آگاه: دین در واقع نقشه واسط بین همه افراد و اجزای موجود است برای پیروزیها و بهروزیهای کلی و کامل که در آن هر بخش نقش و شخصیت بزرگی پیدا میکند. دین مسیر بزرگی و بزرگواری را از این طریق برای همگان هموار میکند. به آنان معنی و امتداد و بقا میبخشد. دین زندگی را به سطحی بالاتر از آنچه پیش از خودش تجربه شده ارتقا میدهد. لذا فضای بسیار بزرگتری از امکانها و صورتبخشیها را به وجود میآورد تا آنان که قد و قامت وجودی بلندتری دارند در تنگنای محیط از رسیدن به قله عزت، عظمت و کمال مطلوب خویش باز نمانند.
در واقع دین علاوه بر اینکه ضعفا را تقویت میکند، مستضعفین را نیز از قید ظلم و ستم رها میکند. دین اینگونه عدالت را در زمین و زمان میگسترد. علاوه بر اینکه کوتاهترها را رشد میدهد و کوچکترها را بزرگ میکند، بزرگترها را محترم و مقدم میشمارد تا آنان راه را برای دیگران باز کنند و جمع را با سرعت و قدرت بیشتری به پیش برند. دین به این صورت جمع ضعیف را به جامعه قوی تبدیل میکند. شاید این توصیف سادهای باشد از دو مفهوم همپوشان امت و امامت. همان چیزی که جامعه ایرانی بر اساس آن دست به تاریخسازیهای بزرگ زده و مسیر بشر معاصر را با انقلاب اسلامی خود دگرگون ساخته است.
اگر این مقدمه را بپذیریم دین و آنچه در بافت و ساخت دینی گنجانده شده مربوط به زندگی است. کرامت زندگی و بهداشت زندگی و بزرگداشت و تقویت آن. دین کمک میکند تا جامعیت و جمعیت انسانی برآورده شود. انسان و انسانها با مراتب سهگانه وجودی خویش با مناسبات جهان آشنا شوند و با آن ارتباط زنده و معنادار برقرار کنند تا آخرین قطعه پازل جریان حیات در عالم و لحظه اکمال و اتمام آن باشند. لحظه تپیدن خلقت و تولد آن.
قلب و محبت؛ عقل و مصلحت؛ احساس و امیال در سه طبقه انسان را تعریف میکند. دین اولا باعث میشود تا این سه طبقه در انسان هماهنگ و همگون فعالیت کنند تا جامعیت فرد از هم نپاشد و دوم باعث میشود افراد انسانها بر اساس این سه طبقه ارتباطات سالم و عادلانه و امن برقرار کنند و پیوندهای عمیق و دقیق و حساب شده اجتماعی گسترده و پیوسته به وجود بیاید. در نقشه دین انسان نه از تن که از جان آغاز میشود و قلب به عنوان محل وجدان انسانیت و کشف معنویت و ارتباط با حقیقت و فهم توحید و تعلق به محبت بالاترین مرتبه را داراست. عقل یافتههای قلب را به صورت ساختار و سازمان کامل و شامل تشریح و توسعه میدهد و کلیات را توصیف و تعریف میکند و سپس احساس آنها را به مصداقهای جزئی بیرونی متصل میکند و میرساند و بر اریکه تعین و تشخص و تمایز مینشاند. دین کمک میکند تا این همکاری طولی در عرض اجتماع توسعه پیدا کند.
به این ترتیب دین ارتباط مستقیمی بین محبت و سیاست برقرار میکند و تصویری از جامعهای ارائه میدهد که در آن توحید به وحدت و محبت به ولایت و قلب به حکومت متصل و مرتبط است. در واقع دین جامعه میسازد. جامعه زنده. دین امکان زندگی اجتماعی را فراهم میکند. البته همواره دین به خاطر قدرت جامعهسازی که دارد مورد طمع شیاطین بوده است. دین میتواند اعتماد بین انسانها به وجود آورد و آنان را از وحشت و گریز و واگرایی به محبت و اهلیت و همگرایی سوق دهد. وقتی جمعیت شکل میگیرد، شیاطین جن و انس به فکر سوءاستفاده کلان از این امکان میافتند. لذا هجوم به سمت دین و دیندار و جامعه دینمدار همیشه بوده و هست و خواهد بود. مثل بدن زنده که به خاطر توان خلق زندگی و داشتن موقعیت آفرینندگی، همیشه در معرض هجوم انواع عوامل سوء استفادهچی است.
