فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت به تازگی از عادل فردوسی‌پور و برنامه اینترنتی وی حمایت کرده است و اعلام کرده که دولت پیگیر اعمال محدودیت بر برنامه فردوسی‌پور خواهد بود. خانم مهاجرانی همچنین فردوسی‌پور را یک سرمایه ملی دانسته است!

گزارش فوتبال  یا عملیات روانی!

آگاه: اینکه دولت وفاق، عزمی جزم برای تحکیم اتحاد و انسجام ملی و جذب حداکثری دارد، موضوعی بسیار پسندیده و مستحسن است و همه باید از این راهبرد و رویکرد دولت حمایت کنند؛ اما در فقره عادل فردوسی‌پور باید به چند نکته دقت کرد. باید ابتدا به این سوال پاسخ داد که آیا اساسا فردوسی‌پور خودش مشتاق به جذب شدن و عضویت در اقیانوس اتحاد ملی هست یا خیر؟
فردوسی‌پور طی سال‌های اخیر بارها ثابت کرده که دیگر نمی‌خواهد از الگوی برنامه‌سازی داخلی تبعیت کند و متمایل و مشتاق است که تابع الگوهای برنامه‌سازی ضد انقلاب باشد!  فردوسی‌پور در برنامه اینترنتی‌اش در ایام جام جهانی، برخلاف پروتکل‌ها و ضوابط ابلاغی، از فردی ضد امنیتی و ضد ایرانی به نام علیرضا فغانی دعوت به عمل آورد و با او مصاحبه تصویری و اینترنتی انجام داد. مشارالیه، همان فردی است که در کسوت داور فوتبال، در حین برگزاری یک مسابقه در خاک آمریکا، با ترامپ قاتل و فاجر، صمیمانه مصافحه کرد و در ایام کودتای دی ۱۴۰۴، در صفحه مجازی‌اش از آرزوی قلبی‌اش برای رقصیدن بر گور مردم حامی نظام، پرده برداشت.
فردوسی‌پور در راستای خوشایند عناصر ضد انقلاب، در قبال شهادت امام شهیدمان و هزاران شهید دو جنگ تحمیلی اخیر، حتی از یک عرض تسلیت خشک و خالی نیز دریغ ورزید. نامبرده در مقطعی که تیم ملی فوتبال ایران به عنوان نماد و نماینده یک ملت درگیر جنگ، به سرزمین دشمن متجاوز رفته بود تا در آوردگاهی با نظاره‌گری میلیاردها نفر، از عزت و غیرت ایرانی حمایت و حراست کند، از واژگان و تعابیری نظیر تیم میلی و تیم حکومتی استفاده کرد. این ادبیات مورد استعمال رسانه فارسی‌زبان موساد، یعنی اینترنشنال است. هم‌سویی و همدلی نامبرده با رسانه موساد، حقیقتا موضوعی نیست که بتوان با دیده اغماض و تسامح به آن نگریست.
فردوسی‌پور در یکی از رفتارهای زننده و مشمئزکننده‌اش، نانجیبانه به تمسخر و استهزای آقای اژدهایی، خبرنگار شریف و طلیق‌اللسان صداوسیما در استان هرمزگان پرداخت. آقای اژدهایی در خلال تجاوزات رژیم متوحش آمریکا، وفق اصول حرفه‌ای‌اش، سعی در القای آرامش و امنیت به همشهریان و هم‌وطنانش داشت؛ لکن این رویکرد و رسالت، به مذاق فردوسی‌پور خوش نیامد و مشارالیه در یکی از برنامه‌هایش، آقای اژدهایی را مورد هتاکی و تمسخر قرار داد. من‌حیث‌المجموع، تحلیل محتوای مضامین مطرح‌شده در برنامه فردوسی‌پور و نگاهی به رفتار، گفتار و اکت‌های وی و مهمانانش، گواهی می‌دهد که نامبرده مشتاق و متمایل به تبعیت از پروتکل‌های برنامه‌سازان ضد ایرانی در آن سوی مرزهاست. واکاوی لایه‌های زیرین برنامه فردوسی‌پور و مونولوگ‌ها و دیالوگ‌های او و مهمانانش و ایضا بهره‌گیری عامدانه او از واژگان باردار، پرده از یک استراتژی زبانی برمی‌دارد؛ استراتژی‌ای که در آن، تقلیل مفاهیم کلان ملی به خرده‌روایت‌های مجعول و کاذب دشمن‌ساخته، در راستای عادی‌سازی شکاف میان ملت و حاکمیت، یک اصل اولویت‌دار است و حکایت از نوعی همسویی نرم با کلان‌روایت‌های رسانه‌های دروغ‌پراکن و معاند دارد.
برخی معتقدند فردوسی‌پور نه یک کنشگر رسانه‌ای مستقل، بلکه پیاده‌نظام یک پروژه استحاله گفتمانی است که در آن، مرزهای نقد فنی با تخریب نمادهای اقتدار ملی، تعمدا مخدوش می‌شود. استفاده عامدانه از واژگان باردار و تصنعی و تکرار گزاره‌های دیکته‌شده از سوی رسانه‌های معاند، نشان می‌دهد که وی در حال مهندسی معکوس افکار عمومی است؛ به‌گونه‌ای که امر ملی را به امر مناقشه‌برانگیز فروبکاهد و پیوند ارگانیک میان ملت و حاکمیت را در ضمیر مخاطب، گسسته جلوه دهد.
دولت محترم طبق فرمایش امام شهید و رهبری انقلاب، در پی جذب حداکثری است، اما باید هوشیار بود که میدان جذب، نباید به بستری برای تطهیر کنشگران ضد ملی تبدیل شود. شاید تعریف سخنگوی محترم دولت از سرمایه ملی، با نگاه توده‌های مردم که در دو جنگ تحمیلی اخیر خونبهای امنیت خود را در راه حفظ ایران و نظام داده‌اند، در تضاد ماهوی است. کسی که با گریز از پروتکل‌های وفاق، در حال ساختن جزیره‌ای برای تقابل با نظام است، قطعا سرمایه ملی نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.