آگاه: دشمن در جنگ ۱۲ روزه با رویکرد غافلگیری به دنبال ضربه همزمان به دو رکن اساسی جمهوری اسلامی ایران بود: ساختار امنیتی و ساختار سیاسی. به عبارت دقیقتر، با یک تیر دو نشان را هدف گرفته بود. ترور فرماندهان ارشد نیروهای مسلح قرار بود قدرت بازدارندگی را از میان ببرد؛ زیرا تصور میکرد با حذف افراد تاثیرگذار، اتاق جنگ بدون راهبر میماند و ضلع سیاسی نظام نیز با چالش جدی روبهرو میشود. در چنین فضایی، بهترین فرصت برای کشاندن مردم به خیابانها و قیام علیه نظام فراهم میآمد. هرچند شماری از بهترین فرماندهان و خبرههای نظامی کشور در آن نبرد به شهادت رسیدند، نظام همچنان پابرجاست و به هر تهدیدی پاسخ خواهد داد. سردار سرتیپ پاسدار سیدمجید ابنالرضا، سرپرست وزارت دفاع، روز یکشنبه ۱۱ مرداد در حساب کاربری خود در فضای مجازی در واکنش به تهدیدهای اخیر دشمن نوشت: «اظهارات اخیر دشمن، هرچند در بستر عملیات روانی و جنگ محاسباتی مطرح میشود، اما از نگاه ما هر تهدیدی، یک تهدید واقعی و قابل اعتناست.» وی تاکید کرد: «نه غافلگیر میشویم و نه منفعل؛ تهدید را مبنای افزایش آمادگی، تقویت بازدارندگی و ارتقای قدرت خود قرار میدهیم.» دشمن در روزهای نخست جنگ چهار هدف کلیدی را دنبال میکرد که میتوان آن را «چهار ضلع استراتژی غافلگیری» نامید:
۱. ایجاد شوک و بهت
هدف نخست، ایجاد وضعیت روانی بود که طرف مقابل احساس کند دشمن در همه جا حضور دارد و هر نقطهای را نشانه میرود. شبهرسانههای وابسته به دشمن- بخوانید اتاق جنگ اینترنشنال- با اخبار کاملا جهتدار کوشیدند تجاوز را پیروزی جلوه دهند، اما تیرشان به سنگ خورد و به فرموده رهبر انقلاب، دشمن را بیچاره کردیم.
۲. تاریک کردن میدان
در هر حمله غافلگیرانه، نخستین اهداف معمولا مراکز راداری، سامانههای پدافندی، مراکز ارتباطی و پستهای فرماندهی هستند. دشمن میخواست مراکز حساس را کور کند تا ایران نتواند موج بعدی حمله را تشخیص دهد و ارتباط میان مرکز (تهران) و واحدهای عملیاتی در میدان قطع شود. نتیجه چه شد؟ نه تنها مراکز موشکی ایران کور نشد، بلکه گنبد آهنین نیز هیچ امنیتی برای صهیونیستها ایجاد نکرد.
۳. شکستن اعتماد به نفس
در عصر جدید، جنگ تنها با سلاح گرم پیش نمیرود. دشمن از طریق جنگ رسانهای به دنبال ایجاد ناامنی روانی در جامعه ایرانی بود. غافلگیری شدید روزهای نخست قرار بود این پیام را به مردم و نیروهای نظامی برساند که سیستم دفاعی ایران ناکارآمد است و راحتترین راه نفوذ پیدا شده است. هدف، ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان و تردید در توانایی نیروهای عملیاتی بود.
۴. اجبار به پذیرش سریع شرایط
دشمن گمان میکرد با یک ضربه سخت، سریع و غافلگیرانه میتواند ایران را به نقطهای برساند که برای جلوگیری از تخریبهای بیشتر، شرایط تحمیلی را بپذیرد؛ از جمله عقبنشینی از مواضع، پذیرش توافقات تحمیلی یا تغییرات سیاسی شتابزده. در واقع به دنبال جنگ «برقآسا» بود تا پیش از آنکه ایران بتواند واکنش متقابل و سازمانیافته نشان دهد، بازی را تمام کند. اما چرا این استراتژی آمریکایی- صهیونیستی شکست خورد؟ سه عامل اصلی را باید تبیین کرد:
۱. پایداری روانی
برخلاف انتظار دشمن، شوک اولیه نه به تسلیم، بلکه به اتحاد و خشم مردم علیه متجاوزان در کف خیابانها منجر شد. این اتحاد تا امروز ادامه دارد و کشور را بیمه کرده است.
