آگاه: از ۱۰ اسفند تا به وقت مرداد ۱۴۰۵ مردم با گرایشهای مختلف در کف میدان حضور یافتهاند و ضمن دفاع از نظام سیاسی کشورشان، خواهان انتقام سخت از دشمن آمریکایی و صهیونی هستند و تا اعلام خبر مرگ آمران و عاملان شهادت رهبر شهید، کودکان مظلوم میناب و فرماندهان و دانشمندان هستهای، آرام نمیگیرند. آری! هنوز که هنوز است، داغ نبود آقا سیدعلی برای ایرانیان تازگی دارد و سرد نمیشود و در تمامی تجمعات خودجوش، مردمی و دانشجویی پیام انتقام سر داده میشود. البته در پیادهروی اربعین حسینی (ع) هم صحنههای بسیار زیبا و به یادماندنی ثبت و ضبط شد؛ صحنههایی که برگرفته از مقاومت و ایستادگی در برابر استکبار جهانی و فرزند ناخلف او (رژیم اشغالگر اسرائیل) بود. از ایران تا کربلا، همه یک حرف میزدند؛ «انتقام، انتقام و انتقام»
نجف اشرف، اولین وعدهگاهی است که زائران اربعین دورهم جمع میشوند و در خانه پدری، رژه اقتدار مسلمانان را به دنیا نشان میدهند. در صحنهای حرم علوی، زائران با مشتهای گره کرده با شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» ندای انتقام را به گوش آمریکا و اسرائیل رساندند. به حرم مطهر رسیدیم یک شعار واحد شنیدیم: «مرگ بر آمریکا». آزادیخواهانی که خود را به کانون مقاومت (عراق) رسانده بودند نیت کرده بودند تا سفیر اقتدار، بازدارندگی و خونخواهی با پرچمهای سرخ یالثارات الحسین (ع) باشند.
پیادهروی از نجف آغاز شد. در طول مسیر باز شاهد و ناظر مردمی بودیم که برای خونخواهی آقای شهیدمان از ایران و سایر کشورهای مختلف منطقه زیر پرچم سرخ انتقام قرار گرفته بودند. به عمود شماره یک رسیدیم. در آنجا نیز باز تا چشم کار میکرد پرچمهای جمهوری اسلامی ایران، مقاومت لبنان، حشد الشعبی عراق و باید برخاست دیده میشد. مقاومت بهرغم تمامی دسیسهها، توطئهها و عملیات تروریستی دشمنان زنده و پابرجاست و نه تنها سلاح را زمین نمیگذارد و میدان را ترک نخواهد کرد بلکه آسایش و آرامش را از تروریستهای آمریکایی و صهیونی خواهد گرفت. انتقام قطعی است.
خونخواهی قائد شهید در اربعین ۱۴۰۵، ابعاد بسیار عمیقی دارد، زیرا پیوند میان پیادهروی اربعین که نماد وفاداری و عشق به امام حسین (ع) است و خونخواهی آقای شهید ایران که نماد عدالت و تقابل با ظلم است، یک معنای استراتژیک به این زیارت بخشید.
هنگامی که شعارهای خونخواهی رهبر شهید در قلب نجف و کربلا طنینانداز میشد، در واقع یک اتصال زمانی و مکانی شکل گرفت. زائران در حالی که قدمهای خود را به سوی بینالحرمین برمیداشتند، خواهان خونخواهی رهبر و مقتدایی بودند که در مسیر عدالت شهید شد. این یعنی خونخواهی رهبر شهید، امتداد همان راه حسین (ع) است. در واقع، کربلا تبدیل به میعادگاهی شد که در آن، غم فقدان رهبر با روحیه قیام امام حسین (ع) گره خورد.
