دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پس از آنکه دستور تهاجم نظامی به ایران را در ۹ اسفند سال گذشته صادر کرد، مدعی شد: ایران نیروی دریایی خود را به‌طور کامل از دست داده است و توانایی انجام عملیات جنگی را ندارد. او از یک طرف ادعای مضحک خود را تکرار می‌کند و از سوی دیگر به تحریم‌هایی علیه نهادهای کشورمان روی آورده است.

پهنه آب‌ها در تسخیر قایق‌های تندرو

آگاه: در همین راستا، وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیرا از تحریم نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس خبر داد. این نهاد ۹ خرداد ضمن محکومیت، تحریم ‌شدن توسط کشوری را که رئیس آن به دزدی دریایی افتخار می‌کند، نشانه‌ای از عملکرد مثبت خود دانست و تاکید کرد: به‌رغم اقدامات تنش‌زای ایالات متحده در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان، این نهاد در راستای تسهیل تردد، بی‌وقفه به بررسی و ارائه مجوز عبور به شناورهای غیرمتخاصم ادامه می‌دهد؛ به زودی آماری از ماه اول فعالیت نهاد PGSA منتشر خواهد شد. مگر «ترامپ تروریست» نمی‌گوید نیروی‌های نظامی در ایران را فلج کرده‌ام و دیگر قادر به دفاع از خود نیستند، پس چه کسانی پهپادهای دشمن متجاوز را ساقط می‌کنند؟
بامداد روز شنبه یک فروند پهپاد «اوربیتر» دشمن متجاوز آمریکایی- صهیونی با رهگیری و شلیک موفق سامانه نیروی پدافند هوایی ارتش و تحت شبکه یکپارچه قرارگاه مشترک پدافند هوایی کشور، در منطقه قشم مورد اصابت قرار گرفت و منهدم شد.
ادعاهای مستاجر کاخ سفید در حالی مطرح می‌شود که با شروع تهاجم متجاوزانه نظامی آمریکایی- صهیونی، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به سرعت تنگه هرمز را بستند و عبور و مرور کشتی‌ها را کاملا مختل کردند؛ گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با قوت و قدرت مشغول انجام عملیات در تنگه هرمز هستند و محاسبات دشمنان، تنها روی کاغذ اعتبار دارد و در میدان نبرد به خصوص در عرصه دریا دست برتر با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
منابع رسانه‌ای غربی هم اذعان دارند که نیروی دریایی ایران (ارتش و سپاه) نه‌تنها تضعیف نشده است، بلکه در نبرد با ارتش آمریکا توانسته ضربات متقابل قابل توجهی به ارتش آمریکا وارد آورد که البته این ضربات بیش از آنکه نیروهای نظامی ارتش ایالات متحده را تحت‌الشعاع قرار دهد، اقتصاد آمریکا را با مشکل مواجه کرده است؛ تا جایی که قوی‌ترین ارتش جهان با بودجه سالانه حدود یک تریلیون دلار نتوانسته تنگه هرمز را از کنترل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران -که بودجه نظامی آن نهایتا ۱۰ میلیارد دلار است- خارج کند.
روزنامه «واشنگتن‌پست» با اشاره به توانمندی‌های دریایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: با وجود اینکه ناوگان شناورهای بزرگ نظامی ایران متحمل آسیب‌های جدی شدند، اما توانایی نظامی ایران محدود به شناورهای بزرگ نیست، بلکه در قایق‌های تندرو نیش‌دار این کشور نهفته است.
این وبگاه مدعی شد: ممکن است کشتی‌های جنگی متعارف نیروی دریایی ایران تا حد زیادی نابود شوند؛ اما تحلیلگران می‌گویند که قدرت واقعی دریایی ایران هرگز در این نقطه نیست؛ در حقیقت توانایی این کشور برای تهدید قابل اعتماد کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه هرمز در واقع به لایه‌های متعددی از سیستم‌های جنگی ارزان و غیرمتعارف وابسته است؛ پهپادها، مین‌های دریایی و ناوگانی از قایق‌های کوچک تهاجمی که شناسایی آنها دشوارتر از دارایی‌های دریایی سنتی است؛ در واقع این شناورهای کوچک که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به کار گرفته شده‌اند و از همه مهم‌تر موشک‌ها، توپ‌ها و سایر سلاح‌هایی که این قایق‌ها می‌توانند به کار گیرند، توسط تحلیلگران نظامی به‌عنوان «ناوگان زنبور» شناخته می‌شوند؛ یک چالش استراتژیک بزرگ برای ارتش ایالات متحده محسوب می‌شوند؛ زیرا این کشور (آمریکا) تلاش می‌کند تا تهدیدات را در منطقه وسیعی از دریا کاهش دهد.
آنچه مسجل است، قدرت دریایی ایران یک موضوع چندبعدی است که نباید تنها از منظر «تعداد ناوهای بزرگ» یا «کشتی‌های جنگی کلاسیک» به آن نگاه کرد. در علوم نظامی مدرن، قدرت دریایی ترکیبی از چندین لایه است:
  استراتژی «دفاع ساحلی» و موشک‌های ضد کشتی: ایران توانایی بالایی در تولید و استقرار موشک‌های کروز ساحل ‌به دریا مانند نور و قدیر دارد. این یعنی دشمن برای عبور از آب‌های ایران، با خطر هدف قرار گرفتن از نقاطی روبه‌رو است که حتی نمی‌تواند آنها را ببیند.
  شناورهای تندرو و کوچک (Fast Attack Craft): به جای تکیه بر چند کشتی بزرگ که هدف آسانی هستند، ایران از صدها شناور کوچک و سریع استفاده می‌کند. این شناورها قابلیت مانور بسیار بالا، حمله گروهی (Swarm Attack) و پنهان شدن در میان جزایر و آب‌های کم‌عمق را دارند.
