آگاه: در سپهر سیاسی ایران، مناسک عمومی تنها ابزاری برای یادبود یک شخصیت یا واقعه نیستند، بلکه صحنهای برای بازتولید پیوند میان دولت و ملت و بازخوانی هستیشناسانه نظام سیاسی محسوب میشوند. با تأملی بر چگونگی تبدیل یک «مراسم سوگ» به یک «کنش سیاسی حداکثری». از منظر مطالعات سیاسی و اجتماعی، میتوان این سه ویژگی یعنی «رفراندوم مقبولیت»، «مانور اقتدار» و «انسجام ملی» را به مثابه سه رکن یک روایت کلان برای ثبات و تداوم ساختار قدرت تحلیل کرد.
۱. تشییع به مثابه رفراندوم؛ گذار از سوگ به تایید
در نظامهای سیاسی مدرن، «رفراندوم» معمولا فرآیندی نهادینه، کاغذی و بوروکراتیک است که طی آن شهروندان بر سر یک موضوع یا ساختار خاص، رأی «آری» یا «نه» خود را به صندوق میاندازند. اما در تجربه سیاسی ایران، گاه «خیابان» جایگزین «صندوق» میشود. در اینجا، حضور فیزیکی و مشارکت بدنهای مردم ایران در فضای عمومی، به مثابه «رأی صامت» تلقی میشود. از نگاه نظریههای مناسک، حضور گسترده در یک تشییع جنازه سیاسی، عملی است که مرزهای «خودی» و «دیگری» را ترسیم میکند. این رفراندوم، نه بر پایه استدلالهای عقلانی برنامهمحور، که بر پایه «عاطفه جمعی» بنا شده است. به تعبیر دورکیم، در چنین لحظاتی، جامعه به خود مینگرد و خود را در آینه رهبری از دست رفته بازمیشناسد. این رفراندوم خیابانی، فراتر از آمار انتخاباتی، پیامی است که ادعای «مقبولیت» را با «نمایش» گره میزند. این نمایش، پرسش درباره مشروعیت نظام را نه در ساحت آکادمیک یا سیاسی، بلکه در ساحت «شهود اجتماعی» پاسخ میدهد.
۲. مانور اقتدار؛ دیپلماسی حضور در برابر هراسافکنی
ویژگی دوم، یعنی «مانور عظیم اقتدار»، بعد بازدارندگی مناسک را برجسته میکند. در روابط بینالملل، اقتدار معمولا با سختافزارهای نظامی (موشکها، رزمایشها، توانمندیهای هستهای) تعریف میشود. اما در اینجا، «اقتدار» به معنای «سرمایه انسانی بسیجشونده» به کار گرفته میشود. این مانور، حامل پیامی استراتژیک برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است. وقتی سیل جمعیت در خیابانها جاری میشود، این تصویر به بخشی از قدرت نرم نظام تبدیل میگردد. دشمنی که قصد «توطئه و حمله» دارد، در محاسبات خود با یک متغیر ناشناخته و پیچیده روبهرو میشود: «مقاومت تودهای مردم». این نوع بازدارندگی، از آن جهت فوقالعاده است که هزینه تهاجم را برای طرف مقابل به شدت بالا میبرد. پیام این مانور روشن است: نظام سیاسی، در گسلهای اجتماعی خود تنها نیست و بدنه اجتماعی همچنان «سپر انسانی جانفدا» و «حامی ساختاری» آن محسوب میشود. در واقع، اینجا خیابان به مثابه یک «پایگاه نظامی معنوی» عمل میکند که در آن، تراکم جمعیت، همان کارکرد «موشکهای نقطهزن» را در بازدارندگی ایفا میکند.
۳. انسجام ملی؛ بازسازی بنیان مرصوص در برابر تفرق
ویژگی سوم، یعنی «مانور انسجام ملی»، پاسخی به گفتمانهای «شکاف اجتماعی» است. در فضای سیاست معاصر ایران، همواره سخن از وجود اختلافات عمیق، شکافهای نسلی و تضادهای گفتمانی میان دولت و جامعه به میان میآید. اما در ایران اسلامی «اختلافات جزیی، بنیان مرصوص را نشکسته است»، بر مفهوم «وحدت استراتژیک» پافشاری میکند. در تحلیل مناسک، «انسجام» نه به معنای فقدان اختلاف، بلکه به معنای توانایی جمع شدن حول یک نقطه کانونی در مواقع بحرانی است. این مراسم، نوعی «مراسم گذار» است که در آن، ملت ایران با وجود سلایق و دیدگاههای متفاوت، در یک «زمان مقدس سیاسی» شرکت میکنند تا بر تداوم ساختار نظام جمهوری اسلامی تاکید کنند. این انسجام، نوعی «چسب اجتماعی» است که ساختار سیاسی را در برابر فشارهای فرسایشی درونی و بیرونی بیمه میکند. این نگاه، در پی آن است که نشان دهد بدنه اجتماعی، فراتر از نقدهای موجود، در مبانی کلان نظام سیاسی همنوا است.استفاده امام و رهبری عزیز انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای از واژه «علیالاصول»، نشاندهنده یک «دوگانه درونی-بیرونی» است. مراسم تشییع، تنها یک رویداد داخلی نیست؛ بلکه یک «پیام بینالمللی» است. ترامپ و سایر سیاستمداران مخالف، از این دریچه به ایران مینگرند. تفسیر «عملکرد آمریکا» به عنوان مفسر واژگان سیاسی، نشاندهنده یک آگاهی تاریخی است که معتقد است رفتار خصمانه دیگر دشمن ما یعنی آمریکا، به خودی خود، بهترین عامل برای وحدت و انسجام داخلی بوده است. بنابراین میتوان گفت: تشییع پیکر قائد شهیدمان حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره) در ایران اسلامی، فراتر از یک سوگواری مذهبی یا سنتی، یک «تکنولوژی سیاسی» است که در آن «حضور مردم» برای تولید مشروعیت، نمایش قدرت و احیای پیوند امام و امت به کار گرفته میشود. این مراسم، بارها ثابت کرده است که خیابان در ایران، نه فقط محل تردد که میدانی برای بازتعریف مفاهیم «امت» و «دولت» و «مردم» در لحظات سرنوشتساز است.
نظر شما