آگاه: این قهرمانان، در برابر قساوت ماشین جنگی و تحریمهای ناجوانمردانه دارویی آمریکا و متحدانش، سینه سپر کردند تا نشان دهند فرهنگ ایستادگی، نه فقط با اسلحه، که گاه با یک تیغ جراحی و چمدان امدادی در دل ویرانهها معنا میشود؛ ستارگانی که با خون خود، خطوط روشن حیات را در تاریکترین روزهای تاریخ ترسیم کردند تا نبض زندگی یک ملت هرگز از تپش نیفتد.
در بازخوانی ادبیات پایداری و نمایشنامههای مبتنی بر تاریخ شفاهی، بیمارستان صحرایی تنها یک لوکیشن فیزیکی یا پسزمینه درام نیست؛ بلکه نقطه تلاقی مرگ و زندگی و خط مقدم رویارویی انسان با بیرحمی جنگ است. در این متون، پزشکان، پرستاران و امدادگران نه به عنوان شخصیتهای فرعی، که در قامت راویان اصیل «فرهنگ مقاومت» ظاهر میشوند. آنها سلاح گرم به دست نمیگیرند، اما با علم و اراده خود، به جنگ مستقیم با مرگ و تحریمهای بیرحمانه میروند. سیاستهای ضد بشری آمریکا و همپیمانانش در مسدود کردن مسیرهای ورود دارو و تجهیزات پزشکی، جبهه دومی را برای این قهرمانان گشود؛ جبههای که در آن، کشف فرمول یک داروی کمیاب یا بخیه زدن بر زخم یک رزمنده زیر نور منورها، همارز با فتح یک خاکریز در خط مقدم، نمادی از فرهنگ ایستادگی بود.
میراث هشت سال ایستادگی در جبههها
برای درک عمیق این مکتب، باید به سراغ تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی رفت؛ روزگاری که بیش از سه هزار نفر از نیروهای کادر درمان و افزون بر ۴۰۰ پزشک دوشادوش رزمندگان به شهادت رسیدند تا پایههای فرهنگ مقاومت در نظام سلامت کشور تثبیت شود. تجربه هشت سال دفاع مقدس نشان داد که حضور کادر درمان تنها به معنای اقدامات بالینی نیست، بلکه یک استراتژی کلان برای حفظ سلامت و روحیه ملی است. رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی، با اشاره به این دوران باشکوه میگوید: «مصداق تلاش گسترده مجموعه بهداشت و درمان کشور را در جنگ هشت ساله داشتیم که با وجود طولانی و فرسایشی بودن جنگ، هیچ اپیدمی گستردهای در کشور شکل نگرفت. در آن شرایط، احتمال بروز مشکلات متعدد در تامین آب سالم، غذا و سایر نیازهای اساسی مردم وجود داشت اما به واسطه تبلور فرهنگ ایستادگی در نیروهای بهداشتی و درمانی، سلامت مردم حفظ شد؛ در حالی که کمتر از این افراد تقدیر میشود.»
سرگذشت شهدای این دوران، مانیفست بینقص فرهنگ ایستادگی است: شهید محمدمهدی فقیهی، نخبه و داروساز اصفهانی، نماد بارز مبارزه با تحریمهای دارویی بود. او در اوج محدودیتها، فرمول داروهای نایاب را کشف کرد و پس از راهاندازی خط تولید، گمنامانه به جبههها رفت و در عملیات حاج عمران جاودانه شد.
شهید دکتر سهراب داداشنیا، برخاسته از روستایی محروم در مازندران که با نبوغ خود به رزیدنتی ارتوپدی رسید، کلاس درس را رها کرد تا در دی ۱۳۶۶ جانش را فدای عقیدهاش کند.
شهید مجید بقایی، دانشجوی مبارز بهبهانی که نبوغش او را به فرماندهی قوای یکم کربلا رساند.
شهید عبدالحمید قاضی میرسعید، دانشجوی پزشکی که در بهمن ۱۳۶۴، حین مداوای مجروحان در اورژانس خط مقدم پر کشید.
