آگاه: جریانی که بیصبرانه منتظر از سرگیری دوباره جنگ و آغاز حمله نظامی بود و از حمله نظامی نیروی خارجی به ایران با عنوان ارسال کمک به مردم ایران یاد میکرد، در کمال شگفتی با سوز و گداز از مصائب به وجود آمده برای مردم مظلوم جنوب در اثر جنگ سخن میگوید و به ترحم و دلسوزی برای اهالی جنوب میپردازد!
این جریان گویا به کلی از یاد برده که نقشی ویژه و بیبدیل در فراهمسازی زمینههای حمله نظامی و مشروع نمایی و تطهیر نیروی نظامی بیگانه ایفا کرده است. اپوزیسیون سالها بر لزوم آغاز جنگ اصرار داشت و بر القای این انگاره پافشاری میکرد تا جایی که هر صدای ضد جنگ و صلح طلبانهای در محافل رسانهای معاند سرکوب میشد.
اپوزیسیون جنگطلب به اسم آزادیخواهی به تمام نیروهای صلح طلب و ضد جنگ داخل و خارج کشور حمله میکرد و هیچ نیروی ضد جنگی از این قاعده مستثنا نبود. به عنوان مثال، وقتی در جریان حوادث ۱۴۰۱، سران اپوزیسیون از جمله رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، عبدالله مهتدی و شیرین عبادی به دنبال فراهمسازی زمینههای حمله نظامی بودند و احمد زیدآبادی در قامت یک روزنامهنگار و فعال سیاسی ضد جنگ، بدون هرگونه تخریب و توهین و کاملا مودبانه، حامد اسماعیلیون را به پرهیز از فعالیت سیاسی توصیه کرد، با موج غیر منتظرهای از فحاشی، اهانت، تهدید به قتل و... مواجه شد.
احمد زیدآبادی با توجه به اثرگذاری کینهتوزیهای شخصی بر نوع فعالیت سیاسی و موضعگیریهای جنگطلبانه حامد اسماعیلیون، گفته بود: به آقای اسماعیلیون توصیه میکنم که با این حجم از خشم و کینهای که به حق به دل گرفته، وارد سیاست نشود. به خاطر همین موعظه و نصیحت محترمانه که البته قطعا وطنفروشانی همچون حامد اسماعیلیون شایسته چنین لحن محترمانهای نیستند، چنان از سوی اپوزیسیون و هواداران حامد اسماعیلیون به زیدآبادی توهین و فحاشی شد که تصمیم گرفته بود عرصه روزنامهنگاری و کنشگری سیاسی را برای همیشه ترک کند!
در جریان این ماجرا، سطح فحاشیها و اهانتها به جایی رسید که زیدآبادی وقاحت اپوزیسیون و هواداران حامد اسماعیلیون را اینگونه توصیف کرد: «مرگ را بر هموطنی با چنین افرادی ترجیح میدهم.»
حالا امروز جبهه رسانهای اپوزیسیون با چنین کارنامه سیاه و جنگطلبانهای که مورد فوق تنها یکی از موارد بیشمار آن است، بیشرمانه مدعی صلحطلبی و خیرخواهی شده و از طریق برجستهنمایی خسارات ناشی از جنگ و تحریک عواطف عمومی به دنبال تضعیف تابآوری جامعه است. جریانی که مستقیما از منابع مالی کشورهای بیگانه ارتزاق میکند و جهتگیریهای خود را طبق خواست نیروی خارجی تنطیم میکند، نمیتواند خط ثابت و مشخصی را دنبال کند و باید تحت هر شرایطی مطیع فرمان کارفرمایان خود باشد.
اپوزیسیون پیش از وقوع تنشهای نظامی جاری، طبق خواست دشمن، به حمایت قاطع از حمله نظامی پرداخت تا با فراهم شدن زمینههای اجتماعی حمله نظامی، دشمن بتواند از طریق اعمال فشار نظامی، ایران را وادار به تسلیم کند. اکنون نیز اپوزیسیون به حکم دشمن، ماموریت جدیدی برای خود تعریف کرده و بر تضعیف تابآوری جامعه تمرکز کرده است.
این جریان رسانهای سعی دارد با تضعیف تابآوری جامعه، قدرت ایستادگی و مقاومت را از حاکمیت ایران سلب کند و زمینههای تسلیم ایران را فراهم کند. هدفی که پیش از ایام جنگ، از راه دیگری دنبال میشد اما دشمن در شرایط جنگی امروز، بر اساس اقتضای شرایط، ماموریت رسانهای اپوزیسیون را تغییر داده است.
زیرا ابراز حمایت از حمله نظامی، تنها در شرایطی که هنوز جنگی رخ نداده و دشمن مایل به جلب حمایت عمومی برای آغاز موفقیتآمیز حمله نظامی است، موضوعیت دارد نه در شرایطی که جنگ رخ داده و در عین حال، دشمن از پیشبرد راهبرد جلب حمایت عمومی برای موفقیت حمله نظامی مأیوس شده و راه تسلیم ایران را در راهبرد دیگری جستوجو میکند.
به زعم دشمن در شرایط جنگی امروز، تسلیم ایران از راه ایجاد خشم اقتصادی و تضعیف تابآوری جامعه قابل تحقق است و علت تمرکز اپوزیسیون بر پیشبرد چنین راهبردی، در همین نکته نهفته است.
نظر شما