آگاه: امروز قلعهبالا، بهعنوان یکی از گزینههای ایران برای حضور در فهرست «بهترین روستاهای گردشگری جهان» سازمان جهانی گردشگری کاندیدا شده است؛ روستایی که حالا بیش از هر چیز، روایت همدلی مردم با طبیعت را با خود حمل میکند.
دروازه ورود به پارک ملی توران و در مرز دشتهای خشک استان سمنان، روستایی قرار گرفته که این روزها نامش فراتر از یک مقصد طبیعتگردی مطرح میشود. روستایی کوچک در نزدیکی جنگل ابر شاهرود که تلاش کرده میان حفاظت از محیط زیست، مشارکت مردم محلی و توسعه گردشگری تعادل برقرار کند و اکنون بهعنوان یکی از هشت گزینه ایران برای حضور در شبکه «بهترین روستاهای گردشگری جهان» سازمان جهانی گردشگری (UN Tourism) معرفی شده است. در برنامه «بهترین روستاهای گردشگری جهان» که از سال ۲۰۲۱ توسط سازمان جهانی گردشگری آغاز شد؛ زیبایی طبیعی یا شهرت گردشگری ملاک انتخاب روستاها نیست، بلکه روستاها باید ثابت کنند توانستهاند از گردشگری بهعنوان ابزاری برای حفظ فرهنگ بومی، مشارکت اجتماعی، حفاظت محیطزیست و توسعه پایدار استفاده کنند.
به همین دلیل قلعه بالا در کنار روستاهای ریاب در خراسان رضوی، موئیل در اردبیل، درک در چابهار، شانهتراش در مازندران، گیسوم در گیلان، مصر در اصفهان و پامنار در استان خوزستان کاندیدا شدهاند تا در مهر پس از ارزیابی کارشناسان سازمان جهانی گردشگری، در فهرست بهترین دهکدههای جهانی قرار گیرند. اکنون قلعهبالا تلاش میکند خود را با همین ویژگیها معرفی کند. قلعهبالا در ورودی پارک ملی توران و منطقهای که بهعنوان یکی از آخرین زیستگاههای یوزپلنگ آسیایی شناخته میشود؛ قرار دارد. این منطقه با بیش از ۱.۴ میلیون هکتار مساحت، سالهاست بهعنوان یکی از مهمترین و البته بزرگترین زیستگاههای گونههای ارزشمند حیاتوحش ایران شناخته میشود.
جمعیت روستای قلعهبالا حدود ۳۰۰ نفر است و بخش عمدهای از ساکنان آن در گذشته از طریق دامداری و کشاورزی امرار معاش میکردند؛ فعالیتهایی که بخشی از آنها در مجاورت زیستگاههای حساس حیاتوحش انجام میشد.
نرگس فاضلی، مسئول تدوین پرونده روستای قلعه بالا در معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی به «آگاه» میگوید: وقتی وضعیت یوز آسیایی بحرانی شد و در معرض انقراض شدید قرار گرفت؛ مردم روستا با حمایت تسهیلگران به تدریج وارد جریان حفاظت شدند. بخشی از زمینها و مراتعی که در حاشیه زیستگاه قرار داشت و آنها در آن کشاورزی میکردند، بهصورت داوطلبانه واگذار شد تا فشار بر زیستگاه کاهش پیدا کند و محل زندگی یوز گسترش یابد.
از دامداری سنتی تا گردشگری پایدار
از دهه ۱۳۸۰، پروژههایی با محور آموزش، معیشت جایگزین و اکوتوریسم در قلعهبالا آغاز شد. در این دوره، مردم روستا آموزش دیدند که چگونه میتوان بدون آسیب به محیط زیست، از ظرفیتهای گردشگری برای ایجاد درآمد استفاده کرد.
فاضلی، کارشناس ارشد اکوتوریسم میگوید: موضوع اصلی، ایجاد معیشت جایگزین بود؛ اینکه مردم بتوانند بدون وابستگی کامل به دامداری سنتی، از مسیر گردشگری درآمد داشته باشند و در عین حال زیستگاه یوز آسیایی نیز حفظ شود. نتیجه این روند، شکلگیری یکی از شناختهشدهترین نمونههای بومگردی ایران بود. امروز حدود ۱۳ اقامتگاه بومگردی دارای مجوز در روستا فعالیت میکنند و بخشی از خانههای سنتی روستا به اقامتگاههای محلی تبدیل شدهاند.
