آگاه: همین یک اتفاق ساده موجب شد تا دسترسی به این سندهای مکتوب تصویری همگانی شود. چه اشکالی داشت؟ اصلا چه ایرادی دارد خیلی از این اسناد در اختیار مردم خودمان قرار گیرد. مثلا بدانند چرا آنقدر نام خلیج فارس برایمان اهمیت دارد یا اینکه قدیمیترین نقشههای جهان هم آیا از این نام استفاده کردهاند یا نه. بالاخره همینها جزو اسناد ملی و میراث مکتوب ما هستند و میتوان به آنها استناد کرد.
اهمیت اسناد ملی و میراث مکتوب در ایران با تمدنی کهن آنقدر زیاد است که در تقویم ملی روز ۱۸ اردیبهشت را به عنوان «روز اسناد ملی و میراث مکتوب» نامگذاری کردهاند. این روز یادآور آن است که گذشته ما فقط در کتابهای تاریخ نیست، بلکه در هزاران کاغذ، نامه، عکس، سند و نوشتهای پنهان شده که هرکدامشان بخشی از داستان زندگی ما را روایت میکنند. اما واقعا چند نفر از ما تا امروز پایشان به آرشیو ملی یا یک کتابخانه پر از اسناد قدیمی باز شده؟ چند نفر از ما میدانیم پشت این نامهای رسمی و اداری، چه گنجهایی خوابیدهاند؟
تصور کنید یک نامه قدیمی را در دست دارید. کاغذش زرد شده، گوشههایش کمی پاره است. خطش شاید سخت خوانده شود، اما اگر بتوانید آن را بخوانید، ناگهان وارد زمان دیگری میشوید. شاید نامهای باشد از یک پدر به پسرش در ۱۰۰ سال پیش. شاید یک شکایت ساده از قیمت نان در بازار یک شهر قدیمی یا حتی یک فرمان حکومتی که مسیر زندگی هزاران نفر را تغییر داده است. اینها همان چیزی هستند که به آن «میراث مکتوب» میگوییم. یعنی هر چیزی که با نوشته ثبت شده و بخشی از زندگی گذشته را برای ما نگه داشته است مثل نامهها، قراردادها، دفترهای قدیمی، روزنامهها، عکسها، نقشهها، دفترهای حساب و کتاب، حتی یادداشتهای شخصی آدمهای عادی و تصاویر یا شاید بتوان گفت فیلمهای قدیمی.
چرا این گنجها را نمیبینیم؟
نکته مهم اینجاست که تاریخ واقعی در همین نوشتههای ساده و روزمره پنهان شده است اما چرا ما از این گنجها استفاده نمیکنیم؟ اگر این همه سند و نوشته وجود دارد، پس چرا بیشتر مردم آن را نمیبینند یا استفاده نمیکنند؟
پاسخش ساده نیست، چون دسترسی به آنها سخت است. خیلی از اسناد هنوز در قفسههای آرشیوها و بایگانیها نگهداری میشوند. یعنی اگر کسی بخواهد آنها را ببیند، باید مراحل اداری، مجوز و جستوجوی خاصی را طی کند. برای یک پژوهشگر شاید قابل تحمل باشد، اما برای یک شهروند عادی نه. از طرفی ممکن است زبان این اسناد برای فهم همه سخت باشد. خیلی از آنها با خطهای قدیمی یا اصطلاحات اداری نوشته شدهاند. برای کسی که آموزش ندیده، خواندنشان مثل خواندن یک زبان ناشناخته است.
ما یاد نگرفتهایم به این منابع فکر کنیم. در مدرسه کمتر کسی به ما گفته چطور میشود از یک سند تاریخی چیز یاد گرفت یا اصلا چرا باید آن را ببینیم. همین سوالات باعث میشود ما ندانیم از یک سند قدیمی چه استفادهای کنیم. چون این میراث هنوز برای مردم قابل لمس نیست. یعنی دور از زندگی روزمره دیده میشود، نه بخشی از زندگی خودمان.
مثلا در وقفنامه ربع رشیدی که خود این وقفنامه هم به عنوان یک سند مکتوب ثبت یونسکو شده است توضیح دقیقی درباره املاک وقف شده در این دانشگاه بزرگ علمی آموزشی در تبریز دوره ایلخانی میدهد. وقتی این وقفنامه را میخوانیم متوجه میشویم که با چه دانشگاه عظیمی در آن دوره روبهرو بودهایم دانشگاهی که الان از آن همه شکوه تلی از خاک باقی مانده است. آن وقت است که اگر به ربع رشیدی تبریز سری بزنید دیگر همه آن خاک باقی مانده نیز معنا پیدا میکند.
