آزاده عابدین‌زاده، کارشناس گردشگری: گسترش شتابان شهرنشینی و فاصله ‌گرفتن انسان از طبیعت، نه تنها سلامت جسم و روان ما را تهدید کرده، بلکه بسیاری از زیست‌بوم‌های شکننده را نیز به ورطه نابودی کشانده است. در این میان، گردشگری پایدار به‌ویژه تورهای تماشای حیات وحش، همچون روزنه‌ای امیدبخش سر برآورده‌اند؛ رویکردی که اگر با دانش، مشارکت جامعه محلی و حمایت دولت همراه شود، می‌تواند همزمان حفاظت از تنوع زیستی را تضمین کند و اقتصاد روستاهای دورافتاده را رونق بخشد.

بهره‌برداری حفاظت محور با یک ایده نو

بهره‌برداری حفاظت محور با یک ایده نو: تجربه‌های موفق جهانی همچون کشور کنیا و دیگر کشورها در این حوزه نشان می‌دهند که تبدیل یک گونه جانوری یا یک چشم‌انداز طبیعی به جاذبه‌ای گردشگری، نه به معنای فروختن طبیعت، که به معنای ارزش‌آفرینی برای بقای آن است. در این میان، روستای قلعه بالا در شهرستان شاهرود، به سبب جای‌گیری در دل یکی از ارزشمندترین ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره ایران و نیز هم‌زیستی دیرینه انسان و یوزپلنگ آسیایی، نمونه‌ای بی‌نظیر برای واکاوی این پیوند سه‌گانه میان گردشگری، حفاظت و معیشت پایدار جامعه محلی به شمار می‌رود.
این منطقه که از سال ۱۳۵۱ به عنوان پناهگاه حیات وحش و سپس پارک ملی توران تحت حفاظت قرار گرفت و در سال ۱۳۵۵ به شبکه جهانی ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره یونسکو پیوست، فراتر از یک محدوده حفاظتی، بلکه آزمایشگاهی طبیعی برای هم‌زیستی انسان و طبیعت است. اهمیت ذخیره‌گاه زیست‌کره توران تنها به خاطر زاغ بور پرنده ایندمیک ایرانی یا صرفا حضور یوزپلنگ نیست، بلکه در این است که این منطقه سه کارکرد اساسی را همزمان پیش می‌برد: حفاظت از تنوع زیستی، توسعه اقتصادی- اجتماعی جوامع محلی و پشتیبانی از پژوهش‌های علمی و پایش محیط زیست.
روستای قلعه بالا دقیقا روی مرز این کارکردها ایستاده است؛ جایی که چرای دام با گذر آهوان و قوچ‌ها درهم می‌آمیزد و صدای زاغ بور، پرنده بوم‌زاد و نمادین این دیار، از میان بوته‌های قیچ به گوش می‌رسد.
توصیف محیط طبیعی این روستا بدون ذکر جزئیات زیستگاهی آن ناقص است. زمین‌های پیرامون قلعه بالا ترکیبی از دشت‌های باز، تپه‌های مارنی و کوهپایه‌های کم‌ارتفاع با بیرون‌زدگی‌های سنگی است. این ساختار موزاییکی، پناهگاه‌های متنوعی برای حیات وحش فراهم می‌کند: کوهپایه‌ها برای کل و بز، دشت‌های باز برای آهوی ایرانی و گورخر آسیایی که روزگاری در این دشت‌ها جولان می‌داد و اکنون به‌سختی در بخش‌هایی از توران دیده می‌شود و دره‌های پسته وحشی برای زاغ بور و سینه‌سرخ‌های مهاجر.
چشمه‌های فصلی و قنات‌های قدیمی، هرچند کم‌آب، رگ‌های حیات این پیکر خشکیده هستند که در بهار، با رویش گیاهان یک ساله، فرشی از رنگ را بر دشت می‌گسترانند. این توصیف دقیق نشان می‌دهد که گردشگری در چنین بستری، پیش و بیش از هر چیز، نیازمند فهم ظرفیت‌های شکننده زیست محیطی آن است. در چنین چشم‌اندازی، نقش روستاییان قلعه بالا در حفاظت از طبیعت، حکایتی دیرینه و پیچیده دارد؛ حکایتی که در دو حوزه حیاتی یوزپلنگ آسیایی و مدیریت علوفه در سایه تغییرات اقلیمی جلوه‌گر می‌شود. شبانان محلی، یوز را «یوز پلنگ» می‌نامند و با آنکه گاه دامشان طعمه این گربه‌سان باشکوه می‌شود، اما پیوندی فرهنگی با آن دارند. این پیوند پس از سال‌ها تسهیل‌گری گروه‌های مختلف، اکنون با آگاهی‌رسانی پروژه‌های حفاظتی به یک مشارکت فعال بدل شده است.
نقش روستاییان در حفاظت از یوز را می‌توان در چند لایه مشاهده کرد: نخست، گزارش‌دهی سریع مشاهده یوز یا آثار آن به محیط‌بانان منطقه که به ردیابی و پایش جمعیت کمک شایانی می‌کند؛ دوم، مشارکت در برنامه‌های بیمه دام که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و نهادهای غیردولتی اجرا می‌شود و در صورت حمله یوز به گله، خسارت دامدار بدون انتقام‌جویی از حیوان 
جبران می‌شود؛ سوم، همکاری در پروژه‌های قرق‌سازی مشارکتی که در آن اراضی مرتعی با توافق محلی برای مدتی از چرا منع می‌شوند تا جمعیت طعمه‌های یوز یعنی آهو، قوچ و میش افزایش یابد.

