آگاه: واقعه ابقیق، یک آزمون کلاسیک در اقتصاد سیاسی امنیت بود. برخلاف پیشبینیهای مدلهای کلاسیک که انتظار جهش ۲۰درصدی قیمت نفت در پی حذف ظرفیت هفت میلیون بشکهای را داشتند، بازار به جای واکنش هیجانی به عرضه، به سیگنالهای دیپلماتیک واکنش نشان داد. پالس ترامپ مبنی بر گشودن دریچههای مذاکره و سکوت استراتژیک تهران، عملا ریسک ژئوپلیتیک را از قیمت نفت حذف کرد و نشان داد که در عصر کنونی، ادراک از تداوم جریان انرژی به مراتب تاثیرگذارتر از ظرفیت فیزیکی پالایشگاههاست. آنچه در واقعه ابقیق رخ داد، شکست مدلهای سنتی واکنش بازار بود؛ چرا که بازیگران، قواعد بازی را از تنش سخت به مدیریت منعطف تغییر دادند. گارد باز ایران در قبال دیپلماسی ادعایی ترامپ، مانع هراس بازار شد. این سکوت معنادار تهران، قیمتهای انرژی جهانی را در مدار نزولی قرار داد.
حباب قیمت نفت شکل نگرفت
در حالی که هدف قرار گرفتن زیرساختهای آرامکو باید جرقه یک شوک قیمتمحور باشد، اتخاذ سیاست ابهام از سوی تهران و دیپلماسی توییتی ترامپ، مانع شکلگیری حباب قیمتی شد. این وضعیت، مصداق بارز غلبه دیپلماسی انتظار بر واقعیت بحران است. ترامپ با پالس مذاکره، از وقوع یک بحران نفتی و بنزینی داخلی جلوگیری کرد و نفت را از میدان نبرد نظامی با ایران، خارج کرد.
در مجموع واقعه ابقیق، یک نقطه عطف تاریخی بود که میتوانست توازن قدرت را به نفع تهران تغییر دهد؛ اما رویکرد مداراجویانه دیپلماتیک در قبال تنگه هرمز و تاکید بر ادامه رایزنیها با طرف عمانی که در واقع نایب آمریکا است، این فرصت طلایی را به باد داد. در حالی که ضربه نظامی به زیرساخت آرامکو باید با اعلام رسمی انسداد عملیاتی تنگه تکمیل میشد تا قیمت نفت با جهشی تصاعدی، اقتصاد انتخاباتی ترامپ را به فروپاشی بکشاند، اتخاذ سیاست سکوت یا تکذیب نکردن، عملا فرصت وارد کردن شوک سهمگین به واشنگتن را از دست داد و به آمریکا مجال تنفس در بازار انرژی داد.
در هنر جنگ اقتصادی، ضربه ناقص به مثابه عدم ضربه است. اگر ابقیق، تیر اول بود، مسدود اعلام کردن تنگه هرمز باید تیر خلاص میبود تا بازارهای جهانی با شوکی بیسابقه، آمریکا را در برابر یک بنبست راهبردی قرار دهند. عدم استفاده از این اهرم کلیدی، باعث شد که واشنگتن از لبه پرتگاه یک بحران تورمی نجات یابد و تهران یکی از قدرتمندترین ابزارهای چانهزنی خود را در لحظه سرنوشتساز، در غلاف نگه دارد.
یکچهارم نفت دنیا قطع شد
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی تحلیلی به قلم جورجی کانچف و سامر سعید، از شکلگیری یک بحران بیسابقه در صادرات نفت عربستان سعودی خبر داده است. بر اساس این گزارش، حملات نیروهای مسلح یمن به کشتیهای مرتبط با این کشور در دریای سرخ و تنگه بابالمندب، ریاض را با یک معضل راهبردی جدی مواجه کرده و مسیر جایگزینی که برای دور زدن تنگه هرمز ایجاد کرده بود را نیز با تهدید روبهرو ساخته است. والاستریت ژورنال در گزارش خود به ابعاد هشداردهنده این بحران اشاره کرده و مینویسد که اختلال همزمان در دو آبراه استراتژیک تنگه هرمزو بابالمندب، حدود یکچهارم یا ۲۵ درصد از عرضه نفت خام جهان را مختل کرده است. تحلیلگران شرکت کشتیرانی کپلر هشدار دادهاند که تداوم اختلال در این دو مسیر حیاتی، تاثیری عظیم بر بازارهای جهانی انرژی خواهد داشت.