شهید اسماعیل هادیان، جوان دلاور کوهدشتی که با وجود مجروحیتهای متعدد، همزمان در جبهه، دانشگاه پزشکی و حوزه علمیه میدرخشید.
سردار شهید سیداحمد رحیمی، از فاتحان لانه جاسوسی که آرزو داشت گمنام بماند و در شرهانی آسمانی شد.
دکتر منوچهر دوایی، جراحی که تحصیلاتش در آمریکا را رها کرد و به جبهههای خوزستان شتافت تا در کنار امثال شهید چمران حماسه بیافریند.
و شهید دکتر حسین گرکانینژاد، نخستین پزشک شهید جمهوری اسلامی که در شهریور ۱۳۵۸ در مسیر خدمت به مردم کردستان ترور شد.
جنگ ۱۲ روزه؛ تبلور ایستادگی در شهر
تاریخ معاصر، بار دیگر عیار این فرهنگ را به آزمون گذاشت. در جنگ ۱۲ روزه، زمانی که خیابانهای شهر آماج حملات قرار گرفتند، کادر درمان سنگرها را رها نکردند تا ثابت کنند مقاومت یک انتخاب همیشگی است. بر اساس آمارها، در این ۱۲ روز، پنج پزشک نامآور به فیض شهادت نائل آمدند. محمد رئیسزاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، از همبستگی بیسابقه در این ایام روایت میکند؛ روزهایی که با وجود دورکاری ادارات، مرخصیهای کادر درمان لغو شد و اساتید و دستیاران داوطلبانه در مراکز درمانی ماندند.
در این میان، راویان تاریخ شفاهی داستانهایی را ثبت کردهاند که قلب هر انسانی را به درد میآورد. دکتر محمدحسین عزیزی، متخصص گوش، حلق و بینی، بر اثر انفجار در تجریش جان باخت. دکتر زهره رسولی، متخصص زنان و زایمان، همراه با همسر و نوزاد دوماههاش در خانه پدری به شهادت رسید و پیکر کوچک «رایان» در آغوش مادر به خاک سپرده شد؛ تصویری که به یکی از نمادهای دردناک اما جاودانه مقاومت معاصر بدل شده است. دکتر مرضیه عسگری، فوقتخصص نوزادان و دکتر مریم حجاریدوابسری (دندانپزشک) که همراه همسر دانشمندش هدف ترور قرار گرفتند، از دیگر افتخارات این صنف در مسیر ایستادگی هستند.
اما یکی از تکاندهندهترین وقایع جنگ ۱۲ روزه که اوج پایبندی به فرهنگ مقاومت را نشان میدهد، حمله به زندان اوین بود. بر اساس پروتکلهای بینالمللی، زندانها جزو اماکن ایمن محسوب میشوند. لاریپور در این باره میگوید: «یکی از پزشکان ما، دکتر داوود شیروانیبروجنی، متخصص بیماریهای عفونی، در درمانگاه زندان حضور داشت و حتی پس از موج نخست حملات، محل خدمت خود را ترک نکرد. او با ایستادگی بینظیر خود تا آخرین لحظه به زندانیان خدمترسانی کرد و در همان محل بر اثر حمله موشکی به شهادت رسید.»