مردمی که چشم و گوش زیست‌بوم خود شدند
اهالی قلعه بالا در قالب گروه‌های همیار محلی، نه تنها از تعلیف غیرمجاز دام در مناطق هسته‌ای حفاظتی جلوگیری می‌کنند، بلکه خود به چشم و گوش این زیست‌بوم تبدیل شده‌اند و با نذر علوفه در زمان خشکسالی به این اکوسیستم برای بقا کمک می‌کنند. اما حفاظت از یوز بدون تامین معیشت پایدار دامداران ممکن نیست و این دقیقا همان جایی است که موضوع تامین علوفه و تغییرات اقلیمی گره می‌خورد. توران در دهه‌های اخیر با خشکسالی‌های پیاپی و کاهش بارندگی روبه‌رو بوده است. مراتع طبیعی که روزگاری تا اردیبهشت سرسبز می‌ماندند، اکنون در فروردین نیز خشک و بی‌علوفه‌اند. این کمبود علوفه طبیعی، دامداران را به سوی خرید علوفه دستی یا چرای زودهنگام و بی‌رویه در عرصه‌های حساس سوق می‌دهد که نتیجه آن تخریب پوشش گیاهی، فرسایش خاک و کوچک‌تر شدن عرصه زیستگاه طعمه‌های یوز است. روستاییان قلعه بالا با درک این چرخه معیوب، به کمک تسهیلات دولتی و راهنمایی کارشناسان، به کاشت گیاهان علوفه‌ای کم‌آب‌بر مانند تریتیکاله، خلر و یونجه دیم در زمین‌های حاشیه روستا روی آورده‌اند. این اقدام چند مزیت همزمان دارد: فشار چرا بر مراتع حساس و زیستگاه یوز کاهش می‌یابد، دام در فصل خشک تغذیه می‌شود و دامدار از هزینه‌های سرسام‌آور خرید علوفه نجات می‌یابد.

تلاش داوطلبانه مردم روستا در حراست از چند درخت
همچنین برخی خانواده‌ها با ایجاد صندوق‌های روستایی، دستگاه‌های خردکن علوفه خریداری کرده و بقایای محصولات کشاورزی را به خوراک دام تبدیل می‌کنند. همچنین زنان هنرمند روستا ۱۰ درصد از درآمد تعاونی بورینا را به خرید علوفه اختصاص می‌دهند. این نمونه فعالیت‌های حفاظتی نشان می‌دهد که روستاییان، نه تنها حافظان حیات وحش که مهندسان انطباق با تغییر اقلیم در مقیاس محلی هستند. آنها با حفظ و حراست از چند اصله درخت پسته وحشی در مزرعه خود یا با لایروبی قناتی که آبشخور مشترک دام و حیات وحش است، عملا پلی میان بقای خود و بقای طبیعت زده‌اند. بی‌گمان بدون این مشارکت داوطلبانه و آگاهانه، تلاش‌های حفاظتی به ثمر نمی‌نشیند.