به گزارش این روزنامه، از زمان آغاز جنگ با ایران و مختل شدن تردد در تنگه هرمز، عربستان سعودی با استفاده از خط لوله شرق-غرب، صادرات نفت خود را به سواحل دریای سرخ منتقل میکرد و از آنجا از طریق تنگه بابالمندب به مشتریان آسیایی میفرستاد. این راهکار که به عنوان یک شیر اطمینان برای حفظ جریان صادرات و جلوگیری از افزایش بیشتر قیمتهای جهانی عمل میکرد، اکنون به دلیل تهدیدات حوثیها در معرض خطر جدی قرار گرفته است.
والاستریت ژورنال با اشاره به دادههای شرکت رهگیری کشتی وورتکسا مینویسد که دستکم چهار نفتکش حامل نفت خام عربستان، طی روزهای گذشته پیش از رسیدن به تنگه بابالمندب مسیر خود را تغییر داده و به سمت شمال و کانال سوئز بازگشتهاند. همچنین عربستان برای جبران این اختلال، به دنبال بارگیری نفت از بنادر مصر در دریای مدیترانه است.
در سه هفته اول ژوئیه، ترانزیت نفتی از کانال سوئز به بالاترین سطح خود در دو سال و نیم اخیر رسیده و تلاش برای انتقال نفت به خط لوله سومد که به موازات کانال سوئز قرار دارد، افزایش یافته است. خط لوله سومد در مصر، دریای سرخ را به مدیترانه متصل میکند و نفت نفتکشهای غولپیکر را که نمیتوانند از کانال سوئز عبور کنند، از عینسوخنه به سیدیکریر منتقل میکند. این خط لوله با ظرفیت دو تا سه میلیون بشکه در روز، اکنون به دلیل اختلال در تنگه هرمز فعالیت میکند، اما تخلیه و بارگیری مجدد نفت، فرآیندی زمانبر و هزینههای حملونقل و بیمه را به شدت افزایش داده است.
این گزارش تاکید دارد که تغییر مسیر صادرات از بابالمندب به کانال سوئز و دماغه امیدنیک نیز هزینههای سنگینی را به همراه دارد. محمولههای نفتی که از مسیر شمالی به آسیا میروند، با ۲۰ تا ۳۰ روز تاخیر مواجه میشوند و هزینههای حملونقل و بیمه جنگ به شدت افزایش مییابد. همچنین محدودیتهای فنی کانال سوئز مانع عبور نفتکشهای فوق سنگین با بار کامل میشود و ناگزیر باید بخشی از محموله در خلیج سوئز تخلیه و از طریق خط لوله سومد منتقل یا محموله بین نفتکشهای کوچکتر تقسیم شود.
بر اساس دادههای شرکت مشاوره انرژی اسپکتز، عربستان سعودی از زمان آغاز جنگ، حجم نفت منتقلشده از طریق خط لوله شرق-غرب را به حدود پنج میلیون بشکه در روز افزایش داده است که معادل حدود پنج درصد از عرضه جهانی نفت است.
از این مقدار، روزانه حدود ۵/۳ میلیون بشکه از مسیر بابالمندب به سمت خریداران آسیایی ارسال میشد. حالا با تهدید این مسیر، بخش اعظم صادرات نفت عربستان به یک خروجی باریک از طریق کانال سوئز وابسته شده است. در بخش دیگری از این گزارش، والاستریت ژورنال به نقل از منابع مطلع مینویسد که تلاشهای دیپلماتیک عمان و مصر برای متقاعد کردن عربستان سعودی به لغو محاصره یمن و کاهش تنشها، تاکنون بینتیجه مانده است و ریاض حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نشده است. به ادعای والاستریت، همچنین مقامات ایرانی هشدار دادهاند که در صورت تشدید عملیاتهای نظامی آمریکا در منطقه، ممکن است دامنه هدفگیری کشتیها در دریای سرخ گسترش یابد و شاهد تشدید تنشها در این آبراه حیاتی باشیم؛ موضوعی که نگرانیهای جدی را برای عربستان سعودی و همچنین بازارهای جهانی انرژی ایجاد کرده است. این روزنامه در پایان تاکید کرده که با وجود تلاشهای عربستان برای تغییر مسیر صادرات، تداوم تهدیدات در دریای سرخ و بابالمندب، ریاض را با چالش جدی در حفظ جریان صادراتی خود روبهرو کرده و تحلیلگران هشدار میدهند که ادامه این حملات میتواند قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه برساند و تورم و فشار بر اقتصاد شکننده جهانی را افزایش دهد.
نظر شما