۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۷
کد مطلب: ۲۲٬۹۷۵

سیدمهدی حسینی، خبرنگار گروه سیاست: یک سال از تهاجم رژیم صهیونی و دولت تروریستی آمریکا به ایران می‌گذرد؛ ۲۳ خرداد سال گذشته دشمن متجاوز با ترور و به شهادت رساندن تعدادی از فرماندهان بلندپایه نیروهای مسلح و دانشمندان هسته‌ای درصدد برآمد تا ایران را تضعیف کند.

روایت فتح در جنگ ۱۲ روزه

آگاه: دشمن گمان می‌برد با نبود رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضای سپاه، دیگر «جمهوری اسلامی» قادر نخواهد بود روی پای خود بایستد و با آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها مبارزه کند و جاده برایشان هموار خواهد شد و به سرعت می‌توانند ایران را تسخیر و تجزیه کنند، اما هیچ‌کدام از رویاهای‌شان برآورده نشد، نه ایران منفعل ظاهر شد و نه یک وجب از خاک کشورمان در اختیار آمریکا و فرزند ناخلف او قرار گرفت.

در سالگرد جنگ ۱۲ روزه، پنج‌شنبه هفته گذشته دو مراسم در شهر ری (حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)) و تهران در مسجد امام صادق (ع) واقع در میدان فلسطین با حضور مسئولان کشوری و لشکری برگزار شد.
سردار رضا طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در حاشیه مراسم گرامیداشت سالگرد دومین جنگ تحمیلی با تاکید بر اینکه دشمنان جمهوری اسلامی ایران باید این واقعیت را بپذیرند که راه‌حل مسائل منطقه، تداوم تجاوز، ناامنی و جنگ‌افروزی نیست و ناگزیرند آتش‌بس و توقف اقدامات خصمانه را در تمامی جبهه‌ها بپذیرند، گفت: تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که ملت ایران و نیروهای مسلح در برابر تهدید و فشار عقب‌نشینی نخواهند کرد. او در عین حال به یک نکته مهم هم اشاره کرد؛ وزارت دفاع با اتکا به توان دانشمندان، متخصصان و کارکنان صنعت دفاعی کشور، ماموریت خود در پشتیبانی همه‌جانبه از نیروهای مسلح را با قدرت ادامه خواهد داد و مسیر تقویت بازدارندگی، توسعه توان دفاعی و افزایش اقتدار جمهوری اسلامی ایران با شتاب بیشتری دنبال خواهد شد.
شهادت فرماندهان ارشد و کلیدی در روزهای آغازین نبرد ۱۲ روزه، اگرچه ضایعه‌ای بزرگ و جبران‌ناپذیر از نظر تجربه و دانش فردی بود، اما تاثیر آن بر توان عملیاتی نیروهای مسلح در روزهای پایانی جنگ برخلاف پیش‌بینی دشمنان، لزوما کاهشی نبود، بلکه پیامدهای مهمی را برای طرف مقابل منتقل کرد.
    بلافاصله پس از شهادت فرماندهانی چون سرداران باقری، سلامی و حاجی‌زاده، لایه‌های دوم و سوم فرماندهی (جانشینان و معاونان عملیات) مسئولیت را بر عهده گرفتند. این جابه‌جایی سریع که در کمتر از ۲۴ ساعت رخ داد، مانع ایجاد خلأ در تصمیم‌گیری‌های میدانی شد. در روزهای پایانی، این فرماندهان جدید برای اثبات کارآمدی و همچنین گرفتن انتقام خون فرماندهان شهید، با شدت و انگیزه بیشتری عملیات‌ها را هدایت کردند. در اصل، شهادت فرماندهان به یک محرک انگیزشی قوی برای بدنه نیروهای مسلح تبدیل شد. شعار «هر شهید، یک پرچم» در میدان طنین‌انداز شد. این فشار روانی مثبت باعث شد که دقت و سرعت عملیات‌های موشکی در روزهای پایانی نه تنها کاهش نیابد، بلکه با هدف قرار دادن پایگاه‌های استراتژیک دشمن، پیامی صریح از عدم انفعال مخابره شود.