کالای ارزشمندی به نام تورهای حیات وحش
اینک که نقش جامعه محلی در حفاظت و معیشت روشن شد، می‌توان به سراغ پرسش اصلی رفت: چگونه می‌توان این ارزش‌ها را به گونه‌ای اقتصادی و پایدار به گردشگران عرضه کرد؟ پاسخ در اجرای تورهای حیات وحش با رویکرد بهره‌برداری از گردشگری حفاظت‌محور نهفته است. این تورها، بر خلاف گردشگری انبوه که به تخریب زیست‌بوم می‌انجامد، بر اصولی استوارند که سود آن مستقیما به حفاظت و تاب‌آوری جامعه محلی بازمی‌گردد. روستای قلعه بالا با داشتن دو گوهر بی‌همتا، یعنی زاغ بور و یوزپلنگ آسیایی و همچنین گونه‌های شاخص دیگری مانند گور ایرانی، آهو، شاه‌روباه، هوبره و انواع پرندگان شکاری، مقصدی استثنایی برای طبیعت‌گردان حرفه‌ای و عکاسان حیات وحش به شمار می‌رود. زاغ بور، پرنده‌ای خاکی‌رنگ با منقار خمیده که بوم‌زاد فلات مرکزی ایران است، در تپه‌ماهوارهای توران و به‌ویژه در محدوده قلعه بالا به‌راحتی قابل مشاهده است.
این پرنده کنجکاو که گاهی تا چند متری انسان پیش می‌آید، به نمادی برای تماشاگران پرندگان تبدیل شده است. تصور کنید گروهی کوچک و بی‌صدا در سپیده‌دم پاییزی در حاشیه یک تپه پنهان شده‌اند و حرکات چابک زاغ بور را در میان بوته‌ها دنبال می‌کنند یا از فاصله‌ای ایمن با دوربین‌های قدرتمند خود، رد پای یوز را بر شن‌های نرم کنار یک چشمه می‌خوانند و شاید با اندکی اقبال، شبح گریزپای او را در دوردست به نظاره بنشینند. این تجربه ناب تورهای حیات وحش، همان کالای ارزشمندی است که اقتصاد گردشگری پایدار بر آن بنا می‌شود.

آموزش رعایت قانون نانوشته بیابان
ظرفیت تحمل منطقه توران، به‌ویژه در بخش‌های حساس، بسیار پایین است. به همین دلیل، تورهای حیات وحش در قلعه بالا به صورت گروه‌های بسیار کوچک، حداکثر چهار تا پنج نفره و با همراهی راهنمایان محلی آموزش‌دیده اجرا می‌شوند. این گروه‌های کوچک کمترین ردپای اکولوژیک را بر جای می‌گذارند، حیات وحش را کمتر می‌آزارند و امکان مشاهده با کیفیت‌تر را فراهم می‌کنند.
راهنمایان محلی که از میان همان روستاییان حافظ یوز برگزیده شده‌اند، نه تنها مسیرهای امن و زمان‌های مناسب برای تماشای گونه‌ها را می‌دانند، بلکه چون خود بخشی از این زیست‌بوم هستند، داستان‌ها، اسطوره‌ها و دانش بومی را با گردشگران به اشتراک می‌گذارند. آنان قوانین نانوشته بیابان را به مهمانان می‌آموزند: سکوت، حرکت آهسته، پرهیز از پوشش رنگ‌های تند، روشن نکردن آتش، نزدیک نشدن به لانه‌ها و آبشخورها و برنداشتن هیچ‌چیز از طبیعت جز عکس. ایمنی گردشگران نیز در این تورها با حضور راهنمای مسلط به کمک‌های اولیه، تجهیزات ارتباطی ماهواره‌ای و تعیین مسیرهای از پیش بازدیدشده تامین می‌شود، بی ‌آنکه نیازی به دخالت‌های مخرب در محیط باشد.