اینکه چگونه یک جامعه زنده دینمدار به جامعه مرده در اختیار شیاطین تبدیل میشود را میتوان هم به صورت تحلیل عقلی و هم به صورت تفسیر تاریخی به بحث گذاشت. چگونه جوامع جاهلی بر اثر هجوم بیگانگان و بیگانگی از جوامع دینی به وجود میآیند و چگونه میتوان جوامع جاهلی را به وسیله نسخههای دینی احیا کرد؟! این رفت و برگشتها بارها در تاریخ اتفاق افتاده و شکلهای متفاوت و متکثری از تجربه بشر در این باره به وجود آمده است که پرداختن به آن در این مجال نمیگنجد.
مهم، چون زیارت
یکی از مهارتهای دینی در خلق جمعیتهای همدل و جامعیتهای گسترده، مربوط به آداب زیارت است. زیارت از جمله تدابیر خداوند و اولیای الهی برای احیای جامعه و حیات اجتماعی است. ارزش گذاردن به امر زیارت و توسعه آن در آموزههای دینی چنان پررنگ و برجسته است که جز به کوری و کری و گنگی جهالت و نفاق نمیتوان از آن چشم پوشید و آن را نادیده گرفت. آنچنان که برخی فرقههای منحرف و عقاید گمراه همچون وهابیت دچار آن شدهاند و در دامنههای شیطانی خود مصیبتهای بیشماری از خسارت و نابودی و ذلت و بیچارگی و فساد و مرگ را برای خود و مردمان پیرامون خود به وجود آوردهاند.
هر چقدر در تاریخ دین به گذشته بازگردید خواهید دید که آداب دینی به بهانههای مختلف انسانها را جمع میکند تا بیاموزند که چگونه با نرمافزار انسانیت و در بستر محبت، حتی در فقر و فقدان ابزارهای روزمره زندگی زمینههای سعادت و سلامت و خوشدلی و خوشحالی را برآورند. زیارت یکی از تمرینهای جدی و مهم زیست اجتماعی مؤمنانه و بهداشت روحی و روانی جامعه مؤمنان است و اربعین با مختصات بینالمللی و مشخصات اصیل و نشانههای عمیقی که دارد یکی از بزرگترین نمونههای رزمایش و آموزش جمعی زیارت است. هر ساله ملت بزرگ و آزاده عراق همایش عظیم اربعین را در آغوش کرامت و محبت خویش برگزار میکنند و میزبان بزرگترین اجتماع بشری تاریخ در خانه و خیابان و جاده و سرزمین خویش میشوند. کشور عراق به یک معنا کانون شیعه و در دایرهای بزرگتر مرکز اسلام و در نگاهی جامعتر مهد بازگشت مستضعفان جهان به مدار عزت و موفقیت است. این فرصت بیتکرار به جهت شرافتی است که حرمهای مطهر اهل بیت به خصوص کربلای معلی به آن دادهاند.
