در عصر حاضر که نظم جهانی در حال گذار است و جوامع تحت فشارهای پیچیده رسانه‌ای، فرهنگی و جنگ‌های شناختی قرار دارند، مسئله «هویت» و «تمدن» از یک بحث صرفا تاریخی فراتر رفته و به مؤلفه‌ای حیاتی برای تاب‌آوری و انسجام ملی تبدیل شده است. تقابل گفتمان‌ها در دنیای مدرن نشان می‌دهد که درک عمیق از ریشه‌های فرهنگی و ارزش‌های اصیل، ابزاری کارآمد در برابر الگوهای وارداتی، دوقطبی‌سازی‌های کاذب و بحران‌های هویتی به شمار می‌رود. از سوی دیگر، واکاوی انتقادی ساختارهای اجتماعی و آکادمیک غرب، به‌ویژه در مواجهه با مفاهیمی چون عدالت، حقوق بشر و همبستگی اجتماعی، می‌تواند چشم‌انداز روشن‌تری از جایگاه تمدن‌های مستقل و در حال ظهور ارائه دهد.

بازخوانی هویت ایرانی در عصر گذار

آگاه: دکتر شیرین سعیدی در نشستی با محوریت «هویت و تمدن ایرانی»، به بررسی ریشه‌های عدالت‌خواهی در فرهنگ ایرانی، بحران آکادمیک و زوال همبستگی در جوامع غربی و همچنین جایگاه ایران به مثابه قدرت نوظهور و ضرورت حفظ یکپارچگی ملی پرداخت.

ریشه‌های عدالت‌خواهی و بحران آکادمیک در جوامع غربی
دکتر شیرین سعیدی در ابتدای نشست با اشاره به علاقه و پیوند عمیق خود به هویت ایرانی که در بستر مطالعات اقلیت‌ها و جنبش‌های مدنی در آمریکا شکل گرفته است، مباحث خود را آغاز کرد. او توضیح داد که در دوران تحصیلات دانشگاهی و همزمان با بررسی دقیق مبارزات سیاه‌پوستان و مقاومت مردم فلسطین، به وضوح مشخص شد که دانشجویان و فعالان ایرانی همواره دغدغه عدالت داشته و همگام و در کنار این جنبش‌های ضد نژادپرستی قرار داشته‌اند. به گفته وی، پرورش یافتن در جامعه‌ای که ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن به شکلی سیستماتیک بر پایه تبعیض نژادی بنا شده است، باعث شد تا وجود روحیه عدالت‌طلبی و ضد نژادپرستی در فرهنگ و تمدن ایرانی، به نقطه عطفی برای افتخار به این هویت و ریشه‌های تاریخی تبدیل شود.
ایشان تاکید کرد که به‌رغم برخورداری از تاریخ غنی و دستاوردهای هنری و علمی بی‌نظیر، جامعه امروز ما با بحران‌های هویتی پیچیده‌ای مواجه است که ناشی از دهه‌ها هجمه سنگین و همه‌جانبه اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای است. ایجاد شبکه‌ها و رسانه‌های اختصاصی با هدف پمپاژ شبانه‌روزی اطلاعات غلط، ناامیدسازی و ترور شخصیت افراد مستقل، پدیده‌ای است که به صورت کاملا هدفمند برای جامعه ایرانی طراحی و اجرا شده است. در چنین شرایط غبارآلودی، صرف آگاهی از تاریخ باستان به تنهایی راهگشا نیست و جامعه برای عبور از این بحران‌های مدرن نیازمند الگوهای عملی و ملموس است؛ الگوهایی که به روشنی نشان دهند چگونه می‌توان زیر شدیدترین حملات روانی و تحریم‌های ظالمانه، رفتار، منش عزتمندانه و استقلال فکری خود را حفظ کرد.
در همین راستا، وی خاطرنشان کرد که فضای آکادمیک و سیستم آموزشی در دانشگاه‌های امروز آمریکا دچار افت کیفی شدیدی شده است؛ به طوری که تدریس بسیاری از دروس کلیدی به دانشجویان مقاطع پایین‌تر واگذار شده و مباحث عمیق روشنفکری، از جمله مسائل بنیادین مرتبط با هویت و تمدن، با برخوردی سطحی به حاشیه رانده شده‌اند. در این بستر تقلیل‌گرا، او هویت را به عنوان یک عنصر ذاتی، پایدار و جدایی‌ناپذیر از وجود انسان تعریف کرد که حتی با تلاش‌های مقطعی برای انکار، تغییر ظاهر یا پنهان کردن پیشینه، هرگز به طور کامل از بین نمی‌رود. این نقد به مباحث تمدنی در محافل آکادمیک غربی، ابزاری است برای به حاشیه راندن ریشه‌های دینی و فرهنگی جوامع مستقل.