    دشمن تصور می‌کرد با حذف فرماندهان شناخته‌شده، سبک عملیاتی ایران را پیش‌بینی‌پذیر کرده است. اما ورود فرماندهان جدید به لایه تصمیم‌گیری در روزهای میانی و پایانی جنگ، باعث شد تاکتیک‌های جدید و پیش‌بینی‌نشده‌ای در حملات پهپادی و جنگ الکترونیک به کار گرفته شود. این «خلاقیت میدانی» باعث شد که سیستم‌های پدافندی دشمن در روزهای ۱۰ تا ۱۲ نبرد، با حجم جدیدی از تهدیدات مواجه شوند که در محاسبات اولیه‌شان وجود نداشت. عملیات‌های موفق در روزهای ۱۱ و ۱۲ جنگ ثابت کرد که قدرت نظامی ایران «فردمحور» نیست، بلکه «دانش‌محور» و بومی است. تداوم هدایت موشک‌های هایپرسونیک و مدیریت شبکه یکپارچه پدافندی نشان داد که پروتکل‌های عملیاتی به قدری دقیق تدوین شده‌اند که حتی بدون حضور طراحان اصلی نیز با همان کیفیت اجرا می‌شوند.
    تاب‌آوری توده‌های مردم حقیقتا مهم و تاثیرگذار بود؛ مردم نشان دادند که در برابر «دکترین شوک و بهت»، نه تنها به خیابان‌ها برای آشوب نیامدند، بلکه با همبستگی ملی، فشار اقتصادی و روانی ناشی از جنگ را تحمل کردند. فلذا ایستادگی ایران نشان داد که هیچ فشاری حتی در سطح جنگ مستقیم و ترور سران نمی‌تواند تهران را به عقب‌نشینی از حقوق هسته‌ای و توان موشکی وادار کند. این یعنی دشمن به پایان گزینه‌های روی میز رسیده است.
احمدعلی مقدم، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در تبیین بیشتر این محور با بیان اینکه باید به ۲۳ خرداد نه به عنوان یک تاریخ در تقویم بلکه به چشم روز تولد دوباره اتحاد نگاه کنیم، می‌گوید: یک سالی از آغاز دفاع مقدس ملت ایران در برابر جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دشمنان می‌گذرد، روزهایی که در آن فرماندهان دلاور ما از سپهبدان شهید باقری و رشید گرفته تا سردار سلامی و سردار حاجی‌زاده و همراهان‌شان نه فقط با سلاح که با ایثار تاریخ نوشتند. این نبرد در واقع یک جنگ محاسباتی بود. دشمنان ما با همان تصورات پوشالی همیشگی گمان می‌کردند با چند حرکت نمایشی می‌توانند اراده ملت را بشکنند. اما آنها از یک حقیقت بزرگ غافل بودند، اینکه در ایران مردم و نیروهای مسلح دوروی یک سکه‌اند. ناکامی خفت‌بار دشمن در آن روزها نتیجه همین درک غلط از پیوند ناگسستنی مردم با رهبری انقلاب و نیروهای دفاعی کشور بود. وی تاکید می‌کند: ۲۳ خرداد روز یادآوری این حقیقت ساده اما بزرگ است؛ اقتدار ما خروجی مستقیم همین اتحاد مردم و فداکاری فرزندان این سرزمین است. نسلی که امروز این حماسه را می‌بیند باید بداند که ایران بدون این وحدت در میدان، بدون این حضور آگاهانه و بدون این ایثار به این جایگاه رفیع نمی‌رسید.
    از سوی دیگر در دومین جنگ تحمیلی که در سالگرد آن به سر می‌بریم، کشورهای منطقه و جهان دیدند که ایران حتی در وضعیت زخمی، توانایی وارد آوردن ضربات متقابل و تحمیل آتش‌بس به دشمن را دارد. این موضوع، بازدارندگی ایران را از لایه «تهدید» به لایه «اثبات» منتقل کرد.
در مجموع، اگرچه شهادت نخبگان نظامی در ابتدا شوک‌آفرین بود، اما در روزهای پایانی نبرد، منجر به نوسازی تاکتیکی در بدنه نیروهای مسلح شد. این موضوع باعث شد دشمن که انتظار فروپاشی داشت، در روز دوازدهم با واقعیتی روبه‌رو شود که در آن، ایران نه تنها ضعیف نشده بود، بلکه در پاسخ‌های متقابل، جسورتر و کوبنده‌تر عمل می‌کرد. همین ایستادگی عملیاتی بود که طرف مقابل را ناچار به پذیرش پایان درگیری کرد. از این رو ایستادگی در جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که جمهوری اسلامی ایران به چنان درجه‌ای از تولید قدرت بومی رسیده است که ضربات سخت، به جای خرد کردن آن، باعث «صیقل خوردن» و «آب‌دیده شدن» سازه‌های قدرتش می‌شود. پیام نهایی این بود: ایران، کشوری نیست که با ترور یا جنگ کوتاه‌مدت تغییر مسیر دهد، چرا که ریشه‌های مقاومت آن در عمق باورهای ملی و دینی مردم جای دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.