کربلا، مقیاس جذبه اهل بیت(ع)
کربلا بیشترین تراکم نشانههای عرشی را در خود دارد. کشور ایران و سرزمین حجاز نیز مکملهای این جورچین بزرگ تمدنی هستند. اما اکنون سرزمین وحی بر اثر تسلط عقاید ناهماهنگ با اندیشه متعالی شیعی و اسارت در دست سلاطین فرو افتاده در چنگال اراده کفار، نمیتواند نقش و سهم متعالی خود را در این نقشه بزرگ تاریخی-تمدنی ایفا کند. مراسم حج و عمره همواره برگزار میشود؛ اما همچنان که فرزندان اسماعیل علیهالسلام مراسم پدران خویش را به تدریج میراندند و به شرک و بتپرستی جاهلیت کشاندند تا جایی که موحدان و پیروان دین ابراهیم علیهالسلام در اقلیت مطلق ماندند، قوم حاکم بر سرزمین الهی مکه و مدینه نیز آیین حج را در حصار خودکامگیهای خویش اسیر کرده و ضعیف کردند تا صرفا نمایشی دینی و گردشی اقتصادی به وجود آورده باشند و از قبل آن نه برای دین که برای خود انواع بهرهمندیها و منافع را جلب کنند. اما خداوند وعده فرموده که مسیر دین را به روی مردم جهان بگشاید و پیام دین را به آنان برساند و این وعده امروز در میان اهالی محور مقاومت در حال تحقق است.
اکنون سهم عراق کریم برگزاری همایش هر ساله جهانی از آزادگان است. جمعیتی دهها میلیون نفری که بر اساس جذبه محبت اهل بیت علیهمالسلام جمع میشوند و یاد میگیرند که چگونه میتوان با وجود تمام تفاوتها و تمایزات در کنار هم نه بر اساس تفاخر و تجاهر مادی که بر اساس کرامت معنوی زندگی کرد و دریایی بیکران از معرفت و حقانیت را به خروش آورد.
سنت زیارت اربعین از صدها سال پیش توسط ائمه هدی علیهم صلوات الله و سلامه پایهگذاری و تعریف شد. این زیارت یکی از اصیلترین آداب اسلامی و عمیقترین سنتهای شیعی است. هیچکس آن روز نمیدانست که ظرفیت اربعین در آینده چگونه پایههای تمدن اسلامی-انسانی را محکم خواهد کرد و کاخهای سیاه تمدن شیطانی استکبار را به لرزه خواهد انداخت. زیارت اربعین را بیشتر به پیادهرویهایش میشناسند. اما زائران غالبا از سابقه رسیدن زیارت اربعین به روز و حال فعلی بیخبرند. زیارت اربعین گام به گام در زمان حرکت کرده و یاران خود را تربیت کرده تا اینکه به میانههای راه یعنی روزگار ما رسیده است. مردم عراق نه امروز که قرنهاست این عادت مقدس و مبارک را با قدمها و اقدامهای خود زنده نگه داشتهاند و پروردهاند. زائران اباعبدالله الحسین علیهالسلام همواره با هزینههای گزاف از هر جای دنیا به سمت محبوبشان شتافتهاند تا قدمگاه زیارت اربعین هیچ گاه نخشکد و در پیچ و خم صفحات تاریخ گم نشود.
یکی از ثمرات زنده نگه داشتن ادب زیارت، تربیت ملتی بزرگ و تاریخی و تمدنساز به نام ملت ایران است. محبت اهل بیت و شوق زیارت آنان و هجرت به سوی آنان و انتظار بارگشتشان به جایگاهی که حق آنان است، چنان تحولی در میان نسلهای پی در پی مردمان ایران زمین به وجود آورد که توانستند در یک فرصت استثنائی از قید استبداد شاهنشاهی و استعمار ننگین غربی آزاد شوند و مسیر آزادی را برای خود و تمام همراهان و همدلان و همفکران خود باز کنند. از روزی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد تا روزی که حکومت جائر بعث عراق فروریخت و راه پیوستن آزادگان و مستضعفان جهان در شاهراه کربلا گشوده شد، ملتهای منطقه به محوریت جمهوری اسلامی ایران ریاضتهای سختی از سر گذراندند. سختیهایی که جز انسان آزموده شیعی نمیتوانست از عهده آن برآید و ایمان و ظرفیت تحمل آن را نداشت.