پرداخت برای خدمات زیست‌بومی
وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و سازمان محیط زیست نیز در این میان نقشی تسهیل‌گر و نظارتی ایفا می‌کند. سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، می‌تواند مجوزهای خاص و محدود برای فعالیت این تورهای حفاظت‌محور صادر کند و بخشی از درآمد حاصل از حق ورودیه و پروانه‌های عکاسی را به صندوق‌های محلی حفاظت از یوز واریز کند.
این مدل اقتصادی که «پرداخت برای خدمات زیست‌بومی» نام دارد، حلقه اتصال حفاظت و توسعه است. هنگامی که یک گردشگر خارجی یا داخلی برای شانس دیدن یوز و زاغ بور در زیستگاه طبیعی‌شان هزینه‌ای می‌پردازد، این پول مستقیما به تامین علوفه دامداران، تجهیز پاسگاه‌های محیط‌بانی، بیمه دام و حقوق راهنمایان محلی تبدیل می‌شود.
مزیت‌های اقتصادی این تورها برای قلعه بالا و روستاهای پیرامونی آن بسیار فراتر از فروش چند شب اقامت در خانه‌های بوم‌گردی است. نخست آنکه این تورها زنجیره‌ای از مشاغل سبز ایجاد می‌کنند: راهنمایان طبیعت‌گردی، آشپزهای محلی که غذای سنتی تدارک می‌بینند، تولیدکنندگان صنایع‌ دستی مانند گلیم و جاجیم با نقش‌های حیات وحش، کرایه‌دهندگان خودروهای دو دیفرانسیل مناسب مسیرهای بیابانی و حتی جوانانی که به عنوان رکاب‌زن و رصدگر آموزش دیده‌اند.
همه اینها سبب می‌شود که ارزش اقتصادی یک یوز زنده و یک زیست‌بوم سالم برای مردم محلی ملموس شود. دیگر یوز نه یک تهدید برای دام‌ها که یک سرمایه زنده و قابل بازگشت تلقی می‌شود. ثانیا، مشارکت دولت در توسعه زیرساخت‌های اولیه مانند جاده دسترسی مناسب، پنل‌های خورشیدی برای برق پاک، ایجاد مرکز بازدیدکنندگان و آموزش راهنمایان، سرمایه‌گذاری‌ای است که بازگشت آن در بلندمدت، کاهش فشار بر بودجه‌های حفاظتی دولتی و واگذاری امور به مردم خواهد بود. جامعه محلی نیز با دریافت مستقیم منافع، به شرکایی غیرقابل‌ جایگزین در حفاظت تبدیل می‌شوند. این مثلث دولت، جامعه محلی و بخش خصوصی (برگزارکنندگان تور) که بر محور احترام به ظرفیت تحمل منطقه می‌چرخد، الگوی کاملی از گردشگری پایدار است.
برای درک بهتر، بیایید یک روز از تور حیات وحش در قلعه بالا را تصور کنیم. پیش از طلوع آفتاب، گروه پنج‌نفره به همراه راهنمای محلی با یک دستگاه خودروی مناسب از اقامتگاه بوم‌گردی روستا خارج می‌شوند. مسیر به سوی یک دشت باز می‌رود که گزارش‌های اخیر از عبور یک یوز ماده با دو توله حکایت دارد. خودرو در فاصله‌ای دور متوقف می‌شود. گردشگران با دوربین‌های دوچشمی و لنزهای تله، دشت را به دقت می‌کاوند. در این حین، راهنما درباره زندگی یوز، اهمیت طعمه‌هایش و نقش دامداران محلی در حفاظت از آن توضیح می‌دهد. شاید یوز دیده نشود، اما یک دسته آهوی زیبا که در حال چرا هستند، صحنه‌ای جذاب می‌آفرینند و راهنما توضیح می‌دهد که همین آهوان، غذای اصلی یوز هستند و حفاظت از آن‌ها یعنی حفاظت از یوز. سپس گروه به سوی تپه‌هایی حرکت می‌کند که زیستگاه زاغ بور است. در آنجا، با سکوت کامل در مکانی از پیش تعیین‌شده می‌نشینند. پس از دقایقی، زاغ بور با آن راه رفتن خاصش از پشت بوته‌ای بیرون می‌آید و شروع به جستجوی حشرات می‌کند. عکاسان با احتیاط عکس می‌گیرند و کسی صدایی درنمی‌آورد. ناهار در سایه یک درخت پسته وحشی کهن‌سال صرف می‌شود؛ غذایی ساده از محصولات روستا: نان محلی، پنیر گوسفندی و گردوی تازه. بعدازظهر به تماشای پرندگان شکاری و هوبره اختصاص دارد و هنگام غروب، گروه به روستا بازمی‌گردد. شب هنگام، گردشگران می‌توانند در محفل چای روستاییان شرکت کنند و بشنوند که چگونه تغییر اقلیم زندگی چوپانان را دگرگون کرده و چگونه تلاش می‌کنند خود را با آن سازگار کنند. این تجربه عمیق، بسیار فراتر از بازدید از یک باغ‌وحش است؛ رویارویی با ماهیت واقعی طبیعت و فرهنگ درهم‌تنیده آن است.

