آگاه: اعلام رسمی این تفاهمنامه که حاوی بندهایی کلیدی نظیر «خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان»، «احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی»، «برچیده شدن کامل محاصره دریایی ایران ظرف ۳۰ روز» و «خروج نیروهای نظامی آمریکا از حوزه پیرامونی ایران ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی» است، موجی وسیع و بیسابقه از واکنشهای مثبت و توأم با تمکین را در سراسر جهان برانگیخته است. تحلیل هندسی این واکنشها نشان میدهد که نظام بینالملل، نه از روی صدقه، بلکه تحت تاثیر اهرمهای قدرتمند جمهوری اسلامی- بهویژه تسلط تزلزلناپذیر بر شاهرگ انرژی جهان در تنگه هرمز- مجبور به پذیرش واقعیت ایران هستهای و مقتدر شده است.
۱. سازمان ملل و نهادهای بینالمللی: اعتراف به نقش محوری تهران در صلح
در نخستین ساعات انتشار خبر امضای این تفاهمنامه، عالیترین نهادهای بینالمللی که پیش از این در قبال تجاوزات بیپاسخ آمریکا منفعل بودند، زبان به تمجید و استقبال گشودند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد؛ در بیانیهای رسمی، توافق حاصلشده میان ایران و آمریکا و تثبیت مجدد سازوکارهای آرامش در تنگه هرمز را «یک گام تعیینکننده به سمت تحقق صلح و ثبات در منطقه» توصیف کرد. موضعگیری دبیرکل نشان داد که سازمان ملل به این درک رسیده است که بدون به رسمیت شناختن حقوق حقه ایران، هیچ فرمولی برای ثبات پایدار در غرب آسیا وجود نخواهد داشت.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی؛ وی نیز با استقبال رسمی از این دستاورد دیپلماتیک، گشوده شدن افقهای تازه برای گفتوگو بر بستر احترام متقابل را ستود. این موضع در حالی اتخاذ میشود که در متن تفاهمنامه، ایران با حفظ کامل حق غنیسازی خود، توطئه دیرینه آمریکا مبنی بر «غنیسازی صفر» یا انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از کشور را به طور کامل خنثی کرده است.
مارک روته، دبیرکل ناتو؛ حتی بالاترین مقام اجرایی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز نتوانست چشم خود را بر این واقعیت ببندد؛ وی امضای این تفاهمنامه را «گامی مثبت به سوی ثبات منطقهای» ارزیابی کرد که نشاندهنده مهار ماجراجوییهای فرامنطقهای واشنگتن است.
۲. پایتختهای اروپایی و آسیایی: استقبال از بازگشت عقلانیت و خروج از شوک اقتصادی
بلوک غرب و متحدان آسیایی آن، که در ماههای گذشته به دلیل بسته شدن خطوط کشتیرانی و به خطر افتادن امنیت انرژی در آستانه یک فروپاشی اقتصادی سراسری قرار داشتند، با لحنی آمیخته با آسودگی خاطر از این تفاهمنامه استقبال کردند.
اولاف شولتس، صدراعظم آلمان با صدور بیانیهای صریح اعلام کرد: «من از توافق بین ایالات متحده و ایران که یک دستاورد دیپلماتیک مهم است، استقبال میکنم. این توافق راه را برای یک اقتصاد جهانی پویاتر و یک خاورمیانه امنتر هموار میکند.» اعتراف صدراعظم آلمان به پویایی اقتصاد جهانی، در حقیقت گواهی بر این مدعاست که غرب متوجه شده است که کلید اقتصاد دنیا در دستان مقتدر تهران است.
مقامات لندن و پاریس؛ دولتهای بریتانیا و فرانسه نیز در مواضعی جداگانه، صراحتا خرسندی خود را از کاهش تنشها و بهویژه گنجانده شدن بند مربوط به «پایان درگیریها در لبنان» ابراز داشتند؛ جبههای که رژیم صهیونیستی امید داشت با کمک آمریکا در آن پیروز شود، اما مقاومت اسلامی ابهت هر دو را درهم شکست.
توکیو و کانبرا؛ نخستوزیر ژاپن و وزیر امور خارجه استرالیا در بیانیههایی رسمی و اصولی، ضمن استقبال از یادداشت تفاهم اسلامآباد، به طور ویژه بر اهمیت «بازگشایی و امنیت ناوبری در تنگه هرمز» تاکید کردند. این مواضع نشان داد که دنیا دریافته است امنیت این آبراه حیاتی تنها و تنها تحت حاکمیت و تدبیر جمهوری اسلامی ایران تامینشدنی است.
۳. میانجیگران منطقهای: ثمره ایستادگی بر اصول
کشورهای همسایه و اسلامی که در طول این بحران تلاش داشتند پیامهای عقلانیت را به گوش کاخ سفید برسانند، امضای این سند را پیروزی منطق منطقهای بر هژمونی دیکتهشده غربی دانستند.
