آگاه: از این منظر، حمایت مردم از جمهوری اسلامی در راستای تداوم فرهنگ سیاسی استبدادزدگی و شخصیتگرایی ایرانیان تحلیل میشود.
همانطور که همین اخیرا فرخ نگهدار، انتخاب مقتدرانه رهبر جدید و حمایت قاطع مردم از چنین انتخابی را محصول فرهنگ تاریخی استبدادزدگی و شخصیتگرایی حاکم در ایران دانست. این قبیل دیدگاهها معمولا براساس چنین فرضی شکل میگیرند:
حاکمیت خودکامه ایران دائما درحال اعمال سلطه اقتصادی و ثروتاندوزی است که به تورم سرسامآور و اوضاع معیشتی آشفته منتهی میشود. از این رو حاکمیت باید توسط جامعه در تنگنا و فشار شدید قرار بگیرد تا تحت فشار به این روند تمامیت خواهانه پایان دهد یا دستکم از سطح تمامیت خواهی حاکمیت، کاسته شود.
حالا حضور مردم در خیابان و اعلام حمایت جامعه از جمهوری اسلامی به بهانه ایستادگی مقابل دشمن، نه تنها امکان اعتراض علیه حاکمان و تعدیل تمامیتخواهی اقتصادی حاکمیت را سلب میکند بلکه حکومت تمامیتخواه جمهوری اسلامی را از تداوم حمایت مردم مطمئن کرده و تشدید رفتار گستاخانه و تمامیتخواهانه حاکمیت را در پی خواهد داشت.
چنین فرضی در حالی مطرح میشود که هیچ گواهی و شاهدی برای آن وجود ندارد. علاوه بر اینکه هیچ گاه ادعای اپوزیسیون مبنی بر سلطهجویی اقتصادی و ثروتاندوزی کلیت حاکمیت ایران به اثبات نرسیده، اندک احتمالی که برای احراز فساد اقتصادی حاکمیت وجود داشت نیز با وقوع جنگ اخیر به کلی منتفی شد.
مسلما اگر مقامات حکومت کوچکترین اهتمامی به ثروت اندوزی و انتفاع اقتصادی داشتند، به محض شنیدن خبر جنگ، به همراه حجم انبوهی از مال و ثروت، پا به فرار میگذاشتند تا از گزند جنگ در امان بمانند.
اما نه تنها بیتوجه به تمام تعلقات دنیا، تا پای جان مقابل نیروی خارجی ایستادند بلکه حتی در این مسیر، از تقدیم جان خانواده و نزدیکان نیز دریغ نکردند. مسئولین کشور در مسیر حفظ و صیانت از امنیت ملی، تمام مخاطرات پیشرو حتی خطر مرگ خانواده و عزیزان را نیز به جان خریدند و تحت هیچ شرایطی حاضر به ترک وطن نشدند.
درست برخلاف کارگزاران پیشین ایران که به محض احساس خطر، داراییهای خزانه کشور را ربوده و برای همیشه از کشور خارج میشدند. نقل است که رضا شاه بعد از شنیدن خبر حمله متفقین، به سرعت نزد فروغی رفت و برای بقای سلطنت در خاندان پهلوی از او درخواست وساطت و شفاعت کرد. وساطت فروغی نزد سران متفقین، خروج رضا شاه از کشور و پادشاهی محمدرضا شاه را به دنبال داشت.
سرانجام رضا شاه به همراه حجم انبوهی از مال و ثروت که اعتراض شدید نمایندگان مجلس شورای ملی از جمله علی دشتی را به دنبال داشت، از کشور گریخت و مردم ایران را در مهلکه قحطی دوم که به مرگ سه میلیون نفر منجر شد، گرفتار کرد.
با این اوصاف، قطعا حضور خیابانی گسترده در کنار اعلام انزجار از نیروی متجاوز خارجی و اعلام پشتیبانی قاطع از چنین مسئولینی، به معنای استبدادزدگی نیست بلکه میتوان گفت نهایت استبدادستیزی و سلطهستیزی است.
نیرویی که امروز راه خودکامگی و استبداد در پیش گرفته و دائما درحال نقض حقوق ملی ایرانیان است، نه حاکمیت داخلی بلکه دشمن خارجی است. این آمریکاست که باید از سوی ملت ایران، یکپارچه و منسجم محکوم شود تا از ایجاد رویارویی میان جامعه و حاکمیت و تضعیف حاکمیت مرکزی مأیوس شده و هیچ راه گریزی از تمکین حقوق ملت ایران نداشته باشد. آمریکا همیشه به دنبال گریز از تمکین حقوق مسلم ملت ایران است و امروز این راه گریز را در شکافهای داخلی ایران جستوجو میکند.
دشمن تصور میکند با تشدید شکافهای داخلی، روند پشتیبانی جامعه از حاکمیت متوقف میشود و با افزایش سطح رویارویی جامعه و حاکمیت، عملا قدرت تامین حقوق ملت ایران از حاکمیت سلب خواهد شد. چون قدرت مقاومت جمهوری اسلامی مقابل سلطهجویی آمریکا از پشتیبانی عمومی مردم نشأت میگیرد و با کاهش سطح پشتیبانی عمومی، جمهوری اسلامی دیگر توان مقاومت نخواهد داشت.
با تحقق چنین سناریویی، این ایران است که هیچ راه گریزی از تسلیم بیقید و شرط مقابل آمریکا نداشته و برای همیشه باید با چشمانداز الزام آمریکا به تمکین حقوق ملی ایران وداع کند. آمریکا در مسیر پیشبرد این سناریو به قدرت نرم جبهه رسانهای اپوزیسیون ایران متکی است و از این طریق تلاش میکند جامعه و حاکمیت ایران در مقابل هم قرار دهد.
اما اگر انسجام دولت-ملت ایران به سطحی برسد که هیچ امکانی برای ایجاد شکاف داخلی و قطع پیوند مردم و حاکمیت وجود نداشته باشد، نیروی خارجی از اعمال فشار اقتصادی و نظامی ناامید شده و لاجرم باید تمکین مطالبات ملی ایران را بپذیرد. حضور خیابانی مردم در راستای تامین همین ضرورت ملی است.
حضور خیابانی و اعلام ایستادگی قاطع مقابل نیروی خارجی، دشمن را از جلب حمایت افکار عمومی ایران، مأیوس میکند و شکست قدرت نرم جبهه رسانهای دشمن را به تصویر میکشد. با تداوم این حضور هوشمندانه میتوان شاهد قطع امید کامل دشمن از تشدید شکافهای داخلی و الزام آمریکا به تمکین مطالبات ملی ایران بود.
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
کد مطلب: ۲۱٬۸۶۴
برخی گمان میکنند حضور خیابانی مردم و پشتیبانی جامعه از جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۴۰ روزه و روزهای اخیر، به معنای استبدادزدگی و پذیرش خودکامگی حاکمیت است که منجر به مصونیت مقامات حاکمیتی از هرگونه نقد و اعتراض میشود و سطح ثروتاندوزی شخصی و سودجویی اقتصادی مقامات حکومت را تشدید میکند.
نظر شما