۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷
کد مطلب: ۲۲٬۲۹۲

مرضیه کیان- خبرنگار :  احتمالا برای شما هم پیش آمده است که با اشتیاق قرآن را باز کرده‌اید تا معنای آیه‌ای را درک کنید، اما با خواندن ترجمه فارسی، نه تنها ابهام شما برطرف نشده، بلکه با کلاف سردرگمی از کلمات کهن، ساختارهای نحوی نامانوس و جمله‌بندی‌های پیچیده مواجه شده‌اید.

زلال مثل کلمات

آگاه: بسیاری از مخاطبان امروز، هنگام مواجهه با ترجمه‌های کلاسیک یا تحت‌اللفظی، احساس می‌کنند نیازمند مترجمی دیگر هستند تا خود آن ترجمه فارسی را برایشان معنا کند. این چالش، پرسشی اساسی را در عرصه ترجمه متون مقدس پیش می‌کشد: زبان ارتباطی کلام وحی با انسان معاصر چگونه باید باشد؟ حقیقت آن است که قرآن کریم به زبانی روشن و برای هدایت عموم مردم نازل شده است؛ بنابراین، ترجمه آن نیز باید به دور از تکلف‌های زبانی و پیچیدگی‌های ساختاری، با زبان معیار و امروزین ارتباط برقرار کند. در این گزارش، ضمن بررسی ۶ سبک اصلی ترجمه قرآن، به این موضوع می‌پردازیم که چرا برای مخاطب عام، هیچ‌چیز جای یک ترجمه ساده، شیوا و روان را نمی‌گیرد.

هزارتوی کلمات و جست‌وجوی معنا
تاریخ ترجمه قرآن به زبان فارسی، عمری به درازای ورود اسلام به ایران دارد. از همان روزهای نخست، دغدغه فهم کلام الهی برای کسانی که به زبان عربی تسلط نداشتند، مترجمان و عالمان را بر آن داشت تا معانی آیات را به جامه زبان پارسی درآورند. اما این مسیر، هرگز یک جاده صاف و یک‌طرفه نبوده است. ترجمه متنی که در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد و هر کلمه‌اش بار معنایی شگرفی را حمل می‌کند، کاری بس دشوار است.
مترجمان در طول تاریخ همواره بر سر یک دوراهی بزرگ قرار داشته‌اند: وفاداری مطلق به ساختار و کلمات متن مبدا (عربی) یا توجه به ساختار و روانی متن مقصد (فارسی) همین تقابل باعث زایش رویکردها و مکاتب مختلفی در ترجمه قرآن شده است. هدف ما در این بررسی، نفی یا اثبات برتری مطلق یک روش بر روش دیگر نیست؛ چرا که هر ترجمه‌ای رسالتی دارد و برای مخاطبی خاص با هدفی مشخص نگاشته شده است. پژوهشگر علوم قرآنی به یک نوع ترجمه نیاز دارد و جوانی که در جست‌وجوی آرامش روزانه است، به نوعی دیگر. با این حال، شناخت این رویکردها به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چرا در دوران معاصر، کفه ترازوی نیاز عمومی به سمت ترجمه‌های روان و معناگرا سنگینی می‌کند.

