ترک‌هایی که روی دیوار خانه‌ها می‌افتند، آسفالتی که هر سال بیشتر می‌شکند، لوله‌هایی که بی‌دلیل ترک برمی‌دارند و خیابان‌هایی که ناگهان نشست می‌کنند، شاید در نگاه اول اتفاق‌هایی پراکنده به نظر برسند؛ اما اینها تصویری از بحرانی خاموش است که سال‌ها زیر پای شهرهای ایران در حال گسترش بوده، بحرانی که نام آن «فرونشست زمین» است و اگر امروز برای آن تصمیم‌های جدی گرفته نشود، فردا هزینه‌های سنگین‌تری بر دوش شهرها و مردم خواهد گذاشت.

چرا «شهر اسفنجی» نداریم؟

آگاه: زلزله ناگهانی است؛ سیل با خروش می‌آید؛ طوفان صدایش را همه می‌شنوند، اما بعضی بحران‌ها بی‌صدا اتفاق می‌افتند. نه کسی صدای آنها را می‌شنود و نه در یک شب همه چیز را ویران می‌کنند. فرونشست زمین از همین دست مخاطرات است؛ پدیده‌ای که آرام، تدریجی و گاه طی سال‌ها رخ می‌دهد، اما آثار آن می‌تواند از بسیاری حوادث طبیعی پرهزینه‌تر باشد.
مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی پژوهشی تلاش کرده است ابعاد مختلف این پدیده را از زاویه مدیریت شهری، منابع آب، توسعه کالبدی و زیرساخت‌های کشور بررسی کند. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد فرونشست دیگر صرفا یک مسئله زمین‌شناسی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت شهرها تبدیل شده است چالشی که محیط‌زیست، اقتصاد، زیرساخت‌ها و حتی امنیت شهری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فرونشست برخلاف بسیاری از مخاطرات طبیعی، معمولا در کوتاه‌مدت به چشم نمی‌آید و به همین دلیل کمتر به عنوان یک فاجعه تلقی می‌شود، اما ادامه یافتن آن می‌تواند خسارت‌هایی به‌مراتب گسترده‌تر از آنچه امروز دیده می‌شود، ایجاد کند.
شاید تصور عمومی این باشد که فرونشست یعنی زمین چند سانتی‌متر پایین می‌رود؛ اما مسئله بسیار پیچیده‌تر از این است. زمین فقط پایین نمی‌رود، ساختار آن تغییر می‌کند. خاک متراکم می‌شود، ظرفیت نگهداری آب کاهش می‌یابد و فشارهای نامتوازن به ساختمان‌ها، جاده‌ها، خطوط راه‌آهن، لوله‌های انتقال آب، شبکه‌های برق و گاز و دیگر زیرساخت‌های حیاتی وارد می‌شود.
این پدیده سه دسته پیامد اصلی دارد: نخست پیامدهای محیط‌زیستی مانند کاهش ظرفیت آبخوان‌ها، فرسایش خاک و تشدید بیابان‌زایی؛ دوم خسارت به زیرساخت‌ها و مستحدثات شهری و سوم پیامدهای اقتصادی و اجتماعی که از افزایش هزینه‌های تعمیر، نگهداری، بازسازی و اختلال در فعالیت‌های شهری ناشی می‌شود. به بیان ساده، وقتی زمین آرام‌آرام می‌نشیند، همه چیز روی آن نیز آرام‌آرام آسیب می‌بیند.
فرونشست هم عوامل طبیعی دارد و هم عوامل انسانی. در میان عوامل طبیعی، ویژگی‌های زمین‌شناسی، تراکم خاک، فرآیندهای کارستی و برخی تغییرات طبیعی موثر هستند؛ اما آنچه امروز بیشترین نقش را در بسیاری از مناطق کشور دارد، فعالیت‌های انسانی است. برداشت بیش از اندازه از آب‌های زیرزمینی، حفر چاه‌های متعدد، توسعه بی‌رویه شهرها، استخراج نفت و گاز، فعالیت‌های معدنی و ساخت‌وسازهای گسترده از مهم‌ترین عواملی هستند که روند فرونشست را تشدید می‌کنند.

