آگاه: وی ادامه داد: این سند پنج عضو دارد؛ پنج کشور ساحلی خزر. چهار کشور دیگر کنوانسیون را امضا کردند. اینکه کشور یا کشورهایی تمایل داشته باشند که این سند زودتر لازمالاجرا شود، به خاطر این است که مادامی که هر پنج کشور به کنوانسیون ملحق نشوند، امکان اجرا شدن پیدا نمیکند؛ بنابراین خیلی طبیعی است که کشورها در پی تصویب این کنوانسیون در ایران باشند. به هر حال، کشورهایی که تصمیم میگیرند برای تامین منافع مشترک شان یا برای مقابله با نگرانیهای مشترکشان در خزر، سندی را تدوین کنند، دوست دارند که کنوانسیون خزر هر چه سریعتر لازمالاجرا شود.
بقایی خاطرنشان کرد: ما منافع خودمان را در نظر میگیریم، کما اینکه در این هفت سال، از سال ۱۳۹۷ تا الان، به جمعبندی نرسیده بودیم برای اینکه این سند را ارسال کنیم برای مجلس. ارتباط دادن این موضوع به تحولات مرتبط با جنگ تحمیلی، خیلی وجهی ندارد. دیدگاهها مختلف است و ما هم احترام میگذاریم. النهایه، طبق قانون اساسی تصمیم بر عهده مجلس شورای اسلامی است. وی گفت: ما به عنوان دستگاه دیپلماسی، وظایف خودمان را انجام دادیم. باز هم در ادامه این مسیر باید هم تبیین بکنیم، هم توضیح بدهیم، دیدگاه مختلف را هم میشنویم، ولی تعیین تکلیف این سند بعد از هفت، هشت سال، قاعدتا بر عهده مجلس شورای اسلامی است که انشاءالله انجام خواهد شد.
امنیت، خریدنی نیست
سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره پیمان دفاعی مشترک پاکستان، عربستان و ترکیه و موضع وزارت خارجه و راهبرد ایران درباره چنین ائتلافهایی، گفت: در یک نگاه ما میتوانیم بگوییم که این تحول نشانه تغییر در ادراک کشورهای منطقه است. کشورهای منطقه با توجه به تحولات دو، سه سال اخیر دریافتند که امنیت، کالای قابل خریداری از دلالان دروغین امنیت نیست. سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران همیشه این بوده که کشورهای منطقه را ترغیب کند به همکاری، تقویت اعتماد متقابل برای امنیت درونزا، بدون تکیه بر بازیگران خارج از منطقه. از این حیث، این تحول را باید مورد توجه قرار داد.
بقایی افزود: کشورهای منطقه پس از تحولات اکتبر سه سال پیش، آغاز طرحهای استعماری رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی، نسلکشی در غزه و حملات این رژیم به لبنان و دیگر کشورهای منطقه، بیش از پیش به این جمعبندی رسیدهاند که بزرگترین تهدید علیه ثبات، امنیت و همکاری کشورهای منطقه، رژیم صهیونیستی است؛ تهدیدی که نهتنها منطقه ما، بلکه کل جامعه جهانی را تحت تاثیر قرار میدهد. جاهطلبیهای رژیم صهیونیستی دیگر موضوعی نیست که بتوان گفت بر کسی پوشیده است. طرح موهوم اسرائیل بزرگ که بهصورت رسمی حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی تعداد قابل توجهی از کشورهای منطقه را هدف گرفته است، در کنار حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان و سوریه و تهدیدهایی که علیه بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله کشورهای حاضر در این تفاهم سهجانبه، صورت گرفته، همگی نشاندهنده تقویت این ادراک است که کشورهای منطقه نمیتوانند همچون گذشته صرفا متکی به ادعای تامین امنیت از سوی آمریکا باشند.
وی ادامه داد: ضمن اینکه آمریکا خود بخشی از علت ناامنی در منطقه بوده است. اگر حمایتهای همهجانبه آمریکا از رژیم صهیونیستی و پوشش سیاسی و تبلیغاتی که برای این رژیم ایجاد میکند وجود نداشت، قطعا رژیم صهیونیستی نمیتوانست با چنین احساس مصونیتی از مجازات، جنایات خود را در منطقه به پیش ببرد. بنابراین، فکر میکنم باید این تحول را از این زاویه مورد توجه قرار دهیم. اعتقاد ما این است که امنیت در منطقه ماهیتی تفکیکناپذیر دارد و هر طرحی که مبتنی بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی و تاریخی منطقه باشد، جامع و فراگیر باشد و دشمن و تهدید را بهدرستی شناسایی کند، این ظرفیت را دارد که به تقویت امنیت، جلوگیری از بیثباتی و مقابله با سوءاستفادههای رژیم صهیونیستی و متحدان آن در منطقه کمک کند.
نتیجه مذاکرات ایران و عمان
سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به سوالی در خصوص نتیجه مذاکرات ایران و عمان در خصوص تنگه هرمز و شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز توضیح داد: تنگه هرمز که به دلیل اختلاف نظر میان ایران و عمان بسته نشد! دلیل بسته شدن تنگه هرمز، تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، سوءاستفاده از این تنگه و همچنین استفاده از پایگاههای مستقر در کرانه جنوبی خلیج فارس برای حمله به ایران بود. بنابراین طبیعی است که تعیین مسیر تردد کشتیرانی میان ایران و عمان، امری دوجانبه بین دو کشور باشد. حتما آثار و پیامدهای آن متوجه کشتیرانی بینالمللی سایر کشورها نیز خواهد شد، ولی فینفسه مذاکرهای است دوجانبه بین دو دولت ساحلی با هدفی بسیار مشخص؛ که همان توافق بر سر مسیر تردد ایمن کشتیها از تنگه هرمز است.
بقایی افزود: باز شدن تنگه هرمز منوط به رفع شرایطی است که به دلیل تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر جمهوری اسلامی ایران و بر کل منطقه تحمیل شده است. در نظر داشته باشید که ما کماکان در وضعیت جنگی هستیم؛ مادامی که محاصره دریایی آمریکا ادامه داشته باشد که طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، محاصره دریایی از این جنس به مثابه اقدام تجاوزکارانه است و مادامی که سایر نقضهای آمریکا تداوم داشته باشد، شرایط لازم برای اینکه بگوییم تنگه هرمز تبدیل به یک آبراه امن شده است، وجود نخواهد داشت. لذا این بر عهده طرف آمریکایی است که اقدامات غیرقانونی و مخرب خود را که تنها ۲۱ یا ۲۲ روز بعد از امضای یادداشت تفاهم خاتمه جنگ شروع کرد و ادامه داد، متوقف و جبران کند تا پس از آن بتوانیم در مورد گامهای بعدی صحبت کنیم.
نظر شما