شاید سال‌ها قبل، واژه «تنوع زیستی» برای بسیاری از مردم یک اصطلاح تخصصی و دانشگاهی بود، اما حالا آثار از بین رفتن طبیعت آن‌قدر به زندگی روزمره نزدیک شده که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت. کم شدن آب رودخانه‌ها، خشک شدن تالاب‌ها، آتش‌سوزی جنگل‌ها، آلودگی هوا، کاهش بارندگی و حتی گرانی مواد غذایی، همگی به نوعی با بحران محیط‌زیست و نابودی تنوع زیستی ارتباط دارند. تنوع زیستی یعنی همه شکل‌های حیات روی زمین؛ از درختان جنگل‌های هیرکانی گرفته تا مرجان‌های خلیج فارس، از زنبورهایی که گل‌ها را بارور می‌کنند تا پرندگانی که هر سال هزاران کیلومتر مهاجرت می‌کنند. طبیعت یک شبکه به‌هم‌پیوسته است و حذف هر بخش از آن، کل این شبکه را ضعیف‌تر می‌کند.

تنوع زیستی آرام‌آرام ناپدید می‌شود

آگاه: در سال‌های اخیر، جهان بیش از هر زمان دیگری با بحران‌های محیط‌زیستی روبه‌رو شده است. تغییرات اقلیمی، گرمایش زمین، خشکسالی، آلودگی و تخریب منابع طبیعی، حالا دیگر فقط موضوع گزارش‌های علمی نیستند؛ مردم آنها را در زندگی روزمره احساس می‌کنند. در ایران هم وضعیت تفاوت چندانی ندارد. خیلی‌ها هنوز رودخانه‌های پرآب سال‌های گذشته را به خاطر دارند؛ تالاب‌هایی که خشک شده‌اند و جنگل‌هایی که هر سال بخشی از آنها از بین می‌رود.
ایران یکی از کشورهای مهم جهان از نظر تنوع زیستی است. موقعیت جغرافیایی خاص کشور باعث شده انواع مختلفی از اقلیم‌ها در آن شکل بگیرد؛ از جنگل‌های شمال تا کوهستان‌های زاگرس، از دشت‌های مرکزی تا سواحل جنوبی. همین تنوع اقلیمی باعث شده هزاران گونه گیاهی و جانوری در ایران زندگی کنند؛ گونه‌هایی که برخی از آنها فقط در ایران وجود دارند. جنگل‌های هیرکانی در شمال کشور که قدمتی میلیون‌ساله دارند، یکی از مهم‌ترین ذخایر طبیعی جهان محسوب می‌شوند. این جنگل‌ها زیستگاه گونه‌های متنوع گیاهی و جانوری‌اند و نقش مهمی در حفظ منابع آب و جلوگیری از فرسایش خاک دارند. اما همین جنگل‌ها هم سال‌هاست زیر فشار قرار گرفته‌اند؛ از جاده‌سازی و ویلاسازی گرفته تا قاچاق چوب و تغییر کاربری اراضی. در بخش دیگری از کشور، تالاب‌هایی قرار دارند که زمانی محل زندگی هزاران پرنده مهاجر بودند. تالاب‌های میانکاله، هامون، گاوخونی و بخش‌هایی از دریاچه ارومیه، امروز با بحران کم‌آبی و خشکسالی روبه‌رو هستند. وقتی تالابی خشک می‌شود، فقط آب از بین نمی‌رود؛ پرندگان مهاجرت می‌کنند، آبزیان نابود می‌شوند و زندگی مردم محلی هم تغییر می‌کند.
بسیاری از گونه‌های جانوری ایران حالا در معرض خطر قرار دارند؛ از یوزپلنگ آسیایی گرفته تا گوزن زرد ایرانی، خرس قهوه‌ای و برخی پرندگان مهاجر، اما نابودی گونه‌ها فقط از دست رفتن یک حیوان نیست. وقتی یک گونه حذف می‌شود، بخشی از تعادل طبیعت هم از بین می‌رود.
مثلاً کاهش جمعیت حشرات گرده‌افشان می‌تواند روی کشاورزی و تولید غذا اثر بگذارد. نابودی جنگل‌ها باعث فرسایش خاک و افزایش سیلاب می‌شود و از بین رفتن پوشش گیاهی، کمبود آب را شدیدتر می‌کند.
برای همین نیما قاسمی، پژوهشگر تنوع زیستی و فعال محیط‌زیست، معتقد است: بحران تنوع زیستی فقط یک مسئله طبیعی نیست، بلکه مستقیماً با زندگی انسان مرتبط است. سرعت تخریب طبیعت در سال‌های اخیر بیشتر شده است. مشکل اینجاست که ما طبیعت را بی‌پایان تصور کرده‌ایم. فکر می‌کنیم جنگل همیشه هست، آب همیشه هست و گونه‌های جانوری هم همیشه باقی می‌مانند، در حالی که طبیعت هم ظرفیت محدودی دارد. وی ادامه می‌دهد: تغییرات اقلیمی، کم‌آبی، ساخت‌وساز بی‌رویه، مصرف زیاد منابع طبیعی و آلودگی، همگی به طبیعت فشار آورده‌اند. خیلی از زیستگاه‌ها فرصت بازسازی پیدا نمی‌کنند. یکی از دلایل انتخاب شعار سال ۲۰۲۶ «اقدام محلی برای اثرگذاری جهانی» همین مسئله است. دنیا فهمیده که بدون مشارکت مردم، حفاظت از محیط‌زیست ممکن نیست. دولت‌ها قانون می‌گذارند، اما رفتار روزمره مردم تعیین می‌کند طبیعت حفظ شود یا نه.