آب، حلقه گمشده بحران
تقریبا در تمام بخش‌های گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، یک موضوع بارها تکرار می‌شود که آن هم آب است. در واقع ارتباط میان منابع آب زیرزمینی و فرونشست به اندازه‌ای مستقیم است که بدون اصلاح شیوه مدیریت آب، کنترل فرونشست نیز دشوار خواهد بود.
براساس مطالعات جهانی که مرکز پژوهش‌های مجلس به آنها استناد کرده، بیش از سه‌چهارم موارد ثبت‌شده فرونشست در جهان منشأ انسانی دارند و مهم‌ترین عامل آنها افت سطح آب‌های زیرزمینی است. در میان عوامل انسانی نیز برداشت بی‌رویه آب زیرزمینی سهم اصلی را دارد. شهرهایی مانند مکزیکوسیتی، جاکارتا، بانکوک، ونیز، شانگهای و برخی شهرهای ژاپن و هلند سال‌هاست با این پدیده روبه‌رو هستند و هر یک متناسب با شرایط خود مجموعه‌ای از سیاست‌ها را برای کاهش خطر به کار گرفته‌اند.
مهم‌ترین تجربه مشترک این کشورها، کنترل برداشت آب‌های زیرزمینی است؛ اقدامی که از طریق تعیین سقف برداشت، سهمیه‌بندی، اصلاح قیمت آب، ممنوعیت‌های قانونی، توسعه شبکه‌های پایش، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها و انتقال بخشی از مصرف‌کنندگان به منابع آب سطحی دنبال شده است.
در کنار این اقدامات رویکردهای نوین شهرسازی نیز وجود دارد از جمله «طراحی شهری حساس به آب»، «مدیریت یکپارچه منابع آب شهری»، «توسعه شهری کم‌اثر» و «شهر اسفنجی». وجه مشترک این الگوها، افزایش نفوذ آب باران به زمین، کاهش سطوح غیرقابل نفوذ، استفاده دوباره از آب، حفظ مسیرهای طبیعی جریان آب و تقویت تغذیه آبخوان‌هاست. این تجربه‌ها نشان می‌دهد مدیریت فرونشست تنها به اقدامات مهندسی محدود نمی‌شود و باید در سیاست‌های توسعه شهری، برنامه‌ریزی فضایی و مدیریت منابع آب نیز بازتاب پیدا کند.
مرکز پژوهش‌های مجلس، شهر اسفنجی را به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین مدیریت پایدار آب شهری معرفی می‌کند؛ رویکردی که در کنار مفاهیمی مانند «طراحی شهری حساس به آب»، «مدیریت یکپارچه منابع آب شهری» و «توسعه شهری کم‌اثر» می‌تواند در کاهش فشار بر منابع آب زیرزمینی و افزایش تاب‌آوری شهرها در برابر مخاطراتی مانند سیلاب و فرونشست موثر باشد. اما در این گزارش آمده که بررسی ۱۴۶ منطقه فرونشستی جهان نشان داده در بسیاری از آنها بیشترین برداشت از منابع آب زیرزمینی برای کشاورزی انجام می‌شود. در حدود ۴۱ درصد مناطق بررسی‌شده، تمام برداشت آب زیرزمینی به مصرف کشاورزی اختصاص داشته است. این یافته نشان می‌دهد مدیریت مصرف آب، فقط مسئله شهرها نیست؛ بلکه الگوی مصرف در بخش‌های مختلف، به‌ویژه کشاورزی، نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده آبخوان‌ها و در نتیجه کنترل فرونشست دارد.
مرکز پژوهش‌ها تلاش کرده تا بگوید: شهرها باید تا حد امکان رفتار طبیعی زمین را حفظ کنند. یعنی آب باران را به جای هدایت سریع به کانال‌ها و خروج از شهر، در همان محل جذب، ذخیره و به‌تدریج آزاد کنند تا دوباره وارد چرخه طبیعی آب شود. در این الگو از مجموعه‌ای از زیرساخت‌های سبز و آبی مانند روسازی‌های نفوذپذیر، بام‌های سبز، باغچه‌های باران، سامانه‌های زهکشی طبیعی، تالاب‌ها و دریاچه‌های احیاشده استفاده می‌شود تا آب باران به جای تبدیل شدن به روان‌آب، در زمین نفوذ کند، ذخیره شود، در صورت نیاز تصفیه و دوباره مورد استفاده قرار گیرد.