تقابل هویت اصیل ایرانی با زوال همبستگی اجتماعی در غرب
این فعال سیاسی در ادامه به بحران عمیق همبستگی در غرب پرداخت و توضیح داد که جامعه آمریکا اکنون در مسیری از افول ساختاری و فروپاشی درونی قرار گرفته است. به اعتقاد او، عامل اصلی پیونددهنده شهروندان در این جوامع، دیگر نه ارزش‌های مشترک انسانی، بلکه سیستم اقتصادی مصرف‌گرایانه و زنجیره بدهی‌های مالی است. دغدغه‌های طاقت‌فرسای معیشتی و فشارهای نظام سرمایه‌داری باعث شده تا مردم در برابر مسائل مهم جهانی، جنایات و بی‌عدالتی‌ها سکوت کنند. در این فضا، اعتماد عمومی به احزاب و ساختارهای قانونی به شدت کاهش یافته و نوعی خشونت و تنش پنهان که با ساخت دوگانه‌های جعلی (مانند دولت علیه مردم یا پلیس علیه شهروند) توسط سیستم تبلیغاتی تشدید می‌شود، جایگزین مهربانی و ارتباطات اصیل انسانی گذشته شده است.
در نقطه مقابل این فضای پرتنش، هسته مرکزی هویت و تمدن ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. نقاط کانونی این هویت بر پایه «محبت، مدارا، گذشت و ایثار» بنا شده است. جامعه ایرانی در کنش‌ها و رفتارهای روزمره خود نشان می‌دهد که به جای دامن زدن به تنش‌ها، همواره به دنبال آرام کردن فضا و حفظ ارزش‌های اخلاقی است. این سطح از گذشت، احترام عمیق به مفهوم زندگی و تلاش برای حفظ آرامش جمعی که به‌ویژه در لحظات بحرانی مانند دوران دفاع مقدس یا زیر شدیدترین فشارهای تحریمی بروز می‌یابد، تضاد آشکاری با فضای خشن جوامع غربی دارد. تمدن و هویت از این منظر، نه یک مفهوم انتزاعی یا فانتزی در کتاب‌ها، بلکه در «عمل» انسان‌ها و تعهد آنها به عدل و استقامت معنا می‌یابد.
همچنین به این موضوع اشاره شد که بسیاری از جریان‌های مدعی آزادی‌خواهی و حقوق بشر در غرب، از جمله بخش‌هایی از فمینیسم آکادمیک، استقلال واقعی خود را از دست داده و از نیت رهایی‌بخش خود تهی گشته‌اند. این جریان‌ها به ابزاری در خدمت ساختارهای قدرت تبدیل شده و غالبا به جای حل ریشه‌ای مشکلات زنان و جامعه، با ایجاد دوگانه‌های جعلی، آسیب‌های جدیدی به نهاد خانواده وارد می‌کنند. آزادگی واقعی نیازمند پرهیز از رفتارهای نمایشی و مبارزه صادقانه با استبداد در هر نقطه از جهان است.

ایران به مثابه قدرت نوظهور و ضرورت حفظ یکپارچگی
این عضو فعال سیاسی با اشاره به تغییر نگاه جهانی به ایران پس از حوادث اخیر و تحولات منطقه‌ای، تاکید کرد که پیشرفت‌ها و تاب‌آوری چشمگیر ایران در دهه‌های گذشته، به‌ویژه در حوزه‌های دفاعی و زیرساختی، معادلات ذهنی غرب را درهم شکسته است. این کشور برخلاف ادعای رسانه‌های جریان اصلی، توانسته در اوج تحریم‌ها هیمنه تبلیغاتی غرب را بشکند و به الگوی «امید و ایستادگی» برای سایر ملت‌های غیرغربی تبدیل شود. این مقاومت حیرت‌انگیز که اکنون تحسین جهانیان را برانگیخته، با نوعی مدارا و ارزش‌گذاری برای جان انسان‌ها همراه است. ایران کشوری جنگ‌طلب نیست، اما در برابر تعدی نظامی، با تکیه بر ظرفیت‌های درونی، قدرت بازدارندگی خود را به اثبات رسانده و استفاده از قدرت نظامی را صرفا در شرایط دفاعی و پس از خویشتن‌داری‌های طولانی در دستور کار قرار می‌دهد.
تصویر ارائه‌شده از ایران در رسانه‌های غربی و توسط برخی چهره‌های معاند، تصویری مخدوش است که تلاش می‌کند این کشور را به عنوان یک استثنای بحران‌زده معرفی کند؛ در حالی که در واقعیت، ایران جامعه‌ای مدرن در خاورمیانه است که در حال تثبیت جایگاه خود در نظم نوین جهانی است. هویت و همبستگی در میان ایرانیان، به‌ویژه در جوامع مهاجر، دارای عمق و اصالتی است که فراتر از تفاوت‌های ظاهری عمل می‌کند. اکثریت جامعه مهاجر با تحریم و جنگ علیه وطن خود مخالف هستند و رویکردهای جنگ‌طلبانه و لابی‌گری‌های مخرب را بی‌حاصل و آسیب‌زا می‌دانند.
وی در انتها در بخش آسیب‌شناسی و ارائه راهکار، مهم‌ترین نیاز کنونی ساختاری و راهبردی جامعه ایران را «وحدت ملی» و پرهیز از دوقطبی‌سازی‌های رسانه‌ای دانست. ایجاد دوگانه‌های کاذب اجتماعی، مانند مذهبی/غیرمذهبی یا داخل/خارج، همگی محصول جنگ روانی رسانه‌هایی هستند که با بودجه‌های بیگانگان برای فروپاشی انسجام داخلی طراحی شده‌اند. او از مخاطبان و آحاد جامعه خواست تا از الگوبرداری از پروپاگاندای رسانه‌های معاند پرهیز کرده و با رجوع به تاریخ اجتماعی و تکیه بر همبستگی با هم‌وطنان، به ارزش‌های اصیل انسانی بازگردند. با الهام از روحیه مدارا و حمایتگری، باید پذیرفت که تمامی اعضای این جامعه با هر گرایشی، هم‌وطن و اعضای یک خانواده بزرگ هستند. خط قرمز این وحدت و همبستگی، تنها کسانی هستند که آشکارا از خشونت، تحریم‌های ظالمانه و کشتار مردم ایران حمایت می‌کنند؛ در غیر این صورت، پذیرش تفاوت‌ها، مهرورزی و ایستادگی بر سر اصول، رمز بقا و استمرار هزاران‌ساله این تمدن کهن است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.