  تسلط بر نقاط استراتژیک: ایران بر نزدیکی به تنگه هرمز، تنگه باب‌المندب و مسیرهای تجاری حیاتی نظارت دارد. توانایی مدیریت یا تحت تاثیر قرار دادن عبور کشتی‌ها در این مناطق، یک ابزار فشار سیاسی و نظامی بسیار قدرتمند است.
  زیردریایی‌ها و توان پنهانکاری: ناوگان زیردریایی ایران در آب‌های استراتژیک می‌تواند تهدیدی ناپیدا و بسیار جدی برای ناوگان‌های بزرگ دشمن باشد.
تحلیلگران نظامی بر این باور هستند: استفاده سپاه از قایق‌های کوچک به دهه‌ها پیش برمی‌گردد؛ به‌ویژه پس از آنکه ارتش آمریکا ثابت کرد که می‌تواند نیروی دریایی سنتی ایران را در جریان عملیات در خلیج فارس در سال ۱۹۸۸ دچار آسیب جدی کند؛ از آن زمان، نیروی دریایی منظم ایران همیشه چیزی شبیه به یک نیروی زمینی رژه‌رو بود؛ در حالی که نیروی دریایی سپاه که حول محور دارایی‌های نامتقارنی ساخته شده بود، به‌عنوان یک عنصر مهم در مقابل تهدیدات ارتش آمریکا ایفای نقش کرده است.
یکی از موضوعاتی که موجب گیج ‌شدن ارتش آمریکا شده، بی سر و صدا و رادارگریز بودن قایق‌های تندرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ کشتی‌های کوچک و قایق‌های بدون سرنشین به دلیل نزدیکی زیاد به خط آب «بسیار کم‌سروصدا» هستند؛ بنابراین سیستم‌های راداری، اغلب آنها را خیلی دیر شناسایی می‌کنند؛ همچنین برای ردیابی موثر این تهدیدها، آمریکا باید تجهیزاتی مانند بالگرد و پهپاد را مستقر کند که آمریکا تاکنون در این زمینه ناموفق بوده است.
موسسه هادسون مستقر در واشنگتن دی‌سی درباره توانمندی ناهمگون نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌گوید: نیروی دریایی سپاه پاسداران از شناورهای غیرنظامی تغییر کاربری داده شده، مانند لنج‌های ماهیگیری، برای فعالیت‌های پنهانی مانند مین‌گذاری استفاده می‌کند که پیچیدگی هرگونه عملیات نظارتی را افزایش می‌دهد. این معماری کلی به جای تلاش برای دستیابی یا پیروزی در یک درگیری دریایی قاطع، برای ایجاد اصطکاک و فرسایش طراحی شده است.
در این گزارش آمده است: نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناورهای خود را به گونه‌ای طراحی و تولید می‌کند که مقرون به صرفه باقی بمانند؛ از تحریم‌ها فرار کنند و در زمان جنگ به راحتی قابل جایگزینی باشند. این رویکرد به ایران اجازه می‌دهد تا شناورهای سایر کشورها را با هزینه نسبتا کم به خطر بیندازد و در عین حال، دارایی‌های ارزشمند دشمن و اقتصاد دریایی جهانی را در معرض خطر قرار دهد.
حال با توجه به اذعان غربی و رسانه‌های‌شان مبنی بر قدرت دریایی ایران باید پرسید چرا دشمن آمریکایی مدعی «ضعف» نیروی دریایی ایران است؟
ادعای دشمن مبنی بر اینکه «نیروی دریایی ایران ضعیف است»، بیشتر یک «جنگ روانی» است تا یک واقعیت نظامی. او با این اقدام سه هدف را دنبال می‌کند:
 الف) کاهش اعتماد به نفس ملی: دشمن می‌خواهد به مردم و مسئولان القا کند که در صورت وقوع درگیری، نیروهای دریایی قادر به دفاع از مرزهای آبی و منابع انرژی (نفت) نیستند. این کار باعث ایجاد حس ناامنی و بی‌ثباتی می‌شود.
ب) مشروعیت بخشیدن به حضور خود: وقتی دشمن آمریکایی مدعی می‌شود نیروی دریایی ضعیف است، در واقع دارد برای حضور خود در منطقه (مثلا حضور ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس) توجیه اخلاقی و امنیتی تولید می‌کند. آنها ادعا می‌کنند: «ما در اینجا حضور یافته‌ایم چون شما نمی‌توانید از آب‌های خود محافظت کنید!»
 ج) ایجاد شکاف در تصمیم‌گیری: این ادعاها باعث می‌شود در لایه‌های سیاست‌گذاری، تردید ایجاد شود. دشمن می‌خواهد مسئولان را به سمت تسلیم در برابر فشارها یا پذیرش توافقات زیان‌بار سوق دهد، با این استدلال که «توان دفاعی کافی ندارید».
قدرت دریایی ایران «قدرت بازدارندگی دفاعی» است، نه قدرت تهاجمی برای اشغال سرزمین‌های دوردست. دشمن با تمرکز بر معیارهای نظامی سنتی مانند تعداد ناوهای هواپیمابر، سعی می‌کند قدرت نامتقارن و موشکی ایران را نادیده بگیرد تا بتواند در جنگ روانی برتری خود را نشان دهد. اما در حقیقت در سومین جنگ تحمیلی، توانمندی راهبردی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از جمله نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به وضوح مشاهده شد به گونه‌ای که آمریکا را در تنگه هرمز کلافه کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.