پایتخت، در خط مقدم بحران
اگرچه فرونشست در بسیاری از استان‌های کشور مشاهده شده، اما تهران جایگاه ویژه‌ای در این بحران دارد. پهنه‌های فرونشستی تاکنون به حریم ۱۶ مرکز استان رسیده‌اند و در ۱۰ مرکز استان دیگر نیز در حال پیشروی هستند. با این حال، تهران از نظر نرخ سالانه فرونشست بحرانی‌ترین وضعیت را دارد.
در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نرخ فرونشست در محدوده یافت‌آباد و نسیم‌شهر به حدود ۳۱.۱ سانتی‌متر در سال رسیده و مناطق ۱۰، ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۱ تهران نیز رشد قابل توجهی را تجربه کرده‌اند.
این اعداد شاید در ظاهر فقط چند سانتی‌متر باشند، اما وقتی چنین تغییری هر سال تکرار شود، می‌تواند زیرساخت‌هایی را که برای دهه‌ها طراحی شده‌اند، با مشکلات جدی روبه‌رو کند. نشانه‌های فرونشست همیشه با یک فروچاله بزرگ آغاز نمی‌شود. گاهی ترک‌های ریز روی دیوار خانه‌ها دیده می‌شود؛ گاهی آسفالت خیابان مرتب‌ ترمیم می‌شود؛ گاهی خطوط انتقال آب یا فاضلاب دچار شکستگی می‌شوند و گاهی ریل راه‌آهن یا جاده نیازمند تعمیرهای مکرر است.
فرونشست می‌تواند موجب آسیب به شبکه‌های حمل‌ونقل، خطوط انتقال آب، فاضلاب، برق و گاز، سازه‌های کنترل سیلاب و دیگر شریان‌های حیاتی شود. همچنین ایجاد شکاف‌های عمیق در سطح زمین و خسارت به ساختمان‌ها از دیگر پیامدهای شناخته‌شده این پدیده است. آنچه این خسارت‌ها را نگران‌کننده‌تر می‌کند، تدریجی بودن آنهاست؛ زیرا معمولا زمانی آشکار می‌شوند که بخش مهمی از آسیب قبلا اتفاق افتاده است.

پیشنهادهایی برای مهار فرونشست
مقابله با فرونشست، تنها با اجرای چند پروژه عمرانی ممکن نیست و به مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های مدیریتی، حقوقی، فنی و شهری نیاز دارد.
مهم‌ترین راهکارهای پیشنهادی عبارتند از:
-جلوگیری از حفر چاه‌های جدید در محدوده‌های شهری و بازنگری در سیاست‌های بهره‌برداری از منابع آب در مناطق بحرانی.
- انسداد چاه‌های غیرمجاز و ارائه گزارش عمومی از روند اجرای این اقدام.
- اجرای طرح‌های تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها تنها پس از انجام مطالعات جامع علمی و تایید امکان احیای آبخوان.
- استفاده هدفمند از پساب تصفیه‌شده برای آبیاری فضای سبز و بررسی دقیق آثار آن بر تعادل اکولوژیک و وضعیت زمین.
- بهره‌گیری از روان‌آب‌ها و آب حاصل از ذوب برف برای تقویت تغذیه طبیعی سفره‌های آب زیرزمینی.
- حفاظت از باغ‌ها، فضاهای باز و اراضی واقع در محدوده آبخوان‌ها و جلوگیری از توسعه شهری در پهنه‌های بحرانی.
- لحاظ کردن اثرات فرونشست در برنامه‌های شهرسازی، ساخت‌وساز، مدیریت بحران و حتی ارزیابی خطرات ناشی از سیل و زلزله.
- استقرار نظام پایش مستمر و الزام دستگاه‌های مسئول به ارائه گزارش‌های دوره‌ای درباره روند اجرای برنامه‌های کنترل فرونشست.
نکته مهم اینکه اجرای این اقدامات باید به‌صورت یک بسته هماهنگ دنبال شود چون تجربه‌های جهانی نشان داده که هیچ راهکار منفردی به تنهایی قادر به مهار فرونشست نیست.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.