آگاه: سخنگوی وزارت امور خارجه هم در این دیدار با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مدافع وطن در ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حضور مستمر و اقتدارآفرین مردم در خیابان طی ۹۰ روز گذشته را اقدامی برای ناکام گذاشتن شرارتهای دشمنان دانست. وی همچنین ضمن تجلیل از فداکاری و رشادت نیروهای مسلح در دفاع از کیان ایران، اقدامات آنان را «مایه افتخار هر ایرانی» دانست و تاکید کرد: قدرت و اقتدار نیروهای مسلح پشتوانه محکم وزارت امور خارجه در صیانت از منافع ملی ایران در عرصه دیپلماسی است. بقایی همچنین با اشاره به این دیدار در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر) نوشت: «میدان و دیپلماسی دوشادوش هم. برای یک ملت؛ برای یک کشور؛ برای یک هدف؛ آماده برای هر وضعیتی.»
آنچه مسلم است، هماهنگی میان «میدان» (نیروهای مسلح و توان بازدارندگی) و «دیپلماسی» (وزارت امور خارجه و ابزارهای مذاکره) یکی از حساسترین و استراتژیکترین معادلات در سیاست خارجی یک کشور است. در ادبیات سیاسی، این دو را گاهی به عنوان دو بال یک پرنده ارزیابی میکنند؛ اگر یک بال کار نکند، پرنده نمیتواند پرواز کند یا مسیر خود را حفظ کند. وقتی این دو با هم هماهنگ باشند، ایران از وضعیت «واکنشگرا» به سمت «کنشگرای هوشمند» حرکت میکند. ضمن آنکه پیامدهای این هماهنگی را میتوان در دو سطح داخلی و خارجی بررسی کرد.
پیامدهای هماهنگی در سطح بینالمللی
ایجاد «قدرت بازدارنده در مذاکره»: وقتی برای طرف مقابل ـ آمریکا یا متحدانش ـ مسجل شود که دیپلماتهای ایرانی پشت یک قدرت نظامی و تکنولوژیک واقعی (میدان) ایستادهاند، پی میبرد که هرگونه فشار یا تجاوز او پاسخ سنگینی به همراه خواهد داشت. در واقع، دیپلماسی بدون میدان، «ضعف» و میدان بدون دیپلماسی، «تجاوز» تلقی میشود. هماهنگی این دو، «قدرت واقعی» میسازد.
افزایش اعتبار و واقعگرایی در تعاملات: هماهنگی دو جبهه، منجر به آن میشود، پیامهای ارسالی ایران در سطح جهانی «یکپارچه» باشد. این کار باعث میشود کشورهای دیگر نتوانند با استفاده از تضادهای احتمالی میان گروههای مختلف داخلی ایران، بازیهای سیاسی انجام دهند.
کاهش ریسک جنگهای ناخواسته: وقتی دیپلماسی و میدان هماهنگ باشند، از «تنشهای تصادفی» جلوگیری میشود. یعنی میدان به گونهای عمل میکند که دیپلماسی را فلج نکند و دیپلماسی نیز به گونهای عمل میکند که از ظرفیتهای میدان برای جلوگیری از تنش ـ به عنوان ابزار بازدارندگی ـ استفاده کند.
کنترل روایتهای جهانی: هماهنگیها اجازه میدهد که ایران بتواند روایتهای خود را در صحنه بینالمللی پیش ببرد، به طوری که اقدامات نظامی، بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای رسیدن به صلح یا امنیت باشد، نه صرفا اقدامات پراکنده.
پیامدهای هماهنگی در داخل کشور
در داخل، این هماهنگی به معنای ثبات استراتژیک و اعتماد عمومی تحلیل میشود و سه پیام مهم به همراه دارد:
افزایش اعتماد عمومی و انسجام ملی: وقتی مردم احساس کنند که میدان و دیپلماسی با یک منطق واحد و یکپارچه پیش میرود، اعتماد به تصمیمگیریهای کلان افزایش مییابد. چرا که تضاد میان روایتهای نظامی و دیپلماتیک، باعث ایجاد شک و تردید در افکار عمومی میشود.