براساس برآوردهای محلی، این اقامتگاهها برای حدود حداقل پنج نفر اشتغال مستقیم ایجاد کردهاند. سالانه نیز تعداد زیادی گردشگر داخلی از قلعهبالا و پارک ملی توران بازدید میکنند، گردشگرانی که بیشتر دوستدار حیاتوحش هستند و از این روستا به پارک ملی میروند و در اقامتگاههای بومگردی آن هم اقامت میکنند. تا سال گذشته نیز تورهای گردشگری خارجی متعددی نیز به مقصد پارک ملی میرفتند و حالا این آمار به واسطه اتفاقاتی که در کشور افتاده، کمتر شده است.

توسعه بدون تخریب هویت روستا
یکی از معیارهای مهم سازمان جهانی گردشگری، حفظ اصالت فرهنگی و معماری بومی است؛ موضوعی که قلعهبالا تلاش کرده در روند توسعه گردشگری رعایت کند.
بافت پلکانی و معماری سنتی روستا همچنان حفظ شده و در سالهای اخیر خانههای قدیمی یا سنتی در روستا مرمت یا احیا شده است تا به کتابخانه، مرکز فرهنگی، موزه و بومگردی تبدیل شوند. همچنین ۱۳ خانه نیز در روستا مجوز بومگردی دارند. این روستا جزو نخستین روستاهای ایران بوده که بومگردی در آن شکل گرفته است. رفته رفته این خانهها میزبان گردشگران و طبیعتگردان و افرادی که برای جشنوارههای زاغ بور و یوز آسیایی به این منطقه رفت و آمد میکردند، شدند.
فاضلی میگوید: بخشی از جذابیت روستا در این است که توسعه گردشگری در آن، بر پایه خانههای بومی و مشارکت خانوادههای محلی شکل گرفته و کمتر به سمت ساختوسازهای گسترده و غیربومی رفته است. این خانهها با مشارکت مردم محلی، مرمت و بازسازی شده و دوباره کاربری جدید پیدا کردهاند. فاضلی ادامه میدهد: بنیاد مسکن و مردم روستا تلاش کردهاند از گسترش ساختوسازهای نامتجانس جلوگیری کنند تا هویت معماری منطقه حفظ شود.
امروز در بخشهای مختلف روستا، المانهای مرتبط با حیاتوحش، تابلوهای محیط زیستی و فضاهای فرهنگی دیده میشود؛ از خانه محیط زیست گرفته تا موزه مردمشناسی، خانه فنجان، کتابخانه و فروشگاه صنایعدستی. مردم محلی حتی ابتکاری به خرج دادهاند و ۷۰ ردپای یوز آسیایی را روی زمین نقاشی کردهاند تا بتوانند مسیر گردشگری را طراحی کنند. این ردپاها نوعی راهنما برای گردشگران شده تا بدانند از کدام مسیرها و چه جاذبههایی دیدن کنند.

گردشگری مسئولانه در همسایگی توران
قلعهبالا تنها به جذب گردشگر فکر نکرده، بلکه تلاش میکند مفهوم «گردشگری مسئولانه» را نیز اجرا کند. یکی از خانههایی که در روند احیای بناهای قدیمیتر کاربری جدیدی پیدا کرده، خانه محیط زیست است. در واقع تورهای طبیعتگردی پیش از ورود به پارک ملی توران، در «خانه محیطزیست» با اصول حفاظت از طبیعت و حساسیتهای اکولوژیک منطقه آشنا میشوند. همچنین مسیرهای مشخصی برای هدایت گردشگران طراحی شده تا از ورود بیضابطه به مناطق حساس جلوگیری شود. در نقاط مختلف روستا نیز تابلوهایی درباره حفاظت از یوز آسیایی، تنوع زیستی منطقه و اهمیت محیطزیست نصب شده است. به نظر میرسد آینده قلعهبالا در گرو توسعه کنترلشده گردشگری است؛ مسیری که در آن افزایش تعداد گردشگران نباید به تخریب زیستگاههای توران یا تغییر هویت روستا منجر شود.
حامد عیدی، یکی از ساکنان روستا میگوید: اگر طبیعت توران آسیب ببیند، چیزی از هویت قلعهبالا باقی نمیماند. ما یاد گرفتیم که حفاظت از محیطزیست، حفاظت از زندگی خودمان است. چندی پیش گروهی از تسهیلگران به روستا آمدند و همه ما را آموزش دادند اینکه چطور بتوانیم میزبان گردشگران و نگهبان یوزآسیایی و پارک ملی توران باشیم. به همین دلیل است که مردم روستا برای تابلوها و المانها هم از نقوش حیوانی زاغ بور و یوز آسیایی استفاده کردهاند. حتی مجسمههای سه بعدی که در سطح روستا مییبنید هم کار مردم خودمان است.
