذاشت.
معماری نوین ایران در تنگه هرمز
نظریهپرداز روابط بینالملل و استاد آمریکایی جان مرشایمر، طی مصاحبهای با سیانان ضمن برشمردن چهار خواسته بزرگ واشنگتن در شروع جنگ علیه ایران، گفت: ما به هیچ یک از اهدافمان نرسیدیم و تنگه هرمز هم در کنترل ایرانیهاست. از نظر او، درسی که ایران باید از جنگ بگیرد این است: موشکهای زیادی بسازد و آنها را در شهرهای موشکی پنهان کند. استاد روابط بینالملل در دانشگاه شیکاگو معتقد است که جنگ تحمیلی علیه ایران با چهار هدف و خواسته شروع شد اما آمریکا به هیچ یک از اهدافش نرسید.
مرشایمر گفت: شما باید به خاطر بسپارید که ما (آمریکا) با چهار درخواست بزرگ وارد این جنگ شدیم: آنها باید کاملا از توانمندی غنیسازی دست بکشند، آنها باید دست از حمایت حوثیها، حماس و حزبالله بردارند، آنها باید از شر موشکهایشان خلاص شوند و مهمتر از همه، قرار بود که تغییر رژیم انجام شود. نظریهپرداز شناخته شده آمریکایی ادامه داد: اینها درخواستهای ما بود و از نظر من، مهمترینش تغییر رژیم بوده چرا که به روایت آنها اگر چنین کاری انجام میشد بقیه درخواستها هم همراهش میآمد. اما ما در همه این چهار موضوع، شکست خوردهایم. شما نباید توجهتان از این موضوع منحرف شود ما نتوانستیم هیچ یک از این اهداف را محقق کنیم.
او خطاب به مجری برنامه گفت: کریس! اجازه بده بگویم که ما وضعیت را بدتر از قبل کردیم. درباره موشکها، به نظر من درس بزرگی که ایرانیها از این جنگ باید بگیرند این است که آنها باید تعداد بسیار زیادی موشک بسازند و آنها را در شهرهای موشکی مخفی کنند. مرشایمر سپس مدعی شد: به نظر من آنها اگر هیچ درسی نگرفته باشند باید این درس را گرفته باشند که باید سلاح اتمی داشته باشند و این جنگ شاید آنها را بیشتر به این مسیر سوق دهد. استاد دانشگاه شیکاگو وضعیت کنونی تنگه هرمز و کنترل ایران روی این منطقه را یکی دیگر از شکستهای آمریکا خواند.
این کارشناس ارشد آمریکایی گفت: علاوه بر این، کل موضوع تنگه هرمز هم مطرح است. ما علاوه بر شکست در تحقق چهار هدفمان، الان در وضعیتی هستیم که ایرانیها کنترل تنگه هرمز را در دست دارند و یک عوارضی آنجا دایر کردند که قبل از ۲۷ فوریه (زمان آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران) اصلا وجود نداشت و این احتمالا باقی خواهد ماند چرا که برای من تصور اینکه آنها بیخیال گرفتن عوارض شوند، بسیار سخت است یا رها کردن کنترل تنگه هرمز. شاید این کار را بکنند اما در ازای دریافت دیگر مزایایی که در یک توافق روی آن کار خواهد شد. ما اینجا شکست خوردهایم.