بهرهوری از منابع ملی: هماهنگیها باعث میشود منابع کشور به شکلی بهینه مصرف شوند. وقتی میدان و دیپلماسی هماهنگ باشند، از هدررفت منابع در مسیرهای متضاد جلوگیری میشود.
کاهش فشارهای سیاسی داخلی: وقتی خروجی میدان و دیپلماسی یکی باشد، جناحهای سیاسی داخلی فضای کمتری برای ایجاد تنش و استفاده از شکافهای موجود در سیاست خارجی برای رسیدن به اهداف داخلی خود خواهند داشت و از سوی دیگر ثبات خوبی در سیاستگذاریها شکل خواهد گرفت.
هرچند در مقطعی، یک عضو دولت تدبیر و امید با موضعگیری که انجام داد، حاشیههایی را میان دو سنگر «دیپلماسی» و «میدان» ایجاد کرد، اما حاشیهها فقط محدود به رسانهها و سیاسیون شد. به دلیل آنکه باز پیام همدلی و همگرایی از سوی نیروهای مسلح و بدنه دستگاه دیپلماسی شنیده شد و در دو جنگ اخیر نیز این هماهنگی به وضوح خود را نشان داد. اظهارات دو مقام سیاسی گواهی بر هماهنگی بسیار خوب میان نیروهای مسلح و دیپلماتهای کارکشته ایرانی است. هماهنگی که آمریکاییها و رژیم صهیونی تلاش میکنند به اختلاف و انشعاب کشیده شود؛ «زهی خیال باطل»
سوم اردیبهشت سال جاری سیدعباس عراقچی در حساب کاربری خود در شبکه ایکس و در واکنش به ادعاهای مطرح شده پیرامون وجود اختلاف در میان مسئولان ایرانی نوشت: شکست حملات تروریستی رژیم اسرائیل را به خوبی در نحوه عملکرد نهادهای حاکمیتی ایران که همچنان با انسجام، هدفمندی و انضباط به مسیر خود ادامه میدهند، میتوان دید. میدان و دیپلماسی، دو جبهه کاملا هماهنگ در یک جنگ واحد به شمار میروند؛ ملت ایران بیش از هر زمان دیگری یکپارچه و متحد است.
۱۰ اردیبهشت سرلشکر محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران در حساب کاربری خود در فضای مجازی نوشت: «سناریوی محاصره شکست خواهد خورد و ایران هرگز تنگه هرمز را از دست نخواهد داد. در تاریخ ثبت خواهد شد که ملت ایران ابرقدرتی آمریکا را در خلیج فارس و دریای عمان غرق کرد. میدان و دیپلماسی هر دو با هماهنگی رهبر انقلاب و حمایت مردم مبعوث شده پیش میروند.»
برهمین اساس باید یادآور شد که میدان، به دیپلماسی، وزن و اعتبار میدهد و دیپلماسی، به میدان، جهت و مشروعیت میبخشد. اگر دیپلماسی بدون میدان باشد، دیپلماتها در میز مذاکره «بیدفاع» و «بدون قدرت چانهزنی» خواهند بود و طرف مقابل از آنها بهرهبرداری میکند. همچنین اگر میدان بدون دیپلماسی بخواهد اقدام کند، توان نظامی کشور ممکن است منجر به انزوای بینالمللی، تحریمهای سنگینتر و در نهایت درگیر شدن در جنگهایی شود که هدف سیاسی مشخصی ندارند. فلذا هماهنگی این دو، تبدیل «قدرت خام» به «قدرت هوشمند» است که میتواند منافع ملی را با کمترین هزینه و بیشترین تضمین، تامین کند.
نظر شما