آگاه:
مهمترین درسهای جنگ ۱۲ روزه برای کشور چه بود؟ چه تاثیراتی بر عرصه سیاست و امنیت ما داشت؟
یکی از موضوعات و اتفاقات مهم در حوادث اخیر و در این جنگ ۱۲ روزه، رویارویی مستقیم رژیم صهیونیستی و به تبع آن آمریکاییها در جنگ نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است که البته کشورهای دیگری هم در این جنگ به طور خاص به رژیم صهیونیستی کمک کردند که در این جنگ نابرابر ورود حدودا ۴۰ سرویس اطلاعاتی به این عرصه مشخص شده است. با توجه به اینکه این اتفاق در میانه مذاکره صورت گرفت، مباحث و موضوعاتی را ایجاد کرد که مطلوب است ما نخست یک نگاه اولیهای به این جنگ داشته باشیم و مشخص کنیم چه اتفاقی رخ داد و در مرحله بعد درسهایی را که میشود از این جنگ گرفت را عرض میکنم.
بحث اول این که طرف ما به طور خاص در جنگ، آمریکاییها بودند و اسرائیلیها در کنار آنها قرار داشتند، هرچند که اسرائیل تحرکات خودش را از قبل شروع کرده بود. سفیر آمریکا در اسرائیل به این موضوع اذعان میکند که بعید به نظر میرسد اسرائیل بدون چراغ سبز واشنگتن به تاسیسات هستهای ایران حمله کند و خود نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم به هماهنگی با آمریکاییها اشاره میکند. حتی در ۲۷ خرداد، ترامپ به دنبال بمباران جلسه شورای امنیت و حذف سران سه قوه بود که موفق نشد و تا حدی به موضوع ترور رهبری هم ورود پیدا کردند که ناکام ماندند. لذا در آنجا دستور تخلیه تهران و فرمان عملیات مستقیم را صادر میکنند. نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم اقرار میکند که در این جنگ، آمریکاییها کمک بسیار زیادی به ما کردند. البته کشورهای اروپایی مانند فرانسه و در آلمان وزیر دفاع و صدراعظم این کشور موضوع بسیار مهمی را مطرح میکنند که آن توجیه حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی است (البته بعدها صدراعظم آلمان مجبور میشود از نیروهای ایرانی به نیکی یاد کند) و از نتانیاهو بابت حمله به ایران تشکر میکنند و با توجه به اینکه ایران را یک تهدید بزرگ میپندارند، حمله به ایران را دفع این تهدید تلقی میکردند. این نکته بسیار مهم است که ما بدانیم طرف مقابل ما چه کسی است.

هدف اصلی دشمن از این حمله چه بود؟
هدف اسرائیل، سرنگونی و تغییر حکومت و هدف قرار دادن رهبران ایران است و نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم هدف نهایی جنگ را سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام میکند و به این موضوع اشاره میکند که ما شرایط تغییر رژیم را برای مردم ایران آماده کردهایم. جالب اینجاست که این رئیسجمهور کمخرد آمریکا هم این موضوع را مطرح میکند که ما به فردو حمله میکنیم، ولی ممکن است جمهوری اسلامی سقوط کند. لذا به این بحث باید به صورت جدی نگاه کنیم که این جنگ برای سرنگونی جمهوری اسلامی بود، اما با پاسخ کوبنده مردم و نیروهای مسلح و با درایت امام شهیدمان همراه شد و این مسئله ابتر باقیماند.
بسیار درست و بهجاست که ما یک فهم مشترکی از این اتفاق مهم و در واقع کمنظیر داشته باشیم. هرچند که از نظر عملیاتی دشمن خساراتی را به ما وارد کرد، اما از نظر راهبردی شکست خورد. خواسته آنها از منظر امنیتی، آشفته کردن داخل کشور بود، اما نتیجه آن همبستگی و یکپارچه شدن مردم شد. همچنین در جهت مخدوش کردن رابطه بین رهبری و مردم کوشیدند، اما ما دیدیم که چگونه وزن رهبری در کشور ما مورد توجه بیشتر قرار گرفت. نکته بسیار مهم که باید در نظر گرفت، فضای علما و مردم آزادیخواه منطقه بود که چگونه از پایمردی و ایستادگی ملت ایران تمجید کردند.
