آگاه: روزگاری تنها جابربن عبدالله انصاری و قافلهای کوچک از اسرای رنج دیده، سکوت سنگین صحرا را میشکستند تا به مزار کشتگان نینوا برسند، اما امروز این مسیر، میزبان دهها میلیون زائری است که از سراسر کره خاکی به این نقطه سرازیر میشوند. در این گزارش تحلیلی و تاریخی، به بررسی ابعاد این پدیده شگرف میپردازیم؛ پدیدهای کاملا مردمی که خارج از اراده دولتها و نهادهای رسمی، بر پایه ایثار اقتصادی و اعتقادی تودههای مردم اداره میشود و بزرگترین اجتماع مسالمتآمیز بشریت را رقم میزند.
نخستین گامها در مسیر تاریخ
تاریخچه این رودخانه خروشان انسانی به روزگاری باز میگردد که هنوز زمان زیادی از واقعه عاشورا نگذشته بود. در میان منابع تاریخی و اعتقادات عمومی شیعیان، این باور مستند و قوی وجود دارد که نخستین زائر مزار سیدالشهدا، صحابی بزرگوار پیامبر اسلام، جابربن عبدالله انصاری بوده است. او در بیستم صفر، مقارن با اولین اربعین شهادت امام حسین(ع)، به همراه گروهی از طایفه بنیهاشم و چهرههایی چون عطیه عوفی، با پای پیاده به سوی کربلا حرکت کرد.رسیدن جابر به کربلا با مناسکی همراه بود که بعدها به الگویی برای زائران تبدیل شد. او پس از شستوشوی خود در آب فرات، با چشمانی اشکبار به مزار رفت. فریاد سه باره «یا حسین» او در دل تاریخ ثبت شده است؛ لحظهای که با بغض خطاب به مزار گفت: «محبوبی به محبوب خود پاسخ نمیدهد. چگونه میتوانی پاسخ دهی در حالی که رگهایت بریده شده و بدنت تکه تکه شده است؟» این واقعه نقطه آغازین چیزی است که امروز به عنوان جاذبه مغناطیسی حسینی شناخته میشود؛ جاذبهای که از روز اربعین آغاز شد و پس از قرنها، ارادت مستمر شیعیان و آزادگان جهان را به همراه داشته است. البته در برخی متون تاریخی مانند بحارالانوار، از چهرههای دیگری نظیر عبداللهبن حر جعفی نیز به عنوان نخستین زائرانی یاد شده است که بر سر قبور شهدا ایستادند و مرثیهسرایی کردند، اما نماد اصلی این حرکت، همان زیارت جابر و سپس بازگشت قافله اسراست.
قافله اسرا و پرچمداری حقیقت در کربلا
بخش مهم و دراماتیک تاریخ اربعین، به بازگشت کاروان اسرای اهل بیت به کربلا گره خورده است. روایات متعددی درباره زمان دقیق این بازگشت وجود دارد. به سال ۶۱ هجری قمری و ۴۰ روز پس از واقعه عاشورا نسبت داده میشود که کاروان اسرا از مسیرهای مختلف به سمت کربلا حرکت کردند. با وجود اینکه برخی مورخان به دلیل طولانی بودن سفر و شرایط دشوار آن زمان، رسیدن کاروان به کربلا در روز بیستم صفر همان سال را با تردید مواجه میکنند، اما منابع معتبر و دست اول شیعه این واقعه را تایید کردهاند. آثاری نظیر «اللهوف فی قتله الطفوف» نوشته سیدبن طاووس، پژوهشهای سیدمحمدعلی قاضیطباطبایی و «کامل الزیارات» ابن قولویه قمی و همچنین مکتوبات شیخ مفید و شیخ طوسی، همگی بر اهمیت این زیارت صحه گذاشتهاند. با این حال، گروهی از علما معتقدند که کاروان در روز اربعین از شام به سمت مدینه حرکت کرده و شاید در تاریخی دیگر به کربلا رسیده باشد. استدلال این گروه بر پایه مسافت طولانی میان شام و کوفه است که در مسیر برگشت حدود ۸۵۰ کیلومتر و در مسیر رفت از جاده سلطانی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر بوده است. فارغ از مناقشات تقویمی، حضور حضرت زینب (س) به عنوان پرچمدار کاروان اسرا در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ شیعه است. او که با خطبههای آتشین خود در کوفه و شام، ماهیت واقعی قیام عاشورا را روشن کرده و مانع تحریف حقیقت شده بود، با بازگشت به کربلا، این رسالت بیدارگرانه را تکمیل کرد. این موضع باشکوه و ایستادگی حضرت زینب(س) و امام سجاد (ع)، به نقطه شروعی برای میلیونها زائری تبدیل شد که امروز در این سفر روشنگرانه و معنوی، در جستوجوی حقیقت گام برمیدارند.
