آگاه: انگار این صفحههای ورق ورق شده، چیزهایی را در جریان حمله به شهر کتاب بهمن به چشم دیدهاند که هیچ جنبندهای در جهان نباید میدید. در میانه آتش زخم برداشتند، جلدشان کج شد و سینهشان شکافت اما در نهایت راویان صبور زنده ماندن شدند؛ کتابهایی که حالا با تمام نشانههای روی تنشان، ایستاده و باوقار به ما نگاه میکنند تا بیصدا یادآوری کنند که کلمات را هیچ گلولهای در جهان نمیتواند به خاک بسپارد.
حالا همان کتابها دوباره روی میز چیده شدهاند ولی نه بهعنوان نسخههای سالم و نو، بلکه بهعنوان بازماندههایی که دوام آوردهاند. کتابهای جنگزده نمایشگاهی از کتابهایی است که در جنگ آسیب دیدهاند و زخم برداشتهاند. از نمایشگاه کتابهای جنگزده در شهر کتاب مرکزی صحبت میکنم، از کتابهایی که در شهر کتاب بهمن زخم برداشتند تا بازمانده باشند. این نمایشگاه که از روز شنبه ۲۶ اردیبهشت برپا شده، حالا چهار روزی میشود که در شهر کتاب مرکزی برپاست. به این بهانه برای یک گفتوگوی کوتاه به سراغ سعید دمیرچی، مدیر شهر کتاب بهمن رفتهایم. این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
از سعید دمیرچی میپرسم ایده این نمایشگاه و فروش کتابهای آسیبدیده از جنگ چطور شکل گرفت، اینطور پاسخ میدهد: «ما در جنگ آسیب دیدیم، یا باید بازسازی میکردیم و ادامه میدادیم یا اینکه آنجا را جمع میکردیم. با توجه به شرایط و آسیب جدی که به فروشگاه رسیده و بخشی از دیوارها تخریب شده بود، عملا امکان بازسازی را نداشتیم و مجبور شدیم فروشگاه را جمع کنیم. بخشی از کتابها را به فروشگاه شهر کتاب مرکزی آوردیم و این نمایشگاه را تحت عنوان کتابهای جنگزده برگزار کردیم. نمایشگاه کتابهای جنگزده ایدهای بود برای اینکه این کتابها به فروشگاه شهر کتاب مرکزی منتقل شوند و آنجا در بخش کتابهایی که از جنگ باقی ماندهاند به نقدینگی تبدیل شوند تا ما بتوانیم پول کسانی را که به ما کالا دادهاند و از ما طلبکار هستند، پرداخت کنیم. یک بخشی از این ایده را هم خود دوستان و مدیران شهر کتاب مرکزی پروراندند.»
از او میپرسم میزان فروش در این دو، سه روز چطور بوده است؟ که میگوید: «فروش را نمیدانم چون فروش در قالب سیستم شهر کتاب مرکزی انجام میشود. من این مقدار را میدانم که دوستان استقبال کردهاند، اما از چند و چون دقیق آن بیخبرم.» از مدیر شهر کتاب بهمن میپرسم، آیا به ذهنتان آمد که چون فروشگاههای دیگری هم آسیب دیده بودند، یک تجمیعی شکل بگیرد تا آنها نیز بتوانند از این فضا استفاده کنند یا خودشان یک فضایی داشته باشند؟ منظورم این است که یک پیوستگی ایجاد شود، اینطور توضیح میدهد: «تا آنجایی که من در جریان هستم، در جنگ سه یا چهار فروشگاه آسیب دید؛ البته آمار دقیق را اتحادیه دارد. بیشترین آسیب در مناطقی مثل همین میدان انقلاب، بیشتر به مراکز نشر و پخش و کتابفروشیهای جدید وارد شده است. اما نکته این بوده که آسیب بهگونهای نبوده است که اینها کارشان را جمع کنند؛ یعنی به هر شکل کتابها را آنجا در فروشگاه خودش، حالا تحت شرایطی دارد میفروشد. فکر میکنم ما جزو تنها فروشگاههایی در کشور بودیم که کلا ملکمان هم آسیب دیده و تخریب شده است.»