لذا در اینجا حتی خود ترامپ هم این بحث را مطرح میکند که من و نتانیاهو با هم جهنم را پشت سر گذاشتیم و به ضربه سخت به اسرائیل و قدرت موشکهای بالستیک ایران در چهارم تیر اعتراف میکند. جان منشایمر، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی بحث جالبی را مطرح میکند که اگر در این جنگ ۱۲ روزه آمریکا به اسرائیل کمک نمیکرد، اسرائیل به آخر خط رسیده بود و دچار بحران میشد. خود اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل هم به این موضوع اشاره میکند که بحران داخلی ما به گونه است که سوار قطار بیترمز شدهایم و در درون ما هرجومرج مطلق حاکم است. لذا میشود اینگونه نتیجه گرفت که از نگاه راهبردی جمهوری اسلامی توانست از این کارزار سربلند و پیروز بیرون بیاید.
بعد از جنگ ۱۲ روزه، این بحث مطرح شد که آیا این ماجرا تمام شده یا نشده است؟ تحلیل شما از این موضوع چیست؟
ما دیدیم که دشمنی آمریکاییها و اسرائیلیها ادامهدار بود. هدف این دو کشور هژمون شدن در منطقه و ایجاد طرح ابراهیم و شکل دادن نوعی آشفتگی در کشورهای منطقه بود. نمونه آن هم اتفاقاتی بود که ما در دی مشاهده کردیم و شاهد ورود مستقیم آنها در اغتشاشات دی بودیم. اما با یاری خداوند حرکت دیگری ایجاد شد و آن آرامش و تقویت ثبات اجتماعی، نظامی و سیاسی ایران بود. شعار ترامپ این بود که یا تسلیم شوید یا میجنگیم (چون شعار او صلح از راه قدرت بود)، اما وقایعی که رخ داد و مردم هم بعد از مدتی به درک این موضوع رسیدند که جمهوری اسلامی خود را هم از لحاظ عملیاتی، هم راهبردی و هم تاکتیکی آماده جنگ مجدد کرده بود و امام شهید ما هم در این مدت توانسته بودند فضای جدیدی را برای دفاع ملی فراهم کنند. تعبیر شهید لاریجانی راجع به وقایع اخیر هم این بود که ما با بیعقلها طرف هستیم. هرچند شاید محاسبات ظاهری گواه این مطلب بود که اسرائیل ظرفیت حمله به ایران را ندارد و بسیاری از تحلیلگران امکان حمله را منتفی میدانستند، اما جمهوری اسلامی هر لحظه خود را برای جنگ آماده کرده بود. دشمنان ما از داخل شکستی که در جنگ ۱۲ روزه خوردند، وارد عرصه جنگ ۴۰ روزه شدند تا هم جمهوری اسلامی را به طور کامل سرنگون کنند و هم منابع نفتی ما را غارت و هم کشور را تجزیه کنند که با تمام قوا هم وارد میدان شدند. در ابتدا ما دیدیم که دو حرکت خاص انجام دادند، یکی شهادت امام شهیدمان و فرماندهان عالی رتبه کشور بود و یکی هم مترصد این بودند که با شهادت رساندن کودکان میناب، مردم را دچار ترس و وحشت کنند، اما مشاهده کردیم که از یک طرف در سریعترین زمان ممکن، فرآیند دفاع ملی جمهوری اسلامی ایران با دلاوریهای نیروهای مسلح، ساعت به ساعت توانست ورق را به نام ما برگرداند و از طرف دیگر حضور مردم در تجمعات اتفاق بسیار مهمی را رقم زد. میدان دیپلماسی ما هم در کنار میدان و خیابان به صورت جدی و عقلانی و با نگاه مثبت وارد این فضا شد. نتایج جنگ ۴۰ روزه برای ما افزایش سرمایه اجتماعی، ثبات سیاسی و نوعی اعتماد به نفس ملی بود. این نکته بسیار مهمی است که هم جنگ ۱۲ روزه و هم جنگ ۴۰ روزه، ارمغان امر ملی اقتدارگر را روایت کرد و یک الگوی جدیدی از حضور مردم، نیروهای مسلح و فضای دیپلماسی شکل داد که این موضوع هم ازدرایت امام شهید ما است که بحث بعثت مردمی را مطرح کردند.
