آگاه: گاهی پیش خودم خیالبافی میکنم که اگر یک نویسنده آلمانی در دهه ۴۰ شمسی از پنجره اتاقش به خیابان نگاه میکرد، با دیدن آن روحانی جوان و مصمم چه در سرش میگذشت؟ در روزگاری که بسیاری از جوانان ما در کافههای اروپا هویتشان را در لابهلای دود سیگار و ایسمهای وارداتی گم میکردند، او آمده بود تا پناهگاه بسازد. اما او فقط یک مسجد برای عبادت ایرانیان نمیخواست. اولین گام استراتژیک و هوشمندانه شهید بهشتی در آلمان، تغییر نام «مسجد جامع ایرانیان» به «مرکز اسلامی هامبورگ» بود. این تغییر نام ساده نبود؛ این یک اعلام موضع بود. او میخواست این مکان را از یک انحصار قومی و ملی خارج کرده و به پایگاهی تبلیغی برای تمام اروپا تبدیل کند.
نگاه او جهانی بود و فراتر از مرزهای جغرافیایی، نژادی و زبانی عمل میکرد. تسلط خیرهکننده او بر زبان آلمانی، کلید ورود به قلب جامعه روشنفکری اروپا بود. او با استفاده از این زبان در سخنرانیها و مکاتباتش، حصارهای ارتباطی را شکست. ارتباط با محافل علمی و تحقیقاتی اروپا و تلاش برای ایجاد تحول در نگاه شرقشناسی، از او شخصیتی ساخت که برای غربیها نیز قابل احترام و تأمل بود. او در آلمان فقط یک امام جماعت نبود؛ یک ناظر دقیق و یک سفیر فرهنگی بود که مختصات دنیای جدید را نقطه به نقطه ثبت میکرد و در عین حال، اصالت اسلامی خود را به رخ میکشید.
از کلیسای اپیفاین تا محافل دانشجویی وین
وسعت فعالیتهای او در اروپا حیرتانگیز است. حضور یک روحانی شیعه در کلیساها و دانشگاههای آلمان و اتریش در آن سالها، شبیه به یک تابوشکنی بزرگ بود. سخنرانی تاریخی او در کلیسای «اپیفاین» هامبورگ و حضور فعالش در محافل دانشجویی شهرهای هانوفر، گراتس و وین، نشان از سعه صدر و روش ارتباطی متفاوت او با جوانان و اندیشمندان داشت. او واقعیات جامعه غرب را درک کرده بود و میدانست چگونه باید با افراد و تشکلهای مختلف برخورد کند.
همین روش متفاوت و درک عمیق از روانشناسی جوانان بود که باعث محبوبیت بینظیر ایشان در بین دانشجویان ایرانی و حتی اساتید و دانشجویان خارجی شد. او «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان گروه فارسیزبان» را ایجاد کرد تا دانشجویان سرگردان ایرانی را که در معرض شدیدترین تهاجمات فرهنگی و ایدئولوژیک بودند، جذب فعالیتهای اسلامی کند. او به خوبی میدانست که مبارزه نیازمند فرهنگسازی است و این فرهنگسازی باید از طریق تعالیم اصیل اسلامی برای نسل جوان صورت گیرد.
اقتصاد اسلام و حساسیتهای ساواک
ذهن نظاممند شهید بهشتی همواره به دنبال پاسخهای مستدل برای نیازهای روز بود. قرائت یک رساله با موضوع «زیربنای اقتصادی اسلام» در وین، یکی از همان نقاط عطفی بود که نشان میداد او اسلام را نه فقط یک دین فردی، که یک سیستم جامع برای اداره جامعه میداند. همین فعالیتهای علمی و تشکیلاتی بود که شاخکهای ساواک را به شدت حساس کرد.
