آگاه: دوم خرداد ۷۶، نامزد جریان چپ پا به صحنه انتخابات نهاد و به پیروزی هم خوش بین نبود، آمده بود تا فقط بتواند دیدگاهها وبرنامههایش را با مردم در میان بگذارد و در دوره «پسا انتخابات» در صحنه سیاسی کشور به عنوان یک مطالبه گر، پیگیر برنامهها و دیدگاههای همفکرانش که به مرور زمان به عنوان اصلاح طلبان شناخته شدند باشد. حال که ۲۸ سال از به روی کارآمدن جریان دوم خرداد میگذرد باید پرسید، یاران سیاسی سید محمد خاتمی از آن مقطع تا به امروز با چه فراز و فرودهایی رو به رو بودند. عملکرد اصلاحطلبان از نظر گروههای سیاسی، متفاوت تفسیر میشود:
الف) دیدگاه منتقدان اصلاح طلبان:
این گروه عملکرد اصلاحطلبان را از منظر «امنیت ملی» و «ثبات نظام» ارزیابی میکنند.
اتهام تضعیف ساختارها: آنها معتقدند رویکرد اصلاحطلبانه مانند تأکید بر آزادی رسانه یا تغییر در ساختارهای سنتی منجر به ایجاد حاشیه و شکاف در بدنه قدرت شد. نمونه بارز آن عملکرد شورای شهر اول تهران و مجلس ششم تهران بود؛ مجلس ششمی ها با تحصن و استعفا، سوژه هایی برای آن ور آبی ها فراهم کرده بودند.مننتقدان براین باور هستند، برخی از اقدامات اصلاحطلبان تندرو در دهه ۸۰ (فتنه ۸۸)، باعث شکاف اجتماعی، سوءاستفاده دشمنان خارجی و در نهایت کند شدن روند توسعه اقتصادی کشور شد.
فاصله گرفتن از طبقات فرودست: یکی از نقدهای جدی که حتی برخی اصلاحطلبان به خود وارد میکنند، این است که این جریان در دورههایی بیش از حد روی «مطالبات طبقه متوسط» متمرکز شد و صدای طبقات محروم و مطالبات معیشتی آنها را نشنیده گرفت؛ موضوعی که در دهههای بعد به پایگاه اجتماعی آنها آسیب زد.
بحران کارآمدی: بسیاری از منتقدان، عملکرد دولتهای اصلاحطلب را در حوزههای اجرایی و اقتصادی زیر سوال میبرند و معتقدند تمرکز بیش از حد بر «توسعه سیاسی»، باعث غفلت از «توسعه اقتصادی» و ایجاد چالشهای مدیریتی شده است.
رویکرد به غرب: منتقدان میگویند، تلاش اصلاحطلبان برای بهبود روابط با غرب، نوعی «غربزدگی» یا «بدبینی به تقابل با آمریکا» است.
*تنشآفرینی با نهادهای سنتی: آنها معتقدند اصلاحطلبان با فشار بر نهادهای حاکمیتی برای تغییر، نوعی بیثباتی سیاسی ایجاد کردهاند.
ب) دیدگاه موافقان و هواداران:
این گروه عملکرد را از منظر «پایداری نظام از طریق اصلاح» ارزیابی میکنند.
راهکار بقا: آنها استدلال میکنند که اگر اصلاحات انجام نشود، شکاف میان مردم و نظام عمیقتر شده و این خود عامل بیثباتی خواهد بود. پس اصلاحطلبی، در واقع «سپر دفاعی» نظام برای حفظ محبوبیت است.
مدیریت بحرانهای اجتماعی: موافقان معتقدند اصلاحطلبان تلاش کردهاند با باز کردن فضای سیاسی، تنشهای اجتماعی را به سمت گفتگو و مشارکت قانونی هدایت کنند.
توسعه و مشارکت: آنها عملکرد خود را در راستای افزایش مشارکت سیاسی و آموزش مدنی میبینند. ضمن آنکه می گویند، اصلاح طلبان از «سر تشکیلاتی» یا همان لیدر واحد برخوردار هستند و در بزنگاهها همانند انتخابات پشت سر محور جریان سیاسی شان حرکت میکنند.
چالش بنیادین جریان اصلاحطلب
شکاف میان نسلها: اصلاحطلبان با نسلی (نسل Z ) روبرو هستند که شاخصهای آنها از شاخصهای نسلهای قدیمیتر متفاوت است و ممکن است رویکردهای تدریجی اصلاحطلبانه را برای آنها کافی نداند.
در نهایت، عملکرد جریان دوم خرداد را میتوان به عنوان «تلاش برای تعادل میان سنت و مدرنیته» تعریف کرد. از نگاه منتقدان، این تلاش، نوعی «خروج از مسیر اصلی» است و از نگاه موافقان، این تلاش، تنها راه ممکن برای حفظ انسجام ملی است. روی هم رفته میتوان به این جمع بندی دست یافت که اصلاح طلبان رادیکال همواره تلاش کردهاند، خط و مسیری که اصلاح طلبان درون نظام در راستای گفتمان انقلاب و رهبری تعریف میکنند را با حاشیه پیوند بزنند. درحالی که جریان مذکور، به عنوان یک جریان سیاسی درون نظام به رسمیت شناخته شده است اما نباید به نام چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب به دوقطبی های سیاسی دامن زد. موضوعی که بارها رهبر شهید انقلاب برآن تاکید کرده بودند.
ایشان در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان فرموده بودند: «بنده دعوای اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیمبندی را غلط میدانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطه مقابل اصولگرا، آدم بیاصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب میکند که بشدت ضد سرمایهگذاری و سرمایهداری حرکت کند، یک روز هم منافعاش یا فضا ایجاب میکند که طرفدار سرسخت سرمایهداری شود؛ حتی به شکل وابسته و نابابش! نقطه مقابل اصلاحطلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبهروز و نوبهنو.
از نظر آمریکاییها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات آمریکایی. این اصلاحات به درد خودشان میخورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام میدهد.»
نظر شما