بلوغ شیعه در کوران حوادث
در واقع آنچه در نیم قرن اخیر شاهد آن بودهایم ظهور تمدنی مکتب تشیع در میان هوادارانش و بلوغ شیعه در میان حوادث بزرگی است که هر روز برای میراندن تحول تاریخی کربلا تلاش میکنند. فرهنگ زیارت رزمندگان اسلام را در طول هشت سال دفاع مقدس به شکستن خطوط دشمن وامیداشت. شوق زیارت آنان را در خط مقدم شهادت ثابت قدم نگه میداشت و زمینه را برای آزادی ملتی اصیل و تاریخی که بناست یک وظیفه بزرگ و فوق العاده را بر دوش بکشد فراهم میکرد. تمام اختلافافکنیها نتوانست مانع پیوستن دو پاره تن شیعه یعنی ایران و عراق به یکدیگر شود. تشکیل این پیکره عظیم جغرافیای زیارت را به حکومت قلبهای بیدار عالم رساند. حالا یک ظرفیت غیر قابل باور برای دعوت از تمام مستضعفان فراهم شده که از آنان میخواهد برای بازدیدهای مؤمنانه به قلب زمین بشتابند.
هیچ لحظه در طول سال و هیچ ابزار در دست دشمنان اتحاد مستضعفان به محوریت مسلمانان و هدایت شیعیان نیست؛ مگر اینکه برای از بین بردن زمینههای زیارت به کار برده میشود. همه ساله شاهد تلاشهای نافرجام دشمن برای به حاشیه راندن زیارت اربعین و شاخهها و مکملهای آن هستیم. آنان نمیخواهند این پدیده تمدنی در بین مردم جهان شناخته شود. آنان نمیخواهند این ظرفیت دیده شود. نمیخواهند این امید در بین مردم دنیا زنده شود. آنان دوست ندارند مردمانشان ببینند که بر خلاف دروغهای نظامات غربی میتوان بدون کینه و دشمنی و غرق در محبت در زمین زندگی کرد. آنان قرنها به انسانها این پیام شیطان را حقنه کردهاند که انسان قدر محبت را نمیداند و حکومت جز با شهوت امکان ندارد و سیاست آلوده به اغراض شیطانی است و جز شیاطین جن و انس نمیتوانند صاحب حکومت و مدعی آن باشند. حالا در زیارات ائمه اطهار در تمام پهنه جغرافیا و در طول تاریخ آن، انسانهای زیادی جانها و قلبهایشان را فدای جمعیتی میکنند که شناسنامهای جز محبت اهل بیت ندارند.
اربعین مرزهایی را که استعمار و استکبار و استبداد خرد و کلان بین مردم دنیا کشیده را پاک میکند و همه را در یک ظرف بزرگ لبریز از عشق غرق میکند و سپس آنان را به جغرافیای تولد خویش بازمیگرداند تا با عطر ملاقات زائران و مجاوران و خادمان اهل بیت زندگی خود را بازسازی کنند و امکانهای ساخت پیکره تمدنی مؤمنانه را به دست آورند و بر جریان تقدیرات موطن خویش اثرگذار باشند. تا جهانی بسازند بر پایه محبت و عشق به انسانیت.
یکی از بزرگترین دغدغههای حکومتهای ارتجاعی و نظامات شیطانی تشکیل مردم است. آنان به شدت از مردم میترسند. از اجتماع میترسند. آنان وحشت دارند که فطرت و وجدان مردم را به هم متصل کند و بطلان ساختار نظامات سیاسی دیکتاتورهای بزک کرده آشکار شود. ستمگران از قدرت مردم میترسند. از پاسخگو شدن گریزانند. آنان جوابی درباره کارهایی که انجام دادند و مسئولیتهایی که ترک کردند ندارند. آنان نمیدانند چه پاسخی در قبال کنجکاوی مردم نسبت به جمعهای فاسد اپستینی که مرداب تصمیمسازیهای شیطانی بسیاری از سران دنیا بود، بدهند. آنان میدانند اگر تمام پشت پردهها درباره زنجیره تولید قدرت شیطانی آنان فاش شود، مردم چیزی از حیثیت و جایگاه برای آنان باقی نخواهند گذاشت. لذا نمیخواهند مردم به صورت طبیعی و فطری دور هم جمع و با حقیقت خویش آشنا شوند. بر اثر تبلیغات شیطانی دشمنان انسان و انسانیت، خیلیها گمان میکنند واقعا طور دیگری نمیشود زندگی کرد و دنیا تنها محل چریدن شیطانهاست و هر کس نپذیرد تا سهمی از شیطنت داشته باشد، محروم و مظلوم باقی خواهد ماند.
