آگاه: برای این اتفاق کمنظیر باید واقعبینانه و از دریچههای متفاوت نگاه کنیم. شبیه این اتفاق را در تشییع امام راحل و شهید حاج قاسم سلیمانی هم داشتیم اما عوامل مختلفی که مجال پرداختن به آن در این مقال نیست، این تشییع را به یک مراسم متمایزی تبدیل میکند. در کنار این مقوله این اتفاق از ابعاد تمدنی و فراملی هم برخوردار خواهد بود که در جهان اسلام بازتاب ویژه خواهد داشت. با عنایت به این مقدمه و به جهت قرار گرفتن در آستانه برگزاری این مراسم ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
الف) نکته اول را با یک سوال آغاز میکنیم که چگونه رهبر شهید بعد از شهادت پرقدرتتر ادامه میدهد؟ این پرسش در ظاهر متناقض مینماید، اما در تاریخ جنبشهای اجتماعی، پدیده «تقویت پس از شهادت» مستند است. دلایل آن را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
اولا تبدیل «شخص» به «مکتب»: در دوران حیات، بخشی از انرژی اجتماعی صرف «ارتباط با شخص» میشود. پس از شهادت، این انرژی به سمت «درونیسازی اندیشه» هدایت میشود. مکتب شهید دیگر نیازی به حضور جسمانی ندارد؛ در ذهن و عمل پیروان زندگی میکند.
ثانیا اثر «شهادت» در روانشناسی اجتماعی است. شهادت، در فرهنگ اسلامی،
نه پایان بلکه «اوج گواهی» است. شهید با ایثار خون خود بر راستی گفتارش «مهر» میزند. این مهر، اعتبار پیشبینیها را در ذهن جامعه به سطحی میرساند که هیچ استدلال عقلانی بهتنهایی نمیتواند به آن برسد.
نکته سوم اینکه پس از شهادت، جامعه برای ادامه حرکت مسیر رهبری، به «میراث فکری» شهید رجوع میکند. این رجوع، اندیشههای ایشان را از «گفتار» به «راهنمای عمل» تبدیل میکند. در بیش از ۱۰۰ روز اخیر، شاهد این بودیم که کنشگران اجتماعی در تصمیمگیریهای خود، به صراحت به بیانات ایشان استناد میکنند و این استناد افزایش یافته است. این مؤلفه در برگزاری و سازماندهی فکری و تبلیغاتی برای تشییع باید مدنظر قرار گیرد.
ب) در چند سال گذشته جامعهشناسی در کشور ما نشان داده است که در شناخت وقایع کوتاهی دارد و این کوتاهی قابل توجه و عمیق است. نه فقط در حق واقعیتهای اجتماعی ایران، بلکه در حق خود جامعهشناسی هم کوتاهی کرده است. این کوتاهی نه فقط در قضایای منتهی به شهادت حاج قاسم و نه فقط در خیزش عظیم مردم در مراسمات تشییع یا همین حضور بیش از
۱۰۰ روزه در خیابانها؛ بلکه در بسیاری از مسائل دیگر از این دست هم بوده است. جامعهشناسی ما پیش از این هم، در فهم و تبیین جریان رو به رشد «گفتمان اسلام سیاسی» و مسائل پیرامون آن کوتاهی داشته است و هنوز هم دارد. در نظریهپردازی پیرامون «بزرگترین انقلاب قرن» که در ایران به وقوع پیوست، کوتاهی داشته است و دارد. در بررسی و تحلیل نقش «رهبری دینی» در حرکتهای سیاسی- اجتماعی نیمقرن اخیر و در معرفی علمی «متفاوتترین نظام سیاسی معاصر» که بداعتهای مهمی به جهت حقوقی و سیاسی و ساختاری دارد، کوتاهی داشته است و دارد. همینطور است در باب مقاومتهای ضد سلطه در دهههای اخیر و شناخت و معرفی الگوهای متفاوت و موفق آنها و درباره بسیاری از مسائل خرد و کلان جامعه ایران. جامعهشناسی جز نادیدن و نادیدهانگاشتن داشتهها و یافتههای جامعه خویش در نیمقرن اخیر و بزرگنمایی آسیبها و نقصانهای آن، چه کرده است؟ وقتی از چرایی این کوتاهیها پرسش شود، پاسخها غالبا از این دست است که جامعهشناسی و جامعهشناسان باید استقلال علمی خود را حفظ کنند و نباید به کارهای هنجاری و سفارشی و مناسبتی تن بدهند. اینجا باید تصریح کرد که اینجا دیگر وقت کوتاهی نیست. جامعهشناسی اگر پا به پای مردم در این اتفاق مهم حرکت نکند، یک گناه نابخشودنی است.
ج) رهبر شهید انقلاب برای یک گروه یا جریان خاص سیاسی نبوده و نخواهد بود. بدترین آفتی که میتواند به این مراسم آسیب بزند دخالت دادن اغراض و اهداف سیاسی است. باید خالصانه و با تکیه بر اینکه یک امر ملی در حال رخ دادن است به این رویداد نگاه کرد. همه سلیقهها و همه اقوام این مرز و بوم و مسلمانان در اقصی نقاط عالم در عزای از دست دادن پدر امت هستند. نباید این خروش ملی در چارچوبهای محدود و خفهکننده سیاسی لطمه ببیند.
۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷
کد مطلب: ۲۳٬۳۰۸
در آستانه یک رویداد مهم هستیم که ابعاد تمدنی دارد؛ تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب. با عنایت به اطلاعرسانی صورت گرفته از ابتدای هفته آینده این اتفاق آغاز خواهد شد و بنا بر اعلام صورت گرفته پس از برگزاری وداع و تشییع پیکر رهبر انقلاب در تهران، این مراسم یک روز در قم برگزار شده و سپس پیکر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره) به عتبات عالیات خواهد رفت و در نهایت برای خاکسپاری و تدفین به مشهد مقدس منتقل خواهد شد.
نظر شما