کادر درمان در کانون آتش جنگ ۴۰روزه
با گذشت زمان و آغاز جنگ ۴۰ روزه، ابعاد کینهتوزی دشمن نسبت به نمادهای حیات و ایستادگی شدت گرفت. بمباران اهداف غیرنظامی، از جمله مدارس و بیمارستانها، نشاندهنده استیصال متجاوزان در برابر مقاومت مردم بود. در این جنگ، چندین بیمارستان در تهران و سایر شهرها و حتی مدرسهای در منطقه محروم میناب هدف قرار گرفتند؛ در حالی که هیچکس برای تفریح به بیمارستان نمیرود و حمله به پناهگاه دردمندان، نقض آشکار تمام کنوانسیونهای جهانی است. در پی شهادت جمعی از کادر سلامت در این جنگ، رئیس کل سازمان نظام پزشکی در پیامی تاریخی که به عنوان سندی معتبر در تاریخ شفاهی جنگ ثبت خواهد شد، بر تداوم فرهنگ مقاومت تاکید کرد:
«بسم رب الشهدا و الصدیقین. در حالی که بر اساس قوانین و مقررات بینالمللی مراکز درمانی و کادر سلامت و امداد و نجات در تمامی شرایط جنگی دارای مصونیت هستند، ولی حملات رذیلانه و متعدد دشمنان سفاک به بیش از ۲۰ بیمارستان و مرکز درمانی و اورژانس، تاکنون موجب شهادت مظلومانه جمعی از اعضای سازمان نظام پزشکی و کادر سلامت کشور شده است. اینجانب ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت ۱۳ تن از همکاران عزیزمان به خانوادههای معزز آنان... پیمان میبندیم که کمافیالسابق همدوش سایر مدافعان سرافراز میهن، شجاعانه در میدان خدمت و ایستادگی بمانیم.»
فهرست نامهای اعلامشده در این پیام، جغرافیای پهناوری از فرهنگ ایستادگی را به تصویر میکشد:
پزشکان، شهید دکتر علی آریا (دستیار سال سوم ارتوپدی، بیمارستان سینا تهران)، شهید دکتر محمدرضا عباسی (مهران) و شهیده دکتر مائده دهاقین (دکترای داروسازی، تهران).
شهدای اورژانس: شهید علی عبداللهی (تهران)، شهید هوشنگ ترکعلیا (شیراز) و شهید سجاد چرخنده (شیراز).
پرستاران و پیراپزشکان: شهیده عاطفه بهرامی (خمین)، شهیده راضیه عابدی (خمینیشهر)، شهید رامین جعفری (تهران)، شهیده رباب دهدشتی (رادیولوژی، لامرد)، شهید حسن محمدی (مرکز بهداشت، شیراز).
اما در میان شهدای جنگ ۴۰ روزه، روایتی وجود دارد که تجلی مظلومیت در مسیر ایستادگی است. سخنگوی سازمان نظام پزشکی از آن به عنوان «مظلومترین پزشک شهید» یاد میکند. شهید دکتر محمد مهرابی و شهید دکتر عبدالله اصلعلوان، از شهدای ارتش بودند که در حادثه ناو دنا به شهادت رسیدند. دکتر مهرابی، پزشکی ۲۶ ساله بود که کمتر از یک سال از فارغالتحصیلیاش میگذشت. او در ناو آموزشی دنا که سفیر صلح بود، در فاصلهای حدود دو هزار کیلومتری از سواحل ایران هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. هیچ منطق نظامی نمیتواند حمله به یک شناور آموزشی را توجیه کند، اما خون این شهیدان ثابت کرد که دامنه فرهنگ مقاومت تا اعماق اقیانوسها نیز امتداد دارد.
در مجموع دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، نزدیک به ۲۷ نفر از کادر بهداشت و درمان به شهادت رسیدند تا به جهانیان نشان دهند در خط مقدم دفاع از جان انسانها، فرقی میان خاکریزهای خوزستان، خیابانهای تهران یا عرشه یک ناو در میان آبهای آزاد نیست؛ اصل، همان فرهنگ ایستادگی است.
پیوند مقاومت؛ از تهران تا غزه
فرهنگ مقاومت، مرز جغرافیایی نمیشناسد. آنچه امروز بر سر کادر درمان میآید، در منطقهای وسیعتر از سوی رژیم صهیونیستی و با حمایت همان قدرتهایی تکرار میشود که سالهاست ایران را تحت تحریمهای دارویی قرار دادهاند. در غزه، آمارها نشان میدهد که بیش از ۲۲۳ نفر از کادر درمان توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدهاند. چهرههایی چون دکتر عمر فروانه، رئیس سابق دانشکده پزشکی دانشگاه غزه و دکتر همام اللوح، تنها جراح پیوند کلیه در غزه، با ماندن در بیمارستانهای ویرانشده الشفا و العوده، به جهان ثابت کردند که پزشک تربیتیافته در مکتب مقاومت، تا آخرین قطره خون به سوگند خود وفادار است. جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، نقاب از چهره کریه کسانی برداشت که با شعار حقوق بشر، بیمارستانها را به سیبل موشکهای خود تبدیل میکنند، اما در برابر اراده و ایستادگی کادر درمان عاجز ماندهاند.