جهان متفاوت اربعین
زیارت به ویژه زیارت اربعین نشان میدهد که چگونه مردم بر اساس امر واحد محبت به هم میپیوندند و جامعه میشوند. همه چیز اینجا متناسب با نیاز زیارت بازسازی و ارائه میشود. همه مهارتها در خدمت زیارت هستند. هر کس هنری دارد برای زیارت خرج میکند. پول که
همه جا سلطنت میکند، اینجا خدمت میکند. اینجا روابط از دل آغاز میشود. تنها نیز به استخدام دلها درمیآیند. آنکه در قله نشسته نفس نیست، محبوب است. همه نفسها به هم میپیوندند برای بزرگداشت آن نفس مطمئنه و همه میدانند این مسیر در نیم قرن اخیر با سرعتی شگفتانگیز طی شده و رکوردهای جدیدی را پشت سر گذاشته است. حالا اما اربعین امسال با تمام زیارتهای گذشته متفاوت است.
درست اندکی پیش یک اتفاق عظیم در منطقه ما رخ داد که دیگران هر چه خواستند نتوانستند از جلوهگری جهانی آن جلوگیری کنند. مراسم تشییع قائد شهید امت طی هفت روز در شهرهای تهران و قم و کربلا و نجف و مشهد، در واقع یکی از نقاط عطف تاریخ جهان است. دهها میلیون نفر طی چند روز با یک رهبر بزرگ شیعی وداع کردند و برای خونخواهی و انتقام شعار سردادند. همه دیدند که این تشییع و عزاداری نه از جنس افسردگیهای پس از مصیبت و احساس شکستهای پس از خسارت که از جنس مصیبت کربلاست که پرچمدار آن فرمود جز زیبایی ندیدم. همه دیدند که این یک تکثیر حسینی در میان جمعیت جهان است. یک تولد تمدنی است. جنس این تشییع از جنس ضعف و حسرت نبود. از جنس قوت و خلق هویت بود. حضوری غیر معمول که تمام شاخصههای بزرگداشت محرم و صفر را در خود داشت. انگار ناگهان تاریخ به روز یازدهم عاشورای سال ۶۱ بازگشت اما این بار تقدیر دیگری رقم خورد. ناظران جهانی میدانستند که این یک پایان نیست. یک آغاز در قله است. آنچه خون دو ملت ایران و عراق را در کانون ستم غرب جوشانده و یکپارچه در رگهای انتقام دمیده، همان است که فرمود: «إنَّ لِقَتلِ الحُسَینِ حَرارَةً فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لاتَبرُدُ أبَدا». هیچگاه سرد نخواهد شد. امری فرازمینی و فرازمانی یعنی امری تمدنساز. الگویی گسترنده و تکرار شونده و فرارونده از بروز و حضور مردم مظلوم. دیگران میبینند که تمام طراحیهای ضد منطقه نتوانسته کانون قدرت شیعه در منطقه را سست و مستهلک کند؛ بلکه هر روز موج بزرگتری از خونخواهی و انتقام تاریخی در حال برخاستن و فرود آمدن بر دیوارهای حصار و انحصار استکبار است. در این تشییع خارقالعاده جمعیت یک شخص را بر شانههای خود نمیکشیدند. آنان یک شخصیت مبارک و یک امانت مقدس را همچون سندی غیر قابل انکار سر دست گرفته بودند و به سمت شکستن مرزهای تاریخ حکومتهای خودکامه هجوم میبردند.