حرکت و رهنمودهای رهبر شهید انقلاب در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰روزه چگونه قابل تفسیر است؟
موضوعی که در اینجا لازم است که به آن توجه شود، حرکت داهیانه رهبر شهید انقلاب اسلامی است که چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ ۴۰ روزه، دارای اصول بنیادینی در جنگ، صلح و تهدید بودند و راهبرد سیاسی و نظامی ایران را که برگرفته از مبانی انقلاب اسلامی بود را به خوبی ترسیم کردند. چند نکته در اینجا وجود دارد، از نظر امام شهید، صلح یکی از نیازهای اساسی جوامع است، اما صلح زمانی ارزشمند است که با عدالت همراه باشد، به همین خاطر ایشان صلح تحمیلی و غیرعادلانه را به مراتب بدتر از خود جنگ میدانستند. نکته اول اینکه در صلح ظاهری، با عدم رعایت حقوق و عدالت، نابرابری شکل میگیرد و این نابرابری، ناآرامیها را در پی دارد که در نتیجه آن منافع دولتهای زورگو فراهم میشود. نکته دوم اینکه دخالت بیگانگان در مسائل امنیتی کشورها را، از مصیبتهای بزرگ میدانستند و از آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگترین تهدیدکنندگان صلح و امنیت جهانی یاد میکردند و معتقد بودند که این کشورها حتی عامل ناامنی و عقب ماندگی کشورهای منطقه هم شدهاند. نکته دیگری که در اصول امام شهید وجود داشت و همواره به آن تاکید میکردند و در جنگ ۱۲ روزه هم آن را مطرح کردند این بود که جمهوری اسلامی ایران از جنگ استقبال نکرده و نمیکند و آغازگر آن هم نیست، اما اگر دشمن حمله کند با پاسخ و ضربات کوبنده روبهرو میشود و همانطور هم که ما مشاهده کردیم، آمریکاییها و اسرائیلیها در جنگ علیه ایران با سیلی سخت ایران مواجه شدند، هرچند که از این سیلی درس نگرفتند و دوباره جنگ دیگری را آغاز کردند که به لطف الهی، با درایت رهبری و در غیاب ظاهری ایشان این جنگ ۴۰ روزه ادامهدار شد و اتفاقات بسیار مهمی را در فضای منطقه و جهان رقم زد.
در اینجا نکته مهمی وجود دارد که رهبری شهید ما مطرح میفرمودند که آمریکاییها در صلحطلبی متناقض عمل میکنند و این بحث را مطرح میکردند که آنها در ظاهر یک امر مقدس را در قالب صلح مطرح میکنند، اما از آن طرف، جنگ و آزار و اذیت را برای کشورهایی که به دنبال استقلال هستند از جمله به طور خاص برای محورهای مقاومت و جمهوری اسلامی ایجاد میکنند. از این جهت باید گفت که بحث صلح عادلانه، صلحی که کرامت و حقوق ملتها در آن وجود داشته باشد و صلحی که اثری از دخالت بیگانگان در آن دیده نشود، به عنوان اصلی واقعی برای رهبری شهید بود. اما ایشان در مقابل نگاهی که بخواهد با عدالت و صلح واقعی در تضاد باشد، بحث مقاومت را مطرح کردند و توانستند این نوع نگاه را ایجاد کنند. به همین خاطر ما باید این نکته را مد نظر قرار دهیم که نقش راهبردی رهبری شهید چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ ۴۰ روزه، یک نقش بیبدیل بود که ما آن را در اتفاقات اخیر به خوبی مشاهده کردیم.
امر ملی در دو جنگ تحمیلی دوم و سوم به وضوح قابل مشاهده بود. تحلیل شما از این موضوع چیست؟
دقیقا نکتهای که باید درباره خروجی جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه به آن اشاره شود، بحث مهم امر ملی است. در واقع ما با نوعی از خرد ایرانیان عزیز، خرد نظام سیاسی جمهوری اسلامی و خرد محور مقاومت روبهرو هستیم که میتوان از آن یک تجربه معنامند را در پرتو این جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه استخراج کرد. قبل از جنگ ۱۲ روزه این بحث مطرح شده بود که اگر اتفاقی برای جمهوری اسلامی رخ دهد و جنگی از بیرون شکل بگیرد، ایران به طور کامل در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار میگیرد، اما جالب اینجا است که تمام محاسبات آنها مورد خدشه قرار گرفت و جامعه ما به جای اینکه به گسست برسد به همبستگی رسید.