باید به این سوال جواب داد که حالا این اسناد چه فایدهای برای ما دارند؟ در این زمینه اکبر راسخی از نسخه پژوهان قدیمی به «آگاه» میگوید که این اسناد کمک میکنند بفهمیم مردم صد سال پیش چطور زندگی میکردند. چه میخوردند، چه مینوشتند، چه مشکلاتی داشتند و چطور فکر میکردند. یعنی ما میتوانیم زندگی اجداد خودمان را از پشت یک پنجره واقعی ببینیم، نه فقط از روی روایتهای کلی.
او میگوید: شما اگر خودتان در یک نقشه مکتوب قدیمی از ایران بخوانید که در هزاران سال پیش هم مثلا اسم خلیج فارس همان خلیج فارس بوده، بیشتر باور میکنید یا اگر سیاستمداران آن را به زبان بیاورند؟ قطعا خودتان آن نقشه را به هر غیر ایرانی هم نشان خواهید داد و خواهید گفت که همیشه این نام، خلیج فارس بوده است. در واقع این اسناد به هر شکلی که باشند به ما کمک میکنند تاریخ تحریف نشود. شما که نمیتوانید یک نسخه قدیمی از یک نقشه یا عکس قدیمی را تغییر دهید پس وقتی سند وجود دارد، داستانها واقعیتر میشوند. دیگر هر کسی نمیتواند تاریخ را به دلخواه خودش تغییر دهد. راسخی این گفته را هم تایید میکند که این اسناد به ما کمک میکنند بفهمیم از کجا آمدهایم. چون دانستن گذشته، میتواند به ما برای ساختن آینده کمک کند.
کاش همه اسناد آرشیوی لو بروند!
در ابتدای مطلب از لو رفتن آرشیو تصاویر آلبوم خانه کاخ گلستان صحبت کردیم. سوال اینجاست که چرا این تصاویر فقط در اختیار عده خاصی هستند و چرا همه مردم به آن دسترسی ندارند، یا اصلا چطور میتوان به آن دسترسی داشت؟
واقعیت این است که میراث مکتوب وقتی زنده میماند که خوانده شود، دیده و دربارهاش صحبت شود. اگر در قفسهها بماند، کمکم فقط یک چیز قدیمی و فراموششده خواهد شد. برای همین است که خیلیها میگویند این اسناد باید از حالت «مخفی و آرشیوی» خارج شوند و وارد زندگی مردم شوند. پس باید دسترسی به آنها را ساده کرد. شاید اگر اسناد قدیمی دیجیتالی شوند و در اینترنت قرار بگیرند و هر کسی با یک گوشی آنها را ببیند بهتر از این باشد که مراحل اداری را طی کند و در نهایت آیا جواب بگیرد یا نه. از طرفی هر کسی در هر گوشهای از ایران و جهان میتواند به آن دسترسی داشته باشد. یعنی یک دانشآموز در یک شهر کوچک هم میتواند همان سندی را ببیند که قبلا فقط در پایتخت قابل دسترس بود.
همانطور که گفته شد شاید این اسناد قابل فهم برای همه نباشد. چه خوب بود که پژوهشگران یا متولیان این اسناد مکتوب در هر موزه و مرکز و نهادی آن را سادهسازی میکردند. یعنی کنار سند اصلی، توضیح ساده و قابل فهم هم وجود داشته باشد.
تبدیل یک متن خشک به متن قابل فهم
از همه بهتر روایت سازی این اسناد است. انسانها داستان را بهتر از متن خشک میفهمند. اگر یک سند تاریخی به شکل داستان یا روایت تعریف شود، قطعا جذابتر میشود. مثلا اگر بدانید که اولین سند خانههای تهران را چه کسی امضا کرده یا لاکچریترین قباله ازدواج متعلق به چه کسی بوده و چه چیزی مهر عروس در چه سالی شده است.
حتی میتوان برای در دسترس قرار دادن این اسناد و قابل فهم کردنشان برای مردم، از رسانهها استفاده کرد. برایشان فیلم ساخت، پادکست تولید کرد، نمایشگاه گذاشت، محتوا در شبکههای مجازی تولید کرد تا این تصاویر، اسناد و کتابها از حالت خشک و رسمی خارج و زنده شوند.