لبه جلویی نبرد و عقبه مستحکم ایستادگی
در ادبیات نظامی جنگها، اصطلاحی به نام «لجمه» (لبه جلویی منطقه نبرد) وجود دارد. وظیفه نیروهای این خط، تک، پاتک و عملیات است. اما موفقیت لجمه، در گرو پشتیبانی قدرتمند است. رضا لاریپور تاکید میکند که رزمندهای که به خط مقدم میرود، تنها زمانی با آرامش میجنگد که اطمینان داشته باشد در صورت جراحت، بیمارستانهای صحرایی و تیمهای پزشکی آماده درمان او هستند. بدون این پشتوانه درمانی، حضور در میدان نبرد از نظر روانی بسیار دشوار است.
این اقتدار درمانی امروز در نقطهای ایستاده است که مایه مباهات و ثمره مستقیم فرهنگ مقاومت است. در سالهای ابتدایی پس از انقلاب اسلامی، ایران ناچار بود برای تامین نیازهای اولیه خود از پزشکان هندی و بنگلادشی استفاده کند. اما امروز، به برکت خون همان شهدای دانشگاهی و ایستادگی بیوقفه کادر درمان، ایران به خوداتکایی کامل رسیده و پزشکان ایرانی به عنوان نمادهای پیشرفت در جهان شناخته میشوند. حفظ این سرمایه عظیم انسانی، که با وجود فرسودگیهای ناشی از بحرانهای متوالی همچنان پای کار ایستاده است، یک رسالت ملی است.
موکبهای مهربانی؛ امتداد یک راه سرخ
پزشکی در این بوم و بر، تنها به نسخهنویسی در مطبهای لوکس خلاصه نمیشود. این صنف، دهههاست که بخشی از توان خود را وقف محرومان کرده و این خود، جلوهای مدرن از فرهنگ مقاومت در برابر فقر و محرومیت است. از گروههای جهادی که در دورافتادهترین روستاها خدمات دندانپزشکی و جراحی ارائه میدهند، تا برپایی موکبهای سلامت در خیابانها؛ همه و همه نشان از پویایی این فرهنگ دارد. در هفتههای اخیر و در دل بحرانها، سازمانهای نظام پزشکی، پرستاری و روانشناسی در کنار بسیج جامعه پزشکی، موکبهایی برپا کردند تا متخصصان اطفال، زنان و جراحان، رایگان به درمان مردم بپردازند. این حضور میدانی، علاوه بر درمان جسم، مرهمی بر روان جامعه است تا مردم بدانند در سختترین روزها، فرهنگ ایستادگی پشتیبان آنهاست.
تاریخ شفاهی ایران، مشحون از نامهای بزرگی است که روپوش سفیدشان، کفن افتخارشان شد و مکتبی را بنا نهادند که امروز آن را به نام «فرهنگ ایستادگی» میشناسیم. از بیمارستانهای صحرایی که زیر آتش کاتیوشا میلرزیدند تا مطبهای بتنی که با موشکهای مدرن ویران شدند، صدای واحدی به گوش میرسد: «ما برای جان بخشیدن آمدهایم، حتی اگر به قیمت جانمان تمام شود.» کادر درمان ایران در جنگهای اخیر نشان دادند که نه تحریمهای غرب و نه موشکهای دشمن، نمیتواند شریان حیاتی مقاومت این کشور را قطع کند. آنها کلمات زندهای هستند که در متن خشن و خونین جنگ، لطیفترین شعر انسانیت را سرودند؛ خطشکنانی که یاد و نامشان در قلب تاریخ این مرز و بوم، تا ابد خواهد تپید.
نظر شما