آگاه: سیاستگذاری فرهنگی در این سازمان همواره بر پایه پیوند میان سنتهای اعتقادی و قالبهای نوین هنری استوار بوده است. کوشش بر این بوده تا به جای نفی ابزارهای مدرن، آنها را بومیسازی کرده و در خدمت ارتقای هویت ملی قرار گیرد.
دمیدن روح تعهد در کالبد هنرهای مدرن
در سالهای پس از پیروزی انقلاب، سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی نیازمند یک بازتعریف اساسی بودند تا بتوانند آرمانهای جامعه انقلابی را بازتاب دهند. حوزه هنری انقلاب اسلامی به عنوان پیشران این راهبرد، آستین همت بالا زد. این نهاد که کار خود را با نام اولیه «دفتر هنر و ادبیات اسلامی» آغاز کرده بود، توانست به مامنی برای کشف، پرورش و تربیت چهرههای شاخص هنری تبدیل شود. حوزه هنری ثابت کرد که میتوان مفاهیم عمیق دینی و حماسی را در قاب تصویر، بر صحنه تئاتر یا در خطوط هنرهای تجسمی به شکلی جذاب بازگو کرد. آفرینش آثار سینمایی ماندگار و پرورش هنرمندان جریانساز و متعهدی همچون شهید مرتضی آوینی، بخشی از خروجیهای این نگاه پویا و بومیساز بود که تلاش کرد هنر را از دایره روشنفکری جدا از مردم به میان مردم بیاورد.
معجزه خاطره و خلق ژانر پایداری
یکی دیگر از علل ماندگاری فرهنگی این مجموعه، تبدیل اسناد خشک جنگ و خاطرات رزمندگان به یک جریان پرمخاطب و الهامبخش ادبی بود. انتشارات سوره مهر با تمرکز بر تاریخ شفاهی دفاع مقدس، موفق شد ژانر ادبیات پایداری را در کشور تثبیت کند. این انتشارات با برگزاری کارگاههای آفرینش ادبی و بهکارگیری نویسندگان خلاق، کتابهایی تولید کرد که فراتر از یک گزارش نظامی، به رمانهایی پرکشش و عمیقا انسانی پهلو میزدند. کتاب بینظیر «دا» با بازنمایی حماسه خرمشهر که به چاپ صد و پنجاهم رسید و اثر شگفتانگیز «پایی که جا ماند»- که راوی آن یادداشتهای روزانه اسارت خود را لای بانداژ پای قطعشدهاش پنهان کرد و به میهن آورد- نمونههای درخشانی از این دستاورد هستند. این کتابها با ترجمه به زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی، مرزها را درنوردیدند و نشان دادند که ادبیات جنگ میتواند پرفروشترین سرفصل کتابخوانی جامعه باشد.
صیانت از عقبه فکری و میراث کلاسیک
راهبرد فرهنگی این سازمان تنها به ادبیات انقلاب خلاصه نشد. پس از انتقال مالکیت انتشارات امیرکبیر به این سازمان، تعهدی بزرگ برای حفظ یکی از قدیمیترین و معتبرترین استوانههای نشر کشور شکل گرفت. امیرکبیر با قدمتی بیش از ۷۰ سال، همواره نماد تکثر موضوعی و کیفیت بالای چاپ متون مرجع بوده است. سازمان با درک این عقبه غنی فکری، تلاش کرد تا ضمن تجدید چاپ آثار ماندگاری چون ترجمه ماندگار حسینقلی مستعان از رمان شاهکار «بینوایان»، از متون مرجع تاریخی، ادبی و فلسفی کشور صیانت کند. حضور قدرتمند امیرکبیر در بازار کتاب و پیشتازی مجموعههای کلاسیک و نوجوان آن در نمایشگاههای کتاب، گواه درستی این مسیر در حفظ ثروت مکتوب کشور است.
پیشتازی در رسانه و زیستبوم دیجیتال
در دوران هجوم امواج ماهوارهای و اینترنتی، این نتیجه حاصل شد که تریبونهای سنتی باید به ابزارهای نوین سایبری مجهز شوند. بنابراین، خبرگزاری مهر و موسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان به عنوان بازوهای جنگ نرم دیجیتال وارد صحنه شدند. موسسه تبیان با طراحی پورتالهای تخصصی خانواده، ورود به حوزه امنیت دیجیتال، ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی و برگزاری جشنوارههای تشکلهای دینی، قالب جدیدی از دینداری روزآمد را به کاربران عرضه کرد. این دو نهاد با واژهسازی و تولید محتوای هوشمندانه، تلاش کردند تا تهدیدهای فضای مجازی را به فرصتی برای تبیین ارزشهای بومی بدل سازند.