مثلا فرض کنید در یک پادکست، داستان واقعی یک نامه عاشقانه صد سال پیش را میشنوید یا در یک ویدیو میبینید مردم تهران قدیم چگونه برای آب و نان زندگی روزمره خود را مدیریت میکردند. در چنین حالتی، میراث مکتوب دیگر یک چیز دور و رسمی نیست، تبدیل میشود به بخشی از زندگی امروز ما.
یک خطر مهم برای اسناد قدیمی
همیشه خطر از بین رفتن اسناد وجود دارد. ممکن است دزدیده شوند. خراب شوند. بسوزند. موریانه بزند و خیلی اتفاقات دیگر. اما از همه مهمتر فراموش شدن آنهاست. میتوان از همه آنها یک نسخه دیجیتالی گرفت و برای همیشه این اسناد را داشت اما اگر فراموش شوند چه؟
اگر مردم ندانند چنین چیزهایی وجود دارد، حتی اگر حفظ هم شوند، بیفایده خواهند بود. چون حافظهای که استفاده نشود، کمکم بیمعنا میشود.
زنده نگه داشتن میراث مکتوب در خانه
شاید جالب باشد بدانیم فقط دولت یا مراکز اسناد مسئول حفظ این میراث نیستند. هر خانوادهای ممکن است بخشی از این تاریخ را در خانه خودش داشته باشد مانند عکسهای قدیمی، نامهها، اسناد خانوادگی. سندها، فیلمها حتی کتابهای قدیمی. اگر اینها ثبت و حفظ شوند، تصویر کاملتری از تاریخ ساخته میشود. تاریخ فقط در کتابها نیست؛ در خانههای مردم هم هست. پس هر کدام از ما در خانههایمان میتوانیم با نگهداری از حتی سند خانهمان یا قباله ازدواج پدربزرگ و مادر بزرگهایمان سهمی در نگهداری از میراث مکتوب داشته باشیم.
تاریخچه آرشیو ملی در ایران

رسم نگهداری و حفاظت از اسناد و مدارک دولتی در ایران از دیرباز رایج بوده است. در دوران هخامنشیان بایگانی سلطنتی هسته مرکزی تشکیلات اداری امپراطوری را تشکیل میداد.
رئیس بایگانی سلطنتی در حقیقت مغز متفکر سازمان اداری بود که فرمانهای شاه را به زیردستان ابلاغ میکرد و مسئول ضبط و ربط مکاتبات حکومتی، فرمانها و دستورهای شاه و دیگر وقایع مهم روز بود. ایرانیان با لوحههای گلی پس از فتح ایلام، آشنا شدند و از کاربرد آن در امور تجاری و اداری اطلاع یافتند. در دوره قاجاریه از زمان فتحعلی شاه، اسناد و مکاتبات و سواد فرمانها در دربار نگهداری میشد و آرشیو جزو اداره بیوتات به شمار میرفت. از زمان ناصرالدین شاه، علاوه بر بخش نگهداری اسناد دربار، اسناد سیاسی در وزارت امور خارجه و اسناد مالی در دستگاه میرزا یوسفخان مستوفی الممالک گردآوری میشد، اما روش صحیحی برای نگهداری اسناد و نوشتهها وجود نداشت.
سرانجام در سال ۱۲۷۸ خورشیدی وزارت خارجه به پیروی از روش بایگانی کشورهای اروپایی، بایگانی خود را مرتب کرد. پس از انقلاب مشروطه و طی سالهای ۱۲۸۰ تا ۱۳۰۹ خورشیدی برای به کار بردن روشهای نوین بایگانی با استفاده از دانش و تجارت هیاتهای فرانسوی و بلژیکی اقدامهایی انجام گرفت.
سرانجام در اردیبهشت ۱۳۰۹ تاسیس مرکزی برای حفظ اسناد دولتی در جلسه هیات وزیران به تصویب رسید. تا سال ۱۳۴۵ که لایحه تاسیس سازمان اسناد ملی ایران به هیات دولت ارائه شد، هرچند وقت، یک بار لوایحی در این باره مورد بررسی قرار میگرفت. پس از طرح لایحه مزبور و طی مراحل مختلف رد و قبول، سرانجام در جلسه هفدهم اردیبهشت ۱۳۴۹ مجلس شورای ملی قانون تاسیس سازمان اسناد ملی ایران را به تصویب رساند و برای اجرا به دولت ابلاغ کرد. بدین سان مقدمات تشکیل آرشیو ملی ایران به عنوان پاسدار فرهنگ و هویت تاریخی کشور به وجود آمد.
نظر شما