حالا امروز یعنی فردای آن تشییع تمدنی، اولین زیارت اربعین در حال برگزاری است. زیارت اربعین را به گامهایش میشناسند. گامهای خستهای که یک قدم در تاریخ دارد و یک قدم در تمدن. توزیع و تکثیر نقش الهی و امانت آسمانی در یک اجتماع بینظیر به واسطه قلبی که در کربلا میتپد و خونی که در جادهها جاری است و پیکری که از گنجایش مرزها فراتر رفته. مردم ایران یک ماموریت افزوده در این زیارت بر عهده دارند. تجدید پیمان با ملت بزرگ عراق و عرض ارادت و تشکر و سپاس به خاطر این بلوغ حماسی و شکوه غیورانه. قدردانی از حضور استثنائی ملت عراق در تشییع قائد شهید حضرت آیتالله سیدعلی حسینیخامنهای (قدسالله نفسهالزکیه) وظیفه واجب تک تک زائران ایرانی و تمام زائران بینالمللی است که توفیق تشرف دارند. ملت عراق باید ببیند و بشنود که ما نقش بینالمللی آنان در این تشییع را فهمیدیم. آنان باید بدانند که برادران و خواهران ایرانی آنها حضور فرامرزی آنان را درک کردند. ما باید آنان را به واسطه این فضیلت و کرامت تشویق کنیم و حقشناسی خود را اثبات کنیم. این ملت نشان داد که اربعین چگونه آنان را به بلوغ رسانده و راه صدها ساله را در زمانهای کوتاهی طی کردهاند. ثمره آزار و اذیتها و شکنجهها و مصیبتهایی که تحمل کردند تا این شأن عظیم و مقام رفیع به آنان اعطا شود باید گرامی داشته شود. مردم ایران و همه آزادگان جهان باید ملت عراق را به دلیل اینکه اجازه ندادند خونخواهی پشت دیوارهای تحریم دشمن علیه ایران محدود و محصور بماند محترم بشمارند و بدانند که ملت عراق به تنهایی جور تمام ملتهای مستضعف جهان را به دوش کشیدند و کاری کردند که دیگران توفیق آن را نداشتند.
حالا فرهنگ زیارت، زندگی را از لولیدنهای بین تمتعات زمینی همچون کرمهای خاکی بالا کشیده و انسانهای فروافتاده در خاک مذلت را به استقامت واداشته و شیوهای از بودن و داشتن و خواستن و برآوردن را فراهم آورده که از سرچشمههای عزت و شرافت و کرامت و آزادی و محبت ارتزاق میشود. زندگی در تراز تمدنی محصول فرهنگ زیارت است. راهی که صدها سال پدران و مادران ما پیمودند و حاصل دسترنج خود را به صورت ساز و کارهای اجتماعی سخت و نرم به ما سپردند. آداب محترمی که ما از گذشتگان خود به ارث بردیم، سرمایه موفقیت آینده ماست. راه رسیدن به آرمانها و یافتن حقی است که زیر پا گذاشته شده. زیارت ما را به سمت زندگی سوق داده و مسیر خروج از مرداری و مرگ را نشان میدهد. ما با زیارت پیکره عظیم تمدنی خود را میسازیم تا مستکبران شیطانصفت نتوانند از دور و نزدیک به ما بتازند و هرگاه خواستند بر ما صدمه وارد کنند. ما را قتل عام کنند و داراییهای ما را به یغما ببرند و برای بردگی ما نقشهها بکشند و زمین و زمان ما را مال خود بدانند و جز با جور و ستم با ما معامله نکنند و جز حقارت و شکست برای ما باقی نگذارند. فرهنگ زیارت دارد ما را در طبقهای جدید از هستی زنده میکند. جایی که دیوسیرتان، قدرت غلبه بر آن را ندارند و ناچارند زیر پای اراده ما له و تسلیم اراده قطعی و حتمی ما برای آزادی همه مردمان جهان شوند. درود خدا بر شهیدان راه حقیقت که مسیر زیارت را گشودند و ما را به قلب تپنده زمین یعنی سرزمین کربلا رساندند.
نظر شما