از اسارت کلمات تا پرواز معانی؛ ۶ رویکرد در ترجمه قرآن
دانشمندان حوزه ترجمه و قرآن‌پژوهان، انواع ترجمه‌های قرآن را بر اساس میزان وفاداری به صورت کلمات یا وفاداری به معنای آنها، به ۶ دسته اصلی تقسیم کرده‌اند. در ادامه هر یک از این روش‌ها را همراه با نمونه‌های شاخص آنها بررسی می‌کنیم.
۱- ترجمه لغوی؛ خشت‌های خام معنا
ترجمه لغوی، ابتدایی‌ترین و پایه‌ای‌ترین نوع ترجمه است. در این روش، مترجم صرفا معادل واژگانی هر کلمه عربی را در زبان فارسی قرار می‌دهد، بدون آنکه به ساختار جمله، قواعد نحوی و جایگاه کلمات در زبان مقصد توجهی داشته باشد. این نوع ترجمه بیشتر به یک فرهنگ لغت شباهت دارد تا یک متن پیوسته.
کاربرد این روش معمولا در آموزش لغات قرآن به نوآموزان یا در بخش‌هایی از تفاسیر کهن است که مفسر قصد دارد ریشه و معنای دقیق یک واژه را بشکافد. به عنوان نمونه، بخش‌های لغوی در ترجمه تفسیر طبری (که از کهن‌ترین متون فارسی است) گاه رویکردی کاملا لغوی دارند. خواندن این نوع ترجمه برای مخاطب عام عملا غیرممکن و کاملا گنگ است، زیرا هیچ انسجام معنایی در جملات وجود ندارد و صرفا آجرهایی از کلمات روی هم ریخته شده‌اند.
۲- ترجمه تحت‌اللفظی؛ وفاداری افراطی به ساختار
در ترجمه تحت‌اللفظی، مترجم یک قدم از ترجمه لغوی فراتر می‌رود، اما همچنان خود را اسیر ساختار نحوی زبان مبدا می‌داند. در این روش، جایگاه فاعل، مفعول و فعل دقیقا همان‌جایی است که در متن عربی قرار دارد. از آنجا که ساختار جملات در زبان عربی و فارسی متفاوت است (مثلا در عربی فعل معمولا در ابتدای جمله می‌آید، در حالی که در فارسی در انتهای جمله است)، خروجی این نوع ترجمه، متنی با ساختار زبانی کاملا به هم ریخته و نامانوس در زبان فارسی خواهد بود. یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های این روش در دوران معاصر، ترجمه محمدکاظم معزی است. این ترجمه برای کسانی که می‌خواهند دقیقا بدانند هر کلمه عربی در کجای آیه چه معادلی دارد و در حال یادگیری صرف و نحو عربی با تطبیق آیات هستند، بسیار ارزشمند است. اما اگر یک فرد عادی بخواهد آن را به عنوان متن روزانه بخواند، به دلیل عدم رعایت قواعد زبان فارسی، خیلی زود خسته و سردرگم می‌شود.
۳- ترجمه وفادار؛ تعادل بر لبه تیغ
ترجمه وفادار تلاش می‌کند تا حد امکان هم به محتوا و هم به قالب متن مبدا پایبند بماند، اما همزمان قواعد زبان مقصد (فارسی) را نیز تا حد قابل قبولی رعایت کند. در این روش، مترجم سعی می‌کند هیچ کلمه‌ای را از قلم نیندازد و چیزی هم از پیش خود به متن اضافه نکند، اما ساختار جمله را به گونه‌ای می‌چیند که در فارسی قابل فهم باشد. این روش، محبوب‌ترین شیوه در میان نخبگان و قرآن‌پژوهانی است که به دنبال متنی دقیق و استوار هستند. ترجمه استاد محمدمهدی فولادوند و ترجمه استاد بهاءالدین خرمشاهی از بهترین و درخشان‌ترین نمونه‌های ترجمه وفادار در زبان فارسی محسوب می‌شوند. این ترجمه‌ها متانتی خاص دارند و از نظر ادبی بسیار استوارند، اما ممکن است در برخی آیات، به دلیل اصرار بر حفظ قالب متن اصلی، اندکی برای مخاطب کاملا عام، ثقیل به نظر برسند.
۴- ترجمه معنایی؛ مقصد نهایی مخاطب امروز
ترجمه معنایی (یا محتوایی)، نقطه‌ای است که متن برای مخاطب عام شکوفا می‌شود. در این رویکرد، مترجم هدف اصلی را «انتقال پیام و معنا» می‌داند، نه حفظ دقیق قالب و ساختار کلمات. مترجم در این روش، آیه را در زبان مبدا می‌فهمد، پیام آن را دریافت می‌کند و سپس آن پیام را با استفاده از طبیعی‌ترین، روان‌ترین و رایج‌ترین ساختارهای زبان مقصد (فارسی معیار) بازتولید می‌کند.
در ترجمه معنایی، اولویت با این است که خواننده ایرانی، آیه را همان‌گونه روان و شیوا بخواند و بفهمد که یک عرب‌زبان متن اصلی را می‌فهمد. ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی و ترجمه دکتر غلامعلی حداد عادل از نمونه‌های بارز و بسیار موفق ترجمه معنایی در دهه‌های اخیر هستند. این ترجمه‌ها به دلیل روانی، سادگی و استفاده از زبان معیار، با استقبال گسترده عموم مردم مواجه شده‌اند و خواننده بدون نیاز به توقف‌های مکرر، می‌تواند با متن ارتباط برقرار کند.
۵- ترجمه آزاد؛ پرواز هنرمندانه در آسمان معانی
ترجمه آزاد، رویکردی است که در آن مترجم به خود اجازه دخل و تصرف گسترده‌تری در فرم می‌دهد تا پیام را با زبانی هنری‌تر، تاثیرگذارتر و گاه بومی‌تر منتقل کند. در اینجا، قالب متن مبدا کاملا شکسته می‌شود و حتی ممکن است از صناعات ادبی زبان مقصد برای انتقال حس متن استفاده شود.
بارزترین نمونه‌های ترجمه آزاد را می‌توان در ترجمه‌های منظوم قرآن یافت. ترجمه منظوم امید مجد یکی از این نمونه‌هاست که در آن، مفاهیم قرآنی در قالب شعر فارسی و وزن‌های عروضی ریخته شده است. این نوع ترجمه اگرچه جذابیت‌های ادبی خاص خود را دارد و برای دوستداران شعر فارسی دلنشین است، اما به عنوان مرجع دقیق برای استخراج احکام یا فهم مو به موی آیات کاربرد ندارد و بیشتر یک اثر ذوقی و هنری بر اساس مفاهیم قرآن به شمار می‌رود.
۶- ترجمه تفسیری؛ گره‌گشایی در متن
گاهی اوقات کلمات و آیات قرآن دارای ایجاز (مختصرگویی) شگفت‌انگیزی هستند که فهم آنها بدون دانستن شأن نزول، تاریخچه یا توضیحات تکمیلی، برای خواننده ناآشنا ممکن نیست. در ترجمه تفسیری، مترجم علاوه بر برگردان متن، توضیحات کوتاه، کلمات جاافتاده، یا مفاهیم پنهان در پس آیات را -معمولا در داخل پرانتز- به متن اضافه می‌کند تا ابهامات خواننده در همان لحظه خواندن برطرف شود.
ترجمه مشهور و ماندگار مرحوم مهدی الهی قمشه‌ای یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های ترجمه تفسیری (یا ترجمه همراه با خلاصه تفسیر) است. این ترجمه دهه‌هاست که در خانه‌های ایرانیان حضور دارد. اگرچه منتقدان معتقدند گاهی مرز بین متن اصلی قرآن و توضیحات مترجم در این اثر کمرنگ شده است، اما دلیل محبوبیت تاریخی آن، همین گره‌گشایی‌های معنایی و لحن خطابی و عرفانی آن بوده است که خلأ اطلاعاتی مخاطب را در حین خواندن پر می‌کرده است.