یک نکته مهم را باید در نظر داشت؛ حضور میلیونی و حماسی زائران ایرانی و سایر ملتها در عراق، در حالی که دغدغه مشترکشان خونخواهی رهبر شهید بود، پیام سیاسی بسیار قدرتمند به دنیا داشت: بدانید ترور یا حذف رهبری، باعث فروپاشی پیروانش نمیشود، در اصل باعث میشود این پیروان در مقیاس وسیعتری از تهران تا کربلا، در گردهمایی بسیار بزرگ حضور یابند و از انتقام و خونخواهی سخن بگویند. موضوعی که مستاجر کاخ سفید را بسیار نگران میکند.
دشمن بر اساس یک فرمول قدیمی گمان میبرد سر را بزند، کار تمام میشود. اما اربعین امسال این فرمول را باطل کرد و به آنها فهماند رهبری، صرفا یک شخص نبود، یک «ایده و دکترین» بود و در دل میلیونها نفر ریشه دوانده است. آنان فهمیدند، با ترور یک نفر، با میلیونها آزادیخواه و عاشق مکتب ولایت فقیه روبهرو شدهاند. این برای هر سرویس امنیتی، ترسناکترین سناریوی ممکن به حساب میآید. به همین جهت این حجم از خشم و اراده در نجف و کربلا، به دشمن هشدار داد: پاسخ به این جنایت، لزوما واکنش نظامی ساده نخواهد بود، به دلیل آنکه یک انقلاب مردمی است که میتواند هر لحظه و از هر نقطهای آغاز شود و کار را یکسره کند.
همچنین پیام اربعین امسال به کشورهای منطقه این بود: محور مقاومت، حالا یک پیوند عاطفی و دینی عمیقتر دارد. وقتی شعارهای انتقام در نجف و کربلا که مراکز ثقل تشیع و قدرت معنوی منطقه هستند شنیده شد، یعنی این خونخواهی فقط یک مسئله داخلی و مربوط به ایران نیست، بلکه به یک دغدغه مشترک شیعیان و آزادگان تبدیل شده است.
بالاخره هر سرباز و فرمانده مقاومت در لبنان، فلسطین، یمن یا عراق، زمانی که مشاهده کرد، میلیونها نفر از تهران تا کربلا برای خونخواهی رهبر شهید فریاد میزنند، فهمید در جبهه نبرد تنها نیست و پشتوانه مردمی مقاومت، نه تنها از بین نرفته، بلکه به دلیل این شهادت، عمیقتر و عاطفیتر هم شده است.
نکته دیگر آنکه، معمولا در سوگ یک رهبر، فضای حزن و اندوه حاکم میشود، اما پیادهروی اربعین به دلیل ماهیتش، غم را به انرژی حرکت تبدیل کرد.
از این رو، خونخواهی در پیادهروی اربعین، باعث شد تا اندوه فقدان رهبر شهید، از یک حرکت منفعل به یک حالت «فعال» (عزم و اراده برای حقطلبی) تبدیل شود. زائرانی که کیلومترها راه میرفتند، هر قدمشان را به نیت این خونخواهی برمیداشتند تا بدین وسیله اراده جمعی برای پاسخ به جنایت دشمن تقویت شود.
آمریکا و صهیونیستها هرچند به روی خودشان نمیآورند اما پی بردهاند، این غم تبدیل به تجمع وفاداری و قیام شده است، پس در جنگ روانی شکست خوردهاند و در واقع، با دست خودشان، «همبستگی» جبهه مقاومت را بیشتر کردهاند.
در مجموع، خونخواهی رهبر شهید در اربعین ۱۴۰۵، مراسم سوگی در ابعاد یک رژه عظیم بود و این رویداد به دنیا ثابت کرد، رهبری که در راه خدا شهید میشود، در قلب میلیونها زائر متکثر خواهد شد و خون او تبدیل به نقشهای میشود که مسیرش از تهران میگذرد، در نجف تایید و در کربلا به عهد وفاداری ختم میشود. اربعین امسال فقط زیارتی برای یادبود یک واقعه تاریخی نبود، به «مانیفست زنده مقاومت» برای آینده بدل شد.
نظر شما