آگاه: در زندگی هر کدام از ما مقاطع حساس متعددی وجود دارند که در سنین و دورههای مختلف با آنها مواجه میشویم. یک کودک در سن هفت سالگی وارد دوران آموزشی خود میشود که باید ۱۲ سال را پشت سر بگذارد و بعد از دهها آزمون ریز و درشت به بزرگترین آزمون علمی زندگی خود برسد. کنکور همان غول ترسناکی است که دهههاست گریبان فرزندان این سرزمین را گرفته و بارها نیز کارشناسان و سیاستورزان علمی و غیرعلمی بسیاری درباره شکل و شیوه برگزاری آن نظر و طرح دادهاند. اگرچه کنکور نیز در همین سالها فراز و فرود و تغییراتی را شاهد بوده است اما مهم آن است که همچنان این آزمون برای فرزندان این سرزمین وجود دارد و به نظر هم نمیرسد که به این زودیها تصمیم کبری برای آن گرفته شود. اما چرا این اتفاق نمیافتد، موضوع بحث ما نیست.
موارد دیگر بسیاری هم در زندگی افراد اتفاق میافتد که هرکدام باید به نتیجهای برسند اما مهم این است که به دلایل مختلف تکلیف برای مردم روشن نمیشود و باید روزگار را در دوران بلاتکلیفی سر کنند. این اتفاق در چند سال اخیر با شدت بیشتری روی داده است و اگر مسئولان فقط از پشت شیشههای دودی خودروهای خود به مردم نگاه نکنند به درستی متوجه میشوند که بلاتکلیفی، مردم را به شدت کلافه کرده است.
دانشآموزان و خانوادههایشان نمیدانند که بالاخره سال تحصیلی از کی آغاز شده و اصلا برگزار خواهد شد یا نه؟ آنهایی هم که در کنکور شرکت کرده بودند حالا در مدت کم باقیمانده تا آغاز طبیعی سال تحصیلی در اول مهر، همچنان باید منتظر باشند تا نتایج آزمون خود را دریافت کنند. تولیدکننده با وضعیت فعلی نرخ ارز که دوباره رو به بالا شده از فردای کاری خود خبر نداشته و نمیتواند برنامهریزی کند. دیگری هم به اخبار مربوط به قطع روابط تجاری بنادر ایران با کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس اشاره میکند و اینکه معلوم نیست وضعیت بازار به چه شکل خواهد بود؟ از سوی دیگر وضعیت بازار اجاره مسکن هم برای مستاجران وضعیت بغرنجی یافته و همه در تب و تاب تمدید با موجران آن هم با نرخ مناسب یا یافتن جایی در شان برای زندگی خود هستند که البته همین امر بلاتکلیفیهای دیگری را به دنبال دارد.
مثالهای دیگر چون معیشت و ... فراوان است اما این چند نمونه را نه با هدف سیاهنمایی که با هدف روشنگری برای مسئولان و تصمیمگیران کشور مطرح کردیم. این مشکلات مردمی شاید در میان دهها مشغله مسئولان کشور خیلی مورد توجه قرار نگیرد اما واقعیت این است که مردم از بلاتکلیفی کلی در امور زندگی خود خسته و مستأصل هستند. مردم به دنبال کسی هستند که درباره تمام مشکلات آنها حرفهای قابل قبولی زده و راههای پیشرو را برای آنها ترسیم کند. اینکه وضعیت مصرف آب، برق، بنزین و از چند ماه دیگر گاز و دهها مورد دیگر به صورت مستقیم متوجه مردم باشد اما کسی در حوزه کاری خود پاسخگوی کارهای نکرده خود نباشد، امر شایستهای نیست. حتی باید گریزی به سالهای قبل نیز زد و سراغ مسئولانی رفت که در دورههای کاری خود از انجام برخی کارها طفره رفته یا صرف نظر کردهاند.
در شرایط فعلی که کشور در آن به سر میبرد، حتی مسئولانی که در دولتهای قبل هم سمتی داشتهاند باید با هدف اعتلای ایران و رفع بلاتکلیفی از زندگی مردم به میدان بیایند، نه اینکه حتی در چنین شرایطی هم به دنبال خواستههای گروههای سیاسی متبوع خود باشند.
۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۴
کد مطلب: ۲۴٬۷۲۹
نظر شما