آگاه: بر این اساس، انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد و اتحادیه انجمنهای علمی علوم سیاسی ایران با همکاری یکدیگر نشست تخصصی با حضور محمدعلی قاسمی، عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان، برگزار کردند تا سناریوهای احتمالی تروریستهای تجزیهطلب در غرب کشور و راهکارهای مواجهه با آن مورد بررسی قرار گیرد.
در ابتدای نشست، محمدعلی قاسمی، عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به تحولات امنیتی غرب کشور، اظهار کرد: سومین جنگ تحمیلی از نگاه برخی تروریستهای تجزیهطلب در غرب کشور بهعنوان یک فرصت تلقی شد. این جریانها که معمولا اختلافات جدی با یکدیگر دارند، در چنین شرایطی بر سر برخی موضوعات به توافقهای موقتی و تاکتیکی رسیدند تا از شرایط جنگی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. وی در ادامه با تشریح تصور این عناصر از سناریوی مطلوب خود بیان کرد: ایدهآل این جریانها وقوع یک جنگ تمامعیار و ورود نیروهای زمینی آمریکا به ایران بود. در چنین سناریویی تصور میشد نیروهای تجزیهطلب همزمان با آمریکاییها یا حتی زودتر وارد خاک ایران شوند، بخشهایی از مناطق کردنشین را تصرف کنند و آن مناطق را به پایگاههایی برای مقابله با حکومت مرکزی تبدیل کنند. به گفته قاسمی، هدف آن بود که نوعی خودمختاری شکل گیرد؛ الگویی مشابه آنچه در اقلیم کردستان عراق تجربه شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تصوری که برخی از این جریانها درباره واکنش جامعه محلی داشتند، توضیح داد: در مورد ایران نیز چنین تصوری مطرح بود که در صورت ورود نیروهای تجزیهطلب به مناطق کردنشین، بخشی از جامعه محلی از آنها استقبال خواهد کرد و این استقبال میتواند زمینه ایجاد خودمختاری یا حتی گسترش عملیات به سمت مرکز کشور را فراهم کند.
قاسمی افزود: در مقابل، از دیدگاهی دیگر تصور میشود آمریکا و اسرائیل هدف متفاوتی را دنبال میکردند؛ یعنی پراکنده کردن نیروهای ایرانی در یک جنگ گسترده. در چنین شرایطی بخشی از تمرکز ایران متوجه اقلیم و مرزها میشد و درگیری نیروهای زمینی میتوانست آسیبپذیری در برابر حملات هوایی و پهپادی را افزایش دهد. وی تروریستهای تجزیهطلب کرد ایرانی را شامل طیفهای مختلفی دانست که گاه دچار انشعاب شده و سپس دوباره با یکدیگر ائتلاف میکنند. از جمله این جریانها میتوان به کومله، حزب کمونیست ایران، حزب دموکرات و پژاک اشاره کرد.
این استاد دانشگاه همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تجهیزات اشاره کرد و گفت: گفته شده آمریکا تجهیزاتی از جمله سلاحهای سبک و سنگین و استارلینک در اختیار تروریستهای تجزیهطلب ایرانی مستقر در شمال عراق قرار داده بود، تا به ایران وارد کنند. با این حال، گفته میشود بخشی از این تجهیزات در بازارهای شمال عراق فروخته شده یا به استفادههای تجاری رسیده و بخش کمی از آنها شامل سلاحهای سبک و دستگاههای استارلینک وارد ایران شده است.
قاسمی با جمعبندی این بخش از تحلیل خود، گفت: در مجموع این ارزیابی مطرح میشود که هدف اصلی چنین اقداماتی بیشتر ایجاد آشوب و ناامنی داخلی بوده تا جنگ مستقیم با نیروهای نظامی ایران، زیرا عناصر مسلح با سلاح سبک توان مقابله کلاسیک با ارتش یا سپاه را ندارند. وی وضعیت فعلی جریانهای کرد ایرانی در عراق، سوریه و ترکیه را نوعی «افسردگی سیاسی» توصیف کرد و گفت: از این زاویه، این جریانها با مشکلات مهمی مواجهاند و افق روشنی پیش روی خود نمیبینند، از همین رو شرایط کنونی را بیشتر نوعی فرصت مقطعی تلقی میکنند. میزان جذب نیرو توسط این گروههای تروریستی کاهش قابل ملاحظهای یافته و از این جهت من برای آنها امتیاز خاصی قائل نیستم که بتوانند موفقیت قابل توجهی کسب کنند.
عضو هیات علمی دانشگاه همدان راهکار پیشنهادی برای مواجهه با این مسئله را در سه سطح کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت مطرح کرد و با بیان اینکه در کوتاهمدت به دلیل تهدید نظامی و تروریستی، پاسخ نظامی ضروری است، اظهار کرد: در میانمدت همکاری با دولت عراق و بازیگران منطقهای برای تخلیه پایگاههای نظامی جدار مرز و همچنین سرمایهگذاری اقتصادی در مناطق کردنشین مطرح میشود. در بلندمدت صرف برخورد امنیتی کافی نیست و باید بسترهای ایدئولوژیک، اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در این چارچوب تقویت «قرارداد اجتماعی ملی ایرانیان» با شمولیت همه گروههای اجتماعی و قومی ضروری به نظر میرسد. قاسمی با بیان اینکه همچنین توسعه اقتصادی بهعنوان عاملی برای کاهش رادیکالیسم حائز اهمیت است، زیرا فقر و محرومیت میتواند زمینه جذب افراد به جریانهای مسلح را افزایش دهد، گفت: مسئله تروریستهای تجزیهطلب در غرب کشور بیش از آنکه یک تهدید راهبردی تعیینکننده باشد، بخشی از منازعه بزرگتر منطقهای و ابزاری برای پراکندهسازی تمرکز ایران محسوب میشود و حل پایدار آن نیازمند ترکیبی از راهکارهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است.
بهره سخن
تحرکات تروریستهای تجزیهطلب در غرب کشور بیش از آنکه واجد ظرفیت تعیینکننده باشد، ماهیتی فرصتطلبانه و وابسته به شرایط بحرانی منطقه دارد. مهار پایدار این وضعیت مستلزم نگاهی فراتر از واکنشهای مقطعی است و نیاز به ترکیب اقدامات امنیتی ضروری با سیاستهای توسعهمحور و تقویت همبستگی اجتماعی دارد تا زمینه اثرگذاری این جریانها به حداقل برسد.
نظر شما