دپپلماتهای ارشد کشورهای پاکستان و قطر ـ که نقش کلیدی در تسهیل این گفتوگوهای فشرده داشتند ـ این تفاهم را نشانه بارزی از ابطال طرحهای ساختگی آمریکا برای «تغییر ساختار سیاسی ایران» قلمداد کردند.
همچنین کشورهای منطقه نظیر ترکیه، عراق و مصر در تماسهای تلفنی با وزیر امور خارجه کشورمان، سیدعباس عراقچی، این موفقیت بزرگ را تبریک گفته و آن را مبنایی برای توسعه همکاریهای همهجانبه منطقهای، بدون دخالت نیروهای متجاوز فرامنطقهای ارزیابی کردند. کنستانتینوس کمبوس، وزیر امور خارجه قبرس و رئیس دورهای شورای اروپا نیز در گفتوگویی رسمی، این توافق را گامی بزرگ برای احیای مناسبات اروپا با تهران خواند.
۴. تحلیل ابعاد گزارش: چرا غرب سرافکنده و تهران سربلند شد؟
بسیار حائز اهمیت است که این تفاهمنامه را محصول صرف «میز مذاکره» ندانیم. حقیقت بر اساس کلام استوار معماران انقلاب آن است که «دیپلماسی، امتداد اقتدار میدانی است.»
آمریکا به سرکردگی دونالد ترامپ و با محرکهای رژیم صهیونیستی، دو جنگ سهمگین و تجاوزکارانه را در سالهای گذشته بر ملت ایران تحمیل کرد. هدف اعلامی کاخ سفید چه بود؟ «تغییر نظام»، «غنیسازی صفر»، «برچیدن کامل صنایع موشکی» و «قطع بازوهای منطقهای مقاومت». اما امروز در متن تفاهمنامه نهایی چه میبینیم؟
۱. هیچ بند یا شرطی درباره محدودیت یا حتی مذاکره پیرامون توانمندی موشکی و دفاعی ایران وجود ندارد.
۲. حق غنیسازی ایران کاملا حفظ شده و هیچ اورانیومی به خارج منتقل نمیشود.
۳. ارتش ایالات متحده مکلف به برچیدن محاصره دریایی و خروج ذلتبار از حوزه پیرامونی ایران شده است.
حتی شخص دونالد ترامپ نیز در گفتوگوی اخیر خود با شبکه «آکسیوس»، بهرغم بلوفهای توخالی برای راضی کردن تندروهای داخلیاش، ناچار به اعتراف سختی شد و گفت: «اگر نفت برای ماهها وارد بازار نشود، این میتواند باعث رکود جهانی شود... منتقدان میگویند چرا سختگیرتر نشدی؟ تنها راهش این بود که هفتهها بمباران را ادامه دهیم؛ اما این چه چیزی به ما میداد؟ تنگه هرمز باز نمیشد و ما ماهها نفت نداشتیم؛ این یعنی رکود مطلق جهانی.»
این اعتراف صریح رئیسجمهور آمریکا، بزرگترین سند افتخار برای راهبرد «مقاومت فعال» است. دشمن که با سودای ساقط کردن نظام اسلامی آمده بود، در برابر دیوار مستحکم پدافند قهرمانانه ملت، موشکهای نقطهزن سپاه اسلام و اهرم فوق استراتژیک تنگههرمز، خط بطلانی بر تمام آرزوهای خود دید و برای نجات اقتصاد داخلی خود و جلوگیری از خشم رایدهندگانش، پای سند تمکین از ایران را امضا کرد.
۵. خشم جبهه استکبار؛ گواهی بر حقانیت تفاهمنامه
در این میان، واکنشهای عصبی و خشمآلود رسانهها و مقامات رژیم صهیونیستی، تماشاییترین بخش این کارزار سیاسی است. رسانههای عبریزبان با لحنی سرشار از سرخوردگی، این توافق را «خیانت واشنگتن به تلآویو» و «پذیرش رسمی شکست در برابر محور مقاومت» توصیف کردند. سران ناپاک این رژیم که گمان میکردند با ترور فرامرزی و شهادت رهبر عالیقدر انقلاب و فرماندهان جبهه مقاومت میتوانند شیرازه این نظام مقدس را از هم بپاشند، اکنون خود را در محاصره کابوس شکست در لبنان و تثبیت اقتدار فرامنطقهای ایران میبینند.
تفاهمنامه اسلامآباد نشان داد که در هندسه جدید قدرت جهانی، صلح نه با التماس و عقبنشینی از اصول، بلکه با اتکا به خداوند متعال، خون پاک شهدا، ایستادگی ملت و دستان پر روی ماشه به دست میآید. حال که این گزارش بر صفحات روزنامهها نقش میبندد، تاریخ گواهی خواهد داد که جمهوری اسلامی ایران از دل سختترین آزمونهای نظامی و امنیتی، سرافرازتر، تثبیتشدهتر و قدرتمندتر از هر زمان دیگری خارج شده و دشمن مستکبر را به زانو درآورده است. این موفقیت، گام اول از فصل جدید اقتدار بینالمللی ماست.
نظر شما