۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
کد مطلب: ۲۳٬۴۷۶

تشییع نخستین ولی شهید در عصر غیبت

هندسه خون و حماسه

حسین انجدانی _ پژوهشگر و آگاه مسائل اندیشه‌ای

در جغرافیا و تاریخی که ما امروز در آن ایستاده‌ایم، واژه‌ها بیش از هر زمان دیگری تحت فشار واقعیت‌های عینی صیقل می‌خورند. در میانه طوفان‌های سهمگین «جنگ تحمیلی سوم»، درست در لحظه‌ای که بوق‌های رسانه‌ای استکبار، توهم «انقطاع» در حاکمیت الهی را پمپاژ می‌کردند، جغرافیای ایران به کانون یک رستاخیز بی‌بدیل تبدیل شد. شهادت رهبر حکیم امت، تنها یک فقدان فیزیکی در رأس هرم حاکمیت نبود، بلکه برخورد صاعقه‌وار اراده الهی با محاسبات خشک و مادی نظام سلطه بود. امروز، تشییع چند ده میلیونی پیکر مطهر قائد شهید در خیابان‌های تهران، قم و مشهد و عتبات عراق، فراتر از یک آیین مذهبی یا سوگواری عاطفی، یک «کنش وجودی» و یک رخداد عظیم در هندسه قدرت جهانی است که باید آن را به مثابه یک «بیانیه تمدنی» قرائت کرد.

آگاه: تمدن‌ها معمولا در لحظات آرامش و شکوفایی اقتصادی بازتعریف می‌شوند، اما تمدن اسلامی، اصالت خود را در «بحران» و «شهادت» بازمی‌یابد. حضور ده‌ها میلیونی ملت مبعوث، در واقع پاسخ هستی‌شناختی یک ملت به تهدیدات هسته‌ای و نظامی دشمنانی است که گمان می‌کردند با ترور و تهاجم، می‌توانند زنجیره «ولایت» را از هم بگسلند. برای درک ابعاد این واقعه، باید آن را در پیوستار تاریخ شیعه بازخوانی کرد. در سوابق تاریخی ما، حضور خیره‌کننده جمعیت در تشییع پیکر فقهای بزرگ، همواره نمادی از پیوند عمیق توده‌ها با مرجعیت بوده است؛ از تشییع باشکوه میرزای شیرازی و آیت‌الله حائری‌یزدی گرفته تا ابوالحسن اصفهانی، بروجردی و سرآمد تمام این سلسله، حضرت امام خمینی (قدس‌سره) در مقام ولی فقیه و حکمران. اما آنچه در پیش است، رخدادی است که در تاریخ دوران غیبت بی‌سابقه است: تشییع پیکر «نخستین ولی‌فقیه شهید.» این تفاوت، تفاوت یک مناسک بزرگ با یک «تحول تمدنی» است. مردم ما پیکری را بدرقه خواهند کرد که با خون و جان، استقلال و تمامیت ارضی ایران اسلامی را حفظ کرد و در برابر طمع‌های استکباری، یک وجب از خاک وطن را نباخت. این تشییع، در واقع بدرقه «عزت آفریده شده» است و همین پیوند میان «حفاظت از وطن» و «ولایت»، این رویداد را به بی‌سابقه‌ترین تشییع تاریخ تبدیل می‌کند.
در این رخداد، نخستین مسئله‌ای که گریبان نهاد علم را می‌گیرد، ناتوانی الگوهای مرسوم جامعه‌شناسی در تبیین این «حضور متعالی» است. دانشگاه و حوزه نباید این واقعه را تنها در قاب گزارش‌های خبری رها کنند؛ چرا که این تشییع، یک «واقعیت اجتماعی عینی» است که تمام نظریات «سکولاریزاسیون» و «پایان ایدئولوژی» را زیر پا له کرده است. علم سیاست مدرن، مشروعیت را در قراردادهای اجتماعی سرد می‌جوید، اما در اینجا، مشروعیت با «خون» امضا می‌شود و در میانه جنگ، با حضور میلیونی مردمی که خود هدف حملات دشمن هستند، بازآفرینی می‌گردد. وظیفه نهاد علم، استخراج «فرمول‌های بقای تمدنی» از دل این حماسه است؛ اینکه چگونه یک سیستم می‌تواند در سخت‌ترین لحظات گذار، بدون کوچک‌ترین لغزشی، با انتخاب هوشمندانه و بصیرت‌افزای مجلس خبرگان، رهبری جدید حضرت آیت‌الله امام سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای را در امتداد همان مسیر استقامت بپذیرد و بر گرد او حلقه بزند. از سوی دیگر، این تشییع، عرصه یک «جهاد تبیین» بی‌امان در مقابل روایت‌های مخدوش رسانه‌های جهانی است. رسانه‌های غرب، مرگ هر رهبری را به معنای آغاز آشوب و انقطاع تاریخی روایت می‌کنند، اما رسالت رسانه مقاومت در این لحظه، به تصویر کشیدن «تداوم حیات تمدنی» است. آنها می‌خواهند این سوگواری را نماد پایان یک عصر نشان دهند، درحالی که این حضور باشکوه، در واقع «جشن تکلیف» یک نسل جدید برای ورود به عرصه بازآفرینی تمدن اسلامی است. هر گامی که تشییع‌کنندگان برمی‌دارند، تیری است به سوی اتاق‌های فکر نظام سلطه که در پی القای فضای یأس و انفعال بودند. این رخداد، فرصتی بی‌بدیل برای جامعه ایران و جهان اسلام است تا «هویت جمعی» خود را در برابر دشمن مشترک بازسازی کنند. تاریخ انقلاب اسلامی همواره با «تشییع‌های نقطه عطف» شناخته شده است؛ از بدرقه تاریخی امام راحل در سال ۱۳۶۸ که بقای انقلاب را در جهان پساجنگ تثبیت کرد، تا تشییع سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی که جبهه مقاومت را به یک قدرت جهانی بدل کرد. اما تشییع رهبر شهید در ۱۳ تا ۱۸ تیر ۱۴۰۵، ویژگی منحصربه‌فردی دارد: این واقعه در دل «جنگ مستقیم» رخ می‌دهد. این حضور، یک «رژه اقتدار» است که هیچ مانور نظامی‌ای نمی‌تواند جایگزین آن شود. این ابرمرد با کشاندن جمعیت عظیم دلدادگان به تشییع خود، در لحظه‌ای که جهان نظاره می‌کند، «قدرت» تولید می‌کند؛ اما نه قدرت مادی و سیاسی، بلکه «قدرت شهید». پیام پنهان این جمعیت به نظام سلطه این است که اگر رهبری را به شهادت رساندید، با یک «ملت-رهبر» مواجه خواهید شد که هر یک، حامل آرمان‌های آن شهید هستند. لذا، این تشییع، یک وداع تلخ نیست، بلکه یک «تجدید پیمان تمدنی» خواهد بود که امضای خون سیدالشهدای انقلاب بر پای آن، پیروزی نهایی در جنگ تحمیلی سوم را تضمین کرده است. این رستاخیز، آغاز فصلی نو در تاریخ جهان اسلام است که در آن، مرگ مغلوب معنا شده و شهادت، راهگشای قله‌های رفیع تمدن نوین اسلامی شده است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.