آب، اقلیم و تجربهای از سازگاری با طبیعت
قلعهبالا در منطقهای خشک و کمآب قرار گرفته و مسئله مدیریت منابع آب همواره بخشی از زندگی مردم بوده است. یکی از نمونههای این دانش بومی، «خانه فنجان» است؛ فضایی که روایتگر آیین سنتی تقسیم آب در روستاست. در این شیوه قدیمی، با استفاده از کاسهای شناور روی آب، زمان آبیاری زمینها تعیین میشد؛ روایتی که امروز به بخشی از تجربه فرهنگی گردشگران تبدیل شده است.
معماری بومی روستا نیز متناسب با اقلیم منطقه شکل گرفته؛ خانههایی با مصالح سنتی و سازگار با شرایط آبوهوایی که نسبت به ساختوسازهای جدید، مصرف انرژی کمتری دارند. در کنار این جاذبهها مسئولان روستا نیز در تلاش هستند تا بتوانند برخی جذابیتها را نیز به روستا اضافه کنند از جمله مرمت یک حمام قدیمی که قرار است در آینده نزدیک کاربری اصلی خود را داشته باشد و میزبان گردشگران شود.

زنان؛ قلب تپنده اقتصاد فرهنگی روستا
یکی از برجستهترین بخشهای تجربه قلعهبالا، نقش زنان در احیای صنایعدستی و اقتصاد محلی است. در سالهای اخیر، زنان روستا خانه خلاقی به نام «بورینا» راهاندازی کردهاند؛ مجموعهای که نام خود را از پرنده نادر «زاغ بور» گرفته و بهعنوان خانه خلاق صنایعدستی و گردشگری فعالیت میکند. در حال حاضر حدود ۲۰ زن در این مجموعه یا فعالیتهای وابسته به آن مشارکت دارند. در روزهای اخیر نیز این خانه توسط انوشیروان بندپی، معاون گردشگری کشور افتتاح شد تا بتواند فعالیت خود را به صورت رسمی ادامه دهد.
در این خانه صنایع دستی مردم روستا نیز نمایش داده میشد و زنانی که نشسته بودند به تولید این هنرهای دستی. آنها توانستهاند هنرهایی مانند تانهبافی، سوزندوزی و تولید دستبافتههایی با الهام از حیاتوحش توران را دوباره احیا کنند. بسیاری از طرحهای آنها از یوز آسیایی، پرندگان و جانوران منطقه الهام گرفته شده و به بخشی از هویت سوغات روستا تبدیل شدهاند. مردم روستا برخی از آیینهای خود را نیز احیا کردهاند، مانند آیین سنتی «تال و مهتال» را که مربوط به بارانخواهی است، دوباره احیا کردهاند؛ آیینی که بعدها در فهرست میراث فرهنگی نیز ثبت شد. این فعالیتها فقط جنبه فرهنگی ندارد، بلکه بخشی از اقتصاد گردشگری روستا را شکل داده و باعث شده زنان سهم پررنگتری در درآمد خانوارهای محلی داشته باشند.
فاضلی میگوید: مهمترین ویژگی قلعهبالا، پیوند میان حفاظت محیطزیست، مشارکت مردم و توسعه اقتصادی است؛ الگویی که سازمان جهانی گردشگری نیز بر آن تاکید دارد. برنامه «بهترین روستاهای گردشگری جهان» به دنبال انتخاب زیباترین روستاها نیست، بلکه به دنبال معرفی جوامعی است که توانستهاند میان توسعه و حفاظت تعادل ایجاد کنند. قلعهبالا اکنون تلاش میکند نشان دهد حتی در حاشیه کویر ایران نیز میتوان مدلی از توسعه ساخت که در آن مردم محلی، میراث فرهنگی و طبیعت، در تقابل با یکدیگر قرار نگیرند. شاید مهمترین روایت این روستا همین باشد؛ اینکه ساکنان یک روستای کوچک در همسایگی یوز آسیایی، تلاش کردهاند حفاظت از طبیعت را به بخشی از هویت اجتماعی و اقتصادی خود تبدیل کنند؛ روایتی که امروز میتواند فراتر از مرزهای ایران نیز شنیده شود.
نظر شما