فشار تغییرات اقلیمی بر طبیعت
در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی فشار بیشتری بر طبیعت وارد کرده است. افزایش دمای زمین، الگوی بارش‌ها را تغییر داده و خشکسالی را شدیدتر کرده است.
خیلی از مردم این تغییرات را با چشم خودشان دیده‌اند؛ زمستان‌هایی که کم‌بارش‌تر شده، رودخانه‌هایی که کم‌آب شده‌اند و تابستان‌هایی که هر سال گرم‌تر از قبل به نظر می‌رسند. بعضی گونه‌های گیاهی و جانوری توان سازگار شدن با این تغییرات سریع را ندارند. قاسمی می‌گوید: بعضی حیوانات برای زندگی به شرایط خاصی نیاز دارند. وقتی دما تغییر می‌کند یا منابع آب از بین می‌رود، آن گونه هم به خطر می‌افتد. بحران تنوع زیستی فقط مسئله آینده نیست و همین حالا هم اثراتش دیده می‌شود. یعنی وقتی جنگل‌ها از بین می‌روند، سیلاب بیشتر می‌شود. وقتی پوشش گیاهی کم می‌شود، گردوغبار افزایش پیدا می‌کند. وقتی منابع طبیعی نابود می‌شوند، زندگی مردم سخت‌تر می‌شود.
در کنار بحران کم‌آبی، آلودگی هم به یکی از تهدیدهای اصلی طبیعت تبدیل شده است. پلاستیک‌ها، فاضلاب‌های صنعتی، آلودگی رودخانه‌ها و استفاده بیش از حد از سموم شیمیایی، بسیاری از اکوسیستم‌ها را تحت تأثیر قرار داده‌اند.
در بعضی مناطق، حتی ورود گونه‌های غیربومی تعادل طبیعی را بر هم زده است ولی هنوز برای تغییر دیر نشده است. قاسمی معتقد است: طبیعت توان ترمیم دارد، اگر فرصت داشته باشد. مشکل اینجاست که سرعت تخریب خیلی زیاد شده. او تأکید می‌کند که آموزش مهم‌ترین راه‌حل بلندمدت است. یعنی اگر کودکان از الان یاد بگیرند که طبیعت فقط یک منبع مصرفی نیست، رفتار نسل آینده متفاوت خواهد بود. وقتی مردم درباره محیط‌زیست بیشتر بدانند، احتمال اینکه در رفتارشان تغییر ایجاد کنند بیشتر می‌شود.

ورود فناوری‌های جدید به حوزه حفاظت از محیط‌زیست
در سال‌های اخیر، فناوری‌های جدید هم وارد حوزه حفاظت از محیط‌زیست شده‌اند؛ از تصاویر ماهواره‌ای برای پایش جنگل‌ها گرفته تا استفاده از پهپادها برای کنترل شکار غیرمجاز، اما با وجود همه این ابزارها، هنوز مهم‌ترین عامل، رفتار انسان است.
شعار «اقدام محلی برای اثرگذاری جهانی» دقیقاً بر همین موضوع تأکید دارد؛ اینکه تغییر از تصمیم‌های کوچک شروع می‌شود. کمتر مصرف کردن پلاستیک، صرفه‌جویی در آب، حفاظت از جنگل‌ها، آسیب نزدن به حیات‌وحش و حتی آموزش کودکان درباره طبیعت، می‌تواند بخشی از این تغییر باشد. در بسیاری از کشورها، گروه‌های مردمی نقش مهمی در حفاظت از طبیعت ایفا کرده‌اند؛ از پاکسازی سواحل گرفته تا احیای جنگل‌ها و مراقبت از گونه‌های در معرض خطر. اگر مردم احساس کنند طبیعت بخشی از زندگی آنهاست، بیشتر از آن مراقبت خواهند کرد.
شاید معنای واقعی شعار امسال هم همین باشد؛ اینکه آینده زمین، بیشتر از هر زمان دیگری، به رفتار انسان بستگی دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.