سیر تطور زیارت؛ از خفقان اموی تا گشایش صفوی
مسیر زیارت اربعین در طول تاریخ هرگز هموار نبوده و همواره با فراز و نشیبهای سیاسی و امنیتی همراه بوده است. پس از فاجعه عاشورا، حکومت بنیامیه نه تنها تلاش کرد یاد و نام امام حسین را سرکوب کند، بلکه قوانین بسیار سختگیرانهای برای ممنوعیت هرگونه تجمع، عزاداری و زیارت مرقد ایشان وضع کرد. با انتقال قدرت به عباسیان، اگرچه سازوکارهای سرکوب تغییر یافت، اما خصومت با زائران کربلا همچنان به قوت خود باقی ماند و در دورههایی چون حکومت متوکل عباسی به اوج وحشیگری رسید. فصل جدیدی در تاریخ زیارت اربعین با پایان یافتن دوران تاریک امویان و عباسیان و ظهور دولتهای شیعی آغاز شد. روی کار آمدن آلبویه در بخشهایی از ایران و عراق، برای نخستین بار فضای مساعدتری را برای احیای آیینهای شیعی فراهم کرد. زائرانی که تا پیش از آن با ترس و لرز و در خفا به زیارت میرفتند، توانستند با آزادی عمل بیشتری در این مراسم شرکت کنند. اما دوران طلایی احیای این مناسک در تاریخ پیشامدرن، مقارن با استقرار دولت صفوی در ایران بود. با رسمی شدن مذهب تشیع، دولت صفوی نه تنها اجازه برگزاری آزادانه مراسم عاشورا و اربعین را صادر کرد، بلکه به طور فعال از این سنتها حمایت کرد. با این حال، این گشایشها دائمی نبود. در دوران تسلط امپراتوری عثمانی بر عراق، زائران بار دیگر با محدودیتهای شدیدی مواجه شدند. دولت عثمانی بارها با بستن جادههای منتهی به کربلا و اعزام نیروهای نظامی، مانع برگزاری آزادانه این مراسم میشد. در دوران قاجار نیز، با وجود فضای حمایتی در داخل ایران، چالشهای مرزی و امنیتی و همچنین تنشهای سیاسی میان ایران و عثمانی، همواره بر روند زیارت اربعین تاثیر منفی میگذاشت.
خانهای تاریخی و سازماندهی پیادهروی در قرن نوزدهم
زیارت اربعین به شکل مدرن و سازمانیافتهای که شباهتهایی به پیادهروی امروزی دارد، از اواسط قرن نوزدهم میلادی نضج گرفت. در این دوره، زائران به مدت چهار روز با پای پیاده مسیر نجف تا کربلا را طی میکردند و به طور متوسط روزانه ۲۰ کیلومتر راه میرفتند. این حرکت جمعی از شانزدهم صفر آغاز میشد؛ زائران صبحگاه از نجف به سمت منطقهای به نام «خان المصلی» یا «خان الربع» حرکت کرده و شب را در آنجا بیتوته میکردند. در روز هفدهم به سوی «خان الحماد» در منطقه حیدریه امروزی میرفتند و روز هجدهم را در «خان النخیله» سپری میکردند تا در نهایت در روز نوزدهم صفر به آستانه شهر کربلا برسند.
این «خان»ها در واقع کاروانسراها و ساختمانهای قدیمی خشتی و آجری بودند که قدمتشان به قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی باز میگشت. آنها با فواصل تقریبی ۲۰ کیلومتری در جاده ۷۵ کیلومتری میان نجف و کربلا ساخته شده بودند تا پناهگاه و استراحتگاهی برای زائران خسته باشند. این کاروانسراها تا سال ۱۹۷۹ میلادی و پیش از آغاز سرکوبهای گسترده رژیم بعث، کاربری خود را حفظ کرده بودند، اما پس از ممنوعیت کامل پیادهروی، به مرور زمان متروکه شده و رو به ویرانی گذاشتند.
اربعین در مسلخ بعث؛ دوران مقاومت در سکوت
با آغاز قرن بیستم و تحولات پیچیده سیاسی در خاورمیانه، عراق به عنوان قلب تپنده این آیین، سالهای بسیار پرآشوبی را تجربه کرد. دوران حکومت حزب بعث، به ویژه در زمان زمامداری صدام حسین، سیاهترین و بحرانیترین دوره در تاریخ معاصر زیارت اربعین است. رژیم بعث با درک قدرت بسیج کنندگی و ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی این گردهمایی عظیم شیعی، رویکردی به شدت خصمانه و سرکوبگرانه در قبال آن اتخاذ کرد. در این دوره، برگزاری پیادهروی اربعین با شدیدترین ممنوعیتها مواجه شد. نیروهای امنیتی بعث با استقرار در مسیرهای منتهی به کربلا، زائران پیاده را بازداشت، شکنجه و در بسیاری از موارد به شهادت میرساندند. با این وجود، شعله عشق به سیدالشهدا هرگز خاموش نشد. شیعیان عراق در طول آن سالهای خفقان، با استفاده از مسیرهای مخفی در دل نخلستانها و با تحمل خطرات جانی فراوان، سنت پیادهروی را در تاریکی شبها زنده نگه داشتند. این مقاومت خاموش، نشاندهنده پیوند عمیق و ناگسستنی هویتی میان شیعیان و فرهنگ عاشورا بود.