دالانهای اداری و چالشهای اقناع مخاطب
در کنار این کارنامه پربار، مسیر حرکت این سازمان با چالشهای درونی و بیرونی مهمی گره خورده است که بررسی آنها دریچهای برای اصلاح ساختاری باز میکند.
فرهنگ و هنر اصیل همواره از چشمه جوشان انگیزههای قلبی، داوطلبانه و خلاقیتهای فردی سیراب میشود. با این حال، یکی از بزرگترین چالشها در طول زمان، بزرگ شدن بیرویه پیکره اداری و ابتلای آن به بیماری بوروکراسی بوده است. ورود جریانهای زنده و پویای هنری به دالانهای تاریک اداری، چابکی آنها را گرفته و تصمیمگیریها را کند کرده است. در بسیاری از موارد، این فرآیند بوروکراتیک باعث شده که آثار هنری و فرهنگی شاداب، جای خود را به پروژههای بخشنامهای و ویترینی بدهند. هنگامی که هنرمند به جای زیست در اتمسفر خلاق، خود را کارمند یک تشکیلات عریض و طویل ببیند، خروجی کار او ناخودآگاه از تاثیرگذاری عمیق تهی شده و به آثاری خنثی تقلیل مییابد.
مسئله اقناع مخاطب در اتمسفر تکثر فرهنگی
جامعه امروز ایران –مانند دیگر جوامع- دیگر یکپارچه و تکسلیقه نیست؛ تکثر فرهنگی و تنوع ذائقهها، به یکی از واقعیتهای انکارناپذیر زیستبوم اجتماعی ما تبدیل شده است. تمرکز بر ترویج یک گفتمان خاص و یکسویه، در پارهای از اوقات دایره مخاطبان فرآوردههای فرهنگی را محدود کرده است. این انحصار ناخواسته سبب میشود که بخشهای بزرگی از بدنه جامعه از چشیدن حلاوت معارف اصیل محروم بمانند. برای اقناع مخاطب امروزی که در معرض هزاران رسانه جهانی قرار دارد، نمیتوان با زبانی انحصاری و نادیده گرفتن تنوع ذائقهها سخن گفت؛ بلکه نیازمند همنوایی، همافزایی و باز کردن پنجرههای جدید برای گفتوگو با تمام اقشار جامعه هستیم.
تاخر در مواجهه با تحولات پرشتاب نسلی
نسل جدید، به ویژه نوجوانان و جوانان امروز، در جهانی کاملا متفاوت از دهههای گذشته نفس میکشند. سرعت سرسامآور تحولات فکری، زبانی و ابزاری در فضای مجازی، فاصلهای عمیق میان این نسل و برنامههای سنتی نهادهای فرهنگی ایجاد کرده است. سازمان تبلیغات اسلامی در پارهای از موارد با نوعی تاخر ساختاری مواجه بوده و نتوانسته است با سرعت تحولات نسل جدید همگام شود. اگرچه همواره بر لزوم جدی گرفتن نوجوانان و سخن گفتن با زبان زمانه تاکید شده است اما در میدان عمل، استفاده از ابزارهای نوین نظیر انیمیشنهای پیشرفته، بازیهای رایانهای هوشمند و رسانههای کوتاه بصری هنوز جایگاه شایسته خود را نیافته است. تا زمانی که اتمسفر فکری نوجوان امروز به درستی درک نشود، تبیین اندیشههای اصیل برای او دشوار خواهد بود.
همنوایی با فردا؛ افقهای پیش رو
سازمان تبلیغات اسلامی با عبور از ۴۰ سالگی، در آستانه یک تصمیم بزرگ تاریخی قرار دارد. برای زنده ماندن در میدان پرتنش جنگ روایتها، این سازمان ناگزیر است از قالبهای صلب بوروکراتیک رها شده و چابکی انقلابی خود را بازیابد. تکیه بر ظرفیتهای عظیم مردمی، آشتی واقعی با تکثر فرهنگی جامعه و مجهز شدن به زبان دیجیتال نسل جوان، سهگانه نجاتی است که میتواند این نهاد ریشهدار را به قلب تپنده فرهنگ امروز کشور تبدیل کند.
نظر شما