هیولای بالستیک ایرانی
یک پژوهشگر ارشد اسرائیلی فعال در حوزه موشکی و هوانوردی، به بررسی انواع موشکهای ایران، کارآمدی آنها و نیز رد برخی شایعات مبنی بر نقاط ضعف آنها پرداخت. به نقل از شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، تال عنبر، محقق ارشد اتحادیه مشاوره دفاع موشکی (MDAA) در ایالات متحده که پیشتر رئیس مرکز تحقیقات فضایی و پهپاد در موسسه فیشر بوده به بررسی موشکهای زرادخانه ایران پرداخته است. این پژوهشگر، موشکهای ایرانی را به جهت تفاوت در ساختار موتور پیشران دستهبندی کرده است. دسته اول که موشکهامبتنی بر سوخت مایع هستند و موتور آنها از سوخت مایع استفاده میکند. موشکهای شاخص این دسته، قدر و عماد بوده که برای اسرائیلیها شناختهشدهتر هستند. عنبر ادامه داد: این دو موشک تا ۲۰۰۰ کیلومتر برد دارند، عماد در واقع نسخه دقیقتری از قادر است. در کنار اینها، موشک قویتری به نام خرمشهر قرار دارد که ایرانیها پیش از این جنگ هرگز رسما آن را به سمت اسرائیل شلیک نکرده بودند. وی افزود: موشک خرمشهر یک هیولای بالستیک است که در یک شرایط نامناسب دستکم به برد ۲۵۰۰ کیلومتر میرسد و در شرایط خوب، حتی میتوان برد آن را هزار کیلومتر دیگر افزایش داد. کاربرد عملیاتی این موشک اکنون به طور واضح ثابت شده است، هم از طریق ویدیوهایی که توسط تهران منتشر شده و هم پس از جمعآوری قطعات آن پس از اصابت در اسرائیل. این پژوهشگر صهیونیست در ادامه گفت: دسته دوم موشکهایی با پیشران سوخت جامد هستند، آنها به دلیل زمان اندک و سرعت بالا برای آماده پرتاب شدن، تهدیدآمیز تلقی میشوند. این موشکها در آخرین مراحل ساخت سوختگیری میشوند که به طور چشمگیری زمان قرار گرفتن پرتابگرها روی زمین را کوتاه میکند. عنبر اینگونه ادامه داد: ستاره این دسته، موشک خیبرشکن است، یک موشک تک مرحلهای که ایران بارها از آن استفاده کرده است. علاوه بر آن، موشک سجیل که یک موشک دو مرحلهای با برد کمی بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر است و به ندرت در این جنگ دیده شده است. این پژوهشگر اسرائیلی در ادامه، شایعات پیرامون نقاط ضعف موشکهای ایران را رد کرد و گفت: برخلاف افسانههایی که در مورد زمان زیاد برای آمادهسازی و سوختگیری موشکهای ایرانی وجود دارد، واقعیت در عمل کاملا متفاوت است. ایران از قابلیتهای سوختگیری پیشرفتهای برخوردار است، به طوری که حتی موشکهای خود را در اعماق زمین آماده پرتاب میکند و موشکها زمانی که سوختگیری آنها کامل شد، روی زمین ظاهر میشوند.
این پژوهشگر حوزه موشکها افزود: این داستان که موشکها باید از زیر زمین بیرون آورده شود و آماده سازی آنها حداقل نیم ساعت طول میکشد، برای سالهای زیادی است که صحت ندارد. یک استثنای جالب در این زمینه، موشک سنگین خرمشهر است. عنبر خاطرنشان میکند که با وجود قرار گرفتن آن در دسته سوخت مایع، میتواند تقریبا مانند یک موشک سوخت جامد عمل کند. ساختار موشک خرمشهر امکان انبارکردن آن را در شرایط سوختگیری شده فراهم کرده است، این موضوع آمادهسازی موشک برای شلیک را به حداقل میرساند. تال عنبر همچنین شایعات پیرامون کاهش تعداد پرتابگرها در ایران را بررسی کرد و گفت: همچنین در مورد پرتابگرهای ایران شایعات و مزخرفات زیادی وجود دارد. بیایید ساده بگوییم، به نظر نمیرسد که پرتابگرها تاثیری در توانایی یا ناتوانی ایران در ایجاد رگبارهای سنگین موشکی داشتهاند. به عبارت دیگر، ایران پرتابگرهای کافی برای جنگیدن برای مدت زمان قابل توجهی دارد. باید گفت که پرتابگرها پاشنه آشیل توان موشکی ایران نبودند و آسیب به آنها ایران را با محدودیت مواجه نکرده است.
نظر شما