پلی به سوی مخاطب؛ ضرورت سادگی، شیوایی و روانی
پس از مرور این ۶ رویکرد، به همان پرسش ابتدایی بازمی‌گردیم: بهترین ترجمه برای مخاطب امروز کدام است؟
پاسخ این است که ارزش هیچ‌یک از این روش‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت. ترجمه‌های تحت‌اللفظی برای زبان‌آموزان و پژوهشگران لغت، ترجمه‌های وفادار برای اهل تحقیق و ترجمه‌های هنری برای اهل ذوق، گنجینه‌هایی بی‌بدیل هستند. اما وقتی صحبت از «عموم جامعه»، «ارتباط روزمره» و «انس با قرآن» به میان می‌آید، قواعد بازی تغییر می‌کند. مخاطب عام، اعم از یک دانش‌آموز، یک مادر خانه‌دار، یک مهندس یا یک کارگر، در پایان یک روز شلوغ، به دنبال متنی است که با او سخن بگوید. او نمی‌خواهد در حین خواندن پیام الهی، درگیر حل کردن معادلات نحوی و پیدا کردن مرجع ضمیرها شود. کلام وحی در ذات خود «مبین» (روشن و آگاه‌کننده) است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ» (ما قرآن را برای پندگرفتن آسان ساختیم). اگر متن مبدا این‌چنین در پی ارتباط‌گیری و هدایت است، ترجمه آن نیز باید همچون آب زلال، بدون ناخالصی تکلف‌های زبانی، بر جان تشنه مخاطب بنشیند. ترجمه‌های ثقیل و پیچیده، ناخواسته سدی نامرئی میان مخاطب و قرآن ایجاد می‌کنند. وقتی خواننده نتواند با متن ارتباط برقرار کند، احساس دوری می‌کند و این تصور اشتباه در او شکل می‌گیرد که فهم کلام خدا، صرفا در انحصار گروهی خاص است. در حالی که یک ترجمه روان، شیوا و مبتنی بر زبان معیار (همچون نمونه‌های موفق ترجمه‌های معنایی)، این سد را می‌شکند. ترجمه روان، کلمات را از قفس تاریخ رها می‌کند و پیام زنده، پویا و همیشگی قرآن را مستقیما به قلب و ذهن انسان معاصر پیوند می‌زند.

کلمات؛ پلی برای عبور؛ نه دیواری برای ماندن
انتخاب نوع ترجمه، انتخاب لنزی است که از طریق آن به تماشای اقیانوس کلام الهی می‌نشینیم. هر لنز، زاویه‌ای خاص را به ما نشان می‌دهد. اما برای کسی که می‌خواهد بی‌دغدغه در کنار این اقیانوس قدم بزند، از نسیم آن لذت ببرد و روح خود را در زلالی آن شست‌وشو دهد، لنز «ترجمه معنایی و روان»، بهترین انتخاب است. ضرورت نگارش و ترویج ترجمه‌هایی به زبان معیار امروزین، یک نیاز تجملاتی نیست؛ بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ پیوند جامعه با حیاتی‌ترین منبع معرفتی آن است. باشد که کلمات، پلی باشند برای عبور، نه دیواری برای ماندن.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.