۲. عمق استراتژیک
دشمن فکر میکرد با زدن چند نقطه، سیستم فلج میشود. اما دریافت که ایران لایههای دفاعی متعددی دارد؛ اگر لایه اول آسیب ببیند، لایههای دوم و سوم فعال میشوند.
۳. توان پاسخدهی سریع
غافلگیری زمانی اثر میکند که طرف مقابل نتواند پاسخ دهد. اما وقتی ایران در همان روزهای نخست پاسخهای متناسب و سخت داد، ابهت غافلگیرکننده دشمن فرو ریخت. دشمن میخواست با یک «ضربه فنی» در همان ثانیه اول پیروز میدان شود، اما دریافت که «ایران مقتدر» نه تنها ضربه را تحمل کرد، بلکه توانست روی پای خود بایستد و متقابلا ضربه بزند. از آنجا که ایالات متحده و رژیم آپارتاید اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه شکست سنگینی متحمل شدند، در ۹ اسفند سال گذشته با ترور و شهادت رهبر شهید ایران کوشیدند خیمه جمهوری اسلامی را هدف بگیرند تا نام و نشان ایران از نقشه محو شود. این بار نیز به بنبست خوردند و موشکهای ایرانی پایگاههای آمریکا در منطقه را با خاک یکسان کردند. با این حال، این واقعیت دلیل نمیشود که تهدید و تهاجم دشمن را نادیده بگیریم. دشمنی او با کشور و ملت ما پایانی ندارد. بر این اساس، سرپرست وزارت دفاع تصریح کرد: «هر تهدیدی از نگاه ما واقعی و قابل اعتناست.» این جمله کوتاه، لایههای استراتژیک عمیقی دارد. یعنی ایران هیچ تهدیدی را، حتی اگر در ظاهر روانی یا نمادین به نظر برسد، نادیده نمیگیرد. در دنیای امروز که جنگها ترکیبی از سایبر، جنگ روانی، ترور و حملات نظامی هستند، کوچکترین جرقه میتواند آغازگر تهاجم نظامی باشد. از این رو ایران هر سیگنال تهدیدآمیز را تهدید قطعی میداند و برای آن برنامهریزی میکند. اگر دشمن تهدید کوچک کند، ما برای تهدید بزرگ آمادهایم. این رویکرد غافلگیری را به حداقل میرساند؛ زیرا وقتی هر چیزی را واقعی بدانیم، برای همه حالتها- از حمله سایبری تا حمله نظامی- لایه دفاعی میسازیم. پیام کوتاه اما مهم سردار ابنالرضا، پیام روشنی به نظامیان آمریکا و اسرائیل منتقل کرد: «فکر نکنید تهدیدهای شما را نادیده میگیریم یا متوجه آنها نیستیم. هر حرکتتان را رصد میکنیم و هر تهدیدی، هرچقدر هم کوچک، واکنشی متناسب یا حتی فراتر در پی خواهد داشت.» این پیام در واقع نوعی «بازدارندگی فعال» است تا به دشمن بفهماند هر اقدامی، حتی حرکت کوچک، ایران را به واکنش سریع وادار میکند و هزینه هرگونه ماجراجویی را برای جبهه آمریکایی- صهیونیستی به شدت بالا میبرد.موضعگیری سرپرست وزارت دفاع نشاندهنده «احتیاط استراتژیک» است. او با این پیام، فضای امنیتی کشور را در وضعیت هوشیاری حداکثری قرار داد تا هیچکس در لایههای پایینتر یا عملیاتی دچار خوشبینی یا سهلانگاری نشود.
نظر شما