رستاخیز پس از سقوط؛ یک جنبش عظیم غیرحکومتی
با سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳، بغض فروخورده چند دههای شیعیان در عراق و سراسر جهان ترکید. پس از سالها سرکوب، زیارت اربعین فرصتی تاریخی برای ظهور مجدد یافت و با سرعتی حیرتانگیز به یکی از باشکوهترین و بینظیرترین گردهماییهای مذهبی و اجتماعی در سراسر جهان تبدیل شد.
امروز ما با پدیدهای روبهرو هستیم که ابعاد آن از مرزهای تحلیلهای کلاسیک جامعه شناختی فراتر میرود. جمعیتی بالغ بر ۲۰ میلیون نفر از بیش از ۷۰ کشور جهان، مسیرهایی را که گاه طول آنها از نقطه شروع تا کربلا به بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر میرسد (نظیر مسیر رأسالبیشه در جنوبیترین نقطه عراق)، با پای پیاده طی میکنند. اما حیرتانگیزترین ویژگی این رویداد عظیم، ماهیت کاملا «مردمی» و «غیردولتی» آن است. در دنیای مدرن، برگزاری رویدادهایی با یکصدم این جمعیت، نیازمند بودجههای کلان دولتی، برنامهریزیهای پیچیده لجستیکی و دخالت مستقیم نهادهای حاکمیتی است. اما در اربعین، هیچ دولت یا نهاد بینالمللی مسئولیت تامین غذا، نوشیدنی، محل اقامت، مراقبتهای پزشکی و حمل و نقل این جمعیت عظیم را بر عهده ندارد. همه چیز در این مسیر کاملا رایگان است و بر پایه یک اقتصاد مبتنی بر «ایثار و اعتقاد» میچرخد.
وقتی مردم تمام زندگی خود را به میدان میآورند
آنچه در مسیر راهپیمایی اربعین میگذرد، تجلی یک جنبش ناب شیعی است که در آن قواعد مرسوم اقتصاد سرمایهداری و سوداگری رنگ میبازد. در این نظام معنایی، تودههای مردم، از کشاورز و کارگر ساده عراقی گرفته تا زائران و موکبداران ایرانی و سایر کشورها، تمام زندگی و پسانداز یکساله خود را جمع میکنند تا آن را در ایام اربعین بدون هیچ چشمداشتی هزینه کنند.
موکبها، از چادرهای ساده و کوچک در حاشیه روستاها تا سازههای بزرگ در شهرهای زیارتی، توسط خود مردم برپا میشوند. خانوادههایی هستند که در طول سال با تنگناهای اقتصادی مواجهند، اما بهترین دارایی خود را برای پذیرایی از زائران کنار میگذارند. در این ایام، مرزهای طبقاتی از بین میرود؛ پزشک متخصص در کنار کارگر ساده به شستوشوی پای زائران میپردازد و صاحبان خانهها، کلید منازل خود را با التماس در اختیار غریبههایی قرار میدهند که تنها وجه مشترکشان، زائر حسین بودن است. این گذشت و ایثار شگفتانگیز نشان میدهد که گردهمایی اربعین نه یک کارناوال دولتی و نه یک پروژه تبلیغاتی حاکمیتی است، این یک جوشش اصیل از درون جامعهای است که هویت خود را با مفهوم مقاومت، ایثار و عشق به اهل بیت تعریف کرده است. رسانههای غربی و تحلیلگران بینالمللی غالبا در درک این پدیده دچار حیرت میشوند، زیرا قادر به هضم این سطح از فداکاری مالی و جانی در خارج از چارچوبهای مادیگرایانه نیستند.
اربعین، امتداد یک مسیر تاریخی به سوی آینده
گزارشها و مشاهدات میدانی ثابت میکند که اربعین امروز، تبلور عینی پیروزی خون بر شمشیر و نماد همبستگی فراملیتی است. از آن روزی که جابربن عبدالله در آب فرات غسل کرد و قافله اسرا با دلی پرخون اما قامتی استوار به کربلا بازگشتند، تا به امروز که خیل عظیم جمعیت از سراسر جهان به سوی این نقطه مرکزی حرکت میکنند، یک خط ممتد تاریخی و هویتی کشیده شده است. این جماعت میلیونی نشان دادهاند که هیچ قدرتی، از شمشیرهای آخته بنیامیه تا تانکهای رژیم بعث، نتوانسته است خللی در اراده آنها ایجاد کند. اربعین فراتر از یک سوگواری صرف، یک رزمایش بزرگ برای تمرین جامعه آرمانی است؛ جامعهای که در آن محبت، برابری، ایثار و از خودگذشتگی حرف اول و آخر را میزند. این رودخانه بیکران انسانی، با هر قدمی که به سوی کربلا برمیدارد، نه تنها تاریخ را زنده نگه میدارد، بلکه در حال خلق آیندهای است که در آن، پیام آزادیخواهی و ظلمستیزی عاشورا به گوش تمام جهانیان خواهد رسید.

نظر شما