دمیرچی در پاسخ به اینکه تکلیف ساختمان شهر کتاب بهمن چیست؟ میگوید: «شاید امکان و فرصت اینکه دوباره این ملک را بازسازی کنیم نباشد. برآورد ما برای هزینه بازسازی، بالای هفت میلیارد تومان است.»
میپرسم، ممکن است بازسازی نکنید و جابهجا شوید؟ و او پاسخ میدهد: «آقای جعفرآبادی، مدیرعامل موسسه شهر کتاب در این حوزه تصمیم میگیرند. اما اگر ملکی را به من پیشنهاد بدهند که من بروم کارهایش را انجام دهم، بله، من انجام میدهم. اگر فضای حمایت باشد؛ چون برخلاف وعدههایی که داده شد، تا امروز هیچکسی حمایت نکرده است، حتی یک نفر. موسسه هم احتمالا توانش را ندارد. همچنین خود موسسه نیز شرایطش اصلا شرایط مناسبی برای حمایت نیست. با این حال، همه دارند تلاش میکنند؛ یعنی یک مقدار شرایط جنگی، همه را متاسفانه غافلگیر کرده است. یک تعداد از فروشگاهها مثلا خود شهر کتاب مرکزی هم در آن انفجاری که در ساختمان پشتی اتفاق افتاد، آسیب دید.»
برای اطلاع بیشتر درباره استقبال از این نمایشگاه به سراغ پدرام الوندی، مدیر شهر کتاب مرکزی رفتیم. گفتوگوی «آگاه» با پدرام الوندی را در ادامه میخوانید:
مدیر شهر کتاب مرکزی در پاسخ به اینکه استقبال و فروش کتابهای این نمایشگاه طی دو، سه روز گذشته چطور بوده، میگوید: «خبر نمایشگاه تازه دارد پخش میشود، اینطوری نبوده که بگویم صف کشیدهاند و پنج هزار جلد کتاب فروش رفته است. انگار خبرش تازه دارد به گوش همه میرسد. ما شنبه بعدازظهر شروع کردیم. هنوز آنطور که بگویم استقبال قابل توجهی شده، نیست.»
الوندی توضیح میدهد: «اینها در حقیقت کتابهایی بود که یک مقداری آسیب دیده بود. اینها را در چرخه عادی نشر و کتابفروشیها نمیشد مرجوع کرد یا کار دیگری کرد. ما این کتابها را با یک تخفیفی آوردیم و حالا با یک داستان و توضیحی به مخاطب ارائه دادیم که بدانند چرا این کتابها یک مقداری خاکگرفته است. بعضی از آنها را در انبار تمیز میکردیم؛ مثلا شیشه خرده روی آن ریخته بود یا بالاخره گچ و اینها ریخته بود روی کتاب. میتواند هم یکجوری حمایت از آن مجموعه باشد که آسیب دیده، هم میتواند یک یادگاری باشد که از این جنگ بالاخره در کتابخانههای مردم باشد. ایدهاش این بود؛ حالا اگر که خریدند که چه بهتر، اگر هم نخریدند، باید یک فکری برایش بکنیم.»
مدیر شهر کتاب مرکزی در پایان میگوید: «آخرین جایی که آدم فکر میکند از جنگ تحت تاثیر قرار بگیرد کتابفروشی است. ولی برای آنهایی که مدرسه زدهاند، کتابفروشی خیلی شاید نکتهای نداشته باشد. شهر بهمن هم چون در منطقه نسبتا جنوبی تهران بود، پاتوق خوبی شده بود برای اهالی محله نازیآباد و محلههای اطراف و ضربه بدی هم بود برای بچههایی که آنجا کار میکردند، آقای دمیرچی و همکارانشان. تازه داشت در محله جای خودش را پیدا میکرد و یک ضربهای هم به محله بود.»
فروش کتابهای آسیبدیده شهر کتاب بهمن در جنگ با ۲۰ درصد تخفیف از ۲۶ اردیبهشت تا دوم خرداد ۱۴۰۵، در شهر کتاب مرکزی، واقع در خیابان شریعتی، بالاتر از چهارراه مطهری، نبش کوچه کلاته، پلاک ۷۶۵ برقرار است.
نظر شما