ارسال گزارش این فعالیتها به ایران و کنترل دقیق نامههای او توسط ساواک، نشان از وحشت رژیم پهلوی از این شبکهسازی عظیم در قلب اروپا داشت. اما بهشتی متوقف نمیشد. انتشار نشریاتی چون «اسلام مکتب مبارزه» و «صدای اسلام» به زبانهای مختلف، صدای رسای این تفکر در قاره سبز بود. او در یک نامه تاریخی به آیتالله میلانی، بر اهمیت «تفاهم و شناسایی کامل» در تماس عالم با مردم و لزوم شناخت متقابل اسلام و مردم اروپا تاکید کرد؛ تفکری که نشان میداد او چقدر از زمانه خود جلوتر است.
کتابی که در ایران ممنوع بود، در بیروت منتشر شد
در لابهلای این کارهای تشکیلاتی، بهشتی از تغذیه فکری و معنوی مخاطبانش غافل نبود. جلسات تفسیر قرآن او، به ویژه تفسیر سورههای بقره تا نساء و سوره توبه، روح حماسه و تعقل را توأمان در کالبد مستمعین میدمید. ثمره این سالها، نوشتن کتاب ارزشمند «صدای پای اسلام در اروپا» بود. ساواک که به شدت از تاثیرگذاری او هراس داشت، مانع انتشار این کتاب در ایران شد، اما اندیشه مرز نمیشناسد؛ این کتاب برای دانشجویان ایرانی در بیروت ارسال شد و دست به دست چرخید تا بذر آگاهی را در جای دیگری از خاورمیانه بکارد.
دیدارهای مهم او با امام موسی صدر و همچنین ملاقات با امام خمینی (ره) در عراق، حلقههای این شبکه مبارزاتی را کاملتر کرد. او نسلی معتقد و با شعور سیاسی بالا تربیت کرد که بعدها، در سختترین بحرانهای پس از انقلاب، از کشور دفاع کردند.
بازگشت به وطن و معماری یک قانون
وقتی به ایران برگشت، کولهباری از تجربههای ناب داشت. ساواک که به دلیل وسعت فعالیتهای او در اروپا و متشکل کردن مخالفان به شدت احساس خطر میکرد، مانع ورود مجدد ایشان به آلمان شد. اما برای بهشتی، ایران درگیر خفقان پهلوی، میدان جدید مبارزه بود. او تلاش برای اصلاح حوزه علمیه را شدت بخشید و با استراتژی و برنامهریزی دقیق، هستههای مقاومت را سازماندهی کرد. پس از پیروزی انقلاب، وقتی پای میز تدوین قانون اساسی نشست، آن نگاه جهانی و دنیانگری بینظیرش به کار آمد. او میدانست که مقاومت، فقط تفنگ دست گرفتن در کوههای سر به فلک کشیده نیست؛ مقاومت واقعی، نوشتن قانونی است که راه نفوذ استعمار را ببندد و در عین حال، کرامت انسان را در مدرنترین شکل حقوقیاش تضمین کند. واژههایی که او در قانون اساسی میکاشت، آنقدر اصیل و ریشهدار بود که صدها هزار شهید در سالهای بعد، با اهدای جانشان از آن پاسداری کردند.
سکانس آخر: بوی باروت و تقویمهای سوخته
اخبار تکمیلی آن سالها را در ذهنم مرور میکنم. ساعت ۲۱ شامگاه هفتم تیر ۱۳۶۰. انفجاری که گوشهای از تهران را لرزاند. عکسهای بعد از انفجار یقه آدم را میچسبد. آوار، صندلیهای له شده و عبایی که دیگر صاحبش در آن نفس نمیکشد. ذهن خیالباف من اینجا کم میآورد. دلم میخواهد از آزمایشگاه تاریخ بخواهم یک قطره از خون ریخته شده در سرچشمه را زیر میکروسکوپ بگذارد. بگوید در این خون چقدر نظم آلمانی، چقدر عرفان شرقی و چقدر شجاعت علوی ترکیب شده بود که توانست یکتنه بار تهمتها را به دوش بکشد و در آخر، اینچنین رستگار شود؟
فاجعه هفتم تیر فقط از دست دادن ۷۲ نفر نبود؛ ترور یک «منظومه فکری» بود که میتوانست مسیر مواجهه ما با جهان را دههها جلو بیندازد. آن بمبگذاران کوردل، فقط ساختمان حزب جمهوری را ویران نکردند، آنها میخواستند پلی را که بهشتی میان «سنت اصیل» و «دنیای مدرن» ساخته بود، منفجر کنند. آنها از اندیشهای میترسیدند که میتوانست در برابر تهاجم فرهنگی شرق و غرب بایستد و الگویی عملی برای جوانان ارائه دهد.
