۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹
کد مطلب: ۲۳٬۳۲۴

پروین قائمی، آگاه مسائل اجتماعی : در دهه‌های اخیر، منطق نئولیبرالیستی چنان در تار و پود مدیریت فرهنگی ما نفوذ کرده که حتی نذر و شفاعت و تبرک را هم در قالب پکیج‌های خدماتی تعریف می‌کنیم.

آسیب‌شناسی نذر

آگاه: زمانی که در مدارس، مراکز درمانی و... فرد را بر اساس توان مالی‌اش طبقه‌بندی می‌کنند، در واقع نسلی تربیت می‌شود که معتقد است «عدالت و شان اجتماعی کالایی است که می‌توان با پول خرید.» وقتی این منطق به سنت زیبای نذر می‌رسد، ما با یک بت‌پرستی مدرن مواجه می‌شویم؛ بتی به نام نقدینگی.
در این الگوواره، کسی که نذر می‌کند، دیگر مهمان امام نیست، بلکه مشتری است. در مدیریت بازاری، مشتری‌ای که نذر کلان انجام می‌دهد، مستحق احترام مضاعف است. این انحراف، توهین به ساحت امامی است که برای برابری انسان‌ها جنگید. ما با این کار، دیوارهایی از جنس طلا و پول را بنا می‌کنیم که بین آه مظلوم و ساحت امام معصوم (ع) فاصله می‌اندازد.
متاسفانه گهگاه شاهد نفوذ خزنده و خطرناک منطق بازار به آیین‌ها و نهادهای مذهبی هستیم. در حکمرانی نبوی، ارزش عمل به نیت است، نه به کمیت، اما آنچه امروز در برخی از نذورات دیده می‌شود، شباهت عجیبی به باشگاه مشتریان بانک‌ها و شرکت‌های تجاری دارد. وقتی برای کسی که نذری‌های مفصل می‌دهد، ارج و قرب قائل می‌شوند و او را بر بالای مجلس می‌نشانند و به او القاب عجیب و غریب می‌دهند و دورش می‌گردند و یک قوطی خرمای درجه چندم یک صاحب‌درد ندار را نادیده می‌گیرند، در واقع این پیام را به جامعه ارسال می‌کنند که: «تقرب به خدا و امام هم تابعی از موجودی حساب بانکی شماست.»
این رفتار، قلب تپنده نذر را که اخلاص است، از کار می‌اندازد و آن را به یک تراکنش تجاری تبدیل می‌کند. مستضعفی که با اندک پس‌انداز خود نذر و آن را با هزاران امید و آرزو پیشکش می‌کند، وقتی با بی‌اعتنایی روبه‌رو می‌شود و در مقابل، تکریم به نذرکنندگان کلان با صفوف عریض و طویل درخواست‌کنندگان نذری‌های آنها را نظاره می‌کند، از عدالت الهی که قرار است نذر وسیله استجابتش باشد، ناامید می‌شود.
نذر آیین سرسپردگی است. ارزش هستی‌شناختی نذرهای کوچک، اما دردمندانه و خالصانه، به‌مراتب از ده‌ها دیگ پلوی فلان برخورداری که این کار را صرفا برای چشم مردم و شنیدن تعاریف غلوآمیز انجام می‌دهد و همچون کودکان از شنیدن، «حاج آقا! نذرتان مقبول!» ذوق می‌زند، ارزشمندتر است.
بها دادن افراطی به نذورات کلان، موجب ترویج نوعی دینداری طبقاتی است. این ساختار، نذر را از یک عمل عبادی به یک ابزار خرید منزلت تبدیل می‌کند. وقتی نذر که باید نمک سفره مستضعفان باشد، به افزایش تفرعن و تبختر داراها منجر می‌شود، در حال بازتولید همان ظلمی هستیم که در مدارس غیرانتفاعی به کودکان بی‌گناه کم‌برخوردار و در مراکز خصوصی به بیماران ندار روا می‌شود. ما به جای آنکه ید واحده باشیم، در حال خط‌کشی دارا و ندار در تمام سطوح جامعه و متاسفانه صف نماز و نذر نیز هستیم؛ غافل از اینکه ظلمی که به نام دین اتفاق می‌افتد، زخمی را ایجاد می‌کند که هرگز التیام نمی‌یابد. آثار مخرب این تبعیض را می‌توان در چند لایه تحلیل کرد:
سقوط مرجعیت اخلاقی: وقتی فرد می‌بیند که در نذر هم پول حرف اول و آخر را می‌زند، دیگر چگونه می‌توان او را به عدالت در جامعه امیدوار کرد؟ این رفتار، ریشه‌های اعتماد عمومی به سنن مذهبی را می‌خشکاند.
بازتولید عقده‌های طبقاتی: نذردهنگان کم‌برخوردار با حس حقارت نسبت به دارایی خود بزرگ می‌شوند. این احساس فقر بسیار خطرناک‌تر از فقر مطلق است.
رواج ریاکاری و اشرافیت مذهبی: این شیوه، طبقه‌ای از مذهبی‌های وی‌آی‌پی را تولید می‌کند که تصور می‌کنند چون پول بیشتری دارند، در پیشگاه امام هم رتبه بالاتری دارند. این همان اسلام آمریکایی است که امام خمینی (ره) از آن بیم داشتند؛ اسلامی که در آن، ثروت، معیار فضیلت است.
در روایت‌های متعددی نقل شده است که امامان معصوم (ع) در هنگام صرف غذا، تمام کارگزاران و حتی اصطبل‌داران را بر سر یک سفره جمع می‌کردند و وقتی به آنان پیشنهاد می‌شد که سفره خود را جدا کنند، با غضب می‌فرمودند: «همه از یک پدر و مادریم و جزا به اعمال است.»
آیا با این نگاه طبقاتی به نذورات، در مسیر آن حضرات حرکت می‌کنیم؟ آیا می‌دانیم برخورد سرد با کسی که جز یک نذری ناچیز، چیزی برای تقدیم ندارد، چه آواری بر سر ایمان او خراب می‌کنیم؟ چرا اعتنای به نذورات باید کالایی باشد که برای به دست آوردنش، حتما لازم است پول درشت خرج کنند؟
ما نیازمند یک تکانه اخلاقی در آداب و سنن دینی هستیم و در این زمینه نیز باید حکمرانی عادلانه ایرانی- اسلامی حاکم باشد، نه ادا و اصول‌های اشرافی تحت عنوان توسعه! نذر یک جعبه خرما یا حتی یک پیاله شربت باید همان قدر محترم شمرده شود که گستردن سفره نذری برای یک خیل!
باید بساط این تبعیض‌های فاکتورمحور جمع شود. این زخم‌ها زمانی عفونی می‌شوند که فرد در جست‌وجوی عدالت و مرهم، به نذر و نیاز پناه می‌برد؛ اما با نگاه‌های کاسبکارانه روبه‌رو می‌شود. اینجاست که دچار بی‌خانمانی معنوی می‌شود و با خود می‌گوید: «اگر اینجا هم پول حرف اول و آخر را می‌زند، پس جای من در این جهان کجاست؟» او باید وقتی نذر می‌کند، نفس راحتی بکشد و احساس کند که اینجا مجلسی است که «گدایی به شاهی مقابل نشیند.»
بگذارید ایمان، تنها عرصه‌ای باشد که در آن باغچه کوچک همه به اندازه تمام باغستان‌های دنیا، سیب داشته باشد. مراقب باشیم. اگر نذر و نیاز را از فقرا بگیریم، برکت را از این سرزمین گرفته‌ایم. با برخورد گزینشی در نذورات، فقط یک ظرف غذا جابه‌جا نمی‌شود، بلکه آخرین پناهگاه روحی یک ملت تخریب می‌شود. بی‌عدالتی در همه عرصه‌ها استخوان‌سوز و ایمان‌سوز است؛ اما تبعیض در حریم آداب و سنن دینی، سلب امید الهی است. این گناهی نیست که با هیچ وقف و نذری جبران شود.
هیچ مؤمنی نباید به خاطر تهیدستی، در سرزمین امام رئوف (ع) احساس غربت کند. نذر ،عرصه مسابقه در خیرات و مهربانی‌هاست، نه جولانگاه تفرعن و اشرافیت و تحقیر هویت انسان‌ها به دلیل جیب خالی. آن را وسیله وحدت و مهربانی و هم‌سفره بودن قرار دهیم و اجازه ندهیم برخی نوکیسه‌ها به قصد کسب وجهه اجتماعی چنین آیین سازنده و دلنشینی را به انحراف بکشانند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.