ترکیب دانش بومی راهنمایان و پژوهش‌های میدانی کارشناسان
در این میان، نباید فراموش کرد که ظرفیت تحمل محیط، بنیان همه این برنامه‌هاست. اجرای تورهای کوچک چهار تا پنج نفره به خودی خود تضمین‌کننده حفاظت نیست، اگر تعداد این گروه‌ها در طول سال از حدی فراتر برود بنابراین سامانه‌ای از رزرواسیون کنترل‌شده و تقویم گردشگری تعریف‌شده بر اساس فصول حساس حیات وحش ضروری است. برای مثال، در فصل زادآوری یوز یا جوجه‌آوری 
زاغ بور، محدوده‌های خاصی باید کاملا ممنوع از بازدید اعلام شوند.
اینجا نقش دولت در پایش علمی و تعیین این محدودیت‌ها برجسته می‌شود. ترکیب دانش بومی راهنمایان محلی و پژوهش‌های میدانی کارشناسان محیط زیست می‌تواند به تنظیم دقیق‌ترین برنامه گردشگری ممکن بینجامد. افزون بر این، بخشی از درآمد تورها باید صرف اقدامات بازسازی زیستگاه مانند بوته‌کاری با گونه‌های بومی برای تثبیت خاک و تامین علوفه حیات وحش یا احیای قنات‌های متروکه شود که خود به ایجاد سپر دفاعی در برابر بیابان‌زایی و تغییرات اقلیمی کمک می‌کند. روستاییان قلعه بالا که روزی برای تامین علوفه دام خود با طبیعت در ستیز بودند، اکنون با این مدل، می‌توانند از راه کاشت گیاهان علوفه‌ای و فروش آن به دامداران دیگر و نیز از درآمد تورها، زندگی خود را بگذرانند و حتی به رونق روستا بیفزایند.

ضرورتی فوری برای بقای گنجینه‌ها
اجرای تورهای حیات وحش با رویکرد حفاظت‌محور، نه توهم که ضرورتی فوری برای بقای این گنجینه‌هاست. به شرطی که هر حلقه از زنجیره، از دولت گرفته تا راهنمای محلی و گردشگر، به پیمان نامرئی احترام به ظرفیت تحمل طبیعت پایبند بمانند. گروه‌های کوچک پنج‌نفره که بی‌صدا از میان تپه‌ها عبور می‌کنند، در واقع سفیران تفکری هستند که ارزش یوز زنده را به‌مراتب فراتر از پوست بی‌جانش می‌داند و درآمد حاصل از یک روز گشت در طبیعت را جایگزین برداشت ناپایدار از زمین می‌کند. آن‌گاه قلعه بالا نه یک روستای در معرض فراموشی که الگویی درخشان برای ایران و جهان خواهد بود که نشان می‌دهد چگونه می‌توان از دل خشک‌ترین دشت‌ها، با خرد جمعی و عشق به زندگی، هم معیشت را رونق بخشید و هم گریزپاترین گربه‌سان جهان را برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشت. تورهای حیات وحش در این نقطه از ایران، آمیزه‌ای از سکوت و شگفتی است که در آن، اقتصاد، حفاظت و فرهنگ محلی چون تار و پود یک گلیم بومی درهم تنیده می‌شوند و تصویری جاودانه از هم‌زیستی پایدار می‌آفرینند. این همان وعده‌ای است که گردشگری پایدار به ما می‌دهد: سفری که مقصدش نه مصرف طبیعت که حفظ آن است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.