میراثی در برابر طوفان
حالا ۴۵ سال گذشته است. سرانگشتانم روی کیبورد سنگین شدهاند. نوشتن از مردی که وسعت دیدش در قالب کلمات نمیگنجد، شبیه ریختن اقیانوس در یک فنجان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به آن عباپوش قدمزده در خیابانهای هامبورگ نیاز داریم؛ به کسی که جهان را بشناسد، قانون را محترم بشمارد، در برابر انحرافات، با منطق بایستد و در نهایت، فرهنگ ایثار را نه با شعار، که با ریختن خون گرم خویش در پای درخت نوپای انقلاب، معنا کند.
نسل جوان امروز، در برابر سیل ویرانگر تهاجم فرهنگی، نیازمند الگوپذیری از عملکرد شهید بهشتی است تا بتواند اسلام اصیل را بشناسد. سردخانه تاریخ پر از پیکر آرزوهای ناتمام است، اما خون بهشتی و یارانش در هفتم تیر، هنوز در رگهای قانون و مقاومت این سرزمین میتپد. روضهخوان نیازی نیست؛ مقتلا سرچشمه، خود گویای همهچیز است. اندیشه او، از برفهای هامبورگ تا خاکستر سرچشمه، امتداد یک خط روشن است که خاموشی نمیپذیرد.
روایت بهشتی؛ معرفی ۱۰ کتاب درباره معمار انقلاب
شناخت دقیقتر از زندگی و اندیشه آیتالله شهید سیدمحمد حسینیبهشتی که در هفتم تیر ۱۳۶۰ به شهادت رسید، کلید فهم بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی است. از مرکز اسلامی هامبورگ تا تدوین قانون اساسی، رد پای او پیداست. در این مطلب ۱۰ کتاب برگزیده برای آشنایی با ابعاد مختلف شخصیتی، تشکیلاتی و تربیتی ایشان را معرفی میکنیم:
من محمد حسینیبهشتی هستم
این کتاب، زندگینامه خودنوشت شهید بهشتی است که شامل مصاحبههایی درباره سرگذشت ایشان و گزارشهایی از فعالیتهای مرکز اسلامی هامبورگ است. در این اثر، از زبان خود شهید میخوانیم که چگونه تحصیلات حوزوی را در اصفهان و قم پی گرفت و با درک اقتضائات زمانه، به یادگیری زبانهای فرانسه و انگلیسی روی آورد تا بتواند با جهان پیرامونش ارتباط موثرتری برقرار کند.
روایتی از زندگی و زمانه آیتالله سیدمحمد حسینیبهشتی
دانشنامهای بینظیر به قلم جعفر شیرعلینیا که سرشار از اسناد، تصاویر کمتر دیدهشده و ناگفتههای تاریخی است. محتوای این کتاب فراتر از یک زندگینامه ساده است و به چالشهای مهمی چون مذاکرات شورای انقلاب، حواشی تدوین قانون اساسی و پاسخهای روشنبینانه شهید بهشتی به سوالات جامعه مذهبی درباره سبک زندگی و حضور اجتماعی زنان در دوران اقامتش در آلمان میپردازد.