همچنین قصد ارتکاب این اشتباه محاسباتی را هم در جنگ ۴۰ روزه داشتند و این موضوع را دنبال میکردند که بعد از اتفاقات خودساختهای که در اغتشاشات دی ایجاد کردند و با حذف رهبری شهید و همچنین فرماندهان ما، دوباره فروپاشی اجتماعی را شکل دهند، اما دیدیم که چه در جنگ ۱۲ روزه چه در جنگ ۴۰ روزه، یک اتحاد عظیم ملی، یک انسجام ملی، یک امر ملی و یک اتحاد مقدس خود را نشان داد و این موضوع تنها معلول حضور فیزیکی مردم نبود، فراتر از این حضور فیزیکی، بحث اراده پولادین، تاریخی و عمیق مردم ایران بود که دل در گرو اسلام، ارزشهای دینی، ارزشهای ملی و حفظ ایران داشتند. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور و ایرانیان عزیز ما در داخل کشور این فضای همبستگی و انسجام را مطرح کردند و این نکته بسیار مهمی است که در حال حاضر یک خودآگاهی ملی در مردم عزیزمان، یک فضایی برای تعمیق و بسط فرهنگ سیاسی بالنده و فرهنگ سیاسی پیشرو در فضای جامعه ما ایجاد شده است که به نظر میرسد این امر ملی که برگرفته از هویت تاریخی، هویت دینی، عمق نگاه انقلابی ما و برگرفته از یک دورهای از علم و دانش انباشته و مبارزه با سلطه و استبداد است، یک جهان زیست جدیدی را به نام امر ملی مقدس برای ما ایجاد کرده است و ما باید این امر ملی مقدس را که صحنه همراه و هماهنگ نیروهای مسلح عزیز و مردم عزتمند ما و رهبری داهیانه مقام رهبری است را گرامی بداریم. این موضوع از نکات بسیار مهمی است که باید به آن توجه کنیم.
آنچه که در اینجا توصیه میشود، همان توصیههایی است که هم حضرت امام (ره)، هم امام شهید ما و هم حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای بیان فرمودند که ما باید با ویروسهایی که اتحاد ملی، انسجام ملی و امر مقدس ملی را مورد هجمه قرار میدهند مبارزه کنیم. ایجاد شک، تردید، ترس، بدگمانی و اختلاف ویروسهای بسیار مهمی هستند که دشمن با روایتسازیهای مختلف این فضا را ایجاد میکند. ناکامی دشمن از جنگ نظامی و از اغتشاشات دی موجب شد که به این گزینه روی آورد.
رهبر انقلاب در آخرین پیام خودشان روی مقوله تابآوری و خطای محاسباتی مسئولین تصریح کردند. تفسیر شما از آن چیست؟
نکته دوم بحث تابآوری مردم است. مقاومت هزینه دارد اما هزینه مقاومت به مراتب کمتر از هزینه تسلیم شدن است که انتخاب مردم عزیز ما مقاومت، ایستادگی و تابآوری بود. البته این تابآوری مردم به معنای خودداری از محاسبههای عقلانی و منطقی در بهبود معیشت مردم، در بهبود دیپلماسی و در ارتقای نیروی نظامی نیست، بلکه دولتمردان ما باید این وظایف را به شکل مضاعف و حتی بیش از پیش انجام دهند، اما مردم عزیز ما نشان دادند که در فضایی که فرهنگ و امر ملی آنها مورد تهاجم قرار میگیرد، به دنبال این تابآوری هستند.
نکته آخر هم بحث تله شناختی محاسبات مسئولین است. مسئولین عزیز ما باید دقت کنند که در تله محاسباتی گرفتار نشوند. این نکته بسیار مهمی است. ما در بحثهای شناختی به اینکه چگونه یک مسئول و مدیر در تله شناختی گرفتار میشود هم میپردازیم و این تله شناختی خدای ناکرده خطر از بین بردن آنچه مردم و نیروهای مسلح ما به دست آوردند را در پی دارد. برای این موضوع مهمترین معیار، مسیر اتحاد، انسجام و تبعیت عاقلانه و بصیرانه از رهبری نظام است که خوشبختانه ما در حال حاضر در فضای عمومی کشور این ارتباط و این هماهنگی را مشاهده میکنیم. نیاز به شکلگیری اتاقهای شناختی و راهبردی برای مسئولین ما باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و این اتاقهای راهبردی و شناختی، برگرفته از اصول امامین انقلاب و اصول هویت ملی ما باشد و بتواند به صورت مستمر به مسئولین ما خوراک تحلیل، تصمیم و بازنگری ارائه نماید و رسانهها هم میتوانند در امر روایتسازی و روایتمندی پیروزمندانه از ملت عزیز ایران نقش برجستهای را ایفا کنند.
نظر شما