بهشتی در این حوالی
این اثر که در مجموعه «قلهها به آسمان نزدیکترند» منتشر شده، به جای تمرکز بر تاریخنگاری صرف، بر سبک زندگی و سیره عملی شهید بهشتی متمرکز است. روایتهای کوتاه این کتاب تلاش میکنند تا از زوایای گوناگون، منش فردی و اجتماعی این شخصیت برجسته را برای مخاطب امروزی ملموس و دستیافتنی کنند.
تشکیلات بهشتی: نظرات تشکیلاتی شهید بهشتی
این کتاب به قلم محسن ذوالفقاری، به بررسی هنر سازماندهی و کار گروهی شهید بهشتی میپردازد. شخصیتی که حتی جامعهشناسان غربی از او به عنوان یک «سازماندهنده قدرتمند» یاد کردهاند. محتوای کتاب، تجربیات ارزشمند ایشان را از تاسیس انجمنهای اسلامی در خارج از کشور تا مدیریت کلان حزبی در داخل، برای فعالان فرهنگی و سیاسی موشکافی میکند.
او یک ملت بود
کتابی با روایتهای کوتاه و خواندنی از مراحل مختلف زندگی شهید بهشتی. محتوای این اثر با مقدمهای قوی آغاز میشود و با ذکر خاطراتی ناب، وسواس بینظیر ایشان در استفاده از بیتالمال و رعایت حقالناس را به تصویر میکشد؛ مانند ماجرای پس فرستادن لامپ خریداری شده از تعاونی دولتی برای اتاق کار شخصی.
مسجد آبی

این کتاب به صورت تخصصی بر سالهای حضور شهید بهشتی در آلمان و مسجد امام علی (ع) هامبورگ تمرکز دارد. محتوای آن نشان میدهد که ایشان چگونه با سعه صدر و روشهای نوین، به شبکهسازی میان دانشجویان، تبلیغ بینالمللی دین و ایجاد یک تشکیلات منسجم در قلب اروپا پرداخت.
عبای سوخته: برگهایی از زندگی شهید سیدمحمد حسینیبهشتی
کتابی شامل برشهایی بسیار کوتاه و مینیمال از زندگی و خاطرات شهید بهشتی. محتوای این اثر که بیشتر از کتاب «سیره شهید بهشتی» استخراج و بازنویسی شده، به مخاطب اجازه میدهد در کمترین زمان، با ظرافتهای اخلاقی، سیاسی و رفتاری ایشان در برخورد با خانواده، دوستان و حتی مخالفان آشنا شود.
الگوی حضور: نگاهی به سیره شهید بهشتی درعرصه تعلیم و تربیت
این کتاب به وجهه آموزشی و تربیتی شهید بهشتی میپردازد. محتوای آن سوابق ایشان در تالیف کتب درسی، تاسیس دبیرستان دین و دانش و تاکید ویژه ایشان بر مهارتهایی نظیر «هنر خوب گوش دادن» را بررسی میکند. اثری تحلیلی که برای معلمان و فعالان عرصه آموزش، یک الگوی عملیاتی و جامع محسوب میشود.
سرچشمه: داستانی درباره زندگی شهید بهشتی
یعقوب توکلی در این اثر، قالب داستان را برای بیان تاریخ انتخاب کرده است. محتوای کتاب حول محور مباحثات یک معلم با دانشجویانش شکل میگیرد و در دل این گفتوگوها، به شبهات تاریخی، شایعات و فضاسازیهای مسموم گروههای سیاسی آن زمان علیه شهید بهشتی پاسخی مستدل و روایی میدهد.
زیست و اندیشه شهید آیتالله دکتر محمد حسینیبهشتی
این کتاب برخلاف سایر آثار معرفی شده، مجموعهای از مقالات تحلیلی به قلم اندیشمندان مختلف است. محتوای این یادداشتها به کالبدشکافی ابعاد فکری ایشان در زمینههایی چون روش شناخت اسلام، جایگاه انسان، مبانی اخلاق، رویکرد فطرتمحور در تربیت و مبانی حکمرانی حزبی اختصاص دارد.
نظر شما